افغانستان، امریکا، نظامی، سیاست

مناطق این کشور مورد تهدید جدی قرار بگیرد.
مقامات امریکایی بحران به وجود آمده متأثر از حوادث 11 سپتامبر 2001 را موقعیتی عالی تشخیص دارند تا
با نظامی کردن محیط بین المللی ، حضور خود را به بهانه استقرار امنیت جهانی توجیه کنند. آنها به منظور
کنترل مناطق ژئوپولتیک حضور نیروهای نظامی خود را ضروری قلمداد می کنند.۶٨
تخلیه موقعیت ژئوپولتیک بعضی از کشورها و کنترل منابع انرژی منطقه:
آنچه مسلم است اهداف استراتژیک امریکا با مسئله نفت و گاز پیوند خورده است. بنابراین این کشور بر
حضور نظامی، اقتصادی و سیاسی خود در ماورای قفقاز و آسیای میانه تأکید دارد. اما می توان گفت از
مشکلات اصلی برای استقرار نظم هژمونیک مورد نظر امریکا در منطقه، عده ای از کشورها بوده که بیش از
دو سه دهه سیاست های امریکا را در خاورمیانه و شمال افریقا با مشکلات جدی مواجه کرده. در رابطه با
این موضوع امریکا ، بعضی کشورها را تحریم کرد، در سطح بین المللی نیز فشارهای مضاعفی برای منزوی
کردن این کشور اعمال کرد. اما دارا بودن موقعیت حساس و ژئوپولتیک و… در این منطقه مانع از اجرای
اقداماتی دیگر از جانب امریکا بر علیه این کشور بوده است. در این رابطه برای ترانزیت انرژی آسیای
مرکزی به آب های بین المللی و بازار آزاد، به رغم اینکه کارشناسان و نخبگان اقتصادی مسیر ایران را
بهترین و مناسب ترین راه می دانند ، دخالت های بعضی سلطه گران و نفوذ منطقه ای این کشور ها سبب
شد تا این موضوع پس از یک دهه طرح و بررسی هنوز به مرحله اجرا گذاشته نشود. می توان گفت امریکا
با استقرار پایگاه های نظامی در کشور های افغانستان و پاکستان می تواند منابع عظیم انرژی آسیای مرکزی و
دریای خزر را از طریق لوله افغانستان، پاکستان و دریای عمان به آب های آزاد منتقل کند. سلطه هژمونیک
امریکا بر منابع انرژی و لوله های انتقال صادرات نفت و گاز منطقه، امریکا را در نیل به اهداف مهمتری
یاری می رساند.
تنگ کردن حلقه محاصره ایران:
تخلیه پایانی موقعیت ژئوپولتیک آن کشور اخذ منابع و ذخایر انرژی منطقه، استقرار پایگاه نظامی در
ازبکستان ، حضور اطلاعاتی واقعیتی آسیای میانه و قفقاز ، تقویت پایگاه های نظامی و حضور در
آذربایجان، تحکیم روابط استراتژیک دفاعی، امنیتی در ترکیه لائیک ، استقرار حکومت وابسته در عراق،
استقرار حکومت های هوادار در افغانستان و پاکستان و ایجاد پایگاه های نظامی در این کشورها ، ادامه
حضور نظامی بالای باسلاح های مدرن و پیشرفته در خلیج فارس ، دریای عمان و تقویت پایگاه های نظامی
در سرزمین عربستان و… می تواند از نظر آمریکا و همپیمانان آن، حلقه ای محاصره ایران را کامل گرداند.
ممانعت از شکل گیری کانون جدید قدرت در منطقه:
امریکا در تلاش برای جلوگیری از قدرت جدیدی در منطقه است و می توان یکی از آن قدرت ها را
چین دانست. امریکا با حضور در منطقه می تواند کنترل خود را استمرار بخشد و با ایجاد و حمایت از گروه
های معارض در مناطق مرزی هر یک از سرزمین های کشور های مورد نظرش قدرت آنها را متفرق کند و
آنها را به مسائل حاشیه ای مشغول دارد.۶٩
مهار نهضت های اسلامی:
با اشاره به این که بخش اعظم کشورهای آسیای جنوب شرقی، خاورمیانه ، آسیای میانه و شمال افریقا
مسلمان هستند غالب جنبش های رهایی بخش منطقه ماهیت اسلامی دارند. بسیاری از این جنبش های
اسلامی که ساختار غیر دولتی دارند، اهداف و منابع منطقه ای امریکا را با خطرهای عمده ای مواجه ساخته
اند، گرچه دولت هایشان رویکرد مثبتی به سیاست های منطقه ای امریکا دارند. این جنبش ها امریکا را
دراجرای سیاست های خود با محدودیت هایی مواجه ساخته، از این رو اعلام اسامی تروریست های که بعد
از 11 سپتامبر 2001 از سوی مقامات کاخ سفید و معرفی کردن آنها برای رهایی از فشارهایی است که
متوجه مقامات این کشور می شود.
حل بحران خاورمیانه:
امریکا در تلاش است که بحران خاورمیانه را به نحوی حل و فصل کند. زیرا روشن است که استقرار
هژمونیک جهانی بدون حل این چالش غیر ممکن جلوه می کند. طرح مجدد صلح خاورمیانه بلافاصله پس
از شروع لشکرکشی به افغانستان و تار و مار شدن گروه طالبان، از سوی مقامات امریکایی در این مورد
تردیدی به جای نمی گذارد.
3- 3-3- اهداف بلند مدت:
انفجار سمبل های قدرت نظامی و اقتصادی امریکا بهانه ای لازم را در اختیار مقامات این کشور قرار داد
تا با حمله به افغانستان بار دیگر طرح نظم نوین جهانی را پیگیری کنند و با تثبیت هژمونیک بین المللی خود
توانایی این را پیدا کند تا با مدها و تفکرات دلخواه خود را در چارچوب ساختار بین المللی جاری سازند.
3-4 – موقعیت ژئوپلتیکی افغانستان برای امریکا
افغانستان به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی ممتاز، از لحاظ همسایگی ومجاورت با کشورها ورقبای دیروز
وامروز آمریکا از اهمیت بسزایی برخوردار است . آمریکا به خوبی توانست مهره ای همچون افغانستان را
انتخاب کند که علاوه برشرایط موجود دراین کشور ، موقعیت ژئوپلیتیکی ومرزهای آن را نیز بررسی نماید
وبه خوبی دریافت که با تسلط برافغانستان می تواند نفوذ وکنترل خود را در کشورهای ایران – روسیه
وچین اعمال نم اید واین گونه مرزهای خود را دراین سرزمین بگستراند . ٧٠
1- 3-4- جایگاه افغانستان در نظریات ژئوپولیتیک :
افغانستان به عنوان سرزمینی محصور در خشکی مکمل جغرافیایی راهبردی همسایگانش است واصولا”
کشوری که دارای موقعیت راهبردی باشد به ناچار بخشی از راهبرد های نظامی به شمارمی رود افغانستان
نیز از این پتانسیل برخوردار بوده است بدین ترتیب جاذبه های ژئوپلیتیکی افغانستان توجه ابرقدرتها را از
گذشته تا به حال به همراه داشته است اهمیت افغانستان که در قرون و19 18 با رقابت شدید بین روسیه
وبریتانیا اوج گرفت را می توان در تئوری قدرت دریایی ماهان مورد بررسی قرارداد . در آن زمان دسترسی
هرچه بیشتر به آبهای آزاد وتنگه ها در قدرت کشورها نقش بسزایی داشت . روس ها در آرزوی دسترسی
به آبهای گرم مترصد فرصتی بودند که به آب های خلیج فارس واقیانوس هند دست یابند واز طرفی بریتانیا
در تلاش بود با جلوگیری از رسیدن روسها به آبهای گرم تسلط خود رابر آبهای منطقه تداوم بخشند بنابراین
افغانستان به صحنه رقابت دو رقیب تبدیل شده بود .
امروزه نیز افغانستان درتئوری ماهان از اهمیت ویژه ای برخوداراست چون قدرت ها به واسطه حضور
در اقیانوس هند وخلیج فارس می توانند بر بخش اعظم انرژی دنیا نظارت داشته باشند لذا در تئوری ماهان
به تنها از اهمیت افغانستان کم نشده است بلکه به دلیل افزایش نقش انرژی این اهمیت بیشتر هم شده است
.
با ظهور ایالات متحده به عنوان قدرت جدید به خص وص دردوران جنگ سرد اهمیت افغانستان بیشتر
از منظر تئوری هارتلند مکیندر وریملند اسپایکمن قابل بررسی می باشد در اوج رقابت آمریکا وشوروی از
لحاظ ژئواستراتژیک ، افغانستان به دلیل واقع شدن در هارتلند مورد توجه دو قدرت شوروی وآمریکا واقع
شد . با طرح تئوری ریملند اسپایکمن آمریکا درصدد بود با تسخیر مناطق ریملند ، شوروی را در تنگنای
بیشتر قرار دهد ونقش افغانستان مضاعف شد. وبا واقع شدن افغانستان در تئوری های هارتلند وریملند پس
از جنگ جهانی و بالاخص دوران جنگ سرد این کشور نقش مهمی در سیاست کشورهای قدرتمند بازی
می کرد . با فروپاشی شوروی وپایان جنگ سرد گفتمان نظامی وموقعیت ژئوپلتیکی جای خود رابه گفتمان
اقتصادی وموقعیت ژئواکونومیک داد. ملاک قدرت در قرن بیست ویکم توانمندی اقتصادی در سطح بین
المللی است وبه همین جهت خاورمیانه وبه ویژه خلیج فارس ودریای خزربه دلیل داشتن این توانمندی از
مناطق مهم ژئواستراتژیک وژئواکونومیک خواهند بود وبازهم افغانستان به دلیل مجاورت با بیضی استراتژیک
وهمسایگی با کشور ایران مرکز هارتلند جدید براهمیت آن افزوده شد . امروزه با اهمیت یافتن منابع انرژی
1 هارتلند انرژی ، افغانستان می تواند اهمیت خود را در سیاستهای جهانی بیشتر نشان دهد.

مطلب مرتبط :   ، بدعت، اسلام، سعودی

1 ی – حیی صفوی و عبدالمهدی شیخانی ، « اهداف کوتاه مدت و بلند مدت ایالات متحده آمریکا در تهاجم نظامی به افغانستان»، فصلنامه علمی
پژوهشی جغرافیایی انسانی، سال دوم، شماره سوم، تابستان 1389، ص -25 1٧١
2- 3-4- حادثه 11 سپتامبر و واکنش ایالات متحده:
حوادث 11سپتامبرنقطه عطفی در سیاست خارجی امریکاوروابط بین الملل بود این رویداد در حالی
شکل گرفت که سیاست خارجی ایالات متحده در سردرگمی وابهام تئوریک به سر می برد چرا که با
فروپاشی شوروی وازبین رفتن رقیب ومواجهه شدن با دنیای تک قطبی ، ایالات متحده پابه عرصه جدیدی
گذاشت که در آن به عنوان یک هژمون پدیدار گشت وهیچ گونه دشمن مشخص ورقیب همترازی وجود
نداشت که ایالات متحده وسیاستمداران آن بتوانند خط مشی ها وتئوری های خود را در قبال آن ارائه دهند.
آمریکا دچار بحران تئوریک در عرصه سیاست خارجی خود شده بود ومترصد فرصتی بود که این بحران را
پشت سرگذاردودر دنیای تک قطبی جدید به عنوان هژمون این دنیا یکه تازی کند.
این دوران وخلا تئوریک ایالات متحده یک