بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران و تجزیه و تحلیل- قسمت 65

بررسی رابطه بین سبک تصمیم گیری مدیران و تجزیه و تحلیل- قسمت 65

18.72

نسبت هزینه پرسنلی به درآمد کل

19 2.6

7.6

6.7

5.3

5.93

5.73

نسبت دارایی ثابت به دارایی کل

20

فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1)مقدمه:
در اين فصل، محقق پس از ذكر مساله اصلي پژوهش، به استنتاج علمي يافته ها وفرضيه هاي پژوهش پرداخته ومشخص خواهدكردكه يافته هايش تا چه حد با مباني نظري ويافته هاي ديگران هماهنگ است، محدوديتهاي پژوهش چه بوده وسرانجام پيشنهادهاي كاربردي ارائه خواهد شد.
همان گونه كه پيشتر آمد، هدف اصلي اين پژوهش، شناسايي رابطه بين سبك تصميم گيري مديران بانكهاي تجاري دولتي با رویكرد مالي اين بانكها ست .به اين منظور، اهداف اين تحقيق به شرح زير تعريف شدند:
-شناسايي سبك تصميم گيري مديران بانكهاي تجاري
-ارزيابي رویكرد بانكهاي تجاري در سال مالي1390
-تبيين رابطه بين سبك تصميم گيري مديران با رویكرد مالي بانكهاي تجاري دولتی
-ارائه راه كارهايي به منظور بهبود تصميم گيري ورویكرد مالي بانكها
به منظور دستيابي به اهداف ياد شده، فرضيه هاي زير تعريف شدند:
فرضيه اهم:
بين سبك تصميم گيري مديران ورویكرد مالي بانكهاي تجاري رابطه معناداري وجود دارد.
ساير فرضيه ها:
1)بین سبک تصمیم گیری عقلایی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
2) بین سبک تصمیم گیری شهودی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
3) بین سبک تصمیم گیری وابسته مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
٤) بین سبک تصمیم گیری اجتنابی مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
5) بین سبک تصمیم گیری فوری مدیران با رویکرد مالی رابطه معناداری وجود دارد.
در سراسرجهان، عمليات بانكها را به عنوان يكي از مهم ترين فعاليت هاي اقتصادي هر نظام اقتصادي مي دانند. هر فعاليتي كه مستلزم كسب سرمايه ومنابع مالي باشد ، بي ترديد به دخالت بانكها وموسسات مالي نيازمند است .به دليل نقش بسيار مهم واساسي بانكها در اكثر فعاليت هاي اقتصادي، بررسي رویكرد بانكهاي موجود در سيستم بانكي كشوركه بيشتر آن ها دولتي هستند وبا سرمايه هاي ملي ايجاد شده اند مانند ساير موسسات اقتصادي و بخش عمومي از جايگاه ويژه اي برخوردار است.(حقیقت و نصیری،1382)
لزوم رقابت در دنياي پرتحول وپوياي تجارت امروزی، به خصوص دنياي بانكداري، بهبود رتبه بانكهاي ايراني از نگاه موسسات رتبه بندي جهاني و هم چنين توجه ويژه دولت ومجلس محترم به بانكها، موضوع بهبود رویكرد بانكهارا داراي اهميت بالايي كرده است.
از سوي ديگر، تصميم گيري به عنوان يكي از اصلي ترين وظايف مديران هر سازمان هميشه مد نظر بوده است تا جايي كه تصميم گيري را ” جوهره مديريت” مي دانند( . باقريان و همكاران، ١٣٨٠)