ایمان، اومانیستی، اخلاقی، سکولار

دانلود پایان نامه
را از ظواهر تشریفات عبادتی چنانچه مراسم عشاء ربانی، تبیین می‏کند فراتر ببرد، و از هرگونه تقسیم و دوگانگی وجود، حتی عمیق‏ترین و عامترین دوگانگی را میان فاعل و موضوع114 کنار بگذارد، و به وحدت حقه حقیقی دست یابد؛ زیرا ذات حق، بالاتر و برتر از دوگانگی و تقسیم است. آن کسی که می‏خواهد به حریم ذات حق برسد، بایستی به این دوگانگی درونی خود، از طریق تعمّق، تأمّل، تفکّر و وجد و جذب، پایان دهد تا به حریم متعالی ذات حق وارد شود. ایمان، در درون این جنبش و نوسان روحی، در فضای امواجی است که در مرحله محو و فنا در ذات حق است. روح در این مرحله، تدریجاً به مطلق نزدیک می‏شود، و برای پیوستن به نقطه اولی، بر می‏گردد و ناگهان در نقطه می‏افتد و در او محو می‏شود. ایمان عرفانی، هرگز ایمان عبادتی و تشریفاتی را تحقیر و رد نمی‏کند، بلکه بالاتر از ایمان عبادتی، اوج می‏گیرد و در هر عمل عبادتی، حضور دارد و تا آنجا پیش می‏رود که از اعمال ظاهری عبادتی، فراتر رفته و در ذات حق محو می‏شود ( ابن بابویه ، محمد بن علی( شیخ صدوق ) ، 1380 ) .
متکلّمان ادیان، گاهی میان ایمان و تجربه عرفانی، به نوعی مغایرت قایل‏اند. آنها می‏گویند: فاصله و مسافت ایمان و خداوند، هرگز نمی‏تواند، واسطه بخورد. ولی عارفان تلاش دارند که ذهن را با معانی و مفاد بلا شرط عرفان، یکی ساخته و آن را با منبع هستی، ارتباط دهند و سرانجام، آنها را متحد سازند. امّا این مغایرت بسیار محدود است. قطعاً، تصوّف و عرفان، از این بُعد نامحدود میان موجود محدود و بی‏نهایت، به خوبی آگاهی دارد، و یک زندگی از مراتب ابتدایی«وحدت با ذات حق» را می‏پذیرد، و به ندرت توضیح می‏دهد که این زندگی، با مرحله «جذبه نهایی» چگونه صورت می‏گیرد. فرد مومن،در ایمان عرفانی، قطعاً، ایمان دارد؛ اگر او را، با این بینش درونی، و اشراق باطنی مورد مطالعه واقع کرده و ملاحظه نماییم. به مانند عشاء ربانی، عرفان نیز، یک نمود و شکلی از تجلّی ایمان است و قطعاً در قلمرو ادیان، همان‏طوری که عناصری از مراسم عبادتی وجود دارد، حتماً یک تصوّف و عرفان هم، در هر شکل ایمان، دیده می‏شود.
2-4-6-2 ایمان اومانیستی ( سکولار )
این مطلب، حتی در مورد نمود هستی‏گرایانه ایمان اومانیستی نیز، حقیقت دارد. البته، ملاحظه این نوع ایمان (اومانیستی) بسیار مهم و قابل اهمیت است؛ زیرا اومانیستی، خود را با نوعی«فلسفه بی اعتقادی به مذهب ومتغایر با ایمان» معرفی کرده و وانمود می‏کند. آری این تعریف در مورد ایمان، درست است، اگر ما، ایمان را « نوعی اعتقاد به هستی واعمال موجود ماورایی (خداوند) » تفسیر نماییم. اگر ایمان به عنوان فضای نوع ادراکی از هستی مطلق در رابطه با او، مطرح است، قطعاً اومانیسم نیز که به نوعی از هستی بحث می‏کند، به نمودی از ایمان، اشاره و دلالت دارد. اومانیسم محور هستی را انسان می‏داند. اومانیسم، نظریه‏ای است بر محور انسان و دین «انسانیت» است که اصالت دارد. حیات روحی، هنر، فلسفه، علم و سیاست، ارتباطات اجتماعی، اخلاق فردی، خلاصه همه چیز بر محور انسان می‏چرخد، و همه‏ی ادراک و مفاهیم و ارزش‏ها، تنها با محوریت انسان رقم می‏خورد. برای فلسفه‏ی اومانیسم، خدا و ماورای طبیعت، مانیفست انسان است. یعنی، این انسان است که حتی مفهوم خدا را می‏سازد. گرایش به مطلق و بی‏نهایت انسان، خود انسان است. در اندیشه اومانیسم، انسانیت به عنوان «خدا» مطرح می‏شود. همه این مفاهیم و ارزش‏ها به انسان بر می‏گردد و در هستی و نوع وجود گرایانه او، خلاصه می‏شود.
اگر، با این احساس، یک اومانیست بگوید: که گرایش مطلق او، انسان است، او، انسان را مطلق می‏بیند، منتهی در واقعیت محدود. تفاوت در اینجاست که شکل و نمود عشاء ربانی وعارفانه، بالاتر و برتر از محدودیتهای اومانیستی است و تلاش می‏کنند که به علاوه از انسان و محیط او، به واقعیت مطلق (خدا) برسند، درحالی که اومانیست، در همان محدوده ی خود، باقی مانده و درجا می زند.
به این جهت است که ایمان اومانیستی را، «سکولار» می‏نامند. قطعاً سکولاریسم با دو نمود و شکل ایمان که «مذهبی» نامیده می‏شوند، تعارض دارد. سکولار به معنی: «چیزی که تعلّق به پروسه‏های حوادث عادی روزمره دارد» نه این که در کنار آن به نوعی قداست محوری گرایش داشته باشد.
در زبان لاتینی و زبان‏های متنوع آن، می‏گوید: مثلاً کسی کفر آمیز سخن می‏گوید به این معنی که مفاهیم معبدی و قداستی را کنار گذاشتن : Being before The doors of Temple Profane دقیقاً به همین معنی سکولار است. اکثر مردم می‏گویند که سکولار هستند، آنها از این جمله ، این مفهوم را قصد دارند که «خارج از محتوا و مفاهیم معبدی» زندگی می‏کنند و این که آنها به «دخالت کلیسا» بی ایمان هستند امّا، اگر کسی، از مردم بپرسد که به راستی شما هیچ عقیده‏ای به واقعیت مطلق (خداوند) ندارید، آنها قویاً این حرف را منکر خواهند شد و در زمینه‏ی ادّعای این که: آنها منکر داشتنِ نوعی گرایش به خداوند هستند، آنها، یقیناً، تأکید خواهند کرد که آنها نوعی عقیده‏مند می‏باشند.آنها، نمود ایمان اومانیستی را با این حقیقت جایگزین می‏کنند که آنها «سکولار» هستند. امّا این سکولار بودنِ آنها، ایشان را از جامعه ایمان داران، بیرون نمی‏کند ( ژیلسون ، اتین ، 1371 ).
البته در اینجا، بسیار ضروری می‏نماید که شکل‏های متنوع ایمان اومانیستی را که از خود، نشان می‏دهد، تشریح می‏نماییم. آنجا که این نوع ایمان اومانیستی در قسمت بزرگی از دنیای غرب و فرهنگهای آسیایی، به طور زنده و پویا، حضور دارند. اگر ما بخواهیم، در تمایز ایمان‏ها، مشخصات و ویژگی‏هایی را مطرح سازیم که به وسیله‏ی آنها، هر یک از ایمان‏ها را توصیف کنیم، می‏توانیم بگوییم که مشخصه ما در تمایز ایمان‏ها، عبارت از این است که ما دوگونه ایمان داریم:
از این جهت می‏توانیم بگوییم که نمود هستی‏گرایانه، ایمان سکولاری و ایمان رمانتیک محافظه‏کارانه است. و نمود اخلاقی ایمان، ایمان یوتوپیایی مترقیانه. واژه‏ی رومانتیک در این مورد به تجربه بی‏نهایت در محدود اشاره دارد که در طبیعت و تاریخ، مشهود است ، و واژه‏ی Conservative در ارتباط با رومانتیک به تجربه حضور مطلق و بی‏نهایت در شکل‏های وجودی و هستی گرایانه طبیعت و تاریخ، تأکید می‏کند.
اگر کسی، امر قدسی را در یک گل که شکوفا می‏شود، در یک حیوان که حرکت می‏کند، در یک انسان که به عنوان واحد کل، نمود دارد، در یک ملت معین، در یک فرهنگ معین، در یک سیستم اجتماعی ویژه، ببیند، این انسان یک فرد رومانتیک محافظه کار است. برای چنین شخصی، داده‏های طبیعی و… مقدس است و همان داده‏ها، مفاد و تجلّی گرایش به مطلق (خداوند) است. همانندی و شباهت این نوع ایمان به ایمان مراسمی115 ، بسیار روشن است. ( خانجانی ، علی اکبر ، 1377 ، صص 54-1 ).
نمود رومانتیک محافظه‏کارانه ایمان اومانیستی، دقیقاً، همان ایمان مراسمی است که سکولاریزه شده است و خداوند در همه‏ی این نمودها، ظهور دارد. همه‏ی اقسام محافظه‏کارانه سیاسی و فرهنگی، از این نوع ایمان سکولاریستی، پیدا شده‏اند. این هم، ایمان است امّا ابعاد وجود مطلق (خداوند) که قبلاً پیش فرض می‏باشد، در این ایمان، پنهان و ناپیداست.
نقاظ ضعف و خطر این چنین ایمان (سکولاریستی) این است که ممکن است روزی تو خالی و پوچ از آب در آید. تاریخ پوچی و توخالی بودن چنین ایمان سکولاریستی را شهادت می‏دهد و نقاظ ضعف و خطرات تو خالی پایانی همه فرهنگ های سکولار را ثابت می‏کند. این نوع ایمان‏های سکولاریستی، بایستی دوباره به نمود ایمان مذهبی اصیل که منبع و سرچشمه آنهاست، باز گردند و بشریت را از پوچی وبیهودگی و توخالی بودن زندگی، نجات دهند ( همان ، 1371، ص 10 ) .
2-4-7 تیپ ها و نمودهای اخلاقی ایمان :
نمودهای اخلاقی ایمان ، با اندیشه «قانون» و قانونمداری مشخص شده‏اند. خداوند، خدایی است که قانون می‏دهد، قانون را به عنوان یک هدیه و به عنوان یک دستور صادر می‏کند. کسی می‏تواند به خداوند نزدیک شود که قانون او را اطاعت نماید. البته ما نمودهای قانونی ایمان مراسمی و ایمان عرفانی داریم و هیچکس نمی‏تواند به خداوند برسد مگر این که این قوانین را به طور مطلق اطاعت کند. امّا تفاوت مهمی میان این دو نوع قانون، وجود دارد. قانون در نمودهای هستی گرایانه، نوعی ذهنیت به روش‏های عبادی یا تمرین‏های اشراقی می‏طلبد، امّا قانون در نمود و تیپهای اخلاقی، تنها خضوع و تواضع می‏خواهد. تفاوت میان اینها، البته، مطلق نیست بدین جهت، قانون عبادتی، شامل شرایط اخلاقی است و قانون اخلاقی شامل شرایط وجودی است، امّا تفاوت‏های اینها، کافی است که خیزش و ظهور ادیان مختلفی را از این منبع اخلاقی قابل فهم و درک نماید. آنها تابع یک تیپ به خصوص و یا نوع دیگری هستند یک شخص می‏تواند نمودهای ایمانی اصولی (شریعتی) آداب و رسوم (سنتی) و اخلاقی را در سه نمونه ادیان، به خوبی ملاحظه نماید.
نمود شریعتی ایمان بیشتر در یهودیت تلمودی و اسلام گسترش یافته است و نمود سنتی و آداب و رسوم در کنفوسیوس چین غلبه دارد و نمود

مطلب مرتبط :   معرفتی، اخلاقی، فضیلتمند، انگیزه‌ی