انسجام اجتماعی و نواحی روستایی

دانلود پایان نامه
فروپاشی روستاهای پیرامونی؛
نابودی اراضی حاصلخیز و منابع تجدید نشدنی؛
تهدید و کاهش انسجام اجتماعی؛
جدایی گزینی فضایی؛
نابرابری و شکاف فزاینده طبقاتی؛
بزهکاری شهری و قانون‌گریزی؛
بیکاری پنهان و آشکار،
حذف فضاهای باز؛
افزایش مصرف سوخت و انرژی؛
وابستگی روزافزون به خودرو،
دسترسی نابرابر به امکانات و تسهیلات آموزشی و بهداشتی – درمانی؛
آلودگی روزافزون هوا و منابع آب‌وخاک و تخریب محیطی (همان:130).
2-3-2- خزش
پس از رسیدن کلان‌شهر به حدی از توسعه و گسترش خود به‌منظور تامین نیازهای جمعیت ساکن در آن لازم است منابع جدیدی تعریف شود؛ ازآنجایی‌که امکان تامین منابع در جوار کلان‌شهرها غالباً ممکن نبوده و با محدودیت‏های غیرقابل‌حذف روبروست، کلان‌شهر به‌ناچار اقدام به دست‎درازی به فضای دوردست می‏کند تا احتیاج خود را برآورده سازد (شاریه،1373: 291)؛ این دست‌درازی را می‎توان «خزش شهری» نام نهاد. خزش شهری از پی‎آمدهای گسترش شتابان کلان‌شهرها به‌ویژه طی نیم‌قرن اخیر است که موجب گسترش شهرها در نواحی روستایی پیرامون بوده و اغلب کاربرد آن بار منفی دارد. خزش شهری درواقع پراکندگی و گسترش نامنظم اجزای شهر در پیرامون آن است، که ویژگی‎های آن را می‎توان چنین برشمرد: پراکنش کنترل نشده‎ی رشد شهر بر روی زمین‎های روستایی؛ تراکم جمعیتی؛ تغییر کاربری زودهنگام زمین‎های کشاورزی و روستایی؛ گسترش بی‏رویه شهر به پیرامون؛ پراکنش شهر در امتداد جاده‎های منتهی به مادر شهر؛ گسترش‏های اتفاقی، بدون برنامه‎ریزی و نامنظم؛ و در بیشتر موارد به هم پیوستن سکونتگاه‎های سابقاً مجزا از هم (Audrey, 1985: 454).
در آغاز دهه 1970 میلادی و در ارتباط با رشد کلان‌شهری اصطلاح خورندگی چشم‌انداز نخست توسط بوم شناسان مورداستفاده قرار گرفت. منظور از این اصطلاح دگردیسی و امحا منابع ارزشمند زیست‌محیطی، به‌ویژه زمین‌های حاصلخیز و تولیدی کشاورزی روستایی پیرامونی است که در پی گسترش شهرها، به‌ویژه رشد بی‌رویه کلان‌شهرها، پدیدار می‌شود (سعیدی، شفیعی ثابت، 1390: 148). برمبنای آنچه گذشت، می‌توان در ارتباط با پیامدهای گسترش نامتوازن کلان‌شهرها، از دگرگونی در ارزش دارایی‌های محیطی، تحول زیرساخت‌های جوامع پیرامونی، ازدحام آمدوشد و زمان‌های رفت‌وبرگشت، تقلیل کیفی زندگی و از همه مهم‌تر، از میان برخاستن آرامش، سبزینگی و امنیت محیط‌های روستایی پیرامونی یادکرد.
بدین ترتیب، درنتیجه‌ی توسعه شتابان و به‌اصطلاح جهشی کلان‌شهرها، عرصه‌های ارزشمند روستایی جای خود را به ساخت‌وسازهای شهری می‌دهند و در پی آن، در اغلب موارد، زمین‌های کشاورزی پیرامونی گذشته از مواجهه با پدیده‌های کلان‌شهری، ازجمله خزش و خورندگی، در معرض پدیده‌های دیگری، همچون سوداگری زمین قرار می‌گیرند.
2-3-2-1- تعریف خزش شهری:
خزش شهری و اصطلاح خزش از میانه 1940 وارد ادبیات کاربری اراضی شده است و به‌عنوان پیشوندی برای کلمه شهر به کار گرفته می‌شد. بر همین مبنا خزش شهری (پراکنش افقی) الگوی نسبتا جدیدی در سکونتگاه‌های انسانی است که گرد هم آمدن اتفاقی مساکن با تراکم و توسعه نواری شکل تجاری ایجادشده و معلول کاربرد وسیع اتومبیل است. برخی دیگر از پژوهشگران خزش شهری را عبارت از توسعه کم تراکم، پراکنده، تنک و جسته‌وگریخته شهری، توسعه ناپیوسته و گسترش به‌طرف عرصه‌های خارج از محدوده و نواحی کم تراکم شهری همراه با تسلط اتومبیل‌های شخصی در حمل‌ونقل می‌دانند و یا گسترش شهر در اطراف و حاشیه شهرها و به سمت روستاها، یا در طول بزرگراه‌ها و یا گسترش بی‌برنامه کنترل نشده در سطح شهر خزش شهری تلقی شده است (افراخته 1392: 12) خزش شهری از پیامدهای گسترش شتابان مادر شهرها به‌ویژه طی نیم‌قرن اخیر و به معنی «اتفاق» گسترش شهرها در نواحی روستایی پیرامون است که اغلب کاربرد آن بار منفی دارد در این فرآیند که درنتیجه جابه‌جایی و تغییر مکان فعالیت‌ها از شهر مرکزی به پیرامون رخ می‌دهد گستره زیادی از جریان‌های سرمایه‌گذاری و فرصت‌های اقتصادی از مرکز به پیرامون تغییر جهت می‌دهند و یا به تعریفی دیگر از خزش درواقع گسترش بی‌رویه شهری و حومه شهری به لحاظ ساختار و کارکردی به‌سوی اراضی روستایی پیرامونی است. این گسترش ممکن است به شکل سکونتی مجموعه‌های شغلی – فعالیتی و یا فعالیت‌های صنعتی – کارگاهی باشد. پدیده خزش، مستقل از شکل گسترش، نشانگر حداقل نظارت بر رشد و نبود برنامه‌ریزی شهر است.
خزش شهری درواقع پراکندگی و گسترش نامنظم اجزای شهر در پیرامون آن است که ویژگی‌های آن را می‌توان چنین برشمرد:
الف: بخشایش کنترل نشده رشد شهر بر روی زمین‌های روستایی
ب: تراکم جمعیتی نسبتا پایین
ج: تغییر کاربری زودهنگام زمین‌های کشاورزی و روستایی
د: گسترش بی‌رویه شهر به پیرامون
و: پراکنش شهر در امتداد جاده‌های منتهی به مادر شهر
گسترش‌های اتفاقی، بدون برنامه‌ریزی و نامنظم و
(در بیشتر موارد) به هم پیوستن سکونتگاه‌های سابقاً مجزا از هم.