افغانستان، آمریکا، روسیه، تروریسم

آمده
3 است
. مطالعات حاکی از آن است که منابع هیدروکربوری تا سال 2050 همچنان به عنوان عمده ترین منبع
4 تامین انرژی باقی خواهد ماند
. ودر کوتاه مدت ومیان مدت امکان یافتن جایگزین برای نفت وگاز ، پرهزینه
وغیر اقتصادی است .
طبق آمار ذخایر نفت وگاز منطقه خلیج فارس به شرح زیر است :ذخیره نفت منطقه خلیج فارس /736 3
میلیارد بشکه معادل /61 5% از کل ذخایر نفت جهان وذخیره گاز در منطقه خلیج فارس /2516 4 تریلیون
5 فوت مکعب معادل /39 6% از کل ذخایر گاز بالا است
.
اکنون که ذخایر انرژی موجود در هارتلند را بررسی می کنیم می توان علت حضور آمریکا دراین منطقه
را توجیه کرد واهمیت ایران برای آمریکا دیگر متحدانش ( پس از حمله به عراق وافغانستان ومحاصره ایران
به عنوان مرکزهارتلند انرژی از طرفین ) از چشم هیچ بیننده ای پنهان نمی باشد. بنابراین می توان علت
لشکرکشی های گسترده وپیاپی آمریکا واقمارش به منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم وحقوق بشر را در نیاز
این کشورها به منابع انرژی به ویژه نفت وگاز ریشه یابی کرد. انرژی به صورت مستقیم بررشد اقتصاد به
دنبال آن رفاه وامنیت ملی کشورها تاثیر می گذارد وآمریکا به عنوان بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان
شدیدا از تغییرات ونوسانات عرضه انرژی متاثر خواهد شد لذا دستیابی به انرژی مطمئن ومستمر جز منافع
حیاتی آمریکا به شمار می رود .
آمریکا در تلاش است که با کنترل انرژی وتاثیر واهمیت آن برمناسبات بین الملل جریان انرژی رادر
دست بگیرد وازاین طریق به اهداف هژمونی گری خود نزدیک شود موضوع انرژی ونفت وگاز خاورمیانه

1 – کمپ، پیشین ، ص 187
2 – مسعود هاشمیان و فاضله خادم ، ، بینش ژئوپلیتیک آمریکا به خلیج فارس و استراتژی های این کشور در این منطقه ،موسسه بین المللی انرژی ،
106ص، 1383
3 – همان،
4 – حسن روحانی ، « ثروت ملی یا قدرت ملی اولویت با کدام است ، »؟ ،فصلنامه راهبرد ،شماره ، 1385 39 ،ص 9
5 -p://www.bp.com/liveassets/bp_internet/globalbp/globalbp_uk_english/reports_and_publications/statistical_
energy_review_2006/STAGING/local_assets/downloads/pdf/statistical_review_of_world_energy_full_report_
2006.pdf٨۵
یکی از مهمترین دلایل حضور آمریکا در این منطقه سرشار از انرژی است تا با نفوذ وتاثیر خود در جریان
انرژی ، قدرت وهژمونی خود را در جهان تثبیت نماید .
دراین جابه پاره ای از مهمترین اهداف آمریکا از اشغال وحضور در افغانستان که بعضی از آنها را بررسی
کرده ایم اشاره می شود .
. 1 کنترل منابع انرژی . 2 محاصره ایران مهار ناپذیر . 3 کنترل روسیه ، هند ، چین . 4 حضور استراتژیک
در پشت چین . 5 جلوگیری از روندهای همپیوندی های منطقه ای . 6 تامین کنترل شبکه های مواصلاتی
انرژی . 7 یافتن امکان برای برانگیختن منازعات منطقه ای ، برای یافتن بهانه ای برای آغاز اقدامات نظامی
جاشمول . 8 کنترل پاکستان . 9 سد کردن راه چین در دستیابی به منابع انرژی . 10 روی کار آوردن رژیم های
دموکرات هوادار آمریکا در منطقه . 11 کنترل منابع خود افغانستان
1
.
آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم وارد این کشور شد ودر عرض کمتر از یک ماه توانست حکومت
طالبان را ساقط و به اصطلاح افغانستان را آزاد نماید .
بهانه مبارزه با تروریسم تنها حربه آمریکا برای ورود به افغانستان بود در حالیکه آمریکا اهدافی سوای
مبارزه با تروریسم اما در سایه این مبارزه دنبال می کند که به چندی از آنها اشاره شد ، لذا ساده بنیانه است
که تصور کنیم آمریکا پس از انجام رسالتش از افغانستان ومنطقه خارج خواهد شد چرا که حادثه 11سپتامبر
وارتباط آن با گروه القاعده فرصت طلایی حضور آمریکا را در منطقه به نام مبارزه با تروریسم پدید آورد در
حالیکه تاکنون حتی تعریف درستی از تروریسم ارائه نشده است چه بسا که به سرکوب وانهدام گروههای
تروریستی بیانجامد بلکه آمریکا و کشورهای غربی در صددند براین ناآرامی ها دامن بزنند تا توجیهی برای
ادامه حضورشان درمنطقه باشد.
این شیوه ای است که استعمارگران همیشه از آن بهره جسته اند. آنها با ایجاد بحران در پشت پرده منطقه
مورد نظر تلاش می کنند که به بهانه مبارزه با تروریسم وحقوق بشر وبه نام تامین نظم حضور خود را در
منطقه توجیه نمایند. لذا تصور خروج آمریکا از افغانستان ومنطقه امری نامحتمل به نظر می آید وحتی می
تواند گامی برای حضور در سایر نقاط منطقه وجهان وتثبیت برتری وهژمونی آمریکا در جهان باشد .
با توجه به همه مواردی که عنوان شد موضوع تروریسم،موقعیت جغرافیایی،…… همه این مطالب در
مجموعه ای به نام ژئوپولیتیک جای گرفته است که اهمیت افغانستان را برای آمریکا چند برابر می سازد لذا
بیراهه نرفتیم اگر عنوان کنیم موقعیت ژئوپولیتیکی افغانستان وتوانمندی های که دراین کشور نهفته است
آمریکایی ها را تشویق وتحریص به نفوذ دراین منطقه کرده است.

مطلب مرتبط :   خسارت‌، زیان‌دیده، زیان‌، تقصیر

1 – عزیز آریانفر، در جستجوی سر نخ «کلاوه ی سر در گم استراتیژیک» افغانستان، تارنمای خراسان زمین، 6 سپتامبر 2009 . در آدرس :
http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=213٨۶
فصل چهارم:
روسیه و افغانستان٨٧
مقدمه
سرزمینی که امروزه افغانستان نامیده میشود ، در هزاره های اول و دوم پیش از میلاد در اختیار قبایل
ایرانی قرار گرفت و از آن زمان ، سرزمینی ایرانی شد. گرچه بیش از سه قرن طول کشید تا ساکنان سرزمین
افغانستان به اسلام بگروند ، ولی از آن پس اسلام دین رسمی مردم و عاملی برای وحدت و اتحاد آنها
گردید. با گذشت سالها ، بیگانگان بارها دست تجاوز به دامان این کشور یازیدند، و افغانستان در سده نوزده
میلادی برای اولین بار معرکه مبارزه روسیه و انگلستان گردید. علیرغم اینکه انگلستان افغانستان را گرفتار
جنگ داخلی کرد و سپس آنرا از ایران جدا کرد، اما از این نمد کلاهی عایدش نشد. پس از گذشت سالها،
در دهه 1980 اینبار روسیه بود که دست تجاوز و تعدی به دامان افغانستان دراز کرده و کوشید تا آنچه را که
انگلستان در آن زمان نتوانست به دست آورد، از آن خود سازد غافل از آنکه گرفتار گرداب افغانستان خواهد
شد و به گواه تاریخ، روسیه نیز مانند انگلستان در افغانستان ناکام باقی ماند .
افغانستان، کشوری است که دچار بحران چند بعدی است و به شدت از ادامه تحرکات روز افزون
تندروهای اسلام گرا، عملیاتهای تروریستی و قاچاق مواد مخدر متاثر، و به سبب رقابتهای منطقهای همچنان
نامطمئن به نظر میرسد.
4-1 – پیشینه روابط
روابط افغانستان با روسیه ، ریشه در تاریخ این دو کشور دارد که مطالعه و بررسی همه جانبه آن با در
نظرداشت تسلسل تاریخی از حوصله این مضمون خارج است. آنچه به عنوان پیشینه موضوع در این جا مد
نظر است ، ذکر چند نمونه است که به مثابه آغاز یک مرحله تاریخی و پایان مرحله گذشته ، هم چون
نقطه عطف در روابط افغانستان با روسیه حایز ارزیابی و مطالعه می باشد. این درست زمانی است که
افغانستان معاصر شکل می گیرد و با گذشت مدت زمانی، به هدف قایم نمودن روابط دیپلوماتیک با دیگر
کشورها ، از خود تحرک نشان می دهد و می خواهد افغانستان را از انزوای جهانی آن زمان، بیرون کشیده و
در مسیر تعامل سازنده با جهان قرار دهد. تلاش ها در این راستا از آنجا ناشی می شد که افغانستان به
تعقیب شکل گیری و قوت گرفتن امپراتوری انگلیس از یک جانب و روسیه تزاری از جانب دیگر در قرن
نزدهم به عنوان منطقه حایل و به دور از هرنوع ارتباط مستقیم با جهان، منحیث یک کشور محاط به خشکه
در انحصار سیاسی و جغرافیایی این دو قدرت قرار داشت. شاهان اصلاح طلب و ترقی خواه کشور با درک
چنین شرایط از موقعیت کشور، به تأسی از دیپلوماسی فعال در صدد آن شدند تا کشور را از بن بست آن
زمان برهانند.
یکی از جمله ، امیر شیر علی خان بود ؛ وی با رعایت ملاحظات فوق ، خواست به یکجانبه گرایی در
سیاست خارجی افغانستان نقطه پایان بگذارد و با روسیه تزاری روابط دیپلوماتیک برقرار نماید ، تا با این ٨٨
طریق از رقابت هر دوقدرت به نفع کشورش استفاده کند. روی این ملحوظ؛ اولین هیأت دیپلوماتیک روسیه
به سرکرده گی« استولیتوف» درسال1878 وارد کابل شد و به دربار امیر راه یافت.
تماس امیر با روسها از طریق هیأت متذکره سبب شد، تا امیر به امید حصول اسلحه از جانب روسیه
تزاری ، در برابرانگلیس ها موقف مستقل تری از خود به نمایش بگذارد. اما بالعکس ، این حالت منجر به
دومین لشکر کشی انگلیس ها علیه افغانستان شد.
در آغاز قرن بیستم ، امیرحبیب االله خان بنا بر اقتضای زمان به تجدد و نو آوری تمایل نشان داد. در این
زمان که آلمان در اروپا به حیث قدرت جدید تبارز کرده بود، انگلیس و روسیه از احتمال علایق افغان ها با
این قدرت و معضلات جدیدی ناشی از آن ، نگرانی داشتند. از این جهت ، درسال1907 روسیه و انگلیس
قرار دادی را عقد کردند که براساس آن ، هر دو قدرت آن زمان (انگلیس و روسیه)توافق نمودندکه با حفظ
روابط همبستگی افغانستان با انگلیس بخصوص در امور خارجی، تاجران هر دو کشور می توانند در
افغانستان

مطلب مرتبط :   نیت، ثالث، قراردادی، ثمن