افغانستان، روسیه، نظامی، –

دانلود پایان نامه

وجود دارند که دولت شان را
در باره تنظیم سیاست آن کشور در افغانستان کمک می کنند. در انستیتوت ها واکادمی های شرق شناسی
این کشور، دیپارتمنت های افغانستان شناسی فعالیت دارند که در این سالها چندین اجلاس و نشست های
را با حضور داشت کارشناسان و شخصیت های علمی ـ فرهنگی افغانی برگزار نموده است و د ر این نوع
مجالس، بیشتر بر ایجاد میکانیسم موثر ، به هدف توسعه روابط بین روسیه و افغانستان ترکیز صورت گرفته
است. این نهاد های علمی ، بر علاوه آموزش زبان های افغانستان ، تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و اقتصاد
افغانستان را نیز مطالعه و مورد پژوهش قرار می دهند که این تناسب در کشور های دیگر ذیدخل در قضیه
افغانستان، به مراتب کمتر قابل توجه است.
در جریان مناسبات چندین دهه یی میان دو کشور ، روسیه بیش از چهل تا پنجاه پروژه بزرگ اقتصادی
را در افغانستان اعمار کرده است. این پروژه ها در هر حالت برای افغانستان اهمیت ویژه داشته و دارد. بناً،
این کشور در باز سازی آنعده پروژه های که زمانی خود آن را، به منصه اجرا گذاشته، بهتر و خوبتر می تواند
در باز سازی آن سهیم شود. با سهم گیری روسیه در بازسازی پروژه های ساخت خودش، مسلماً از یک
طرف ، تجار و سرمایه گزار هر دو طرف به اهداف اقتصادی خواهند رسید و از طرفی دیگر، سیاسیون نیز ٩٢
در عقب این تاجر و سرمایه گزاران موفق خواهند شد تا در چوکات های نهادینه شده ، ایشان را رهبری و
1 حمایت نموده و در استحکام روابط سیاسی بین این دو کشور ممد واقع خواهند شد.
سفر اخیر رئیس جمهور ، جمهوری اسلامی افغانستان در رأس یک هیئات بلند پایه به روسیه ، از دو
جهت قابل تأمل است ، در بعد ظاهری؛ امضای موافقتنامه های اقتصادی در خصوص سرمایه گزاری و دیگر
امور اقتصادی که در شرایط حاضر برای هر دو جانب سود بخش بوده و می تواند راه را برای توسعه
مناسبات دو کشور هموار سازد.
بعد دوم ، بعد سیاسی این مسئله است که در عقب این توافقات نهفته و بخش مهمی این سفر محسوب
می شود و آن عبارت از کسب حمایت سیاسی و جلب اعتماد آن کشور و بالعکس تعهد دولت افغانستان
مبنی بر اینکه ، خاک افغانستان مخل امنیتی برای روسیه و فضای امنیتی منظور نظر روسیه (جماهیر باز مانده
از اتحاد شوروی سابق در آسیای مرکزی) واقع نخواهند گشت؛ زیرا روسیه، حضور نیروی نظامی پیمان ناتو
را که روسیه آنرا جز رقابت دیرینه خود با اعضای این پیمان می داند ، بر فعالیت های آن مشکوک است. تا
آنجاییکه از لابلای اظهارات رسمی و غیر رسمی جانبین، استنباط شد؛ این سفر تا حدی به نتایج مورد نظر
خود هم دست یافت.
افزون بر آن اگر به گذشته برگردیم ، روسیه اولین کشوری بود که بعد از حوادث یازدهم سپتامبر 2001،
محموله های کمک های انسانی خویش را ، بدون مشایعت نیروی نظامی به افغانستان ارسال کرد و بعد از
آن ، در طول این سالها در بخش های مختلف از مواد ارتزاقی گرفته تا ادویه وغیره در مقاطع مختلف،
افغانستان را یاری رسانیده است.
افغانستان، یک کشوری با تاریخ طولانی و برخودار از یک سلسله ارزش های سیاسی و فرهنگی خود
است و نظام مبتنی بر حاکمیت قانون و برخاسته از اراده ملت در افغانستان ، مانند هر کشور دیگر دنیا ، یک
رکن مهم ادامه حیات است ، که پاسداری و حراست از آن بدون قوای مسلح نیرو مند ، ممکن نیست. بر
این اساس؛ این کشور به ساختن دو باره نهاد های نظامی و امنیتی خویش نیازمند است.
تا جایی که میدانیم روسیه برا ی کمک به افغانستان در تمام بخش ها به ویژه در بخش های نظامی
آمادگی اش را ابراز داشته است ؛ زیرا اکثر نهاد های نظامی افغانستان ، در گذشته هم توسط روسیه بنیاد
گذاری شده و هم در تجهیز و اکمال آنان با دولت های افغانستان همکاری داشته است. از این رو ، این
کشور مصمم است تا در قسمت آموزش و تجدید تربیت پولیس و اردوی ملی افغانستان نیز سهم گیرد.

مطلب مرتبط :   اسلام، آمریکا، گروه‌های، سوریه

1 – فاروق فردا «برررسی سفر آتی حامد کرزی رییس جمهور افغانستان به مسکو » ، بررسی های استرتژیک، به نقل از
، http://strategicreview.org/?p=30147سایت٩٣
4-3 – روسیه به دنبال نقش آفرینی بیشتر در افغانستان
روسیه به ویژه از زمان ریاست جمهوری پوتی ن ، در تلاش بوده تا به عنوان کشوری هنجارمند و نیز
قدرتی بزرگ ، مورد شناسایی قرار بگیرد. از طرفی به وضوح میتوان دوگانگی میان تمایل به همگرایی با
جامعه بین الملل که روسیه از این راه میتوانست هنجارمندی خود را اثبات کند و از طرف دیگر میل به انزوا
مبنی بر مدعای قدرت بزرگ بودن را در سیاست های این کشور مشاهده کرد. به بیان دیگر ، ترس روسیه
آن بود که تنها به یک «قدرت هنجارمند «تبدیل شود، حال آنکه روسها یک «قدرت بزرگ هنجارمند با
فضای باز بیشتر» را ترجیح میدهند.
بنابراین روسیه در دوره اول ریاست جمهوری پوتین با توجه به عرصه محدود امکانات این کشور،
رویکرد عملگرایی محافظه کارانه، مسامحه و مصالحه و در عین حال، فرصت طلبی راهبردی از کوچکترین
مجالها برای کسب بیشترین منافع را در دستور کار خود قرار میدهد .
مرور تحولات سیاست خارجی ، گواه تاثیر مثبت عملگرایی این کشور و افزایش احتمال تحقق اهداف
1 تعیین شده است و مشارکت خارجی آن با مهارت بهتری انجام میشود.
از سوی دیگر، بحران افغانستان اکنون به یک معضل جهانی تبدیل شده است. این بحران با دخالت
عوامل گوناگون و گذشت زمان، روز به روز پیچیدگی بیشتری پیدا کرده و امروزه به صورت یک مسئله غیر
قابل حل نمایان گردیده است. دستهای پنهان خارجی ، کشورهای همسایه، قدرتهای بینالمللی و اختلافات و
کشمکشهای احزاب و نیروهای گوناگون ، از جمله عوامل دخیل در تشدید و ادامه این بحران هستند و
شناخت عوامل و سیاستهای کشورهای مداخله گر ، از لوازم شناخت بحران افغانستان به شمار میآید .
یکی از این کشورها که شناخت نوع تعاملاتش با افغانستان ضروری به نظر میرسد، روسیه است. روسیه
از لحاظ سیاسی، اقتصادی و نظامی یک کشور مقتدر در منطقه است و این کشور به عنوان یک عضو دایمی
شورای امنیت ملل متحد، نه تنها در ارتباط با افغانستان، بلکه درسطح منطقه در امور سیاسی دارای نظرات
اثرگذار است .
بعد از گذار از مرحله تاریخی روابط میان روسیه و افغانستان ، این دو کشور با اولین سفر حامد کرزی
به روسیه در مارس سال 2002 وارد فصل جدیدی از روابط شدند که دیپلماتهای افغانی و کارشناسان روس
آنرا مرحله کیفی جدید ، که با احتیاط و دقت بسیار زیاد از جانب طرفین صورت گرفت، در روابط فی
مابین دو کشور میدانستند. شاید به دلیل خاطرات بد روسیه که از زمان اتحاد شوروی به یادگار مانده است،
مقامات کرملین به کرات بر عدم تمایل روسیه برای حضور در افغانستان در شکلهای قبلی تاکید کردهاند و
شاید این ادعا را بتوان در نوع روابط کنونی به صورت عینی مشاهده کرد .

مطلب مرتبط :   هجویری، ابوالقاسم، کرکانی، مریدان

– 1 الهه کولایی/علیرضا نوری، «عملگرایی پوتین و تغییر در رویکردهای سیاست خارجی روسیه (، » فصلنامه سیاست)، شماره ، 1389 2، ص226٩۴
اما آمریکا به تبع گرفتار آمدن در باتلاق این کشور ، تلاشهای زیادی را برای وارد کردن مسکو به این
معرکه به بهانه هایی چون مبارزه با موادمخدر و بازسازی نیروهای امنیتی افغانستان، مبارزه با ترورسیم و
کمک به برقراری امنیت در منطقه پی گرفته است. اما صرف نظر از این فشارها، افغانستان از جهاتی برای
روسیه دارای اهمیت است و از طرفی، افغانستان نیز چندان بی تمایل نسبت به حضور پررنگتر روسیه در
کشور خود نمیباشد.
4-4 – اهمیت افغانستان برای روسیه
در وهله نخست باید به این موضوع باور داشت که افغانستان ناآرام میتواند به منافع روسیه آسیب بزند .
روسیه با نگرانیهای ناتو در اوضاع کنونی افغانستان سهیم است و در صورتی که افغانستان در همسایگی
جنوبی روسیه به پناهگاهی برای تروریستها تبدیل شود ، مبارزه با افزایش تولید مواد مخدر در این کشور
1 برای مسکو آسان نخواهد بود.
با توجه به مخالفتهای فزاینده در میان کشورهای عضو ناتو و به بنبست
رسیدن راه حل نظامی در افغانستان و پیشبینی عقبنشینی آنها از این کشور ، احتمال بروز ناآرامی و هرج و
مرج کامل دور از تصور نمیباشد و شاید به همین دلیل است که روسیه برای جلوگیری از وقوع این سناریو،
به همکاری با ناتو تمایل نشان داده است .
با تأکید بر «نقش همسایگان افغانستان»، بازیگران اصلی در صحنه این کشور ، روسیه و پاکستان هستند
که هر یک اهداف و منافع خاص خود را در این کشور پیگیری میکنند. پاکستان در دستیابی به هدف اصلی
خود که عبارت از بهبود نقش منطقهای این کشور و بیثباتسازی افغانستان است ، تا حد زیادی موفقیت
کسب کرده است ، اما برای روسیه، ثبات و امنیت در افغانستان حائز اهمیت است و حتی در برقراری ثبات
این کشور تلاش هم میکند
یکی دیگر از دلایل اهمیت افغانستان برای روسیه ، این است که روسها نگران ورود اسلام رادیکال از
طریق افغانستان به منطقه آسیای مرکزی که در آن دارای منافع حیاتی میباشند ، هستند. اسلام در روند
شکلگیری هویت ، ساختار کشور، دیدگاه جهانی و نیز تعامل روسیه با جهان خارج ، نقش مهمی را ایفا
نموده است. نیروی محرکه