بلندمدت، می‌گردد، اخلال، نشان‌دهنده

مطالعات تجربی به خاطر وجود یک رابطه سیستماتیک است که بین آنها وجود دارد. آنها همچنین بیان کردند، از طریق ترکیب این دو رابطه در داخل یک ترکیب خطی از نرخ ارز، قیمت‌ها و نرخ‌های بهره یک رابطه تعادلی برای نرخ ارز حاصل می‌گردد.
در این چارچوب جدید می‌توان رابطه بلندمدت را به این صورت نشان داد (ترکیب دو رابطه 1 و 4):

با توجه به مطالب مطرح شده در بالا، و از آنجائیکه در مدل اقتصادسنجی ایران نیز این دو رابطه به طور جداگانه بر قرار نمی‌باشند. در کل می‌توان برقرار نبودن رابطه را به خاطر وجود فاکتورهائی از قبیل بازارهای ناقص، هزینه‌های حمل و نقل، تعرفه‌های تجاری، کالاهای غیر قابل مبادله، تفاوت در بهره‌وری، انگیزه‌های سوداگری، دخالت دولت، و برقرار نبودن رابطه را به خاطر وجود پاداش‌های ریسک متفاوت و تحرک سرمایه ناقص در ایران دانست. از این رو در این رساله سعی می‌گردد از رابطه تعادلی بلندمدت به جای استفاده از هر کدام به طور جداگانه در تجزیه و تحلیل تجربی استفاده گردد.

3-3- روش تحقیق
در این رساله از روش مدل‌سازی بلندمدت ساختاری جهت تحلیل اقتصاد ایران در فضای باز استفاده می‌شود. مدل استفاده شده در این رساله یک مدل همجمعی ساختاری است که در آن متغیرهای اصلی کلان اقتصاد ایران به مقادیر جاری و باوقفه متغیرهای کلیدی خارجی ربط داده می‌شوند. مدل را می توان یه راحتی به یک الگوی پویای تصحیح خطای برداری با متغیرهای برون‌زای ضعیف، ، تبدیل کرد. از این رو شایسته است در ادامه مدل به صورت کامل‌تری تشریح گردد.

3-3-1- الگوی پویای تصحیح خطای برداری با متغیرهای برون‌زای ضعیف ( )
مدل پویای ساختاری خطی مورد استفاده در این رساله، در بر گیرنده یک بردار از متغیرهای درون‌زا و برون‌زا ( ) است و دارای الگوی تصحیح خطای برداری زیر است:
(3-26)

ماتریس‌های هستند. ماتریس نشان‌دهنده ضرایب ساختاری مدل، در برگیرنده ضرایب پویای مدل و ماتریس نشان‌دهنده ضرائب بلندمدت هستند و بردارهای نشان‌دهنده روند و عرض از مبداء هستند. بردار مربوط به جملات اخلال (شوک های ساختاری) است که فرض می‌شود یک سری غیر همبسته با میانگین صفر و ماتریس واریانس –کوواریانس مثبت معین ( ) است. کلیه متغیرها در انباشته از مرتبه یک و متغیرهای انباشته از مرتبه صفر هستند. زمانی که ترکیبات خطی از متغیرهای ، به طور مثال ، پایا باشند، متغیرها همجمعند ( ماتریس ضرایب روابط تعادلی بلندمدت است). از آنجا که جملات اخلال نیز انباشته از مرتبه صفر هستند لازم است نیز پایا یا به عبارت دیگر باشند. در سه حالت، تضادی در پایا بودن جملات اخلال رابطه (3-26) پیش نخواهد آمد.
1- وقتی که کلیه متغیرهای بردار پایا باشند، رگرسیون کاذب وجود نخواهد داشت و روش مناسب، برآورد الگوی بر اساس سطح متغیرها است و در این حالت ماتریس دارای رتبه کامل است ( ) و اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت قابل جداسازی نیستند و در واقع روابط بلندمدت بین متغیرها وجود ندارد.
2- وقتی هیچ ترکیب خطی بین متغیرهای نتوان‌ یافت که باشد (هیچ بردار همجمعی وجود نداشته باشد) ماتریس یک ماتریس خنثی است. یک الگوی مناسب در این حالت الگویی است که بر اساس تفاضل مرتبه اول متغیرها تنظیم شده و شامل روابط بلندمدت نباشد.
3- وقتی که حداکثر رابطه همجمعی در بین متغیر بردار وجود داشته باشد. وقتی رابطه همجمعی وجود دارد، ستون از ماتریس شامل ترکیب خطی مستقل بین متغیرهای است که هر یک پایا هستند و ستون باقیمانده بردارهائی هستند که تشکیل فرایدهای ناپایای را می‌دهند. با توجه به اینکه تنها باید بردارهائی از که همجمع هستند در رابطه (3-26) وارد شوند( چون در غیر این صورت پایا نخواهد بود)، لازم است ستون آخر ماتریس عملا صفر باشد.
در کل فرض می‌شود که بردار همجمعی وجود دارد ( ). در نتیجه یک ماتریس است و رتبه ماتریس برابر خواهد بود. در این حالت می‌توان نشان داد که
(3-27)

مطلب مرتبط :  

ماتریس که یک ماتریس است به عنوان ضرایب تعدیل عدم تعادل مطرح می‌گردد که نشان‌دهنده سرعت تعدیل به سمت تعادل بلندمدت است. برخلاف اثرات پایدار شوک‌ها بر روی متغیرها، اثرات شوک‌ها بر روی روابط تعادلی بلندمدت موقتی است و سریع از بین خواهد رفت.
شکل خلاصه شده مدل تصحیح خطای برداری رابطه (3-26) را می‌توان بدین صورت نوشت:
(3-28)

که در آن: ،
زمانیکه: ،

و شکل خلاصه شده جزء اخلال با ماتریس واریانس- کوواریانس است که در آن است.
حال در اینجا دو سئوال مطرح می‌گردد که سعی می‌گردد در قسمت‌های بعدی به آنها جواب داده شود:
1- چگونه می‌توان رابطه بلندمدت در (3-27) را شناسائی کرد؟
2- چگونه می‌توان از پارامترهای شکل خلاصه شده به ضرایب ساختاری دست یافت؟
به طور خلاصه در پاسخ به سئوال اول با بررسی رابطه (3-28) نشان داده می‌شود که تنها در صورت اعمال قیدهای بیشتری بر روی ماتریس ، می‌توان را به طور جداگانه شناسایی کرد و برآوردی از آنها را به دست آورد. از لحاظ آماری و بدون استفاده از تئوری اقتصادی، یک ماتریس انتخابی مانند ماتریس که یک ماتریس غیر منفرد است در نظر گرفته می‌شود، در این حالت می‌توان را بدین صورت نوشت:

به طوریکه و هستند. اما در این حالت تنها یک ممکن است حاصل نشود و شناسائی ماتریس‌های مشکل خواهد بود. از این رو لازم است که برای شناسائی از تئوری اقتصادی بهره گرفته شود.
به منظور شناسائی روابط بلندمدت نیاز به محدودیت است، که از طریق اعمال محدودیت روی بردار همجمعی حاصل می‌گردد. محدودیت تحت شرایط نرمال سازی ماتریس ضرایب و محدودیت جهت شناسایی اعمال می‌گردد.
بررسی و تجزیه و تحلیل مدل‌های همجمعی به همان شکل رابطه (3-28) توسط یوهانسون (1988) بسط و توسعه داده شد. یوهانسون روش‌هایی را برای تعیین رتبه ماتریس و تخمین با استفاده از تکنیک‌های آماری فراهم آورد. اما در روش او همجمعی یک مفهوم کاملا آماری بر مبنای ویژگی‌های متغیرهای سری زمانی و فاقد مبانی نظری اقتصادی است. و مساله شناسایی روابط بلندمدت صرفاً با نرمال سازی و تکنیک‌های آماری حل می‌گردد. به طور کلی در روش یوهانسون، تحلیل هم‌انباشتگی با مدل غیر مقید/ محدود شروع می‌گردد و به صورت آماری قیود خطی بر روابط بلندمدت تحمیل می‌گردد این در حالی است که هنگامیکه تعداد روابط همجمعی 2 و یا بیشتر باشد، بدون استفاده از تئوری بلندمدت اقتصادی نمی‌توان مساله تشخیص را حل کرد و استفاده از عرض از مبدا/روند را توجیه نمود (گرات و دیگران، 2006، صص 37-34).
از این رو پسران و شین (2002) در مدل همجمعی روشی را برای شناسایی روابط تعادلی بلندمدت که مبتنی بر تئوری اقتصادی باشد ارائه کردند. در این استراتژی مدل‌سازی، جزء اخلال بلندمدت (انحراف از تعادل) را می‌توان به صورت ترکیب خطی از متغیرها در سیستم در نظر گرفت که هم دارای عرض‌ از مبداء و هم روند است:
(3-29)