استدراج، فتنه، السلام)، (علیه

معنی دارای شکوه و عظمت که یکی از صفات مذموم و نکوهیده برای انسان‌ها شمرده می‌شود.
اما در اصطلاح علم اخلاق این صفت ناپسند را این گونه بیان می‌کنند:
و آن عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد. و فرق این با عجب، آن است که آدمی خود را شخصی داند، و خودپسند باشد، اگرچه پای کسی دیگر در میان نباشد، ولی در کبر، باید پای غیر نیز در میان آید تا خود را ازآن برتر داند و بالاتر بیند. و این کبر، صفتی است در نفس و باطن. و از برای این صفت، در ظاهر، آثار و ثمرات چندی است که اظهار آن آثار را تکبر گویند.
از آن جایی که تکبر به معنای خودبرتر بینی از صفات بسیار مذموم و نکوهیده است؛ امام علی (علیه السلام) نیز یکی از زمینه‌های امتحان الهی را برای افراد مستکبر, نوع نگاه و برخورد آنان با دوستان ضعیف‌تر دانسته و می‌فرمایند:
«فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ الْمُسْتَکْبِرِینَ فِی أَنْفُسِهِمْ بِأَوْلِیَائِهِ‏الْمُسْتَضْعَفِینَ فِی أَعْیُنِهِمْ»
«و خداى سبحان مستکبران از بندگان خود را مى‏آزماید به ارزشى که دوستان مستضعف او در دیده آنان دارند».
امام علی (علیه السلام) در این عبارت به نوع دیگرى از آزمایش‌هاى بندگان سرکش و نافرمان اشاره فرموده است:
که خداوند بندگان مستکبرش را از طرفى با آنچه در خود آنهاست و از طرف دیگر با اولیاى خاص و پیامبران پاکش که در چشم آنان ناتوان مى‏آیند مى‏آزماید، و نیز در این جمله به بعضى از اسرارى که در آفرینش این بندگان مستضعف و انبیاى پاک وجود دارد اشاره فرموده است به این بیان که یکى از حکمت‌هاى آفریدن خداوند این بندگان خالص را، همان آزمایش گردنکشان و مستکبران مى‏باشد.
امیر المؤمنین (علیه السلام) در ضمن خطبه قاصعه نیز پس از بیان تمرد متکبرانه شیطان در سجده بر آدم, مردم را از پیروی سران متکبر نهی نموده و از آنها به عنوان ستون‌های فتنه یادکرده و فرمودند:
«أَلَا فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ مِنْ طَاعَهِ سَادَاتِکُمْ وَ کُبَرَائِکُمْ الَّذِینَ تَکَبَّرُوا عَنْ حَسَبِهِمْ وَ تَرَفَّعُوا فَوْقَ نَسَبِهِمْ وَ أَلْقَوُا الْهَجِینَهَ عَلَى رَبِّهِمْ وَ جَاحَدُوا اللَّهَ عَلَى مَا صَنَعَ بِهِمْ مُکَابَرَهً لِقَضَائِهِ وَ مُغَالَبَهً لِآلَائِهِ فَإِنَّهُمْ قَوَاعِدُ أَسَاسِ الْعَصَبِیَّهِ وَ دَعَائِمُ أَرْکَانِ الْفِتْنَهِ وَ سُیُوفُ اعْتِزَاءِ الْجَاهِلِیَّهِ».
«هان بترسید بترسید از پیروى مهتران و بزرگانتان که به گوهر خود نازیدند و نژاد خویش را برتر دیدند، و نسبت آن عیب را بر پروردگار خود پسندیدند و بر نعمت خدا در حقّ خویش انکار ورزیدند، به ستیزیدن برابر قضاى او و بر آغالیدن بر نعمت‌هاى او. پس آنان پایه‏هاى عصبیّتند و ستون‌هاى فتنه و شمشیرهاى نازش ـ به خوى ـ جاهلیّت».
ابن میثم در شرح این فراز از خطبه قاصه در بیان علت معرفی این افراد به ستون‌های فتنه توسط امام می‌گوید:
«امام (علیه السلام) به منظور این که بیشتر جامعه را از پیروى کورکورانه گذشتگان و بزرگان خودشان باز دارد، در این جمله‏ها برخى از اسباب و علل آن را بیان فرموده است که چنین است: آنها پایه‏هاى بناى عصبیت و استوانه‏هاى ارکان فتنه‏جویى و آشوبگرى و شمشیرهاى وابستگى و انتساب به جاهلیت مى‏باشند. در هر یک از این فرازها نوعى استعاره به کار رفته است مثلاً چون مبدأ و ریشه خودخواهى و انحصار طلبى کبر و نخوت است لذا واژۀ اساس را براى آن استعاره آورده و چون صفت تکبر به وجود این اکابر قائم است آنها را پایه‏هاى آن گفته است همچنان که هر ساختمانى روى پایه‏ها قرار مى‏گیرد و لفظ ارکان کنایه از اجزا و قسمت‌هاى فتنه و آشوب است و نیز آنها را دعائم و ستون‌هاى فتنه و آشوب و لفظ سیوف را براى آنها استعاره آورده است به اعتبار این که آنان در امور منسوب به جاهلیت داراى موقعیت و تصمیم‌هاى قاطع و نافذ بوده‏اند چنان که شمشیر بر هر جا که وارد شود قاطع و برنده مى‏باشند. احتمال دیگر آن است که استعاره نباشد بلکه از باب حذف مضاف باشد یعنى آنها صاحب شمشیرهاى‏ شعار جاهلیت هستند که شمشیرها را به دست مى‏گرفتند و شعار مى‏دادند که یا لفلان و با این فریاد قبیله خود را به یارى مى‏طلبیدند و آشوب به پا مى‏کردند چنان که در مورد سبب این خطبه بیان شد و به همین دلیل است که این گونه شعارها که باعث ایجاد فتنه مى‏شود، در اسلام ممنوع است».
2.8. پرده پوشی، استدراج و املا
الدّرجه، در معنى جاه و منزلت است. استدراج از همان ریشه است و بدان معناست که «شخص بتدریج و درجه درجه گرفته شود شخص بد کار در کفر و طغیان خویش مشغول لذّت و کامرانى است ولى بى‏خبر است که بتدریج استعداد هدایت را از دست می‌دهد و عمرش کوتاه و کوتاه‌تر می‌شود تا بالاخره فرصت از دستش میرود».
استدراج یکی از ابزارهای امتحان و از سنت‌های الهی است که به وسیله افزایش نعمت بر نعمتی دیگر باعث غفلت و نسیان فرد نسبت به خداوند متعال گشته و به طور ناگهانی به عذاب الهی گرفتار می‌آید. چنان که خداوند متعال نیز در قرآن کریم می‌فرماید:
﴿وَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ﴾
و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج، از جایى که نمى‏دانند گریبانشان را خواهیم گرفت.
«و اینکه استدراج را مقید کرد به راهى که خود آنان نفهمند، براى این است که بفهماند این نزدیک کردن آشکارا نیست، بلکه در همان سرگرمى به تمتع از مظاهر زندگى مادى مخفى است، و در نتیجه ایشان با زیاده‏روى در معصیت پیوسته بسوى هلاکت نزدیک مى‏شوند، پس مى‏توان گفت مى‏توان گفت استدراج تجدید نعمتى بعد از نعمت دیگرى است تا بدین وسیله التذاذ به آن نعمت‌ها ایشان را از توجه به وبال کارهایشان غافل بسازد».
املا نیز از سنت‌های قطعی الهی برشمرده می‌شود که از نظر لغوی به معنی «مهلت دادن، تاخیر انداختن و گذشت عمر» می‌باشد. و معنی اصطلاحی ان نیز به همین معناست که خداوند به بدکاران مهلت می‌دهد تا به گناهان خود ادامه دهند و کم کم به سنت استدراج گرفتار آیند تا روزی که مهلتشان پایان یافته و به عذاب الهی گرفته شوند. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمایند:
﴿وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ﴾
و البته نباید کسانى که کافر شده‏اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت مى‏دهیم براى آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت مى‏دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند، و [آن گاه‏] عذابى خفت‏آور خواهند داشت.
چنانچه از این آیه بر می‌آید کسانی که به عذاب خداوند و بلا و گرفتاری مبتلا نمی‌شوند نباید شادمان باشند چرا که خداوند متعال آنها را به حال خودشان رها کرده تا بر گناهان خود بیفزایند و در روز موعود به عذاب گرفتار شوند.
در این آیه وجهه کلام را متوجه خود کفار نموده و فرمود: زنهار که از وضع حاضر خود خوشحال نباشند، که وضع موجودشان املا و مهلت خدایى است که کارشان را به استدراج و تأخیر مى‏کشاند و باعث بیشتر شدن گناهشان مى‏گردد: که دنبال آن عذاب مهینى است، عذابى که جز خوارى با آن نیست.
این سنت‌های الهی استدراج و املا و نیز پوشاندن عیوب دیگران در کلام امام علی (علیه السلام) یکی از ابزارهای امتحان و آزمایش خداوند هستند. آنجا که حضرت می‌فرمایند:
«کَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَیْهِ وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ».
«بسا کسى که با نعمتى که بدو دهند. به دام افتد، و با پرده‏اى که بر گناه او پوشند فریفته گردد، و با سخن نیک که در باره‏اش گویند آزموده شود، و خدا هیچ کس را به چیزى نیازمود چون مهلتى که بدو عطا فرمود».
از فرمایش امیر المؤمنین (علیه السلام) در این عبارات مشخص می‌گردد که این سنت‌های قطعی و یقینی الهی یعنی استدراج و املا برای آزمایش انسان‌ها قرار داده شده است و حتی می‌توان مهلت دادن را به بالاترین آزمون‌ها تعبیر نمود.
در این حکمت پر محتوا، حضرت به اموری اشاره می‌فرمایند که در حقیقت همه نعمت هستند و از طرفی نیز وسیله‌ای برای آزمودن انسان‌ها به شمار می‌روند. «چرا که بسیاری از اوقات نعمت پرده پوشی باعث غرور و خودخواهی او نسبت به خدا می‌شود و آن فرد خود را از پیشامدهای ناگوار در امان می‌بیند. و در نتیجه دچار گناهان بیشتری می‌شود. مهلت دادن نیز بالاترین نعمتی است که خداوند متعال با آن شخص را می‌آزماید».
2.9. انواع فتنه
با نگاهی به معانی فتنه که قبلاً گذشت می‌توان گفت از نظر اصطلاحی به بلایایی فتنه گفته می‌شود که بیشتر جنبه عمومی داشته و افراد زیادی در اجتماع همزمان در آن درگیر می‌شوند و در اثر شبهه ناک بودن برخی امور اجتماعی ایجاد می‌شود. از این رو می‌توان آن را به انواع فتنه‌های اجتماعی و سیاسی تفکیک نمود.
فتنه‌های اجتماعی به آن دسته از مشکلات اجتماعی گفته می‌شود که

مطلب مرتبط :   محتوی فضا