انسان‌ها، آیات، سختی‌ها، امتحان

ـ کشته‏اى است که خونش به رایگان است، و ترسانى که پناه خواه از این و آن است. فریبشان دهند با بستن پیمان، و مغرورشان سازند به نام ایمان».
1.9. تفاوت واژگان
1.9.1. ابتلا و ابلا
هر چند که در برخی کتابها تفاوت معنایی خاصی را برای این دو کلمه قائل نشده و هر دو آنها را به معنی آزمایش به وسیله خوبی و بدی آورده‌اند، ولی گروهی دیگر از لغت شناسان تفاوتی در نوع آزمایش برای هر یک از آنها بیان کرده‌اند. چنان‌که در مجمع البحرین آمده است:
«الحمد لله على ما أبلى و ابتلى یعنی سپاس خداوند را بر آنچه به وسیله نعمت‌ها و مشکلات می‌آزماید. گفته شده خداوند متعال او را به بلایی نیکو یعنی زیادی دارایی و سلامتی و جوانی آزمود و به (بلای بد) یعنی بیماری و فقر و سختی امتحان نمود.»
به عبارتی دیگر کلمه ابلا به آزمایش‌هایی گفته می‌شود که به وسیله نعمت‌ها و اموری انجام می‌پذیرد که ناخوشایند نیستند مثل مال و فرزند و … و کلمه ابتلا بیشتر برای امتحانی به کار گرفته می‌شود که وسیله آن امور ناخوشایند و مشکلات و سختی‌ها هستند.
1.9.2. بلا و مصیبت
همان طور که در معانی لغوی و اصطلاحی این واژگان گذشت، نزدیکی معنایی خاصی در این لغات به چشم می‌خورد که شناخت مشترکات و تفاوت‌های معنایی آنها در ادامه پژوهش می‌تواند تأثیرگزار باشد. هر سه واژه به غیر از معانی خاصی که برای آنها گفته شده است، کاربرد بسیار گسترده‌ای در معنای امتحان و آزمایش دارند که هم در موارد خیر و نعمت‌ها و هم در موارد ناخوشایند و گرفتاری‌ها به کار برده شده‌اند. لذا تفاوتی که می‌توان برای آنها قائل شد این است که واژۀ بلا اعم از مصیبت و فتنه است و در خصوص انواع آزمایش‌ها گفته می‌شود ولی واژۀ مصیبت چنانچه در نظر علامه طباطبایی نیز گذشت بیشتر در امور مکروه و ناخوشایند استفاده شده است و به امتحاناتی که بیشتر با سختی‌ها و گرفتاری‌ها همراه است، گفته می‌شود.
1.9.3. فتنه و بلا
همان طور که در معانی لغوی و اصطلاحی این واژگان گذشت، نزدیکی معنایی خاصی در این لغات به چشم می‌خورد که شناخت مشترکات و تفاوت‌های معنایی آنها مهم است. چنان‌که می‌توان گفت بلا اعم از فتنه و سایر آزمایشات است.
فتنه نیز که از آن به آزمایش شدید تعبیر کرده‌اند با توجه به معانی متعددی که برای آن آمده است در معنای اصطلاحی به آزمایش‌هایی گفته می‌شود که بیشتر در اثر گرفتاریهای اجتماعی ایجاد می‌شود و مشکلاتی که جامعه به سبب شبهه‌ناک بودن برخی امور به آن گرفتار شده و در نتیجه به اختلاف شدید و جنگ و خونریزی بین مردم می‌انجامد. چنانچه علامه طباطبایی نیز ذیل آیۀ ﴿وَ اتَّقُواْ فِتْنَهً لَّا تُصِیبنَ‏َّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَاصَّهً وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ﴾ می‌فرماید:
«فتنه عبارت از این است که بعضى از امت با بعضى دیگر اختلاف مى‏کنند در امرى که تمامى امت حقیقت امر را مى‏فهمند که کدام است، و لیکن یک دسته از قبول آن سرپیچى نموده، و آگاهانه به ظلم و منکر اقدام مى‏کنند، آن دسته دیگر هم که حقیقت امر را قبول کرده‏اند آنان را نهى از منکر نمى‏کنند و در نتیجه آثار سوء‌اش دامن‏گیر همه امت مى‏شود».
1.10. ضرورت آزمون
یکی از سنت‌های الهی که برای تمام انسانها، جاری بوده است، سنت امتحان و ابتلای الهی است.که خداوند متعال همه بندگان را به وسیله نعمت‌ها و یا بلاهای دنیوی مورد آزمایش قرار می‌دهد.
«خدا برای تربیت و پرورش جان انسان‌ها دو برنامه تشریعی و تکوینی دارد و در هر برنامه‌، شدائد و سختی‌ها را گنجانیده است. در برنامه تشریعی‌، عبادات را فرض کرده و در برنامه تکوینی‌، مصائب را در سر راه بشر قرار داده است. روزه‌، حج‌، جهاد‌، انفاق‌، نماز‌، شدائدی است که با تکلیف‏ ایجاد گردیده و صبر و استقامت در انجام آنها موجب تکمیل نفوس و پرورش‏ استعدادهای عالی انسانی است. گرسنگی‌، ترس‌، تلفات مالی و جانبی‌، شدائدی است که در تکوین پدید آورده شده است و بطور قهری انسان را در بر می‏گیرد.»
چنانکه خداوند متعال نیز می‌فرمایند:
﴿أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبینَ﴾ «آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها مى‏شوند و مورد آزمایش قرار نمى‏گیرند؟ و به یقین، کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد.»
همچنان که از مفهوم این آیات نیز برمی‌آید آزمایش الهی سنتی بدون تغییر است که به طور دائم و بدون محدودیت زمانی در طول تاریخ انجام پذیرفته است و مخاطب آن تمام انسان‌ها بوده و گروه و صنف خاصی را شامل نمی‌شود وحتی کسانی را که ادعای ایمان می‌کنند، در بر می‌گیرد تا مدعیان را از مؤمنین حقیقی جدا کند و علم ازلی خداوند نسبت به بندگان محقق شود. البته این بدان معنا نیست که چیزی در نظر خداوند مجهول است و با آزمایش بندگان مکشوف گردیده و پروردگار از آن اگاهی پیدا می‌کند بلکه «منظور از علم در اینجا ظهور آثار و شواهد عملى است، یعنى باید علم خدا دربارۀ مردم عملاً در خارج پیاده شود، و تحقق عینى یابد، و هر کس آنچه را در درون دارد بیرون ریزد، تا ثواب و جزا و کیفر مفهوم داشته باشد.»
از این رو نمی‌توان برای خداوند متعال متصور شد که برای کشف مجهولی انسان را می‌آزماید «بلکه تربیت عامه الهیه است، نسبت به انسان‌ها که او را به سوى حسن عاقبت و سعادت همیشگى دعوت مى‏کند، از این نظر امتحان است که با چنین تربیتى حال هر انسانى را براى خودش معین مى‏کند، تا بداند از اهل کدام خانه است، اهل دار ثواب است و یا دار عقاب؟»
اما ضرورت و اهمیت آزمون‌های الهی تنها به دلیل روشن شدن حقیقت و جوهر آدمی نبوده و اثر آن تنها نمایاندن استعدادها و توانایی‌های انسان نیست. بلکه پرورش استعدادها و رساندن انسان‌ها به کمالی که لیاقت و شایستگی آن را دارند، هدف غایی‌تر آن است.
«شداید و سختی‌ها و ابتلائات اثر تکمیل کردن و تبدیل‏ کردن و عوض کردن دارد، کیمیاست، فلزی را به فلز دیگر تبدیل می‏کند‌، سازنده است‌، از موجودی موجود دیگر می‏سازد‌، از ضعیف قوی و از پست‏ عالی و از خام پخته به وجود می‏آورد‌، خاصیت تصفیه و تخلیص دارد‌، کدورت‌ها و زنگارها را می‏زداید‌، خاصیت تهییج و تحریک دارد‌، هوشیاری وحساسیت به وجود می‏آورد‌، ضعف و سستی را از بین می‏برد.»
در آیات دیگری نیز خداوند متعال مسأله ابتلا و آزمون را به طور صریح و روشن یک سنت همیشگی الهی معرفی نموده و می‌فرماید:
﴿الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُورُ﴾
«همان که مرگ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازمایدکه کدامتان نیکوکارترید، واوست ارجمند آمرزنده.»
همان طور که در این آیه نیز مشاهده می‌شود از نظر قرآن کریم مسأله ابتلا و آزمون از جایگاه با ارزشی برخوردار است.
«غرض از تمام این همه تشکیلات و بود و نبود و آمدن و رفتن انسان‌ها در دنیا، این است که معیارهاى آزمون الهى به اجرا گذارده شود و وزنه وجودى هر کس در میزان ابتلاء سنجیده شود.»
آیات مشابه دیگری نیز وجود دارند که در خصوص ضرورت آزمون‌های الهی نازل شده و تأیید و تأکید بر اجرای این سنت جاریه الهی دارند. از طرفی دیگر دسته‌ای از آیات نیز به معرفی ابزار و وسیله‌های این امتحان‌ها اشاره کرده و مصیبت‌ها و انواع تنگناهای معیشتی انسان‌ها را به عنوان وسایل ابتلا معرفی می‌نماید. اما در عین حال گستردگی و زیادی اسباب و علت‌های آزمون به اندازه‌ای است که نمی‌توان به همین موارد توقف نمود بلکه هر چیزی که به نوعی با شئون انسان مرتبط باشد و در پیشرفت اخلاقی و معنوی او مؤثر باشد را می‌توان از عوامل ابتلا برشمرد.
اکنون پس از این بیان اجمالی در خصوص ضرورت سنت ابتلا در کلام الهی، به سراغ سخنان گهربار امام علی (علیه السلام) رفته و اهمیت آن را از نظر امیر المؤمنین (علیه السلام) بررسی می‌کنیم.
همان طور که در توضیح آیات قرآن نیز گذشت یکی از وجوه ضرورت سنت ابتلا، روشن شدن جوهر آدمی است که امام علی (علیه السلام) نیز مصیبت‌ها و سختی‌های روزگار را در همین راستا دانسته و می‌فرمایند:
«فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ»
«در دگرگونى روزگار گوهر مردان است پدیدار».
و در کلامی دیگر فرموده‌اند:
«عِندَ الاِمتِحان یُکرَم الرَّجُل اَو یُهان»
در هنگام امتحان و آزمایش است که مرد گرامى داشته شود یا خوار گردد.
«یعنى دگرگونى حالات دنیا نسبت به کسى، چون بلند مرتبه شدن پس از خوارى و یا به عکس، و مثل رو آوردن سختی‌ها بر او، باعث علم تجربى به حالات درونى، خوب یا بد، سرسختى یا سستى و فضیلت و رذیلت او مى‏گردد».
اما همان طور که در خلال آیات قرآن هم اشاره شد منظور از شناخت درون بندگان، جهل الهی به ضمیر انسان‌ها نبوده بلکه تمام آزمایشات برای این است که حالاتشان بر

مطلب مرتبط :