بسامد، آیۀ، ، القَدر”

از لوهمان می‌گوید:” آیۀ 4 سوره قدر، به واسطۀ توضیح کشدار و بی روح، وزن موزون سوره را بر هم می‌زند؛ سپس با بیان ویژگی‌های آوایی و موسیقیایی این آیه، نظر لوهمان را رد می‌کند و می‌گوید این بر هم خوردن وزن موزون تأثیر ادبی را ایجاد کرده است.”
در پایان آیۀ چهارم، با آوای کوتاه و بسته /i/، روبروییم که به نحوی حرکت پایین رونده دارد و با روح پیام آیه هماهنگی کامل دارد و به نظر می‌رسد که نزول و پایین آمدن روح آرام روح و” ألمَلائِکَه” را در بستری موسیقیایی تداعی می‌کند، به ویژه که فرودآمدن از مصدر تنزیل است و نه انزال، که بر تدریجی بودن این فرود نظر دارد.
سلز (1991)، همچنین معتقد است : عبارت پایانی؛ یعنی “مِن کُلِّ أمر”، با عبارت پیشین رابطه آوایی محکم دارد و موجی از هجاهای بسته، همخوان‌های مشدّد و واکه‌های بسته/i/ در آن ردیف شده‌است.
به اعتقاد سلز (1991) جایگاه ترکیب “و ألرّوحُ فیها” و جایگاه /Hu/، در |ru:hu| و تأثیر موقعیت /Hu/ بر سطح آوایی با دیگر آواهای حلقوی که در محور آوایی و وزنی اصلی سوره تکرار می‌شود، موسیقی را برمی‌انگیزد، این همه، به علاوه تکرار فی/fi/ تناظری نسبی ایجاد می‌کند. وی معتقد است، تأثیر طنین “هُ” و “فی” در”أنزَلناهُ فِی” و “حُ فِیها” در “الروحُ فیها” در ایجاد ضمّه است. این آرایه روح و تنفس را تداعی می‌کند.
واکۀ باز و کشیدۀ / a:/، در تقارن با واکه‌های کشیدۀ آیات پیشین عمل می‌کند و بار عاطفی آیه را بیشتر می‌کند. یافته‌های سلز (1991) این موضوع را تأیید می‌کند.
وی مقایسه‌ای برای نشان دادن این تقارن به شرح زیر بیان می‌کند: ترکیب مصوت کوتاه /a/، با مصوت کشیدۀ /a: /، به صورت دوبه دو، /la://sa/ (در سلامٌ) با /la://ma/، (در” ألمَلائِکَه” )، /ma://ka/ (در أدرکَ ما)، با/ma://wa/ (در وَما ادرک) ؛ سپس نوعی موسیقی متوازی به واسطۀ ما/ma:/، از آیۀ دوم به واسطۀ توازی آواشناختی “نا”/na:/، در آیۀ اول را خاطر نشان می‌سازد که در آیۀ آخر نیز همین موسیقی شنیده می‌شود.
در آیۀ 5 ، وفور باهم آیی همخوان‌های رسا /l/ و /n/، مشهود نیست. اما موسیقی ادامه داری در اثر واکه‌های کشیدۀ / a:/ و /i:/ پدید آمده، که در آخر آیه با در کنار هم قرار گرفتن واج رسای /l/ و ختم آیه به واج رسا و لرزان / r /، این تداوم موسیقیایی بیشتر مشهود می‌گردد. به نظر می‌رسد، این موسیقی کشدار بی ارتباط با معنای آیه نباشد، که [آن شب] تا دمِ صبح (به صورت مداوم) صلح و سلام است.
واج‌های رسای /l/، با بسامد 19، / r / با بسامد 11، به ترتیب بالاترین کاربرد را به خود اختصاص داده‌اند. پس از آن واج خیشو می‌/m/، با بسامد 10 و همخوان خیشومی‌و رسای /n/، با بسامد 9، در جایگاه‌های بعدی کاربرد قرار گرفته‌اند. واج‌های انسدادی /Ɂ/ و / t /، با بسامد 7 و همخوان‌های /y/ و /h/، با بسامد5، کاربردهای متوسطی دارند. همخوان‌های /d/ ، /f/، با بسامدهای 4، /k/ ،/h/،/z/و /q/ ، با بسامدهای مساوی 3 و /w/ و /H/، با بسامد 2، در رده‌های بعدی قرار گرفته‌اند و صامت‌های /S/، /j/، /x/،/ƫ/،/ʡ/،/ż/، و /š/، با بسامد 1 دارای کمترین کاربرد هستند..
واکۀ/a/، با 31 بار کاربرد، بالاترین بسامد را به خود اختصاص داده و پس از آن واکۀ /i/، با بسامد 11 و /a:/ با بسامد 9 ،/u/ با بسامد 9، جایگاه‌های بعدی کاربرد را به خود اختصاص داده‌اند. واکه‌های /i:/، با 3 بار کاربرد، /u:/ با 1 بار کاربرد، کمترین بسامد را به خود اختصاص داده‌اند.

مطلب مرتبط :   کارلوس:، گومز:، شاه، پدر

جدول 4 – 4 – 4 – 1- بسامد همخوان‌ها
همخوان
بسامد
/l/
19
/n/
11
/Ɂ/
10
/m/
9
/d/
7
/w/
7
/r/
5
/t/
5
/y/
4
/h/
4
/f/
3
/b/
3
/k/
3
/q/
3
/z/
2
/H/
2
/s/
1
/j/
1
/x/
1
/ť/
1
/ʡ/
1
/ż/
1
/š/
1
/ʐ/

/ʑ/

مجموع همخوان‌ها
102
جدول 4 – 4- 4- 2- بسامد واکه‌ها
واکه
بسامد
a
31
i
11
a:
9
u
8
i:
3
u:
1
مجموع واکه‌ها
63

جدول 4 – 4 -4 – 3- بسامد ساخت هجا

cv
cvc
cvcc
36
26
5
جمع کل
67

4 – 4 – 5- تجزیه و تحلیل معنایی سوره
سورۀ قدر، دارای 8 آیه و 5 بند است با 5 فعل فرآیند. از افعال موجود در سوره، 3 فعل ظاهرند و 2 فعل مستتر. افعال مستتر، از نوع فرآیندهای رابطه‌ای و وجودی هستند و افعال ظاهر، 2 فعل مادّی و 1 فعل ذهنی هستند. از 5 کلان نقش موجود، یک فرآیند از نقش‌های فرعی است و بقیه اصلی.
شرکت کنندگان در فرآیندها، عبارتند از: خدا به صورت ضمیر تأکیدی “نا”، قرآن به صورت ضمیر منفصل “هُ”، پیامبر به صورت ضمیرمتصل “-کَ” ، “لَیلَه القَدر” ،”ألمَلائِکَه” ،روح و سلام.
عناصر پیرامونی در تمام آیات، غیر از آیۀ 2 وجود دارد و همۀ عناصر پیرامونی از نوع زمانی هستند.
زمان افعال، 2 مورد ماضی و بقیه مضارع هستند و وجه همۀ افعال، وجه خبری است.
گفتمان سوره، بر اساس تک گویی است و گوینده، یعنی خداوند کاملاً بر مخاطب خود پیامبر (به عنوان مخاطب خاص) و سپس همۀ انسان‌ها (به عنوان مخاطبین عام)، چیره است و مخاطب خاص تنها نقش شنونده و واسطه را دارد و هیچ گونه دخل و تصرفی در پیشبرد گفتمان ندارد. بنا‌بر‌این گفتمان حاضر شرایط مکالمه را ندارد. در بخش اطلاعاتی مبنای اطلاعات سورۀ”لَیلَه القَدر” و نزول قرآن است که اطلاع نوی است که پیام اصلی سوره است و مبنا واقع شده و بقیۀ اطلاعات حول محور”لَیلَه القَدر” می‌چرخند.
با توجه به مباحث بالا ، نکات زیر دربارۀ این سوره قابل توجه است:
در آیات 1 و ،4 با دو فعل مادّی از یک ریشه، که در دو باب افعال و تفعیل صرف شده‌اند، روبرو هستیم و هر دو فرآیند مادّی هستند، فعل اول بر فرود آمدن به صورت کلی و یکباره دلالت دارد و فعل دوم از همان ریشه دال بر فرود آمدن تدریجی است، هر دو فرآیند مادّی است که این نشان می‌دهد خداوند ابتدا بر وقوع رخداد نزول قرآن و نزول فرشتگان تأکید دارد و می‌خواهد این واقعه را عینیت ببخشد و بر تأثیر رخداد تأکید کند.
در هر دو آیه، عنصر پیرامونی یک عنصر زمانی مکرّر است، “فی لَیلَه القَدر” و “فیها” که ضمیر “ها”، به”لَیلَه القَدر” بر می‌گردد. اما فعل فرآیند در آیۀ 4 به صورت مضارع و در وجه خبری آمده است به نظر می‌رسد گوینده با کاربرد فعل مضارع، می‌خواهد بر استمرار شب قدر در طول تاریخ صحه بگذارد.
ضمیر “ها”، به مرجع”لَیلَه القَدر” بازمی‌گردد و اطلاع کهنه است. اما “تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ و ألرّوح”، در آن اطلاع نوی است که در توضیح”لَیلَه القَدر” آمده است و آمدن این اطلاع نو در قالب زمان مضارع و وجه خبری، بر استمرار شب قدر صحه می‌گذارد و همین موضوع، می‌تواند دلیلی بر مردود بودن برخی نظرات مفسرین، باشد که معتقدند شب قدر در تمام دوران‌ها تنها یک شب بوده و آن شب نزول قرآن است و دیگر تکرار نمی‌شود قرطبی ( ج 20، ص 135) یا رد نظر مجمع البیان منقول از طباطبایی( 1382،ج 20: 562) که معتقد است، شب قدر تا زمان حیات پیامبر، سالانه تکرار می‌شد و پس از رحلت رسول، شب قدر پایان یافت، که هر دو این آرا، با توسل به بحث‌های روایتی و عقلانی توسط مفسرین، از جمله مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله طالقانی مردود شمرده شده‌اند (طباطبایی،1382 ج 20 : 2-561 )و (طالقانی ج آخر: 6-194).
فعل آیۀ اول، در زمان ماضی و وجه خبری نقل شده و این نشان می‌دهد که رخدادی در یک زمان خاص در گذشته به وقوع پیوسته و گوینده با کاربرد این زمان، بر تمام شدن رخداد در گذشته تأکید دارد.
“إنّا أنزَلنا” و “لَیلَه القَدر”، همگی در آیۀ فوق اطلاع نو هستند و “هُ” اطلاع کهنه‌ای است که گویی مخاطب آن را می‌شناسد و مرجع آن عمداً ذکر نشده‌است؛ به نظر می‌رسد خداوند می‌خواهد با کاربرد ضمیر، به جای اسم ظاهر قرآن بدون ذکر مرجع آن به گفتمان حس اقتدار و مهابت ببخشد. در مقابل این کاربرد با آوردن دو ضمیر “نا” مواجهیم، که هر دو اطلاع کهنه هستند؛ زیرا مرجع آن گوینده، گفتمان است که شنونده (=پیامبر)، او را می‌شناسد، اما این اطلاع کهنه دوبار تکرار شده و به قول سلز ( 1991) نوعی ضمیر شکوهمند ایجاد کرده است.
آیۀ دوم، شامل یک فرآیند ذهنی است. به نظر می‌رسد خداوند به عنوان گویندۀ گفتمان، می‌خواهد با کاربرد یک فرآیند ذهنی، مخاطب خود را به تفکر واداشته و او را به تفسیر و تأویل متن هدایت کند.
زمان فعل آیۀ دوم، مضارع و وجه آن خبری در قالب بند پرسشی است. به نظر می‌رسد این کاربرد، توسط گوینده (=خداوند) برای تأکید بر نفی فعل “أدری” و قطعیت عدم آگاهی مخاطب به کار رفته است. “ماأدری”، یک ترکیب قرآنی پرکاربرد است که در سورۀ دیگر قرآن نیز هرجا که خداوند می‌خواهد بر عدم آگاهی مخاطب از یک واقعه و رخداد تأکید کند، به کار برده می‌شود؛ مثل کاربرد این ترکیب در سورۀ “القارعه”.
“لَیلَه القَدر”، یک اطلاع کهنه است که در آیۀ قبلی ذکر شده؛ اما این اطلاع کهنه، هنوز ب

مطلب مرتبط :   کشتن، ماریتن، میپذیرد.، شهروندانش