اکولوژی، شهری، شهرها،، بوم

ارتقاء با مشارکت خود ساکنان صورت گیرد، چرا که تجربه نشان داده است، هر زمان که خود صاحبان خانه مساکن در جریان طرح ها و پروژه ها دخالت داشته اند، انجام طرح ها با موفقیت بیشتری همراه بوده است. و نتیجه این است که مسکن سالم تنها به دلیل تعداد یا مکان مناسب آن نیست، بلکه وجود نوعی هماهنگی و انسجام در میان سازه های مختلف پیرامون از اهمیت خاصی برخوردار است. هماهنگی میان سازمان های تامین کننده خدمات اجتماعی- بهداشتی و همه ی سازمان هایی که به نوعی در جریان برنامه ریزی و طراحی کلیه خدمات درگیرند نیز از جمله عوامل مهم برای ایجاد مسکن سالم به شمار می رود (بارتون و تسورو، 1391: 128).
2-3-23-2 دانمارک: فکر مجموعه های مسکونی اشتراکی21 از دانمارک شروع شد و پیدایش آن، در حقیقت، به سه عامل بستگی داشت. نخست جنبش مردم ضد فرهنگی دهه شصت میلادی که عامل افزایش تقاضا برای زندگی اجتماعی گردید؛ دوم گرایش و جانب داری جامعه از مجموعه های مسکونی کم تراکم با ارتفاع کم و در مقیاس کوچک؛ و سوم فشارهای جدیدی که در پی تغییرات اجتماعی اقتصادی و جمعیتی بر خانواده ها وارد شده بود. مجموعه های مسکونی نیز همانند خانه های آپارتمانی، که قبلا” ساخته شده بودند، برای ارائه خدمات روزمره بیشتری به ساکنان به وجود آمدند. این موارد شامل دسترسی به خدمات عمومی، تعامل اجتماعی و غیره… می باشد (شوئنوئر، 1389: 85).
2-3-23-3 انگلستان: مجموعه های مسکونی اشتراکی مشابه فکر ایجاد مجموعه های مسکونی کم ارتفاع مربعی شکل است که توسط ابنزر هاوارد، در ابتدای قرن بیستم، در پی ایده باغ شهرهای او در انگلستان ارائه و ساخته شد. مجموعه های مسکونی هومزگارث 22 و میدو وی گرین23 که هر دو در لچ ورث ساخته شده اند، دو نمونه از این نوع ساخت و سازها هستند. در این مجموعه ها تمام ساکنان به محل نظافت هر واحد مسکونی توسط کارمندان نظافتچی مجموعه انجام می گیرد. بر خلاف مجموعه مسکونی اشتراکی دانمارکی، که ایده طراحی آن بر اساس خانواده قرار گرفته بود، مجموعه های مسکونی انگلیسی برای افراد مسن، و خانواده های بدون بچه یا مرفه طراحی شده اند (همان منبع: 86- 85)
نظریات و دیدگاه های تحقیق
2-4 نظریات در حوزه پایداری اجتماعی و مجتمع مسکونی
2-4-1 نظریه اجتماعی و کیفی توسعه
تا حدود دهه1960، اصولا مفهوم عام توسعه در معنای توسعه اقتصادی به کار می رفت و به همین دلیل بر شاخص های کمی مثل افزایش تولید ملی و درآمد ملی و رشد جمعیت شهرنشین استوار بود. اما از دهه 1960 به بعد، تغییرات اساسی در نحوه نگرش به مفهوم توسعه و شاخص های آن به ظهور رسیده، که به نوبه خود اهداف و روش های برنامه ریزی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. از مهم ترین جریان های فکری و اجتماعی در این زمینه می توان به رواج مفاهیم کیفیت زندگی، رفاه اجتماعی و عدالت اجتماعی و مانند اینها اشاره کرد که نفوذ و تاثیر آنها همچنان رو به گسترش است. در شرایط کنونی، در کنار شاخص های اقتصادی توسعه، دو گروه از شاخص های اجتماعی و فرهنگی جایگاه محوری در برنامه ریزی و مدیریت توسعه پیدا کرده اند. در نتیجه کوشش های نظری و عملی زیادی در جهت ارائه مفهومی وسیع تر از توسعه صورت گرفته که بیشتر به ابعاد اجتماعی و کیفی توسعه و هدایت برنامه ریزی و مدیریت در راستای آن معطوف است. یکی از مظاهر عمده تغییر مفهوم توسعه، تحولی است که در نحوه نگرش سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به آن در طول دو دهه اخیر نسبت به این مفهوم به وجود آمده است. در واقع سازمان ملل متحد از الگوی جدیدی برای توسعه حمایت می کند که فراتر از توسعه اقتصادی به «توسعه پایدار» نظر دارد. در گزارش برنامه توسعه سازمان ملل متحد، زیر عنوان «گزارش توسعه انسانی 1994» با توجه به نیازهای همه جانبه مردم جهان و از جمله تامین امنیت اقتصادی و اجتماعی جوامع انسانی، الگوی جدید توسعه به صورت زیر معرفی شده است:
«پرداختن به چالش فزاینده امنیت انسانی، مستلزم الگوی توسعه جدیدی است که مردم را در کانون توسعه قرار می دهد. رشد اقتصادی را نه به عنوان یک هدف بلکه به مثابه یک وسیله تلقی می کند، فرصت های نسل آتی را نیز همراه با فرصت های زندگی نسل های حاضر مورد حمایت قرار می دهد و نظام های طبیعی را که حیات وابسته به آنها است، محترم می دارد. در تحلیل نهایی، توسعه انسانی پایدار توسعه ای است طرفدار مردم، طرفدار ایجاد شغل و سازگار با طبیعت. در این گونه توسعه، کاهش سطح فقر، اشتغال مولد، یکپارچگی اجتماعی و تجدید حیات زیست محیطی بالاترین اولویت را پیدا می کنند». (مهدی زاده، 1392: 46- 45).
2-4-2 نظریه اکولوژی اجتماعی شهری
کلمه اکولوژی از کلمه یونانی اویکوس به معنی مسکن- محل زیست- خانه و لوگوس به معنی دانش آمده است. در اکولوژی انسانی هرگونه محیط زیست انسان در رابطه با شکل زندگی گروههای انسانی مورد مطالعه قرار می گیرد که حاصل آن اکولوژی مسکن، اکولوژی روستایی، اکولوژی شهری، اکولوژی ناحیه ای و اکولوژی فرهنگی می باشد. می توان گفت که اکولوژیستها نقطه نظر کاملا” مشخصی دارند. آنها همه الگوهای زندگی را در بومهای معین بررسی می کنند. شاید اکولوژی شهری را ابتدا مکتب جامعه شناسی شیکاگو به جامعه علمی شناساند. اکولوژیستهای جامعه شناس، در زمینه الگوهای توسعه شهری و محل انتخابی گروههای انسانی و شهرها، به نظریه های تازه ای دست یافتند. اما برای جغرافی دانان بیش از همه ساخت داخلی شهرها، و موقع جغرافیایی آنها مورد توجه بود. بدینسان در اکولوژی شهری شرایط آب و هوایی، توپوگرافی، پوشش گیاهی، خصیصه های اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، قومی و نظام حکومتی در رابطه با ساخت داخلی شهرها، محل انتخابی گروههای انسانی و همه پدیده هایی که در محیط جغرافیایی شهر ظاهر می شوند مورد مطالعه قرار می گیرد. اکولوژی شهری مثل همه شاخه های دانش اکولوژی کلی نگر و جوامع نگر است از این رو در اکولوژی شهری تنها با یک شرکت تجاری یا صنعتی سرو کار نخواهیم داشت بلکه با گونه ها روبرو خواهیم بود مثل سازمانهای مالی، سازمانهای خدماتی، محلات شهری و… که مشخصات مشترک دارند (شکوئی، 1365: 166-165). اکولوژی اجتماعی، کنفدراسیونی از گروه های جامعه را در نظر دارد که با هم کار می کنند تا ارتباطات معنی دار، هم کاری و خدمات عمومی را در فعالیت های روزانه حیات شهری برقرار کنند و یک مفهوم شهر گرایانه از شهروندی را پرورش دهند؛ مفهومی که طبقه و موانع اقتصادی را کنار می زند تا خطراتی نظیر انحطاط اکولوژیکی در سطح سیاره یا تهدید هسته ای را به بحث بگذارد. این فکر وجود دارد که همکاری و هماهنگی درون و بین جوامع می تواند بر روندهای مخرب سیاست های متمرکز و قدرت دولت مرکزی استیلا یابد. بنابر ادعای اکولوژی اجتماعی، شهر می تواند به عنوان یک میدان اکولوژیکی و اخلاقی برای فرهنگ سیاسی متزلزل و یک شهروندی کاملا” متعهد عمل نماید (روزلند، 1378: 39). توجه کانونی به تنوع شهری به هر حال- اگر با اشتغالات ذهنی جاری تر سازگار شود به طریقی توسعه یافت که بر علم گرایی جامعه شناسی ایالات متحده امریکا در آغاز قرن بیستم پشت پا زد. اعضاء گوناگون مکتب شیکاگو برای توضیح توسعه و تفکیک شهرهای مدرن، بارزتر از همه استعاره های ارگانیگ یا بیولوژیکی استفاده کردند. از نظر ارنست برجس، رشد و سازمان شهر با عملکرد سوخت وساز در بدن انسان مورد قیاس بود. رودریک مکنزی (1967) نیز برای تحلیل روابط مردم با یکدیگر و محیط های آنان، و طرز کار رقابت، انتخاب و انطباق در زندگی اجتماعی و فضایی، مطالعه اکولوژی گیاهی را به مثابه مدل «اکولوژی انسانی» برگزید. ادعا های علمی جامعه شناسی اولیه، استاندارد، و بیشتر موضوعاتی زبانی هستند، اما تاثیر استعاره های ارگانیکی در اینجا در چارچوب دو شیوه ذهنی که رویکردهای مکتب شیکاگو را به زندگی شهری بیان کرده، ارزش توجه دارد. شهرها، نخست به مثابه نظام های پیچیده مبتنی بر فرآیندهایی دیده شده بودند که فراتر از طرح های عاملان اجتماعی می رفت. فرآیندهای شهری توسعه، تفکیک، سازمان و بی سازمانی، فی نفسه دارای درجه ای از استقلال بوده و همواره تحت بررسی یا کنترل منطقی نیستند. رابرت پارک می نویسد که (( شهر صرفا” یک شیء مصنوع نیست، بلکه یک ارگانیسم است. رشد آن اساسا” و به عنوان یک کل، طبیعی، کنترل ناپذیر و طراحی نشده است. اشکالی که شهر میل به قبول آن دارد، اشکالی هستند که بر کارکردهایی که به انجام آن خوانده می شوند دلالت داشته و با آن تطبیق می کنند (تانکیس، 1390: 53-52). در بوم شناسی شهری به این موضوع اشاره می شود که هر جا وضعیت بوم شناختی مناسب بوده است، شهر یا روستا رشد کرده و هرجا که شرایط محدود بوده، این دو رشد بطئی داشته اند. در این نوع بوم شناسی، شهرها نیز مرحله به مرحله رشد می کنند. شهرها با فرآیندهای رقابت، تهاجم و جانشینی که همه در بوم شناسی زیستی رخ می دهند، به صورت نواحی طبیعی سامان می یابند. به نظر گریفیت تیلور در روند بوم شناسی شهرها، مراحل تکوین به این ترتیب است:
الف) دوران کودکی، که پیدایش

مطلب مرتبط :   دادرسی، کیفری، حقوق، عدالت