تحقیق درباره تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان و روش های علم مدیریت فازی

دانلود پایان نامه

2-2-1 مقدمه
مسائل دنیای واقعی معمولا ساختار پیچیده ای دارند که به دلیل وجود ابهام و عدم قطعیت در تعریف و درک آن ها است. از زمانی که انسان توانسته است فکر کند همواره با ابهام در مسائل مختلف اجتماعی، تکنیکی و اقتصادی مواجه بوده است (شوندی،1385).
نظریه فازی نظریه ای است برای اقدام در شرایط عدم اطمینان. این نظریه قادر است بسیاری از مفاهیم، متغیرها و سیستم هایی را که نادقیق و مبهم هستند، چنانچه در عالم واقع در اکثر موارد چنین است، به شکل ریاضی درآورد و زمینه را برای استدلال، استنتاج، کنترل و تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان فراهم آورد (مومنی،1385).
با استفاده از علم مدیریت فازی، روش های علم مدیریت کلاسیک در محیط فازی به کار گرفته می شوند و می توان آن را در وظایف متعدد مدیریتی از جمله تصمیم گیری، سیاست گذاری و برنامه ریزی مورد استفاده قرار داد. علم مدیریت فازی می تواند مدل هایی را طراحی کند که نظیر انسان از توانایی پردازش اطلاعات کیفی به صورت هوشمند برخوردار باشد. بنابراین علم مدیریت فازی ضمن ایجاد انعطاف در مدل، داده هایی نظیر دانش، تجربه و قضاوت انسانی را در مدل وارد کرده و پاسخ هایی کاملا کاربردی ارائه می دهد (آذر و فرجی،1389).
2-2-2 سیر تطور
ابهام و عدم قطعیت قدمتی به اندازه شروع اندیشیدن انسان دارد. حتی بودا در هند پنج قرن قبل از میلاد مسیح و تقریبا دو قرن قبل از ارسطو اعتقادی به نظام دو ارزشی سیاه و سفید که بعدها به منطق ارسطویی معروف شد، نداشت و برخلاف منطق ارسطویی که یا A داریم یا نقیض A در منطق بودا هم A داشتیم و هم نقیض A (مومنی،1385).
ولی دو حادثه در اوایل قرن بیستم منجر به شکل گیری منطق فازی یا منطق مبهم شد. اولین حادثه پارادوکس های مطرح شده توسط برتراندراسل در ارتباط با منطق ارسطویی بود. برتراندراسل با زیر سوال بردن منطق ارسطویی بنیادهای منطقی برای منطق فازی را بنا نهاد اما هرگز موضوع را تعقیب نکرد.
دومین حادثه کشف اصل “عدم قطعیت” توسط هایزنبرگ در فیزیک کوانتوم بود. اصل عدم قطعیت کوانتومی هایزنبرگ به باور کورکورانهی ما به قطعیت در علوم و حقایق علمی خاتمه داد و یا حداقل آن را دچار تزلزل ساخت. هایزنبرگ نشان داد که حتی اتم های مغز نیز نامطمئن هستند. حتی با اطلاعات کامل نمی توانید چیزی بگویید که صد در صد مطمئن باشید. وی نشان داد که حتی در فیزیک، حقیقت گزاره ها تابع درجات است.
منطق فازی عبارتست از “استدلال با مجموعه فازی”. مجموعه های فازی توسط ماکس بلک و لطفی زاده ارائه گردید. ابتدا در سال 1937 ماکس بلک – فیلسوف کوانتوم – مقاله ای راجع به آنالیز منطق به نام “ابهام” را در مجله علم منتشر کرد. البته جهان علم و فلسفه مقاله بلک را نادیده گرفت. سپس لطفی زاده در سال 1965 مقاله “مجموعه های فازی” را در مجله اطلاعات و کنترل منتشر ساخت. در این مقاله لطفی زاده چیزی که برتراندراسل، جان لوکاسیه ویچ، ماکس بلک و دیگران آن را ابهام یا چند ارزشی نامیده بودند، “فازی” نامید. مجموعه های فازی با مثال مجموعه قد انسان، آغاز به کار کرد. این مورد، اولین مجموعه فازی معرفی شده توسط لطفی زاده بود. وی مفهوم بلندی قد انسان را با منحنی متناسب آن بیان کرد.

مطلب مرتبط :   مقاله با موضوع آموزش مهارت های اجتماعی و فعالیت های فوق برنامه

نمودار 2-2 مجموعه فازی بیانگر بلندی قد انسان
لطفی زاده این مجموعه فازی را “منحنی عضویت” نامید. این منحنی درست همانند منحنی ارائه شده توسط ماکس بلک عمل می کند. این منحنی برای هر اندازه قد، درجه عضویتی را ارائه می دهد. هر انسانی تا حدودی بلند است و تا حدودی نیز بلند نیست. بنابراین منحنی “بلند نبودن” عکس منحنی “بلند بودن” است و این دو منحنی یکدیگر را در نقطه میانی با درجه عضویت 5/0(جایی که A و نقیض A با هم برابرند) قطع می کنند. لطفی زاده درصدد بود تا نشان دهد چطور مجموعه های فازی، محاسبات لفظی را می توانند انجام دهند (آذر و فرجی،1389).
2-2-3 روش های علم مدیریت فازی
روش های علم مدیریت کلاسیک برگرفته از ریاضیات قطعی و منطق دو ارزشی و چند ارزشی است که خواهان داده های دقیق و کمی هستند. در این روش داده های مبهم و بیان احساسات آدمی (متغیرهای زبانی) جایی در مدل ریاضی ندارند که این امر نیز به نوبه خود موجب عدم انعطاف پذیری و عدم دقت در مدل های ریاضی می شود. امروزه علم مدیریت فازی با استفاده از تئوری سیستم های فازی می تواند رویکردی نوین برای حل مشکل و پاسخ به ابهامات مطرح شده در سیستم های مدیریتی باشد. تئوری سیستم های فازی با بکارگیری تئوری منطق فازی و اندازه های فازی می تواند پارامترهایی از قبیل دانش، تجربه، قضاوت و تصمیم گیری انسان را وارد مدل نموده، ضمن ایجاد انعطاف پذیری در مدل، تصویری خاکستری از جهان خاکستری ارائه دهد. روشن است که نتایج چنین مدل هایی به دلیل لحاظ کردن شرایط واقعی در مدل دقیق تر و کاربردی تر خواهد بود (آذر و فرجی،1389).
با بکارگیری تئوری سیستم های فازی، روش های علم مدیریت کلاسیک به محیط فازی گسترش می یابد و می توان از آن در سیستم های متعدد مدیریتی از جمله تصمیم گیری، سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدلسازی استفاده کرد. بدین ترتیب سیستم های مدیریت انعطاف بیشتری پیدا می کنند و اداره سازمان های بزرگ و پیچیده در محیط های متغیر امکان پذیر می شود. روش های علم مدیریت فازی مطابق با سیستم های متعدد مدیریت در جدول (2-3) نشان داده شده است (آذر و فرجی،1389).
جدول 2-4 روش های علم مدیریت فازی
روش
عملیات
پایگاه داده فازی، پایگاه دانش فازی
گردآوری داده و تجربه
مدلهای ساختاری فازی
مدلهای رگرسیون فازی
روش پردازش گروه داده ها به صورت فازی (GMDH)
ایجاد مدل