المحجوب، مؤلف، لغات، داستان‌ها

اعلای خود رسیده است و با آنکه کتاب در اواخر قرن پنجم یعنی دوره‌ی استیلای سبک بسیاری از آثار دوره سامانیان و غزنویان محسوب می شود (همان: 43) به جز مقدمه در بخش های دیگر آن اثری از تصنع مشهود نیست. کوتاهی جمله‌ها و به کاررفتن کلمات و ترکیبات اصیل پارسی از همه جای این کتاب مشهود است و سرگذشت ها و وقایع با چنان مهارت، حکایت گیرندگی خاص آن خواننده را همه‌جا مجذوب نگاه می دارد. (همان:45) نویسندگان کتب صوفیانه می کوشیدند حتی المقدور عین عبارت مشایخ را ذکر کنند و از این رو زبان آن گونه کتب معمولا از زبان رایج دوره نگارش کمتر است کشف المحجوب هم به لحاظ نثر و هم به لحاظ معنا از ظریفترین و شیواترین کتب عرفانی در زبان فارسی است (عابدی، 111:1390) سبک نگارش هجویری بر ساده‌نویسی استوار است. سبک او بر عموم ساده و طبیعی واکنده از لطف و احساس است و از جوشش طبع نویسنده در بیان معانی حکایت می کند. زبان خوش آهنگ و خالی از حشو و تعقید و بیانی روشن و برکنار از پرگویی ازمایه‌های امتیاز شیوه سخن و نگارش کشف المحجوب به شمار می‌رود. از لغات مجهور و نامأنوس خبری نیست مگر لغاتی را که در نثر معمول و متداول در فارسی نویسی آن گاه در «قرن پنجم» به کار رفته است. و اصولا این کتاب گرچه در قرن پنجم تألیف یافته است اما نویسنده آن حدود استعمال لغات و ترکیبات تازی را در حد نیمه دوم سده پنجم، یعنی دوران کمال واقعی نثر فارسی نگاه داشته است. در شیوه‌ پارسی نویسی او نیز تصنع و تکلف دیده نمی شود اگر چه نویسنده در جستجوی صنعت و تکلف نیست با این وصف در ابداع معانی و بیان دقایق، قدرتی کامل داراست در توصیف احوال و بیان آشفتگی های پنهان روح و روان آسانی چهره و دست و دارای قدرت و مهارتی کم نظیر است (همان:45) یکی از اهمیت های این کتاب اشتعال آن بر اختوای آن و اصطلاحات عرفانی فارسی است، دیگر سخنان شیخ است که در نقل آن‌ها سعی شده است عین لغات و عبارات ضبط شود و از این رو کتاب پر است از نمونه های دل‌انگیز از فارسی روان و ساده قرن پنجم شیوه نگارش کشف المحجوب گاه از حدود عادی متعارف بیرون می‌شود و به کلام منظوم نزدیک می‌گردد. از این رو برخی از سخنان منقول هجویری در کشف المحجوب سجع است. و شمار قدیمی‌ترین نمونه‌های نثر مسجع در زبان فارسی است عواطف لطیف بشری و تعالیم عالیه اخلاقی که در همه جای کتاب در تلو کنایات جلوه یافته است و نویسنده قصد بیان مستقیم و صریح آن را نداشته است. دقت و امانت او در نقل داستان‌ها آن چنان که خود ادعا می‌کند که سعی کرده است چیزی از اصل آن‌ها نکاهد، می‌کند و نکته‌یی به سائق حب ذات و علاقه به دودمان بر آن نیفزاید – اگر به راحتی عمل کرده باشد، ‌شایان تجس است.
هر چه درباب فصاحت کلام و روانی لفظ و افسون بلاغت و شمردگی عبارات اعجاز بیان نویسنده، کشف المحجوب گفته شود. کم است شیوایی سخن و فصاحت گفتار نویسنده همراه با قدرت و مهارت او در ادای مقصود، کتاب کشف المحجوب را در شمار یکی از اساسی‌ترین آثار مثنور فارسی درآورده است. ذکر 5 مورد ازدلایل ارزش ادبی کتاب به شرح ذیل.
1- گسترش واژگان مؤلف
2- نحو یا بلاغت ساختاری نحوی او
3- اسلوب داستان پردازی کتاب
4- استعمال آن مقدار زیادی اصطلاحات عرفانی کهن و زبان فارسی به ویژه کلمات معمول آن در زبان عرفانی…
5- ترجمه عبارات عربی
1- گسترش واژگان مؤلف:
اگر به لغات و ترکیبات این کتاب توجه کنیم، تنوع واژگان زبان مؤلف را که با در نظر گرفتن حجم کتاب، در وسیع‌ترین حد ممکن می بینیم و این خودگواهی است بر میزان بلاغت و هنر وانتخاب و احضار کلمه ها که یکی از مهمترین معیارها در آفرینش ادبی به شمار می‌رود. قدرت ترکیب سازی او و نیز دامنه پیشوندها و پیوندها و تنوعی که از طریق افزودن حروف اضافه، ایجاد می کند. در زبان فارسی کم نظیر است.
2- نحو یا بلاغت ساختاری نحوی او: آنچه هنر اصلی یک نویسنده را تشکیل می دهد، قدرت احضار کمله‌هاست به تناسب نیاز بدان مولف در ادای مقصود با تمام حواشی و سایه روشن‌های معانی کلمه که در آن مقام جایی برای مقوله ترادف وجود ند ارد. اما فراتر از مرحله تنوع واژگان و قدرت احضار کلمه، در دقیق‌ترین مفهوم و کاربردش. ‌آنچه قلمرو اصلی خلاقیت نویسنده را تشکیل می دهد آگاهی او از حوزه بلاغی و درجه رسانگی ساختارهای نحوی زبان است همان که عبدالقاهر جرجانی آن را «علم معانی نحو می خواند.» در این قلمرو است که مؤلف این کتاب براستی اعجاز می کند و تمام آنچه کتب بداغت به گونه های کلیشه‌ای وبی روح از مقوله خبر، انشاء و حذف و وصل… سخن می گوید «تنها در امثال این کتاب و تاریخ بیهقی است که بگونه ای زبده و خلاق مورد استفاده قرار می‌گیرد و مؤلف با آگاهی از اسالیب گوناگون بیان، در هر جای، میزان قدرت خلاقه خویش را نشان می دهد. گذشته از چیرگی در گزینش واژه‌ها و احاطه وی بر موارد خاص استفاده از ساختارهای نحوی میزان خلاقیت وی در حوزه تصاویر در خور کمال توجه است بی آنکه گرفتار استفاده از استعارهای زبان شعر شود و یا به افراط در آوردن مجاز و استعاره بپردازد.
3- اسلوب داستان پردازی کتاب: مادر ادبیات فارسی کتب قصص و حکایات بسیار داریم. نیمی از ادبیات منظوم و مثنور فارسی ر ا داستان، حکایت تشکیل می دهند. اما در کمتر کتابی، مانند کشف المحجوب، نویسنده به فن داستان پردازی به معنی دقیق کلمه توجه داشته است در این کتاب بسیاری از داستان‌ها دارای نوعی پیرنگ داستانی است و در توصیف فضای داستان و حالات قهرمانان و انتخاب «لحن» مناسب در گفتگوهای ایشان، این مولف اعجاز می کند در اغلب داستان‌ها قدرت توصیف نویسنده چشمگیر است (عابدی، 109:1390) زبان و لحن گفتار در مجموعه داستان‌های موجود در ادب فارسی همواره یک لحن و یک زبان است از شاه و گدا گرفته تا عالم و عامی و مرد و زن و کودک… همگان با یک زبان و لحن. که همان لحن و زبان نویسنده کتاب است و آنهم زبان کلیشه‌ای سنتی ادبیات هر دوره‌ای است. سخن می گوید اما در این کتاب مؤلف بسیاری از قهرمانان را واداشته تا با لحن و زبان مناسب طبقه یا محیط خاص خویش سخن بگویند مانند:
از ابوعبدالله الحسین بن علی بن ابی طالب، رضی الله عنها:
«واندر حکایات یافتم که روزی مر دی به نزدیک وی آمد و گفت یا فرزند رسول خدای – عزّ و جلّ – مردی درویشم و اطفال دارم، مرا از تو- قوت امشب می‌باید. «حسین وی را گفت: «بنشین که ما را رزقی در راه است تا بیارند.» بس بر نیامد که پنج صُرّه بیاورند از نزد معاویه اندر هر صُرّه‌ای هزار دینار، و گفتند که: «معاویه از تو عذر می‌خواهد و می گوید: این قدر در وجه کهتران صرف فرماید که تا بر اثر این، تیمار نیکوتر داشته آید «حسین – رضی عنه – اشار ت کرد که «بدان درویش دهید.» آن پنج صُرّه دادند، و از وی عذرها خواست که: «بسی دیر ماندی، ‌و این بسی بی خطر عطایی بود که بافتی، ‌و اگر ما دانستیمی که این مقدار است ترا« انتظار ندادیمی، ما را معذور دار، که ما از اهل بلاییم و از همه راحت دنیا بازمانده‌ایم و مرادهای دنیای خود گم کرده‌ایم، و زندگانی به مراد دیگران می‌باید کرد. «و مناقب وی اشهر آن است که بر هیچ‌کس از امت پوشیده باشد. والله اعلم. (همان:109)
ترجمه عبارات عربی
یکی از مظاهر هنر نویسندگی مؤلف قدرتی است که در ترجمه عبارات عربی از خود نشان داده که در عین برخورد داری از دقت. در کمال زیبایی است.
کتاب کشف المحجوب به لحاظ ارزش هنری و چیره دستی نویسنده در گوناگونی بیان و شیوه آوردن حکایات و داستان‌ها و انتخاب کلمات، درصدر میراث ادبی زیان فارسی قرار دارد، حتی اگر کسی محتوی آن را که بیشتر عرفان و تصوف و زندگی نامه صوفیان است با دید انکار بنگرد، نمی تواند چیره‌دستی شگفت آور نویسنده را در اسالیب بیان هنری منکر شود.
2-6-6 اوضاع سیاسی ایران مخصوصا خراسان
در بین سالهای 390 تا 470 که هجویری می زیسته اضطراب و هرج و مرج اوضاع سیاسی ممالک اسلامی خاصه ایران به حد کمال رسیده بود. ( انوشه، 130:1380) با قتل منصور (ابوالحارث منصور، 389-387) بر دست سردارانش محمود فرصتی یافت تا به عنوان کینه خواه امیر مقتول دعوی خویش را از سر گیرد،‌اما دریافت که دشمنانش،‌بگتوزون و فایق با ابوالقاسم سیمجوری ممکن است بسیار تواناتر از وی باشند،‌از این رو در بهار سال 389ق با آنها صلح کرد و بلخ وهرات را تحت حکومت خود نگه داشت. متحدان به محمود اعتماد نداشتند و عهد شکاندن به عقبداران سپاه وی تاختند،‌اما از غلبه بر محمود عاجز آمدند. جنگ از سر گرفته شد، و محمود در حوالی مرو شکست قاطعی بر متحدان وارد آورد. اگر محمود تمام سرزمین های جنوب جیحون را بدست آورد. حتی پادشاه چغانیان و دیگر شاهان شمال جیحون سیادت محمود را پذیرفتند، و او برادرش نصر را به حکومت خراسان منصب کرد. در جنوب جیحون قدرت به طور کامل از سامانیان به غزنویان انتقال یافت. (انوشه، 1380: 139)
داستان سامانیان پایان افسانه وار داشت. برادر جوانتر منصور بن نوح و عبدالملک که اسماعیل نام داشت از بند قراخانیان بگریخت و به خوارزم رفت

مطلب مرتبط :   صیغه‌ی، مراسم، عقد، خانوادهدر