افغانستان، آمریکا، مجاهدین، سیاست

دانلود پایان نامه

افغانستان هم با کمک همدستان خود در منطقه, به تفرقه
افکنی میان گروههای مجاهدین پرداخت وبا حمایتهای مستقیم و غیر مستقیم از پارهای گروهها ، جنگ و
1 درگیریهای سختی را از اواسط تابستان 1371 بر مجاهدین و دولت افغانستان تحمیل کرد
.
آمریکا هرگز نمیخواست که افتخار شکست دادن ابر قدرت شرق که باتکیه بر هویت اسلامی مردم
افغانستان صورت گرفت ، باعث شودکه در نقاط دیگر جهان جنبشهای رهایی بخش و اسلامی با الگو قرار
دادن مجاهدین افغانستان به مبارزه بر علیه دولتهای استکباری بپردازد و آنها را نسبت به پیروزی امیدوار
سازد و در نتیجه خیزش عمومی مسلمانان را در پی داشته باشد لذا به تخریب چهره جهادگران و رهبران
آنها پرداخت.
آمریکا تمایلی به تشکیل دولت اسلامی مجاهدین نداشت چنانچه درآن ایام دولت سقوط میکرد (منظور
دولت دکتر نجیب االله بعد از خروج شوروی از افغانستان) پیروزی دیگری هم به نام مجاهدین و اسلام ثبت
می آ شد و دولت اسلامی قویتری سر کار می مد.
2
آمریکا مخالف تشکیل دولت اسلامی بود ، شوروی هم چنین دولتی را نمیپذیرفت لذا هم آمریکا وهم
شوروی موافقتی با تشکیل دولت اسلامی نداشتند و از تلاش برای جلوگیری از پیروزی دیگر مجاهدین
3 دریغ نمیکردند.
بعد از پیروزی مجاهدین آمریکا دو سیاست را در قبال افغانستان در پیش گرفت.
1ـ چهره جهادگران که باتکیه بر ارزشهای دینی و اسلامی بر ابر قدرت شرق پیروز شدند و مخدوش
گردد.
2ـ صحنه افغانستان بصورتی درآید که الگوی ناخوشایندی از مبارزات دینی و ضد استعماری برای
مسلمانان جهان ترسیم گردد تا مبارزین مسلمان در دیگر نقاط جهان نسبت به پیروزی شان ناامید گشته و از
پیگیری هدف تشکیل حکومتهای اسلامی منصرف شوند.
آمریکا همواره در صدد بوده است که سیاست خارجی خود را برابر تحولات افغانستان را بگونهای
تدوین کند که اولا چهره افتخار آمیز جهادگران افغانستان که با الهام ازتعالیم دینی و آموزههای اسلامی
تحقق یافت مخدوش گردد و ثانیا صحنه افغانستان پس از پیروزی به گونهای ترسیم گردد که الگوی
دردناکی از دستاوردهای مبارزات دینی و ضد استعماری را برای مسلمانان و پیشگامان مبارزات ضد

1 – همان, ص117
2 – علی رضا علی آبادی, پیشین, 261
3 – همان , ص181۶٢
استعماری ارائه کرده و درنهایت انگیزه مبارزه, انقلاب و استکبار ستیزی را نابودسازد زیرا پیروزی جهادگران
1 افغانستان بر بزرگترین ارتش دنیا (ارتش سرخ) برای دنیا باور نکردنی و سرمشق بود.
ادامه جنگ داخلی در افغانستان با خواست اساسی غرب و آمریکا برای زهر چشم گرفتن از همه
2 خیزشهای رهایی بخش بود تا دور نمای آینده شان را در افغانستان ویران ببینند.
آمریکا در این دوره زمانی نسبت به وضعیت افغانستان حالت یک ناظر را به خود گرفته است تا وقوع
یازدهم سپتامبر ، افغانستان دیگر آن اهمیت عصر نظام دو قطبی را بعد از فروپاشی شوروی ندراد. پرونده
افغانستان از روی میز سیاست مداران آمریکا به آرشیو تاریخ سپرده شده است. عمده ترین عملکرد واهداف
آمریکا قبل از یازدهم سپتامبر به طور خلاصه عبارتند از:
الف: رها کردن مجاهدین به حال خودشان به هدف زمینه سازی جهت بروز نزاعهای میان مجاهدین.
ب: حمایت نظامی و پولی از یک یا چند گروه خاص.
ج: حمایت اطلاعاتی از گروههای مورد علاقه و کارشکنی در فرآیند صلح سازی میان گروههای جهادی
3 با هدف خسته کردن مردم افغانستان از جنگ و فراهم کردن [زمینه حضور] آمریکا در افغانستان.
در مجموع کل سیاستهای آمریکا در این دوره زمانی متمرکز بوده براینکه مجاهدین بعنوان یک الگوبرای
سایر مبارزین اسلامی در سایر کشور های اسلامی تبدیل نشود وچهره آنها مخدوش گردد ومردم افغانستان
از آنها بیزار گردد تا زمینه برای حضور پر قدرت این کشور در افغانستان فراهم گردد که در حقیقت چنین
نیز شد.
4- 3-2- در دوران طالبان
بعد از روی کار آمدن طالبان و تشکیل امارت اسلامی افغانستان و اعلام سیاست سخت گیرانه این گروه
بر علیه زنان ، دختران و سلب آزادیهای مردم و دهها احکام ضد بشری از طرف آن ، حکومت ایالات
متحده آمریکا اگر چه این گروه و حکومت آنان را برسمیت نشناخت ولی در عمل از آن گروه بدنام
وبدکردار حمایت میکرد و حتی در تأسیس آن نقش داشته است.
دولت آمریکا از بدو شکل گری جنبش طالبان بنابر اهداف و منافعی که در منطقه دارد آنان را حمایت
میکند.بنابر برخی شواهد دولت آمریکا همگام با پاکستان و برخی دیگر از کشورها در راه اندازی و شکل
گیری این جنبش و گسترش آن سهیم بودند ، این امر را زمانی، خانم بینظیر بوتو ، نخست وزیر مخلوع
پاکستان صریحاً تأیید کرده او در مصاحبهای با رادیودولتی انگلیس اظهار داشت:

مطلب مرتبط :   استرس اکسیداتیو و پیامدهای استرس

1 – همان, ص261
2 – همان, ص261
3 – رجبعلی دانش، « »ها بررسی اوضاع افغانستان بعد از سقوط کمونیست (به نقل از فصلنامه توسعه)، شماره 13۶٣
که در راه اندازی جنبش طالبان، پاکستان، تنها نبود ، بلکه آمریکا و سفیر انگلیس در اسلام آباد نیز مؤثر
1 بودند.
از آنچه که راجع به عملکرد آمریکا بعد از پیروزی مجاهدین گفته شد به این نتیجه میرسیم که آمریکا
خواهان برقراری حکومت اسلامی در افغانستان نبوده و اگر از امارت اسلامی طالبان حمایت میکرد و حتی
در تشکیل آن جنبش نقش داشته به خاطر بدنام کردن اسلام، علما، مجاهد و طالب علم بوده است چون
سیاست ایالات متحده همانطوریکه گفته شد استقرار حکومت اسلامی در افغانستان نبوده و اگر طالبان را
بوجود آوردن به خاطر مخدوش ساختن جهره اسلام بود و اینکه اسلام نمیتواند یک دین سیاسی باشد و به
عنوان ایدئولوژی حاکم بر جامعه مطرح باشد بلکه باید دین را از سیاست جدا ساخت، این سیاست اصلی
آمریکا بوده است اما بعد از یازدهم سپتامبر سیاست آمریکا در قبال افغانستان کاملاً تغییر میکند و بعنوان
بازیگر اصلی وارد عرصه سیاسی ـ نظامی این کشور میگردد و سیاستش بیشتر بر تثبیت نظام پایدار و مبتنی
بر آرائ مردم استوار است علت اینکه چگونه چنین چرخشی در سیاست آمریکا بوجود آمد را مورد بررسی
قرار میدهیم.
5- 3-2- بعد از یازدهم سپتامبر
حادثه یازدهم سپتامبر 2001 با تمام فجایع که در پی داشت باعث تغییرات عمده در سطح وسیع برای
افغانستان گردید، سقوط طالبان ، موافقت نامه تاریخ ساز بن، بر سر کار آمدن حکومت موقت و انتقالی،
برگزاری لوی جرگه اضطراری و لوی جرگه قانون اساسی جدید و در نهایت تصویب آن و تصویب نظام
جمهوری اسلامی برای حکومت افغانستان، برگزاری انتخابات ریاست جمهوری برای اولین بار در تاریخ
کشور و درنهایت انتخابات نمایندگان پارلمان با مشارکت تمام اقشار جامعه ، اینها همه نتایج مثبتی بود که
حادثه یازدهم سپتامبر برای افغانستان در پی داشته است.
اما سیاست آمریکا بعد از این حادثه در رابطه با افغانستان دچار تغییرات بسیار اساسی گردیده است
،آمریکای که تا یازده سپتامبر2001 افغانستان را فراموش کرده بود و فقط در پی انجام نقش منفی در قبال
تحولات افغانستان بود اکنون بعنوان یکی از بازیگران اصلی در صحنه سیاسی ـ نظامی افغانستان تبدیل شده
است.
آنچه که از رفتار آمریکا در طول دو دهه جنگ داخلی مجاهدین میتوان نتیجه گیری کرد این است که
آمریکا به اهداف خود رسید زیرا که مجاهدین و رهبران آن بعد از تحولاتی که پس از پیروزی مجاهدین
بوجود آمد از نظر مردم افغانستان فاقد صلاحیت اداره افغانستان شناخته شد، چهره جهاد گران خدشه دار
شد و کار به جای رسید که به جنگ سالار و تفنگ بدوش تبدیل شدند ، اعتماد مردم نسبت به آنها از بین

مطلب مرتبط :   استان خراسان جنوبی و خراسان جنوبی

1 – عبدالقیوم سجادی ، پیشین ، ص218۶۴
رفت و طالبان بدنام شدند حتی باعث سر افکندگی جامعه اسلامی گردید ، گروههای اسلام گرا در گوشه و
کنار جهان که روزگاری بعنوان نیروهای آزادی بخش یاد میشدند ، بعنوان تروریستهای اسلامی معرفی
شدند.
بعد از یازدهم سپتامبر زمینه برای حضور آمریکا کاملاً آماده شد ، بوجود آوردن طالبان، حمایت از آن و
ساقط کردن آن فکر میشود که یک سیاست حساب شده برای بوجود آمدن فضای کنونی بوده است. اکنون
کلاً از نقش مثبت آمریکا سخن گفته میشود و در عمل نیز آمریکا و همپیمانان او باعث دگرگونیهای
بسیاری در عرصه افغانستان گردیده است .
هرچند آمریکا بدنبال منافع خود در منطقه وافغانستان می باشد اما این بارمردم افغانستان نیزاز سیاستهای
این کشور در قبال افغانستان سود برده است چون رژیم قرون وسطای طالبان ازبین رفت ونظام دلخواه مردم
این کشور برسر کار آمد وصلح وامنیت که برای ساکنان این کشور به یک آرزو تبدیل گشته بود برقرار
گردیده ونظام مردم سالار که مردم برای سالیان طولانی در پی آن بودند برسر کار آمد ، از قضا این بار منافع
آمریکا در عرض منافع مردم افغانستان قرار گرفته واین به نفع مردم افغانستان می باشد .
حمله آمریکا به افغانستان و تأسیس دولت موقت و انتقالی افغانستان را به عنوان یک کشور بین امللی
ارتقا داد. نیروهای پاسدار صلح و نظارت سازمان ملل بربازسازی و امنیت کشور، خبر از جهانی و بین
1 المللی شدن افغانستان میدهد.
فضای جدید بوجود آمده برای مردم افغانستان یک فرصت