تحریف، ، بخاری، وهابیت

همچنین نخست‌وزیر عراق نوری مالکی ضمن دفاع از راهبرد و استراتژی دولت خود در مقابله با تروریسم متعهد شد که القاعده را که همواره مراکز دولتی به ویژه مراکز وابسته به ارتش و پلیس مورد هدف حمله قرار می‌دهد، ریشه‌کن کند، وی در ادامه افزود: جنگ علیه تندروها و تروریست‌ها در عراق بخشی از جنگ و مبارزه بزرگتری است که از جنگ داخلی سوریه ناشی می‌شود؛ این جنگ داخلی خطری برای خاورمیانه و تمامی جهان است.234
این جنایات و خشونت‌ها که از گذشته تا حال در روح وهابیت دمیده شده در جوهر تعلیمات آن‌ها و برداشت غلطی است که از کفر و ایمان و توحید و شرک دارند و به آسانی هرکس را متهم به شرک می‌کنند و به دنبال آن اباحه‌ی دماء و اموال است. از همه جالب‌تر و وحشتناک‌تر این وهابیت حتی به هم وطنان وهابی خود نیز رحم نکرده و دامنه‌ی خشونت را به آن‌جا نیز کشاندند و با انفجارهای متعدد در ریاض و جدّه و بعضی مناطق دیگر گروهی از شهروندان خود را به خاک و خون کشاندند. البته ریشه این خشونت‌ها به عملکرد رهبران وهابیت نیز باز می‌گردد. در جایی که محمد بن عبدالوهاب می‌گوید: تمام کسانی را که از پیامبر تقاضای شفاعت کنند مشرک و کافر می‌داند و جان و مال و ناموس آن‌ها را مباح می‌شمرد. در پایان باید گفت در طول تاریخ کمتر کسی به اندازه‌ی وهابی‌های متعصب به اسلام ضربه زده است، اسلام که دین رأفت و رحمت بود و به تصریح هرکاری نام الرحمن و الرحیم که بیانگر رحمت عام و خاص خداست شروع شود. اسلامی که می‌گوید حتی مشرکان اگر برای تحقیق نزد شما آمدند آن‌ها را پناه دهید تا آیات قرآن را بشنوند سپس آن‌ها را سالم به وطن خودشان برسانید.235 آری اسلام لطیف، زیبا و پر از محبت را آنچنان خشن نسان دادند که دوست و دشمن را از آن بیزار نموند.
3. تحریف منابع علمی
تحریف منابع علمی از یکی پیامدهای علمی تفکرات وهابیت می‌باشد. شاید سؤال شود چه رابطه‌ای بین تفکرات وهابیت و تحریف منابع علمی وجود دارد؟ در پاسخ باید گفته شود. براساس نوع تفکرات وهابیت که سبب ایجاد نوعی لجاجت در پذیرش حقائق دینی از طرف علمای آن‌ها می‌شود که همین عمل سبب ایجاد واکنش‌های جاهلانه‌ای گردیده که یکی از این واکنش‌ها دست بردن در منابع دینی مورد وثوقشان می‌باشد.
برای نمونه در کتاب صحیح بخاری که در میان اهل سنت جایگاه بس بلندی دارد و از نگاه آنان بعد از قرآن اثری همتای این کتاب وجود ندارد. و از آن‌جا که تمام روایات این کتاب به باور اهل سنت صحیح است، و آن را بدین سبب صحیح می‌گویند و در سند هیچ یک از روایات آن اشکالی وارد نمی‌کنند.
و خود بخاری نیز مدعی است احادیث این کتاب را به مدت شانزده سال از میان 000/900 هزار حدیث برگزیده است. که سبب شده برخی از علمای اهل سنت این کتاب را «اصح اکتب» بعد از قرآن می‌دانند و به آن معترف‌اند236. و حتی برخی نیز کتاب بخاری را وسیله‌ای برای جلب برکات آسمان و دفع امراضی همانند طاعون و باعث جلوگیری از خطر غرق شدن کشتی می‌دانند237. و حتی پا را از این فراتر قرار داده‌اند و گفته‌اند که صحت کتاب بخاری به امضای پیامبر اسلام رسیده است! ابوزید مروزی گفته: «سمعت خالدین عبدالله المروزی یقول: سمعت أبا سهل محمد بن احمد المروزی یقول: سمعت أبا زید المروزی یقول: کنت نائماً بین الرکن و المقام فرأیت النبی فی المنام فقال لی: یا ابازید إلی متی تدرس کتاب الشافعی و لا تدرس کتابی؟ فقلت: یا رسول الله و ما کتابک؟ قال: جامع محمد بن إسماعیل»238
البته بیان چنین مطالبی سبب توثیق این کتاب نزد علمای شیعه نمی‌شود؛ وجود روایات ضعیف، معارض با قرآن، روایات تشبیه و تجسیم، و… همگی باعث ضعیف شدن این کتاب در بین کتب روائی نزد شیعیان می‌باشد. با این حال اگر مطلبی در تضاد با باورهای وهابیت در آن دیده شود، آن را حذف و تحریف می‌کنند. اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، علمای اهل سنت در آینده نه چندان دور، شاهد صحیح بخاری دیگری در بازار کتاب خواهند شد که هیچ تناسبی با صحیح بخاری اصلی ندارد. در این اثر با ارزش از نگاه اهل سنت، حذف‌ها و تحریفات زیادی صورت گرفته که پرداختن به همه آن‌ها از توان این تحقیق خارج است ولیکن در ادامه بحث به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌گردد. اما در ابتدا باید پیشینه تحریف را که به یهودیان باز می‌گردد را بیان نماییم. قوم یهود قهرمان تحریف در طول تاریخ می‌باشند و از گذشته تاکنون، تمایل شدید به وارونه جلوه دادن حقائق داشته‌اند. از این رو به کارهایی پرداخته‌اند که بتوان با آن‌ها، حقایق را تحریف کرد و مطالب را واژگون جلوه داد. یهودیان که هیچ پروایی از تحریف مطالب ندارند، این رسم و عادت دیرینه آنان است، در معارف دینی هر لحظه به سوی سخن و عملی منحرف می‌شوند که با منافعشان سازگارتر باشد.239
در قرآن کریم این صفت یهودیان، به صورت یک ویژگی نژادی شناخته شده، معرفی می‌گردد.. (أَفَتَطْمَعُونَ أَن یؤْمِنُواْ لَکمْ وَقَدْ کانَ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یسْمَعُونَ کلاَمَ اللّهِ ثُمَّ یحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یعْلَمُونَ)240.
آیا انتظار دارید به (آیین) شما ایمان بیاورند با این‌که عده‌ای از آنان، سخنان خدا را می‌شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می‌کردند؛ در حالی که علم و اطلاع داشتند.
یهودیان کسانی هستند که همواره در این اعتقاد بودند که موسی سخن خدا را می‌شنود و وقتی به میان قومشان بر می‌گشتند آن را زیر و رو می‌کردند. این تحریف، نه به دلیل اشتباه نا آگاهانه در فهم کلام بود، بلکه خوب می‌فهمیدند، ولی حرف‌ها را به گونه‌ای دیگر برای مردم بیان می‌کردند. نخستین بار احبار و رهبان مسیحی و یهودی متون را با اهداف خاص تحریف کردند، آنان با کتمان و تحریف تورات و انجیل مردم را از حقیقت و دریافت‌ حقایق موجود در این دو کتاب باز داشتند و برای حفظ مقام خود، نگذاشتند اسلام و رسالت رسول خاتم که به خوبی در این دو کتاب بیان شده بود به مردم برسد. از این رو، بیش‌ترین لعن خداوند و لعن هر لعنت‌ کننده‌ای متوجه آنان است: «أَفَتَطْمَعُونَ أَن یؤْمِنُواْ لَکمْ وَقَدْ کانَ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یسْمَعُونَ کلاَمَ اللّهِ ثُمَّ یحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یعْلَمُونَ)241
پس از آن بنی امیه تلاش کردند که به هر شکل حقایق و واقعیت‌ها را بپوشانند. آنان سخنان رسول اکرم را دگرگون ساختند و به نفع خودشان توجیه کردند. علیه اهل بیت تبلیغات گسترده‌ای انجام دادند فرقه‌های منحرف را به نام اسلام و در تضاد با اسلام به وجود آوردند و به تعصبات قومی و امتیازات نژادی و افتخارات طایفه‌ای دامن زدند. جاحظ امویان را کسانی می‌داند که آشکارا در تاریخ اسلام و آداب و رسوم دینی، بدعت به وجود آوردند و سعی کردند از شاهان و روم شرقی پیروی کنند242. لذا بی جهت نیست که وهابیت دست به تحریف متون اسلامی زده و بی محابا هر آنچه را که مخالف با پندارهای آنان است حذف و تحریف می‌کنند؛ زیرا برخی نسب محمد بن عبدالوهاب، رهبر وهابیت را از خانواده‌های یهودی دانسته‌اند نام جد پدری او شولمان است که خربزه فروش بود و چون برای او ثمره‌ای نداشت، به تجارت دین پرداخت. نام خود را به سلیمان تغییر داد و سرانجام به نجد آمد و در شهر عینیه ساکن شد و خود را از نسل ربیعه معرفی کرد و بعد از سال‌ها، محمدبن عبدالوهاب در شهر عینیه به دنیا آمد. اولین کسی که به یهودی بودن نسب محمدبن عبدالوهاب اشاره کرده است، شاعری به نام حمیدان الشویعر (م. 118هـ.ق.) است که هم عصر عبدالوهاب و محمد بن سعود بود و به دست آن‌ها مسموم شد.243
لذا این حرکات خبیثانه و ناعادلانه برگرفته از تعالیم یهود و نصاری و پس از سال‌ها در فرقه‌ای به نام اسلام (وهابیت) ظهور می‌نماید‌ و دست به تحریف متون دینی می‌نماید.
چند نمونه از تحریفات وهابیت
1- صحیح بخاری
الف- در کتاب صحیح بخاری (چاپ دالفکر، بیروت) بخاری حدیثی را درباره متعه آورده است. او چنین نقل می‌کند:
«عَن عمران بن حصین قالک نزلت آیه المتعه فی کتاب الله ففعلناها مع رسول الله و لم ینزل قرآن یحرمه و لم ینه عنها حتی مات: قال رجل برأیه ما شاء قال محمد: یقال انه عمر»
عمران بن حصین می‌گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما این کار با رسول خدا انجام دادیم و آیه‌ای در تحریم آن نازل شد و تا وقتی که نبی اکرم از دنیا رفت، آن را منع نکردند. بعد مردی آمد و به رأی خودش عمل کرد. محمد گفت: می‌گویند: او عمر بود.
آنجا که می‌گوید: «قال رجل برأیه ما شاء» منظورش این است که مردی آن را (متعمداً) تحریم کرد. جایی که می‌گوید: «قال یقال إنه عمر» مقصود از «محمد» محمدبن اسماعیل بخاری صاحب کتاب صحیح بخاری است.
در چاپ بعدی (دار إحیاء التراث العربی، بیروت؛ دارالکتب العلمیه، بیروت دارالمعرفه، بیروت) جمله «قال محمد یقال إنه عمر» را حذف کرده‌اند و عبارت تحریف شده، چنین است: «عن عمران بن حصین قال: نزلت آیه المتعه فی کتاب الله ففعلناها مع رسول الله و لم ینزل قرآن یحرمه و لم ینه عنها

مطلب مرتبط :   محتوا، پیگیری، کودک، قالب‌ها