بهزیستی، واسه، -، اینجور

ر در گروه اینه که فرد محیطش رو برابر خصوصیات و نیازای فردی خود شکل بده و بتونه اون رو به همون شکل نگه داره. اینجور تسلط و محاصره ای فقط با تلاشا و کارکرد خود فرد، و در متن کار، خونواده وزندگی اجتماعی اون به دست میاد. داشتن کنترل در زندگی چالشیه که آدم تا آخر عمر با اونو به روست. این جنبه از بهزیستی بر این نکته تأکید داره که، واسه ایجاد و حفظ محیط کاری و خانوادگی مطلوب هر شخصی، همیشه به نیروی خلاق اون احتیاجه. اینجور محیطیه که واسه فرد و اطرافیانش بهترینا رو به همراه داره و وقتی که در اینجور محیطی قرار داریم، میفهمیم که تسلط، قوی ترین نیرو و توانایی انسانه.

خانواده

اختیار: به این معناست که فرد بتونه طبق معیارا و عقاید خود زندگی کنه، حتی اگه بر خلاف عقاید و رسوم قبول شده در جامعه باشه. جانگ (1933)، تأکید می کنه که یه آدم به طور کامل “رشد یافته و خود شکوفا، کسیه رها از هر گونه قرارداد اجتماعی و سنن”. به نظر می رسه  این وجه از بهزیستی به طور کامل معنی فضیلت غرب رو میرسونه که در اون فرد واسه رسیدن به اختیار و انتخاب سبک زندگی طبق خواستها و دیدگاه داخلی وشخصی خود، به طور کامل تنهایی طلب می شه و حتی بعضی از ننگا رو قبول می کنه. پس فردی که اینجور روشی رو واسه زندگی بر می گزیند، توانایی زندگی در تنهایی و بی کسی رو داره. اینجور طرز زندگی هم جربزه و هم تنهایی رو می خواد.

جربزه-عنوان-عکس

روابط مثبت بادیگران : یعنی ایجاد رابطه نزدیک و صمیمی با بقیه و اشتیاق واسه ایجاد اینجور رابطه ای و هم عاشقی کردن به بقیه. این جنبه اجتماعی – ارتباطی بهزیستی، در بر گیرنده بالا و پایین شدنهای روابط و تعاملات اجتماعی و بین فردیه. به این معنا که روابط می تونن از یه رابطه عاشقانه و صمیمی تا روابطی پر از مشکل و ناراحتی در نوسان باشه. جدا سازی و بررسی روابط عمیق و دوستانه،واقعا آمیخته ای از احساسات مثبت و منفی افراد نسبت به یکدیگره. چگونگی در هم آمیختن این دو احساس مخالف، چیزیه که ما واسه درک بهتر عملکردای فردی به دنبالش هستیم.  اگه بخوایم این شش بعد بهزیستی روانی رو بطور خلاصه در یه جا جمع کنیم ،میشه گفت که : خوشبختی و خوشی از راه رویارویی و مواجه با چالشهای زندگی ، مشکلات و نیازا به دست میاد نه از راه تفریح کردن و نبود داشتن هرگونه درگیری و اختلاف و نه با داشتن زندگی ای یکنواخت و بدون تغییر و پستی و بلندی ، واقعا بهزیستی آدم وابسته به رفت و امد و همراهی مقولات متضادی چون درد و لذت ، بلند پروازی و امید واری در مقابل رنج و ناامیدیه .

مطلب مرتبط :   سیمرغ، مرغان، هدهد، وادی

شکل 2-1 الگوی ریف در مورد سازه بهزیستی روانشناختی (اقتباس از تمینی ، 1384)

ریف بهزیستی روانشناختی رو تلاش فرد واسه تحقق توانایی­های بالقوه واقعی فرد می­دونه. در این دیدگاه بهزیستی به معنی تلاش واسه استعلا و ارتقاه که در تحقق استعدادها و توانایی­های فرد روشن می­شه (ریف، 1995). اون و همکاران تلاش کردن طبق مبانی فلسفی (کسائی مثل ارسطو و راسل) ملاک­های زندگی مطلوب یا اصطلاحاً زندگی خوب رو تعیین و دسته بندی کنن. بر این پایه، شش عامل پذیرش خود[21](توانایی دیدن وپذیرفتن قوتا وضعفای  خود)،زندگی هدف دار[22](به معنی داشتن غایت هاو اهدافیه که به زندگی فرد جهت ومعنا بخشه)رشدشخصی[23] (احساس اینکه استعدادها وتواناییهای بالقوه فرددرطی زمان ودرطول زندگی بالفعل می شه)،داشتن رابطه مثبت[24] بادیگران(به معنی داشتن رابطه نزدیک وارزشمند با افراد مهم در زندگی)تسلط بر محیط[25] (توانایی تنظیم ومدیریت امور زندگی به ویژه مسائل زندگی روزمره )و اختیار[26] (توانایی وقدرت پیگیری خواستها وعمل طبق اصول شخصی حتی اگه مخالف آداب و رسوم وتقاضاهای اجتماعی باشه)رو به عنوان عامل های تشکیل دهنده بهزیستی روانشناختی  تعیین کردن (ریف 1995).

اهمیت پرداختن به بهزیستی و سلامت روان در تحقیقات جورواجور نشون داده شده . بدین گونه که افراد راضی و خشنود ،هیجانات مثبت بیشتری رو تجربه می کنن و از رویدادای دور و بر خود ارزیابیای مثبت تری دارن (اوسیتر،مارکینتروئ همکاران ،2000) احساس کنترل و کنترل بالاتری دارن و اندازه پیشرفت تحصیلی و رضایت از زندگی بیشتری رو تجربه می کنن (ونیسا، بوردوین و همکاران، 2010).

فریش (2006)عقیده داره که مطالعه بهزیستی افراد و جوامع و ارتقا اون بزرگ ترین رقابت علمی بشر بعد از افزایش و پیشرفت در مورد تکنولوژی ، پزشکی و ثروته .به خاطر همین در مانای امروزی باید متمرکز بر اصلاح و تغییر کیفیت زندگی و گسترش توانمندیا و ایجاد رضایت از زندگی در افراد باشه .چون واقعا شادی و افسردگی (عاطفه مثبت و منفی ) دو قطب مخالف روی یه پیوستار نیستن و درمان خلق منفی مارا به شکل خودکار به طرف شادی و رضایت از زندگی جهت نمی ده (لیندلی ،2006).

مطلب مرتبط :   کیفری، ، جهل، ضمان

[1] – Kashal and Qunstin

[2] – Health psychology

[3] – Positive psychology

[4]. Character strengths and virtues

[5]. Pleasure principle

[6]. Epicure

[7]. Diener

[8]. Life satisfaction

[9] Positive affect

[10]. Top-down model

[11]. Down-up model

[12]. Structural independence

[13]. Causal independence

[14]. Momentary independence

[15] – Strumpfer

[16] – Ryff

[17] – Keyes

[18] – Myeri

[19] – Diener

[20] -Yong

2-Behler

3-Alport

4-Moslo

1-Its Acceptamce

[22]-Purpose in Life

[23] -Personal Growth

[24]-Positive Relationship With Others

[25]-Dominate the Environments

[26]-Autonomy