تحقیق رایگان با موضوع تعلیم و تربیت اسلامی و تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه
اصل : باید در متربی ملکات نفسانی متعالی ایجاد شود .
گزاره ی واقع نگر روشی : تکرار عمل سبب تحکیم اثر عمل بر نفس و تشکیل ملکه می شود
روش : تکرار عمل متعالی
تکرار یک عمل خاص ، موجب پیدایش تدریجی ملکه ی نفسانی در انسان می شود (طباطبایی ، 1374 ، ج1 ) .این روش ، ناظر به اثر ردپایی عمل است (باقری ، 1382،)بدین معنی که انجام یک عمل بخاطر تحکیم و تثبیت مبادی زیر ساز آن با تدریج موجب جهت گیری دائمی این مبادی و شکلگیری ملکه نفسانی می شود .با دقت در برخی اعمال عبادی همچون نماز و روزه مشاهده می شود که آنها نیز در بر دارنده ی همین روش تربیتی هستند . بنا براین ، هر عملی که جهت تعالی معنوی متربی سود مند است باید به طور مکرر انجام گیرد .
بنا بر این برابر آنچه که در بیان مفهوم تربیت معنوی گفنه شده است ، یک جنبه از تربیت معنوی ، تفصیل بخشیدن به معرفت و شناخت ربوبی است که بطور اجمالی در نهاد انسان وجود دارد .
علامه طباطبایی وجود هدف را در تمامی فعالیت های فردی و اجتماعی و اتخاذ روش های مناسب با آن اهداف را در جهت نیل به اهداف ضروری می داند . تعلیم و تربیت که یکی از فعالیت های فردی و اجتماعی است، به اهداف و تعیین روش های مناسب برای نیل به آنها نیاز دارد . علامه معتقد است انسان در فعالیت های فردی و اجتماعی خود از داشتن هدف گریزی ندارد و هرگز از تعقیب هدف خود از راه مناسب و به کار بستن مقرراتی که برنامه ی کار است، بی نیاز نیست؛ تربیت ضروری می نمایند.
با توجه به آنچه گفته شد، هدف های تربیت را از منظر علامه طباطبایی می توان به این شرح طبقه بندی کرد: الف. هدف غایی ب. اهداف واسطی.
الف. هدف غایی،
علامه طباطبایی هدف غایی تعلیم و تربیت را رسیدن انسان به توحید، در مرحله ی اعتقاد و عمل می داند. کمال انسانیت و هدف نهایی زندگی انسان، از دیدگاه علامه در این است که انسان به وجود آفریننده ی آسمان ها، زمین و کل پدیده های عالم اعتقاد داشته باشد؛ آن گاه، در مرحله ی عمل، هر عملی که انجام می دهد، حاکی از بندگی او از نظر اسلام، به خداوند تبارک و تعالی است . علامه در این مورد چنین می گوید هیچ هدفی برای آفرینش انسان و زندگی او نیست ، جز ایمان و توحید خداوند متعال در مرحله ی اعتقاد و عمل؛ یعنی اسلام کمال انسانیت و هدف نهایی زندگی انسا ن را در اعتقاد به خدایی می داند که همه ی پدیده ها و موجودات را آفریده و بازگشت همه به سوی اوست . پس از تحصیل چنین ایمان و اعتقادی، همه ی اعمالش حاکی از بندگی او به خداوند متعال است؛ در این صورت، توحید در ظاهر و باطنش رسوخ کرده، خلوص در عبودیتش در گفتار و کر دارش ظاهر می گردد .( طباطبایی،۱۳۶۳ ، ص ۴۰۷)
هدف از فرایند آموزش، تنها انتقال دانش نیست، بلکه باید مهارت های سه گانه گرایش به معنویت (معنویت خواهی)، کسب معنویت (معنویت یابی) و تقویت معنویت (معنویت افزایی) با بهره گیری از منابع علمی، روان شناختی و دینی آموزش داده شود.(نجفی ، کشانی ،1392)روح آموزش و تدریس بر عدم تفکیک بین امور مادی و غیرمادی، امور دنیوی و اخروی و معرفت اجتماعی مبتنی است. امور غیرمادی و معنوی دارای رویکرد موضوعی است و اصیل شمرده می شود؛ اما امور مادی و دنیوی جنبه طریقی دارد و به مثابه یک امر فرعی و تبعی تلقی می گردد (طباطبایی، 1366).
از آنجا که رسالت عمده ی تعلیم و تربیت اسلامی تأمین و محقق ساختن هدف آفرینش انسان است، رسیدن به توحید و اعتقاد و عمل هدف اساسی و غایی تعلیم و تربیت در اسلام است . نظام تربیتی باید همه ی تلاش و همت خویش را در رساندن انسان به توحید در مرحله ی اعتقاد و عمل به کار گیرد و انسان هایی را تربیت نماید که توحید در ظاهر و باطنشان رسوخ کرده باشد و تمامی اعمال و رفتارشان بیانگر عبودیت خداوند متعال باشد.
ب. اهداف واسطی
اهداف واسطی تربیت اسلامی را از دیدگاه علامه طباطبایی می توان در چند هدف مطرح کرد:اهداف اعتقادی ،اهداف اخلاقی،اهداف نظامی ،فرهنگی و اجتماعی(صالحی,یار احمدی،1387،ص 37-38)
تربیت معنوی یکی از مبانی فلسفۀ عرفان ایرانی – اسلامی می باشدکه به عقیده صوفیان ایرانی تربیت معنوی در تصوف بر سه گونه است :
علم الیقین 2- عین الیقین 3- حق الیقین (جوادی آملی،1377)
در حالت اول آدمی با استدلالهای عقلی دلیلی را استنباط می کند ، در حالت دوم آدمی از خود بیخود گشته یک راز معنوی را مشاهده میکند و در حالت سوم به حقیقت میرسد و آن را به عینه می بیند.
و همچنین از نظر تصوف ایرانی – اسلامی مراحل تربیت معنوی بشرح زیر نامگذاری شده است :
شریعت ،طریقت ،معرفت،حقیقت
یکی حقیقت اشیاء که آن ماهیات موجودات است و دیگر معرفت به صفات و عظمت و جلال حق تعالی و مشاهد تصرف او در عالم کون.وسیلۀ رسیدن به حقایق اشیاء علم است ، اما معرفت و شناسائی به حقیقت وقتی دست می دهد که بنده در محل وصل متوقف گردد. یعنی سالک پس از طی تمام مراحل طریقت و رسیدن به مقام فناء فی الله ( محو در خدا ) و مرتبۀ بقاء الله ( جاویدانی در خدا ) به این معرفت نایل می آید و آن مقامی است که همه چیز بر او آشکار میشود و ظواهر و بواطن از او غایب نمی گردد و به مقام انسان کبیر و کامل آزاد میرسد . پس حقیقت ، شناسائی حق است بالمشاهده و بالعیان ، و حقیقت ، آخرین حدی است که صوفی باید بدان برسد و آخرین منزل ( وادی ) مقصود و نهایت مقامی است که تصوف به آن منتهی میشود و به درجۀ رفیع « عرفان » میرسد و پویندۀ این راه را عارف گویند. (طباطبایی، ۱۳۷۲،ص200)
طباطبایی بر این باور است که هدف اصلی دین، تلاش و توجه انسان به خداوند است و این هدف تنها با شکل گیری ملکات و حالت های مناسب نفس تحقق می یابد. وی باور دارد آنچه که مانع معرفت به خداوند است، جهل نیست بلکه غفلت است، غفلت هم بر اثر مشغولیت دل به غیر از خدا ناشی می شود (طباطبایی، ۱۳۷۲) و خداوند برهیچ کس دو دل قرار نداده ، دل مرکز عشق است و راه دستیابی به دل تصفیه ی آن است و تصفیه صورت نمی گیرد مگر این که فرد بتواند نفس و امیال خود را کنترل کند و تا فرد نتواند این احساسات و عواطف را بشناسد، نمی تواند آن ها را کنترل کند. بنابراین، برای تصفیه و کنترل نیاز به تربیت اخلاقی است و برای شناخت و آگاهی از حالت های درونی نیاز به تربیت معنوی است و همه ی این ها برای رسیدن به تربیت دینی است که اختصاص دل و مرکز عشق به خداوند است.
از منظر علامه ،کمال به معنی حصول چیزی که رافع قوه ونقص است و در فلسفه، کمال اول و کمال ثانی، در دو مورد استعمال می شود: