تأویل، ناصرخسرو، قرآن،

دانلود پایان نامه
بر عهدۀ وصی و امام اوست. » 417
وی در کتاب وجه دین در مورد شرایط امام می گوید:
«امام آن است که فرزند او امام باشد و نسل او بریده نشود و هرکه دعوی امامت کند و نسل او بریده شود دروغ زن است. » 418
او چنان بر ارثی بودن امر امامت اصرار دارد که می گوید: اگر کسی امامت را ارثی نداند، از جرگۀ مسلمانان خارج است. از این روست که ناصرخسرو در دیوان خود این جانشینی پیامبر و وصی او را به عنوان آل نبی و فرزند زهرا و اولاد فاطمه و امام و امام زمان نام می برد و منظور وی از این عناوین کسی جز خلیفۀ فاطمی نیست. 419
با مطالعۀ آثار ناصرخسرو درمی یابیم که روشن ترین مقصد دینی و سیاسی وی که در تمام آثارش محور اندیشۀ او قرار گرفته همین مسئلۀ امامت و جانشینی پیامبر بوده است، چرا که کار تأویل قرآن و شریعت بعد از وصی، وظیفۀ امام است که از نظر ناصرخسرو همان خلیفۀ فاطمی مصر بوده است.
مــــر نهفته دختر تنزیل را معنــــی و تأویل حیدر زیور است
مشــکل تنزیل بی تأویل او بـــر گلوی دشمن دین خنجر است
ای گـشایندۀ در خیبر قران بی گشایش های خوبت خیبر است420
ناصرخسرو در غیاب پیامبر(ص) و علی(ع) که از ایشان به آفتاب و ماه تعبیر کرده است، امر تأویل قرآن و امور دینی را وظیفۀ داعیان آیین اسماعیلی می داند که از آنان در مقابل پیامبر(ص) و حضرت علی (ع) به ستاره تعبیر می کند:
«و اندر عالم دین پنج ستاره مدبّرانند کارکنان زیر دست این ماه و آفتاب که نور ایشان همه از آفتاب عالم دین است – علیه السلام – اعنی امام و باب و حجت و داعی و مأذون. » 421
خلفای فاطمی مدعی بودند که هم از جهت نسبی و هم از جهت معنوی، از اخلاف و ذریۀ حضرت محمد (ص) هستند. این خلفای اسماعیلی که بر دو اقلیم دین و سیاست، همچون خود حضرت محمد (ص) حکم می راندند، در نظر پیروانشان فرمانروای زمینی همۀ امور دنیوی و روحانی بودند. خلیفه همچنین برترین امام و بالاترین امیر مؤمنان بود. ناصرخسرو صفحات بسیاری از دیوان خویش را وقف ستایش امامان اسماعیلی، بویژه المستنصر بالله، هشتمین خلیفۀ فاطمی، کرده است.
فرزند نبی جای جد خویش گرفتست وز فخــــر رسانیده ســـــر تاج به کیوان
آنست گزیده که خدایش بــــگزیند بیهوده چه گویی سخن بی سر و سامان؟
آنجا که به فرمـــانش پیمبر بنشستی فرزند وی امروز نشسته ست به فرمان422
این ابیات نه تنها ستایش یک سلطان است بلکه بیان یکی از عقاید اصلی در کلام و الهیات اسماعیلی نیز هست. زیرا بنا بر عقیدۀ شیعیان، خلیفه، یعنی جانشین بر حق حضرت محمد(ص)، علی(ع) است که به فرمان خداوند به این مقام منصوب شده بود. این خدای تعالی بود که به حضرت محمد (ص) فرمان داد تا علی (ع) را، که اولین امام شیعیان است، به جانشینی خود برگزیند. 423

در نزد ناصرخسرو، وارثان و پاسداران شهر علم اهل بیت پیامبرند، خاصه آنان که از نسل فاطمه (س) و علی (ع) هستند، یعنی امامان اسماعیلی :
شجــر حکمت پیغمبــــر مــا بود کــزو هریک از عـــــترت او نیز درختـی ببَرند
پــــسران علی امروز مــــرو را به ســزا پسرانند چــو مر دختـــر او را پسرنـــــد
پسران عـــلی آنـــــها که امامان حــقند به جلالت به جـهان در چـــو پدر مشتهرند
سپس آن پــسران رو پـسرا زان که تــرا پسران عــــلی و فــــاطمه ز آتش سـپرند. . .
ای پسر دین محمد به مثل چون جسد است که بر آن سرد جسد، فاطمیان همچو سرند. . .
داد در خلق جهان جمله پدرشــان گسترد چه عجب گر پسران همچو پدر دادگرنــد424

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه مکانیزم های حاکمیت شرکتی و شرکت پذیرفته شده در بورس

3-2-9-6 اصل تأویل :
ناصر خسرو در کتاب جامع الحکمتین در توضیح لغوی اصطلاح تأویل می گوید:
«تأویل بازبردن سخن باشد به اول او و اول همۀ موجودات ابداع است کو به عقل متحد است و مؤید همۀ رسولان عقل است. پس واجب آید دانستن که ابداع حق است. » 425
اصطلاح تأویل و مفهوم آن در کیش اسماعیلی فراتر از مفهوم لغوی آن است و مصادیقی که برای آن برشمرده اند عمدتاً با توجیهاتی ذهنی همراه بوده و بر پایۀ استدلال های قوی عقلانی استوار نیست، اما این تأویلات هرچه بوده اساس ارکان تعالیم فرقۀ اسماعیلیه به حساب می آمده و ناصرخسرو به عنوان حجت خلفای فاطمی بر آن تأکید فراوان دارد و آن را رکن اصلی دین می داند.
ناصرخسرو تا بدانجا بر امر تأویل پای می فشرد که به گفتۀ خود ظاهر سراب گونۀ قرآن را دوزخ می شمارد. برای مثال در تأویل اصحاب النار که در چندین آیۀ قرآن آمده، گفته است که اصحاب النار همان کسانی هستند که ظاهر شریعت را در نظر می گیرند. وی در کتاب خوان الاخوان در این مورد می نویسد:
«… و ما جعلنا اصحاب النار… و تأویل این آیت آن است که به دوزخ مر ظاهر شریعت را همی خواهد که مردم از او نه بر حق باشد و نه بر باطل و همی درفشد مردم را از او چیزی که بدو نتواند رسیدن بی میانجی. » 426
به گفتۀ ناصرخسرو نادانان به مثال و ظواهر کتاب خدا توجه کرده اند و ممثولات و بواطن و معانی آن را وانهاده اند. اینان به سبب تکیه بر محسوسات از معقولات و معانی رمزهای کتاب خدا دور افتاده اند و به هوای نفس خویش تابع رای و قیاس شده اندو از رسیدن به علم الاهی بازمانده اند. 427
ناصرخسرو تأویل را شامل دستورهای همۀ ادیان می داند و معتقد است که تأویل حقیقت و معنای مشترک همۀ دین های الهی است. وی می گوید این کتاب های دینی اگرچه در ظاهر لفظ با هم متفاوتند اما در معنای آن ها خلافی نیست:
« کتاب های خدا همه قرآن است بی هیچ خلاف و آنچه نادانان مر آن را خلاف دانند میان تورات و انجیل و قرآن به معنی هیچ خلاف نیست مگر به ظاهر لفظ ». 428
پس برای رفع این اختلافات ظاهری، هر پیامبری وصی ای داشته تا دینش را تأویل نماید:
«از بهر آنکه معنی همۀ کتاب ها و تأویل شرایع یکی بود هرچند گفتارها و کردارها به لفظ و شکل مخالف یکدیگر بود. پس گوییم که وصی آدم مولانا شیث بود علیه السلام و وصی نوح مولانا سام بود علیه السلام و وصی ابراهیم مولانا اسماعیل بود علیه السلام و وصی موسی مولانا هارون بود علیه السلام و وصی عیسی مولانا شمعون بود علیه السلام و وصی محمد مصطفی علی المرتضی بود علیه السلام. » 429
گرد مثل مـــگرد که عـــــلم او از طاقت تــــو جاهل بیــــــرون است
تأویل کن طلب که جــهودان را این قـــول پند یوشع بــــــن نون است
تأویل بر گـــــَزیدۀ مــار جهل ای هوشیـــار نــــادره افســـــون است
تأویل حق در شب ترسایـــــــی شمع و چراغ عیسی و شمعــــــون است
این علم را قرارگـــه و گـــشتن انـــدر بنــــان حجّت و مــــأذون است
ایـــن راز را درست کسـی داند کش دل به علم دعوت مشحــــون است430

مطلب مرتبط :   تحقیق درمورد سازمان امورمالیاتی و تحلیل استراتژیک

اطلاع عمیق وی از ادب عرب و تفسیر و تأویل قرآن و از برداشتن قرآن، او را بر این می داشت که از الفاظ و مفاهیم قرآنی به طرق مختلف در سخن خود استفاده کند. در بعضی اشعار، خود تصریح می کند که انیس و مونسی جز قرآن و دانستن و عمل کردن به آن نداشته است:
خواندن فرقان و زهد و علم و عمل مــــونس جانند ایـــن چهار مـــــرا 431
وی عقیده دارد که این دانش و تأویل که همچون جان در زیر ظاهر تنزیل پنهان می باشد امری است که خرد انسان می تواند همچون پرنده ای با آن به پرواز درآید:
پرّ خـــرد است عـــلم تأویــــــل پریــــد هگرز مـــــرغ بی پــــــــــر؟432
و
پیــدا چو تن تــــو است تنزیـــل تأویل در او چو جـــــان مســـــــتر433
بر مبنای اعتقاد به همین تأویل است که ناصرخسرو پیروان سایر ادیان را در برداشت های کتاب های خودشان گمراه می شمارد:
قول مسیح آنکه گفت زی پدر خویش می شوم این رمـــز بود نزد افاضــــل
عاقـل داند که او چــه گفت ولیــکن رهبانْ گمراه گشت و هــــرقلْ جاهل434
هدف رسالت پیامبران الهی وضع دین و شریعت بوده بدون اینکه آن را تأویل کرده باشند و اما تأویل این شرایع به عهدۀ اوصیای پیامبران است. وصی نبی اکرم(ص) حضرت علی(ع) است که معدن تأویل قرآن و امثال آن بوده است.
معدن عــــلم علی بود به تأویل و بــــه تیغ مایۀ جنگ و بلا بود و جدال و پرخاش
هرکه در بند مثل های قران بسته شده ست نکند جز که بیان عـــــلی از بند رهاش435
به این ترتیب ناصرخسرو تصدیق می کند که خلیفۀ فاطمی، فرزند نسبی پیامبر از طریق دخترش فاطمه زهرا(س) و شوهرش علی(ع)، فرزند روحانی مشروع علی در نقش وی به عنوان تفسیر کنندۀ قرآن کریم است. بنا بر عقیدۀ شیعه، رسالت پیامبر رساندن وحی الهی (تنزیل) به صورت کلمات قرآن به مردم بود. بعد از پیامبر، تنها علی از جانب خداوند مأموریت یافت که کار تأویل کتاب خدا را عهده دار شود.
ناصرخسرو با استناد این حدیث مشهور پیامبر «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا» (که من شهر علمم، علیم در است) خوانندگان خود را تشویق می کند که به جستجوی این شهر حکمت و دانش که تنها از راه