افغانستان، آمریکا، امریکا، ایالات

دانلود پایان نامه

طلایی محسوب میشود حادثه یازدهم
سپتامبر باعث شد که افغانستان مورد توجه جامعه جهانی قرار بگیرد به اقتضای شرایط موجود که جامعه
جهانی از آن حمایت میکند سیاست اکثر کشورهای کوچک و بزرگ بر این استوار گشته که افغانستان
باثبات و دارای دولت دموکراتیک و مردمی با حضور همه اقوام و مذاهب ، به نفع جامعه جهانی و
دولتهای منطقه است و این فرصت بزرگ برای افغانستان است.
شرایط جدید به رغم ناگواریهای آن برای بخشهای از جامعه ، یک فرصت محسوب میشود، تصور
براین است که این بارمعجزه دموکراسی غربی بتواند به منازعه دیرپای تقسیم قدرت فیمابین گروههای قومی
در کشور مهر پایان نهد. با فرو غلطیدن کشور در دامان قدرت بزرگ ، زمینه دخالت قدرتهای کوچک و
2 بزگر منطقهای و فرا منطقهای دیگر را سد سازد.
با توضیحات طولانی که راجع به نقش آمریکا در تحولات افغانستان ذکر شد این موضوع تا حدودی
روشن گشت که آمریکا قبل از یازدهم سپتامبر خواهان بر قراری حکومت اسلامی در افغانستان نبوده است

1 – محمد امین وکیلی، «تفییر رفتار ایران و پاکستان بعد از حمله آمریکا به افغانستان» ( به نقله از فصلنامه توسعه، سال سوم، شمار سزدهم،
تابستان1383، ص )77
2 – سلطان حسین حصاری، «راه دور و داراز وحدت ملی 0» به نقل از فصلنامه توسعه، سال سوم، شماره، دوازدهم، 1383، ص 22۶۵
چون برقراری چنین حکومتی در آن زمان با منافع آمریکا ساز گار نبود ودلایلش ذکر شد اما بعد از یازدهم
سپتامبر با تحولاتی که در سطح منطقهای و بین المللی بوقوع پیوست سیاست آمریکا نیز دچار تغییرات مهم
گردید.
با بوجود آمدن فضای جدید در عرصه بین الملل وباتوجه به شرایطی که در افغانستان ایجاد شده بر
قراری جمهوری اسلامی در این کشور ، دیگر آن نتایج وپیامدهای را که برقراری حکومت اسلامی دردوران
مجاهدین برای آمریکا دربر داشت، در پی ندارد چون این نظام ازیک طرف از حمایت گسترده مردمی
برخوردار است وساز گار با فرهنگ ، سنت وارزشهای اسلامی مردم این کشور می باشد واز طرف دیگر
سازگار وهمساز با سیاستهای ایالات متحده می باشد. بر خلاف آن زمان که موفقیت حکومت اسلامی نا ساز
گار با منافع آمریکا بود ، برعکس ، امروزموفقیت جمهوری اسلامی در افغانستان می تواند توفیق آمریکا را
درسایر نقاط جهان به همراه داشته باشد وبعنوان الگوی مردم سالاری دینی که سازگار با سیاستهای ایالات
متحده است ، در دیگر کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گیرد چنانکه در عراق مشاهده می شود که
آمریکا از الگوی افغانستان استفاده کرد هرچند تاوان بسیار سنگینی را پرداخت کرده ومی کند ولی باید به
این نکته توجه داشت که آمریکا بدنبال حضور بلند مدت در عراق می باشدو نظامی را می خواهد در این
کشور مستقر با شد که با منافعش سازگار باشد واین اهداف آمریکا را تامین میکند. چناچه در این مورد
خود آمریکائیها بعد از تشریح اهداف این کشور در قبال افغانستان می گوید:
….وبالاخره اشاعه موفقیتهای بدست آمده در افغانستان به مثابه موضوع قابل مطالعه در زمینه
دیپلوماسی همگانی برای سایر کشورها تا دلیل مبرهن برای حمایت از اهداف و ارزشهای ایالات متحده
1 آمریکا باشد.
شرایط جدید افغانستان ، در منطقه و در سطح کل شرایط جامعه جهانی اقتضا میکند که آمریکا مطابق
با خواست مردم افغانستان سیاستهای خود را تنظیم کند؛ زیرا به خاطر شناختی که آمریکا نسبت به مردم
افغانستان پیدا کرد ، چه در دوران جهاد وچه پس از آن به این نتیجه رسیده است که مردم افغانستان از
هویت اسلامی خود جدا شدنی نیست و با ارزشهای اسلامی و هویت دینی مردم نمیشود بازی کرد زیرا
در غیر این صورت به سر نوشت شوروی دچار خواهد شد.
در مجموع از آنچه که راجع به نقش آمریکا در تحولات افغانستان گفته شد ، میتوانیم نتیجه گیری کنیم
که سیاستها و عملکردهای ایالات متحده بعد از پیروزی مجاهدین تا یازدهم سپتامبر زمینه سازی برای
حضور مؤثر و بلند مدت این کشور در افغانستان بوده است و بعد از یازدهم سپتامبر زمینههای لازم و فضای
مناسب بوجود آمد، حمایت مردم افغانستان و پشتیبانی اکثر کشو رهای جهان از سیاست آمریکا در قبال

مطلب مرتبط :   صلّى، اللَّه، خدا!، فرمود:

1 – چارلی سانتور، البزایت کبوت ـ نیویورک، اپریل 2003 (به نقل از فصلنامه توسعه، ش13، ص135 .)۶۶
افغانستان تضمین خوب و اطمینان بخش برای آمریکا به شمار میرود و از طرف دیگرحمایت آمریکا از
نظام جدید این کشور ، وزمامداران آن نیز در این راستا می باشد.
زمانیکه در گیری سراسر کشور را فرا گرفته بود همه مردم در انتظار روزنه ای بودند تا ازاین مخمصه
نجات یابند وآمریکا نیز مترصد چنین فرصتی بود و حادثه یازدهم سپتامبر بهانه ای شد تا این کشور وارد
عرصه افغانستان گردد. از این رو افغانستان برای اینکه به آن دوران برنگردد، نیاز به یک قدرت برتر دارد تا
از برخورد دوباره گروهها افغانی جلوگیری نماید واز طرف دیگرآمریکا نیز برای حضوربلند مدت در منطقه
نیاز به یک پایگاه مطمئن ودائمی دارد از این رودرافغانستان بهترین شرایط برای چنین حضوری فراهم می
باشد واین تمام آن چیزی است که ایالات متحده بدنبال آنست. هرچندگروه طالبان والقاعده تاهنوزدر
بخشهای از افغانستان با نیروهای ناتو وآمریکا درگیر هستند ولی این درگیری فراگیر نیست واکثر مردم
افغانستان از حضور آمریکا ونیروهای بین الملی وناتو حمایت می کنند اما این حمایت نه آزروی رغبت
وتمایل قلبی بلکه از روی ناچاری است چون اگر این نیروها از افغانستان خارج شوند احتمال اینکه
جنگهای داخلی دوباره شعله ور شود بسیار زیاد خواهد بود. در حالیکه مردم افغانستان به هیچ وجه خواهان
چنین چیزی نیست.
3-3 – اهداف راهبردی آمریکا در افغانستان
قدرت های بزرگ جهان معمولاً اهدافی زنجیر وار را در سیاست خارجی خود قرار می دهند تا بتوانند
پس از طی کردن هر کدام به هدف نهائی و استراتژیک خود نزدیک شوند. متجاوزین شوروی سابق نیز در
حمله به افغانستان دارای اهدافی معین بودند که به اهداف شوم شان نرسیدند ، و حالا ایالات متحده امریکا
نیز چنین اهدافی دارد ، این اهداف به کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت تقسیم می شوند.
1- 3-3- اهداف کوتاه مدت:
اهداف کوتاه مدت حکومت ها هدف های مقطعی و فوری هستند که سرنگونی آنها به نیازهای اولیه و
لحظه ای متجاوزین سابق (روسیه) و امریکای فعلی پاسخ می دهد. ایالات متحده امریکا پس از انفجار های
11 سپتامبر 2001 توانست یک سلسله از اهداف کوتاه مدت را در داخل، در صحنه بین المللی و در سیاست
دفاعی و خارجی قرار دهد تا راهی برای نیل به اهداف میان مدت و بلند مدت باشد.
اعاده اقتدار متلاشی شده:
در دهه های اخیر ، ایالات متحده امریکا در نزد افکار عمومی جهانی و بین المللی، کشوری آسیب ناپذیر
تصور می شد و به دنبال این تصور بود که مقامات کاخ سفید توانستند اراده هژمونیک خود را بر بسیاری از ۶٧
مناطق جهان گسترش دهند. اما به دنبال انفجار های 11 سپتامبر نماد های قدرت ، ثروت و امنیت امریکا
آسیب جدی دید و اقتدار واقعیت امریکا در عرصه بین المللی و نزد افکار جهانی به شدت مخدوش شد. در
چنین شرایط مقامات این کشور در پی اعاده حیثیت و پرستیژ مخدوش شده خود بودند.
بیرون راندن بحران به خارج از مرزها:
برای جلوگیری از بحران مشروعیت سیاسی و موجودیت سیاسی امریکا، مقامات آن سعی در فرافکنی
بحران به خارج از مرزهایشان داشتند ، چرا که نزد افکار عمومی داخلی تصور آسیب پذیری نماد های
قدرت و امنیت این کشور به منزله فروپاشی نظام سیاسی آن تلقی می شود. بنابراین با مخفی کردن نقش
گروه های شاخه القاعده که در داخل امریکا درانفجار های 11 سپتامبر 2001 این جریان را به خارج از
مرزهای جغرافیائی این کشور و به یکی از مناطق حساس و ئوپولتیک هدایت کردند.
تغییر حکومت متحجر گروه طالبان:
حوادث 11 سپتامبر 2001 فرصت بسیار مناسبی در اختیار مقامات امریکا قرار داد تا با معرفی بن لادن و
سازمان القاعده که در افغانستان تحت حاکمیت گروه متعصب طالبان به سر می برند به عنوان متهمان اصلی
انفجار های 11 سپتامبر، منابع و امکانات خود را با هدف دستگیری بن لادن رهبر گروه القاعده و انهدام
پایگاه های سازمان القاعده و سرنگونی حکومت طالبان بسیج نمایند. در آن صورت است که امریکا با
سرنگونی این حکومت و ایجاد دولتی وابسته به رای مردم می تواند منافع آنها را در منطقه تأمین و نیل به
اهداف استراتژیک خود را تسهیل کند.
-3-3-2 اهداف میان مدت:
تثبیت سلطه نظامی در منطقه:
امریکا طی سالهای اخیر برای ادامه حضور خود در مناطق استراتژیک با مشکل مواجه بود. گسترش
اعتراضات مردمی در مناطق که امریکایی ها پایگاه نظامی دارند از یک سو عدم وجود پارامتر های لازم کاخ
سفید برای توجه حضور فیزیکی نظامی این کشور در دیگر مناطق حساس سایر کشورها سبب شده تا
بودجه نظامی امریکا طی دهه اخیر با کاهش چشمگیری مواجه شود. صاحب نظران امریکا معتقدند که
حضور فیزیکی – نظامی این کشور در عرصه های بین المللی بدون ارائه توجیهات لازم خطرناک شده و
ممکن است براثر گسترش اعتراضات، مخالفت با امریکایی