افغانستان، روسیه، شوروی، جمهوری

دانلود پایان نامه

رفت و آمد کنند و هر دو امپراطوری در افغانستان دارای امتیازات تجارتی خواهند بود .
از این تاریخ به بعد ، افغانستان به منظور حفظ آسیای مرکزی وکشور پهناور هند ، به حیث کشور حائل
میان این دو قدرت برسمیت شناخته شد. تا اینکه ، سرانجام در سال 1919م پس از جنگ سوم افغان و
انگلیس ، افغانستان استقلال خود را بدست آورد. این در حالیست که روسیه تزاری بالاثر انقلاب بلشویکی
1 اکتوبر سال 1917 دستخوش دگرگونی های بنیادی شد و اتحاد شوروی وقت ، جانشین آن گردید.
با اعلان استقلال افغانستان، روسیه اولین دولت بود که استرداد استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت
و در تاریخ 21 ماه می سال 1919 با دولت جوان افغانستان تحت زعامت غازی امان االله خان، روابط
دیپلوماتیک برقرار نمود. در پی بر قراری مناسبات دیپلوماتیک، به تاریخ 28 فبروری سال 1921 معاهده
دوستی و حسن همجواری بین این دو کشور به امضاء رسید که این امر، تهداب روابط حسنه بین دو کشور
2 را پی ریخت.
اعلیحضرت امان االله خان با درک موقف دولت شوروی ، با مهارت عمل نمود و محمد ولی خان دروازی
را عازم آن کشور ساخت؛ تا تمنیات نیک دولت مستقل افغانستان را به زعامت جدید آن کشور رسانیده و از
آن طریق درکنفرانس صلح پاریس شرکت نماید.
در 27 نوامبر 1926 معاهده دوستی و عدم تعرض بین دولتین افغانستان و شوروی به امضاء رسید.
مناسبات افغانستان و اتحاد شوروی در عصر امانی، عمیق تر از روابط با سایر ممالک بود. سفر اعلیحضرت
غازی امان االله خان به مسکو ضمن سفر به سایر ممالک اروپائی ، مبانی این روابط را استحکام مزید بخشید.

1 – http://www.mashal.org/content.php?c=tarikhi&id=00080
«-2 موفقیت بزرگ تازه رهبری جمهوری اسلامی افغانستان در عرصه سیاست خارجی » ، به نقل از سایت /http://www.pesarlay.com
index.php/analysis/2-2009-02-23-12-53-34/230-1389-11-06-20-49-27.html٨٩
همکاری بین افغانستان و شوروی در عرصه های مختلف به شمول کمک های مالی ، طیارات و پرسونل
تخنیکی مورد ضرورت افغانستان ، در مقاطع مختلف وقتاً فوقتاً ادامه یافت.
درنیمه دوم قرن 20 (بعد از سال 1950) شوروی همکاری های اقتصادی خود را به افغانستان افزایش
داد. در بین سالهای 1978-1954 م افغانستان، کمکی بیش از 1 میلیارد دالر به شمول کمک های قابل توجه
نظامی از اتحاد شوروی دریافت کرد. به همین ترتیب ، درسال1973م، دوکشور موافقت کمک 200 میلیون
دالری را در بخش های نفت و گاز، تجارت، ترانسپورت ،آبیاری و صنایع ساختمانی اعلام داشتند که این
کمک ها در موفقیت پلان های بزرگ اقتصادی افغانستان(پلان پنج ساله اول) موثر واقع شد.
در پی تجاوز شوروی به افغانستان در سال 1979 م ، ضربات مهلک و کوبنده مالی و جانی بر این کشور
وارد گردید. با این حال نیز ، طبق معلومات بدست آمده ، به منظور تقویت بنیه اقتصادی و بازسازی اردوی
این کشور دولت شوری به رژیم ببرک کارمل مبلغ 800 میلیون دالر کمک نمود. که این کمک ها تا هنگام
1 حاکمیت داکتر نجیب و حتی پس از خروج ارتش سرخ در فبروری سال 1989م هم ادامه یافت.
پس از سقوط رژیم کمونستی و رویکار آمدن دولت اسلامی (حکومت مجاهدین) و به تعقیب آن ژیم
طالبان در افغانستان ، یک دوره گسست نسبتاً طولانی، در روابط این دو کشور رونما گردید. تا اینکه، دولت
کنونی در نتیجه توافقنامه بن تشکیل شد.
با ایجاد اداره موقت ، فصل نوینی در روابط خارجی افغانستان گشوده شد و روسیه یکی از کشورهای
بود که در جلسه بن به عنوان عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل متحد، در مسئله افغانستان نقش فعال
داشت. «از سال 2002 ملاقات ها به سطح عالی بین رهبری جمهوری اسلامی افغانستان و فدراسیون روسیه
، شکل منظم اختیار نمود. در ماه اگست سال 2007 بین حکومات جمهوری اسلامی افغانستان و فدراسیون
روسیه ، موافقت نامه ای راجع به حل مسئله قروض افغانستان که به 11.1 میلیارد دالر می رسید ، امضاء
2 گردید».
با این حال ، روابط بین این دو کشور در چارچوب فضای بوجود آمده ، باتوجه به اوضاع برخاسته از
تحولات سیاسی در منطقه و ژئوپولیتیک نوین افغانستان ، وارد یک مرحله دیگری شد که زمینه ها ، گرایش
ها و چگونگی آن را در ابعاد مختلف ، در این جا مورد مطالعه و مداقه همه جانبه قرار می دهیم.
4-2 – زمینه ها و علایق مشترک
طوری که قبلاً نیز تذکر بعمل آمد، در واقع روابط فی مابین روسیه و افغانستان، حاصل یک سلسله پدیده
های تاریخی و جغرافیایی است که یا به شکل طبیعی و یا هم به شکل زایشی ، در مراحل مختلف زمان ، در

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه انتخابات ریاست جمهوری و اخوان المسلمین

1 – http://en.wikipedia.org/wiki/Afghanistan%E2%80%93Russia_relations
2 – موفقیت بزرگ تازه رهبری جمهوری اسلامی افغانستان در عرصه سیاست خارجی، » پیشین .٩٠
راستای استحکام مناسبات این دو کشور نقش اساسی را ایفا نموده وخواهد نمود. این زمینه ها و فرصت
های مناسب و سازنده ، برای گسترش و جهت دهی روابط هر دو کشور حایز اهمیت مزیدی می باشد. با
توجه به وضعیت موجود در منطقه بهتر از هر زمان دیگر ، فرصت ها طوری مساعد شده است که ایجاب
می کند تا این دو کشور از مش اتصال گزینی پیروی نموده و چالش های مشترک و تهدید کننده منافع هر
دو کشور را در همآهنگی با یکدیگر ، از فرا راه شان برچینند.
روسیه پس از فروپاشی اتحاد شوروی وقت ، خود را یگانه وارث و ممثلی بی چون و چرای شوروی
می داند و به مناطق پیرامونی خود، از دیدگاه ساحه نفوذ می نگرد. از این رو، علایق روسیه همواره چه از
لحاظ سیاسی و امنیتی و چه از لحاظ اقتصادی ، بر مناطق حاشیه یی این کشور بیشتر متمرکز است. در
شرایط کنونی ، روسیه از هر لحاظ مایل است ، تا بر تاثیر گذاری و ایفای نقش منطقه یی و جهانی خود
بیافزاید و در مسائل بین المللی مسئولیت پذیری بیشتری از خود تبارز دهد.
دولت نو پای جمهوری اسلامی افغانستان که به کمک مساعی و همکاری جامعه جهانی شکل گرفته ، از
نه 9 سال بدین سو موفق شده تا جایگاه جهانی این کشور را احیا نماید و در خط مقدم معضلات بزرگ
در منطقه، وجیبه بین المللی خود را ادا نماید. در این مدت، به رغم تلاش های پیگیر و تحمل قربانی های
بی شایبه مالی و جانی در جهت زدودن چالش های روییده و تصنعی، هنوز هم از نواحی مختلف، منافع
حیاتی و مهم این کشور بالقوه تهدید می گردد و این تهدیدات محسوس ، به مثابه بار سنگینی فرا راه توسعه
کشور قرار دارد.
با در نظر داشت محورهای مشترک در مناسبات این دو کشور، هر دو جانب (افغانستان و فدراتیف
روسیه) به اهمیت روابط شان در شرایط موجود پی برده و در مواردی به نتایج یکسان دست یافته اند. بی
تردید ، ضرورت تحکیم روابط افغانستان با کشورهای بزرگ و کوچک منطقه ، بر اساس نیاز مبرم و
یکجانبه افغانستان نه ، بلکه بر بنیاد ایجاب شرایط محیطی و حراست از مناقع ملی همه این کشور ها ، در
جهان و منطقه استحکام می یابد.
ژیوپولیتیک کنونی افغانستان، همچون گرهگاه منافع کشورهای بزرگ جهان و کلیه کشورهای منطقه، با
در نظر داشت اوضاع جاری ، از ابعاد مختلف آن ، قابل ارزیابی است. در بعد داخلی ، ضرورت های
توسعه یی و زیر بنایی افغانستان در عرصه های مختلف ناشی از تخریبات بحران چند دهه گذشته ، یک و
جهه این امر است، اما آنچه که منطقه را به هم پیوند میزند؛ درک عواقب اوضاع فعلی است که آینده کل
منطقه را به ابهام مواجه کرده و موجب نگرانی این کشورها را فراهم آورده است.
از اینجاست؛ که روسیه با در نظرداشت منافع حیاتی خود ، در پی تحکیم روابط متداوم با افغانستان بر
آمده است که اسقرار صلح و ثبات در افغانستان و رفع بنیادی معضلات روبه گسترش ، از پیش نیاز های آن
است. ٩١
با درک این واقعیت ، معلوم می شود که هر دو جانب (روسیه و افغانستان) در پی شناسایی زمینه ها
برای مشارکت فعال و ایفای نقش سازنده یکدیگر اند. تا مشترکات را در مناسبات شان برجسته ساخته و از
در تعامل مثبت به هم آیند.
روشن است که افغانستان و فدراتیف روسیه مناسبات تاریخی و دوستی سنتی دارند. اما فاکتورهای که
دوام مناسبات دوکشور را برای امروز و فردا تضمین می نماید، وجوهات مشترکی اند که در روابط این دو
کشور وجود داشته و یا هم در مواردی جدیداً رونما شده است. این پیوند ها ، بنابر اقتضای زمان می باید
در مقاطع معین ، نظر به شرایط و امکانات ، صیقل یافته و در مواقع مناسب تجدید آرایش شوند.
افغانستان یک کشور مسلمان است و فدراتیف روسیه همچنین هفت جمهوری مسلمان نشین دارد که
نفوس مجموعی آن ها ممکن به صورت تقریبی ، معادل نفوس افغانستان باشد و هر یک از این جمهوری ها
به علاوه آن که تابع قانون اساسی فدرال اند، قوانین اسلامی خود را دارند و از لحاظ مساحت و نفوس، به
مراتب از برخی کشورهای آسیای میانه، بزرگتر و دارای امکانات بیشتر اند. بر پایه این واقعیت؛ گفتنی است
که نزدیکی فرهنگی نیز میان دوکشور از امکان بعید نیست.
فدراتیف روسیه بر اثر مناسبات بیش از نود ساله ، افغانستان را از هر لحاظ، نسبت به هر کشور دیگری
دنیا خوبتر و بهتر می شناسد. در فدراتیو روسیه افغانستان شناسان مسلکی ای