بارت، می‌، ، انجمن

رویدادی را می‌ طلبد که حد و مرزی برایش بگذارد. یعنی چیزی که راوی را از رؤیایی‌ که درآن غرق شده بود، خارج سازد. این هم مشتمل بر علت رفتار انسانی ‌است. بارت این سنت را (سنت رفتار و کردار) نام می نهد.
واحد سوم: (‌که بر هر آدمی مستولی می شود، حتی برای آنانی ‌که سرگرمی را در جشنهای پر سر وصدا دوست دارند). ایده ی (جشنی هست) به علاوه اطلاعات دیگر (منزلی در خیابان سن اونریه) مدلولی ‌است برای ثروتمند بودن خاندان لانته. جمله هم خود تحریفی از آنچه می توان یک ضرب المثل باشد. این واحد از یک سنت مخصوص حکمتی است، که متن به آن باز می گردد؛ نتیجه می ‌شود. بارت هم آن را سنت فرهنگی می‌ نامد.
این واحدهای سه گانه دربردارنده ی پنچ نوع سنتی است، که همه ی مدلولات به آن ملحق می شوند. و هیچ واحد خوانشی نیست، که جایی برای خود در آن پیدا نکند. این گونه های سنت قابلیت بازگرداندن را دارند بدون این که نظم وترتیبی به آنها داده شود. اما سنت ها همان کدهایی هستندکه بارت آنها را از متن استنباط می‌ کند وبه جنبه های‌ تأویلی، دلالتی‌، رمزی‌، اشاره ای و دلالتهای مخصوص رویدادها متصل هستند که عبارتند از :
1. کدهای تأویلی: مشتمل برعناصر فرمی متنوعی هستند،که زبان داستان برای تأویل دلالت جمله یا نقد این دلالت به کار می برند.
2. کدهای اشاره ای: مشتمل بر ارجاعات معرفتی ای هستندکه به فرهنگ وارد شده به متن اشاره می کنند. به این معنا نیست که بارت می خواهد معرفت علمی‌ متن را رصد کند؛ بلکه می خواهد تنها اشاره ای به نوع معرفت داشته باشد.
3. کدهای دلالتی: از آنجا نتیجه می شوند که هر خواننده ی متنی سعی می‌ کند هنگام خواندن در ذهن خود دلالتهای خطی برای‌ برخی‌ واژه ها و عبارات ایجاد کند، سپس این دلالتها را با همتاهای خود در عبارات دیگر در همان متن قرار می‌ دهد، وقتی هم احساس می کند، ریشه ی مشترکی برای‌ این دلالتهای پنهان وجود دارد؛ آن گاه (موضوع) داستان را معین می کند، که همان درونمایه ی آن است. وبا این فرآیند شخصیت اثر ادبی و پر بار بودن آن را درک می کنیم.
4. کدهای رویدادها: ‌شامل هر رویدادی در درون داستان هستند، از باز کردن در گرفته تا رویداد رمانس گونه است، آن هم با استناد بر اینکه رویداد تنها با تمثل زبانی درک می شود. چون ما رویداد را درک نمی‌ کنیم مگر با بیان آن است. در نتیجه نمی تواند جز نتیجه ی خوانش هنری باشد. و هر خواننده ی اثر داستانی رویدادها را به صورت ناخودآگاه تحت عنوان های‌ متنوعی‌ همچون رویدادهای قتل، دزدی و غیره … در ذهن خود می پاید.
5. کدهای رمزی:‌ بر اساس تصور ساختارگرایانه استوار هستند؛ یعنی دلالت از مبنای (تعارض دوگانه) سرچشمه می گیرد. این مبنا بر تفاوت میان عناصر سازنده ی متن، تحول آواها به مورفم هایی دال برای بیان گفتار، یا تعارض دوگانه ای که از میان دو جنس نشأت می گیرد استناد می کند. و در آغاز زندگی انسان شروع می شود. وقتی که کودک پدرومادرش را دوجنس متفاوت می بیند و این که خودش به یکی از والدینش شباهت وبا دیگری تفاوت دارد. اینها دو قطب هستند اولی آوایی و دومی انسانی است که نظام خود را بر متن القا می کنند، ومتن زبانی؛ نماینده ی این تعارض دوگانه می‌ شود. و در بلاغت زبان تجلی می کند. نظیر استفاده از تضاد وطباقی که خود عنصر بلاغی است، و بارت در تحلیل نظام رمزگان خیلی به آن توجه می کند.
در کنار جمله ها وکدها بارت نود وسه پاره استخراج می کند، که گاهی بر جمله ها وکدها و گاهی برمسائل ادبی و نقدی عمومی منعکس می شوند. و این پاره ها هر کدام حدود یک پاره ی کوچک تا پاره ی دو صفحه ای را تشکیل می دهد. عدد پنج (‌کدهای پنجگانه) هم عدد جادویی نیست. ممکن است این کدها در داستانی دیگر بیشتر یا کمتر باشند. و فرصت ساماندهی این نظام برای کسی که سعی در بهره وری‌ از آن می کند مهیاست.
اگر بخواهیم مثالی برای‌ مشتمل بودن واحدها بر سنت هایی (کدها)یی که مدلولات متن به آن ملحق می شوند، بزنیم. (ساعت الیزه بوربون هم اکنون نیمه شب را اعلام کرده بود) یک سنت مدلولی است، که به ثروت ومکنت دلالت می‌ کند. زیرا الیزه بوربون معنای ثروتمندی را می دهد. و در سطح دیگر برای همین ثروتمندی ‌مدلولات دیگری وجود دارند (سن اوبریه = ثروتمندان جنگ = پاریس بعد از بازگشت پادشاهی = داد وستد طلا … ).
و (در مقابل یکی از پنچره ها نشسته بودم) اینجا از سنت (رمز) بازگو می کند نه از سنت تضاد که گزیده ی آن که به صورت حد ظاهر می شود. چون پنجره حد فاصل میان درون وبیرون است؛ یعنی دو طرف تضاد است. و (زیر پرده های موّاج پنهان بودم) اینجا سنت (رفتار) علت فعل آینده را اظهار می کند آن هم پنهان شدن است. و (توانستم آن طور که می خواهم باغچه ی منزلی را که در آن طول شب می گذرانده ام، تماشا کنم) بار دیگر سنت (رمز) را با طرف اول تضاد اظهار می کند. بارت دو فهرست به کتاب خود ملحق می کند؛ اولی لیستی از رویدادها را شامل می‌ شود و دومی کلیدی برای مباحث پاره های‌ نود وسه گانه است.
درین بررسی عمیق بارت سعی می کند ازبینا متنیت در داستان پرده بردارد. یعنی‌ کنش وواکنش متن ها و تداخل آنها در یکدیگر که نقاب را از توهم ساختارخود کفا برمی دارد. با روشی که خیلی‌ شبیه روشی است که فوکو در آن سعی می کند هرچه دیده، گفته یا شنیده می شود با آگاهی یا بدون آگاهی به وسیله ی نویسنده و به وسیله ی خواننده در هر زمانی که باشد، بفهمد. برای‌ همین است که بارت ساختارهای اجتماعی و فرهنگی داستان را در متن کتابی آن بازسازی‌ کند. متنی که با هر خوانش جدید آن؛ لذتی و سرگرمی دیگری هم احساس می شود. از اینجا می توان گفت نقد – به عنوان خوانش ممتازی برای متن – نوشتن خلاق و جدیدی‌ است که در بعضی اوقات به هفت برابر متن ادبی نقد شده می‌ رسد. بارت – با آن – توانست یک متدی را پی‌ ریزی کند، که بسیاری از شاگردانش امثال دریدا، وژولیا کریستوا و ژ ژینه به دنبال اثر وی رفتند.

مطلب مرتبط :   مقتضای، عقد، ، -

3- متد (تل کل) در تحلیل نشانه شناختی‌ ادبیات :
انجمن تل کل110 جایگاه بلندی در فرهنگ فرانسه به طور عام و در نقد ادبی‌ فرانسه به طور خاص دارد. مجله ی آنان در آغاز دهه ی شصت و تا امروز بسیاری از متفکران و منتقدان بزرگ را به خود جذب کرد و گردبادی ازنقد درفرهنگ معاصر فرانسه برانگیخت.
این انجمن با انتشار مجله ی تل کل که فیلیپ سلرز به سال 1960 در پاریس منتشر می کرد کار خود را شروع می کند. مجله ی یاد شده مجله ای ادبی ونقدی‌ بوده که نامگذاری خود را از مجموعه ی مقالات شاعر پل والری که در ( کالج دی فرانس ) ایراد کرده بود الهام می‌ گیرد. واز همان شماره های نخست مجله مناقشه ها و جدل هایی که بنیانگذاران آن در نظر داشتند شروع می شود. این مسائل در توجه به فرمالیست های روسی و پایبند بودن به ایده های‌ فلسفی – زیبایی شناختی لنین و مائوتسه تونگ متجلی می شود. نویسندگان آن سعی داشتند از جنبش مائو وجریان های دانشجویی سال 1968 حمایت کنند وآنها را به داشتن پشتوانه ی تفکر نقدی بر اساس زبانشناسی ساختارگرایی‌ معاصر با پیروی‌ از دو سوسور و بهره گیری از استراوس و فروید دعوت نمایند.
پس از آن؛ گرایش آنان تغییر مسیر می دهد و بعضی از بنیانگذاران از آن کنار می کشند و دیگرانی هم مثل منتقد بلغارستانی‌ معروف ژولیا کریستوا به آن می پیوندد وبرخی از بزرگان ادبیات ونقد مانند: فوکو، رولان بارت، ژرار ژنت و تودورف هم به آن توجه می کنند.
با اینکه تشکیلات انجمن منسجم نبود و نوشته های اعضای آن مجموعه ای از مسائل متعدد وپیچیده را برمی انگیخت اما صفت غالب آن رد متدهای نقدی سنتی بود. و می خواستند نقد علمی ای پی ریزی نمایند که به مقولات آماده و مصرف شده باور نداشته باشد. و از همان ابتدا اعلام می کنند که هدف آنان تحلیل آثار هنری است جدای از هر سیاقی که از ادبیات بیگانه باشد. آنان انواع ادبی‌ را جدای از یکدیگر نمی دیدند. (بیداری فینگن) و آنچه لوتر یامون، ورتو، باتای، سلین و بوند نوشته اند؛ (کتابت جدید )ی است که همه ی انواع ادبی در آن ادغام می شوند چه شعر باشد یا نثر ورمان و…
در ابتدای امر انجمن از رمان جدید حمایت می کند با آلن رب گریه اختلاف نظر پیدا می کند و اورا یک فرمالیست محض توصیف می نماید. به خاطر این که – انجمن – در مرحله ی اول توجه خود را از مباحث دلالت مبتنی بر زبانشناسی ساختارگرا و مطالعه ی ادبیات از درون معطوف می کند و به خلاقیت ذاتی رها شده از هر متد سختگیرانه روی می آورد. و (رمان جدید) را و نویسندگان به حاشیه رانده شده از بورژوازی مانند مارکز دو ساد، جورج باتای‌، آنتونین آرتو و دیگران را معرفی می‌کند، به علاوه به فرمالیست های روس توجه می نماید، و گزیده هایی از آثار آنها را منتشر می کند، تودورف هم آنها را گردآوری می کند و در سال 1966 تحت عنوان (نظریه ی ادبیات) چاپ می نماید. انجمن تل کل نتایج مطالعات تحلیل روان شناسی را به کار می گیرد. ژاک لاکن، ژیل دولوز، را یاری وقیام دانشجویان و گرایش های اینترپولوژی

مطلب مرتبط :   موش، گربه، داستان، 1386: