باکو، نفت، تجار، شماخی

برنج، ابریشم و قماش از شماخی به آستاراخان گزارش می¬دهد (همان، 116). کنتارینی با مقایسه¬ی تبریز و شماخی می¬نویسد که شماخی مانند تبریز شهر بزرگی نیست ولی از هر جهت بهتر از آن بود، در اینجا هر نوع ارزق فراوان است. در نیمه¬ی دوم سده¬ی پانزدهم میلادی گسترش روابط تجاری میان روسیه و آذربایجان و ورود تاجران اروپایی به تجارت با شماخی از راه روسیه-هشترخان-دربند-باکو، موجب ترقی اقتصادی این شهر شد (عون اللهی، 1387: 84) کنتارینی از طریق دربند به آستاراخان سفر کرده و به اقمشه¬ای که تجار با خود می¬بردند اشاره می¬کند «ما همه سی و پنج تن بودیم اعم از ناخدا و شش تن از دریانوردان. از جمله مسافران چند تن بازرگانان بودند که برنج و قماش و ابریشم به آستاراخان (هشترخان) حمل می¬کردند تا در بازار به روس¬ها عرضه کنند؛ نیز پنج تن تاتار بودند که به قصد تهیه خز و پوست سفر می¬کردند تا در بازگشت کالاهای خود را در دربند بفروشند»(کمبریج، 1387: ج 4، 2– 201).
ابریشم شروان و قفقاز نقش مهمی در اقتصاد آق قویونلوها داشت. ونیزیان در زمان اوزون حسن ضمن آنکه تلاش می¬کردند از لحاظ سیاسی با آق قویونلوها علیه عثمانی متحد شوند به دنبال کسب منافع تجاری خود نیز بودند. آنان در زمان اوزون حسن در بین تجار خارجی تقریبا انحصار تجارت ابریشم با ایران را در اختیار داشتند و در تبریز و لاهیجان کنسولگری تأسیس کرده بودند (جوادی، 1352: 157).
در این دوره بازرگانان آق قویونلو در مراکز سنتی در دریای سیاه و دریای مدیترانه تجارت را در دست داشتند؛ مهمترین و اصلی¬ترین مناطق تنظیم کننده¬ی روابط اقتصادی میان اروپا و آسیا ایالات آق قویونلوها بود. دیار بکر در سال 1470م مرکز مبادلات و ترانزیت ابریشم شیروان بوده است؛ ابریشمی که از شیروان و آذربایجان به دیاربکر وارد می¬شد، از آنجا به حلب ارسال می¬گردید. حاکمان آق¬قویونلو در این منطقه از هر 27 من ابریشم 27 آقچه باج می¬گرفتند(dalsar,1960, 24). در این مناطق اروپایی-ها به خصوص ایتالیایی¬ها از تجار شرقی که شامل تجار آذربایجان و شروان هم می¬شد ابریشم خام، پارچه ابریشم، ادویه جات، سنگ¬های قیمتی و کالاهای دیگر را خریداری می¬کردند؛ سپس این کالاها را با قیمت بسیار بالاتر در کشورهای غربی به فروش می¬رساندند. بازرگانان ایتالیایی از این میانجی¬گری سود فراوان نصیبشان می¬شد(Mahmudov, 2002: 14) این گزارش¬ها ترسیم کننده¬ی اوضاع اقتصادی ایالات قفقاز جنوبی در نیمه¬ی دوم قرن نهم هجری و مناسبات بازرگانی گسترده¬ی ترکمانان در این بخش با کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی می¬باشد.
در قرن نهم هجری مناطق شروان و اران، گذرگاه کاروان های تجاری خراسانی، عراقی، تبریزی (که از زمان ایلخانان تجار آن موقعیتی بلامعارض در منطقه کسب کرده بودند) تجار سرای (پایتخت اردوی زرین) و روس¬ها بوده است. حتی فرمانروایان مسکو برای اخذ تسهیلات تجاری برای تجار روس وارد روابط دیپلماتیک با شروان شاهان شده بودند (بارتولد، 1375: 130) نمونه¬ای از حمایت مقامات رسمی از امر تجارت را در ماجرای رهانیدن تجار روس از چنگال غارتگران سواحل دربند توسط فرخ یسار، می توان اشاره کرد (مینورسکی، 1375: 273). بازرگانان این ناحیه به تجارت پوست، ابریشم، کتان، برنج، غلات، پنبه، زعفران و هر چیز ظریف دیگری می¬پرداختند و افزون بر آن اقوامی که در کناره¬های دریای خزر بودند، با قایق¬های خود به بازارهای دربند و باکو آمده، به داد¬و¬ستد می¬پرداختند. از این رو، مردم این منطقه از توان مالی بالایی برخوردار بوده در رفاه و آسایش به سر می¬بردند.
در میان شهرهای ناحیه شروان، باکو بیشترین رشد تجاری را در دوره دربندیان داشته است، موقعیت عالی باکو از زمان تغییر پایتخت از شماخی به باکو رقم خورد. دربند خاستگاه شیخ ابراهیم شروانشاه، از مدتها پیش دچار رکود اقتصادی شده بود. بی شک رشد باکو و افول دربند با انتقال مرکز تجاری و بندری به باکو بی¬ارتباط نبوده است. بنا به نظر بارتولد باکو در زمان خلیل الله و فرخ یسار به ثروت و رفاه زیادی رسیده بود (بارتولد، 1375: 168). نفت یکی از کالاهای صادراتی از این بندر بود که سالیانه تعداد زیادی از کشتی¬ها را به سوی خود جلب می¬کرد. عبدالرشید باکویی که یکی از بومیان این شهر بود، در کتاب خود به نام تلخیص آلاثار و عجایب الملک القهار، مطالبی درباره¬ی نفت باکو دارد. او می نویسد که در این دوره روزانه دویست بار شتر تولید معادن نفت این شهر بود. نفت سفید ویژه¬ای در این شهر تولید می¬شد که روزانه در حدود هزار درهم درآمد داشت. از پوست خوکهایی که در بندر باکو یافت می¬شد، برای حمل و صدور نفت استفاده می¬کردند (باکویی، 1971: سند شماره 54a-55a، 1-120). نفت باکو سالیانه هفت هزار تومان برای خزانه¬ی شیروان شاه درآمد داشت و به شهرهای مختلف ایران، آسیای میانه، عثمانی، هند و کشورهای دیگر صادر می¬شد (امیری، 1380: 134) پیترو دلاواله درباره¬ی نفت این شهر می¬نویسد: «قیمت نفت در اینجا خیلی کم است، ولی مقدار آن به قدری زیاد است که از این راه پول هنگفتی عاید خزانه می¬شود» (دلاواله، 1370: ج 2، 144).
کشیشان فرانسوی نیز در نامه¬های خود نفت باکو را ثروت عمده¬ی این شهر می¬دانند و می¬نویسند: نفت این معادن آن قدر زیاد است که با اطمینان می¬توان گفت درآمد شاه از این معادن دوازده هزار تومان در سال است و نفت سفیدی را که از این معادن به دست می¬آوردند، چون ارزشمندتر است به کشورهای خارج می¬فرستند (بازن، 1370: ج 1، 22) نفت سفید را در این شهر برای روشنایی در چراغ-ها و مشعل ها به کار می¬بردند. تنها شهر علیان که از توابع باکو بود در حدود پانصد چاه نفت داشت. اس.سوسیک در مقاله خود می¬نویسد: کاروان¬های تجاری که قصد مسافرت دریایی طولانی را داشتند به بندر باکو می آمدند. این کاروان¬ها با خود ابریشم، قالی، نمک و زعفران به این بندر می¬آوردند (soucek, 1981: 566).
درنتیجه، تلاش¬های شروانیان در کنار حمایت¬های ترکمانان برای ایجاد ثبات و امنیت داخلی تأثیر مثبتی را بر کیفیت و کمیت کشاورزی و نیز بر گسترش تجارت در منطقه داشته است. این رونق اقتصادی به نوبه خود علاوه بر اینکه شکوه و ثروت دربار شروانشاهان را فراهم ساخت، رضایت رعیت از وضع موجود را سبب شده بود. در واقع محبوبیت خاندان شروانشاهی در نزد حکمرانان آق¬قویونلو و مردمان آن مناطق همین ایجاد امنیت اجتماعی و اقتصادی بود که توانسته بودند در قرن نهم به این امنیت برسند.
تجار شروان قبل از دوره صفویه مخصوصا در دوره آق¬قویونلوها با عثمانی تجارت داشتند. بر اساس اسناد شرعی عثمانی اسامی تجار شیروانی که در بورسا به تجارت می¬پرداختند وجود دارد. در این دوره اهمیت سلطه عثمانی بر مناطق قفقاز جنوبی موجب ایجاد مرکزی در آن زمان به منظور ارتباط مستقیم ترکان سنی مذهب آسیای مقدم با ازبک¬های اهل سنت بود. در این زمان ازبک¬ها بدون آنکه از ایران شیعه نشین بگذرند می¬توانستند به صورتی مستقیم از ترکستان و ضمن عبور از متصرفات عثمانی برای انجام مراسم حج به مکه بروند. شیروان متصرفه¬ی ترکان در کرانه¬ی دریای خزر ولی شبه جزیره¬ی مانقشلاق که منطقه¬ای واجد اهمیت بوده و کشتی¬ها به آنجا رفت¬و¬آمد می¬کردند و راه کاروانیان به خیوه و بخارا نیز از آنجا می¬گذشت، منطقه¬ی ازبک¬ها محسوب می¬شد. بین مانقشلاق و شیروان رابطه برقرار گردید. این راه، راه مهمی بود؛ زیرا آن زمان کشتی¬رانی در دریای خزر از سمت شمال شرقی به سمت جنوب غربی از این طریق صورت می¬گرفت، به دلیل وجود بندر مهمی در ساحل جنوب شرقی آبسکون ارتباط آنها از جنوب شرقی به طرف شمال غربی میسر بوده است. این زمان شبه جزیره مانقشلاق در ساحل شرقی دریای خزر و باکو در کرانه¬ی غربی نقش مهمی ایفا می¬کردند(بارتولد، 1375: 7 – 136) همچنین بواسطه¬ی مجاورت گیلان و نزدیکی شماخی – که آنهم مقدار کثیری ابریشم در آن تولید می شد– و اینکه مسیر این دو شهر به طرف اسلامبول و ازمیر و اردبیل بوده است – تجار زیادی را به طرف خود جذب می¬کرد، از این مسیر کاروان¬های تجاری کالاهای خود را بین ایالات مختلف در سواحل دریای خزر از مانقشلاق در قزاقستان گرفته تا شیروان و شماخی و تا استانبول در ترکیه رد¬ و¬ بدل می کردند.
علاوه بر راههای ذکر شده، بردعه شهری بود که چندین راه از میان آن می¬گذشت. از یک سو، راهی از آنجا به سوی تفلیس کشیده شده بود که از میان شهر گنجه می¬گذشت. در آن زمانی که برذعه به صورت شهر بسیار بزرگی درآمده بود راهی از آنجا به سوی دربندکشیده شده و از شماخی می¬گذشت از تمام کشورهای غیرمسلمان به آنجا برده می¬بردند. بردگانی از یونان، پچناگ و خزر و غیره به تمام این مناطق آورده می¬شد. گذشته از آن راهی به سوی طرابوزان وجود داشت. به طوری که در آغاز این راه از دوین می¬گذشت، ولی زمانی که این راه را از دوین به آنی انتقال دادند حکام آن پلی بر رود آرپاچای زدند، این مسیر آنی به طرابوزان خیلی بهتر از راه بسیار طولانی بود که از دوین می¬گذشت. برای راه آنجا به دربند نیز پلی بر رودخانه¬ی سامور