الگویی، نظامهای‌، وادبیات،

قادر می سازد مقدار زیادی از مواد حاشیه ای را کنار گذاشته، به صورت ساده ی ماده وقوانین ساماندهی آن تمرکز کنیم. همچنین شرح انتزاعی نظام؛ الگو و ابزاری قوی برای درک نحوه ی کار ساخت های پیچیده در زبان وادبیات است. و این بدان معنا است، که زبان طبیعی نخستین الگویی برای عالم است در حالی که زبان های متمایز(‌ شعر ، ادبیات‌ ، کدها … ) الگوهایی برای‌ نظامهای‌ فرهنگی متعددی هستند. و عبارتند از نظامهای‌ الگویی فرعی.
شاید هم زبان وادبیات بیشترین پیچیدگی را در میان نظامهای انسانی داشته باشند، کثرت عوامل ظاهری، و پیچیدگی ‌روابط درونی، و کنش های‌ لفظی آن، درک وفهم این نظامها را دشوار می نماید؛ اگر محال هم نباشد. و جنبه ی آوایی در زبان طبیعی شاهدی برای این مدعا است، چون تحلیل دقیق نظام آوایی‌ در هر زبان طبیعی صدها گونه ی آوایی متمایز را نشان می دهد، در حالی که تعداد آواهایی که می توان در یک زبان تشخیص داد به حساسیت توصیف کننده و دقت او و ابزاری که به کار می برد ارتباط دارد. و قوانین گردآوری این تعداد زیاد آواها پیچیده به نظر می آید. اما یک ماده ی حقیقی است که وجود دارد. وبه خاطر پیچیدگی اش تنظیم وسازماندهی آن یا درک کلیت کاربردی تداخل یافته ی آن بسیاردشوار است.

مطلب مرتبط :   حجاب، زنان، پوشش،، انقلاب