افغانستان، شوروی، آمریکا، سیاست

دانلود پایان نامه

د که
طالبان از روابط آمریکا-سعودی در دهه ی 1920تقلید کنند.
یک دیپلمات آمریکایی در این باره بیان کرد که :طالبان احتمالا آنگونه که سعودی ها توسعه یافتند
گسترش خواهند یافت .یک آرامکو ، خطوط لوله ، یک امیر ، و قانون های بیشمار شریعت وجود خواهند
داشت ، بی آنکه پارلمانی باشد. ما می توانیم با اینها کنار بیاییم .»
اضافه براین بعضی از دیپلمات های آمریکایی به این عقیده بودند که طالبان گویا نیکوکاران موعود باور ،
همانند مسیحیان دوباره متولد شده از انجیل ، مقدسند و وجود آنها در افغانستان به نفع آمریکا است و در
واقع این جریان پیش برنده ی اهداف ایالات متحده در سطح منطقه می باشد . سیاست آمریکا نسبت به
طالبان در اواخر 1997، به دلیل بدتر شدن بحران اقتصادی و سیاسی در پاکستان دچار دگرگونی و تغییر شد
. مادلین آلبرایت ، وزیر امور خارجه ، اولین بیانیه ی عمومی آمریکا مبنی بر تغییر موضع آمریکا را در جریان
دیدار از اسلام آباد در نوامبر سال 1997 اعلام کرد . وی طالبان را به دلیل سیلست های تبعیض آمیزش
نسبت به زنان و …نفرت انگیز دانست .
متغییر های تاثیر گذار بر روابط متخاصمانه ی آمریکا و طالبان :
طالبان و پروژه یونیکال
به گفته احمد رشید ، روزنامه نگار پاکستانی ، در سالهای 1998تا1999، پشتیبانی طالبان از بن لادن ،
عدم پشتیبانی آنها از پزوژه یونیکال یا سازش با حریفان خود و حکومت جدید میانه رو در ایران ، توجیهات
و دلایل مضاعفی برای آمریکا ایجاد کرد تا در موضع خود نسبت به طالبان تجدید نظر کند . در سال 1999،
برنامه ی به چنگ آوردن بن لادن هدف اصلی سیاست آمریکا بود . هر چند که افراط گرایی اسلامی
افغانستان در حال گسترش بود و با گذر زمان ، می توانست ده ها بن لادن تولید و تقدیم جامعه کند .
گروه های فمینیستی و کلینتون
رد طالبان از سوی آمریکا ، عمدتا بخاطر فشاری بود که نهضت هوادار حقوق زنان در داخل آمریکا
اعمال می کرد . زنان افغانی فعالی چون زیبا شورش شاملی ، اکثریت هوادار حقوق زنان را مجبور به جمع
اوری امضاء برای بسیج آنها در حمایت از زنان افغانی و فشار بر کلینتون برای گرفتن موضع شدیدتری علیه ۵٨
طالبان کرد . 300گروه مربوط به زنان ، اتحادیه های کارگری و گروه های حقوق بشری ، آن بیانیه را امضاء
کردند . این نبرد ، بازتاب گسترده ای یافت ؛ زیرا ماویس لنو ، همسر کمدین معروف ، جی لنو ، متعهد به
پرداخت صدهزار دلار به این برنامه شد .
خانم کلینتون در یک سخنرانی در سال 1999، در این خصوص اظهار کرد : زمانی که افرادی معروف به
پلیس مذهبی ، زنان را وحشیانه بخاطر اینکه کاملا خودرانپوشانده اند یا بخاطر تولید صدای کفش هایشان
در هنگام راه رفتن کتک می زنند ، ما می دانیم که این تنها یک کتک فیزیکی نیست که دارای وجود خارجی
باشد بلکه تخریب روح این زنان است .
چنین سیاست و باورهایی ، سیاست دولت آمریکا را تحت فشار گداشت و آن را دستخوش تغییر کرد که
بارزترین نمود آن را می توان در برخورد ایالات متحده با گروه طالبان و القاعده بعد از حادثه 11 سپتامبر
سال 2001 مشاهده کرد.
3-2 – بررسی نقش آمریکا در تحولات افغانستان
برکسی پوشیده نیست که در جریان تحولات جدید افغانستان ایالات متحده آمریکانقش بسیار تاثیر گزار
ایفاکرده است. این کشور بعنوان رهبر ائتلاف جهانی علیه تروریسم در سر نگونی حکومت طالبان و بوجود
آمدن فضای جدید در افغانستان نقش برجسته ای داشته است.
نقش آمریکا در تحولات افغانستان را در چهار مرحله و دوره زمانی مورد بررسی قرار میدهیم تا با سابقه
دخالت آمریکا درتحولات افغانستان آشنا شویم این دورهها عبارتند از:
1ـ قبل از دوران جهاد و تجاوز شوروی در افغانستان 2ـ بعد از تجاوز شوروی و دوران جهاد 3ـ بعد از
پیروزی مجاهدین و خروج نیروهای شوروی از افغانستان 4ـ پس از حکومت مجاهد ین ودر دوران طالبان
-5 بعد از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر 2001 میلادی
1- 3-2- قبل از اشغال افغانستان
قبل از تجاوز شوروی سابق به افغانستان و آغاز جهاد بر علیه آن, آمریکا توجه چندانی به افغانستان
نداشت و حضور این کشور در افغانستان فقط در حد اجرای پروژههای اقتصادی خلاصه میشد واز نظر
سیاسی جایگاه خاصی در سیاست خارجی خود برای افغانستان و تحولات آن قائل نبودند و حتی کشورهای
غربی نیز سیاست خاصی راجع به افغانستان نداشتند.۵٩
در چند دهه اخیر آمریکا و حتی ممالک غربی توجه خاصی به افغانستان نداشته و میزان توجه آن درحد
جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی بوده و معمولا به خواستها و تقاضاهای کمک افغانستان توجهی نمیکرده
1 اند.
آمریکا این کشور را بعنوان حیات خلوت ابر قدرت شرق پذیرفته بود و فقط به افغانستان در حدی توجه
داشت که نفوذ شوروی فراتر از آن کشور گسترش پیدا نکند ، چنانکه به درخواست محمد داود مبنی بر
حمایت از دولت او در مقابل شوروی جواب مثبت از طرف آمریکا دریافت نشد.
در نتیجه، ایالات متحده قبل از تجاوز شوروی به افغانستان سیاست خاصی در ارتباط به آن نداشت واین
کشوراز جایگاهی در سیاست خارجی آمریکا برخوردار نبود و افغانستان برای آنها بعنوان حوزه نفوذ اتحاد
جماهیر شوروی پذیرفته شده بود.
2- 3-2- پس از اشغال ودر دوران جهاد
آمریکا بعد ازتجاوز شوروی سابق به افغانستان,احساس خطرکرده وسیاست خودراتغییر داد و به حمایت
ازمجاهدین پرداخت و با محکوم کردن تجاوز شوروی خواستارخروج آن کشوراز افغانستان گردید. آمریکا
در دوران جهاد از طریق پاکستان به حمایت مالی, تسلیحاتی از گروههای مجاهدین مقیم پاکستان پرداخت و
در پی ضربه زدن به رژیم کمونیستی کابل و اتحاد جماهیر شوروی بر آمد.
آمریکا از تجاوز شوروی به عنوان خطر توسعه کمونیسم بهره برداری کرد و برای ضربه زدن به شوروی
به حمایت نسبی مجاهدین برخاست و برای آسیب رساندن به اتحاد شوروی وتضعیف آن و پیش برد
اهداف و سیاستهای خود ، از مجاهدین حمایت کرد و مقدار کمک آمریکا در حد ضربه زدن به شوروی بود
2 نه در حد تقویت مطلوب گروههای مجاهدین.
انگیزه اصلی آمریکاازحمایت مجاهدین فقط به خاطر ضربه زدن به شوروی و جلوگیری از نفوذ آن به
کشورهای طرفدارآمریکابودوعمده اهداف این کشور منحصر به همین مورد میشد و سیاست خاصی برای
ایجاد حکومت جدید با ثبات در افغانستان نداشتند و به عبارت دیگر ایالات متحده بخاطر حمایت از مردم
افغانستان از مجاهدین پشتیبانی نمیکرد بلکه هدف آن کشور این بود که از افغانستان بعنوان سدی در مقابل
نفوذ کمونیزم استفاده میکرد.
بدون تردید ایالات متحده آمریکا یکی از مهمترین حامیان مالی و تسلیحاتی گروههای جهادی افغانستان
در دوران اشغال این کشور توسط شوروی سابق محسوب میشود.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد مزایای حاصل از وفاداری مشتریان و رابطه بین رضایت و وفاداری

1 – علی رضا علی آبادی, پیشین, ص259
2 – علی رضا علی آبادی, پیشین, ص260۶٠
این امر از سوی تصمیم گیرندگان سیاست خارجی آمریکابا ترس ازنفوذ کمونیزم و گسترش حوزه نفوذ
1 شوروی توجیه میگردید.
در واقع سیاست آمریکا دراین دوره زمانی این بودکه شوروی را در افغانستان زمین گیر کند و انتقام
شکست خود در ویتنام را از اتحاد جماهیر شوروی بگیرد.
از آنجایی که سیاست آمریکا دردوران جهاد,مهار اتحاد جماهیر شوروی و متوقف کردن آن بود ، بعد از
خروج نیروهای شوروی از افغانستان با اینکه حکومت داکتر نجیب االله بر سرکار بود و رژیم کمونیستی بر
کشور حاکم بود, افغانستان را به حال خود رها ساخت و این کشور را در میان بحران بزرگی تنها گذاشت.
با توجه به اینکه اکثر قریب به اتفاق گروههای جهادی هدف شان را شکست رژیم کمونیستی و خروج
نیروهای شوروی و استقرار دولت اسلامی اعلام کرده بودند آمریکا با به وجود آمدن یک حکومت اسلامی
دیگر در کنار جمهوری اسلامی ایران موافق نبود لذا بعد از پیروزی مجاهدین در استقرار دولت اسلامی
مجاهدین نه تنها هیچ کمکی نکرد بلکه در پی ضربه زدن به آن برآمد و این کار را از طریق پاکستان ابتدا با
حمایت از گروههای خاصی انجام میداد و سپس از آن با ایجاد گروه طالبان سیاست بی ثبات کردن این
کشوررا در پیش گرفت.
3- 3-2- پس از پیروزی مجاهدین
آمریکا بعد از پیروزی مجاهدین دیگر انگیزه ای برای حمایت از دولت اسلامی گروههای جهادی
نداشت چنانکه بعد از خروج نیروهای شوروی از افغانستان آمریکا به هدف خود رسید و مردم افغانستان را
تنها گذاشت و در قبال جنگهای داخلی بعد از پیروزی مجاهدین در ظاهر سیاست بی طرفی در پیش گرفته
و در خفا با حمایت از گروههای خاصی توسط پاکستان تفرقه افکنی میکرد.
سیاست اعلامی ایالات متحده آمریکا
پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان و به دنبال آن سقوط رژیم کمونیستی کابل ، انگیزه اصلی
آمریکا درتوجه به مسائل افغانستان از بین رفت.
درمقطع جنگ داخلی افغانستان, آمریکا بیشتر موضعی بیطرفانه ، همراه با توصیههای اخلاقی به مذاکره
2 برای ختم جنگ در پیش گرفت.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره روانشناسی اجتماعی و یکپارچگی اجتماعی

1 – عبد القیوم سجادی، ، جامعه شناسی سیاسی افغانستان، بوستان کتاب، فصل اول، 1380 ، ص218
2 – عبدالقیوم سجادی ، پیشین ، ص219۶١
سیاست واقعی و اجرائی ایالا متحده آمریکا
پس از تشکیل دولت اسلامی مجاهدین در