ادبی، جامعه‌شناسی، باختین، خوانندگان

خلق می‌کنند. گروهها هر یک دارای. «جهان بینی مخصوص به خویش اند. منتقد باید بتواند این جهان‌بینی را دریابد. «جهان‌بینی» چیست؟ مجموعه آرزوها، احساسها و اندیشه‌هایی که اعضای گروه و بیشتر افراد طبقه‌ای را به هم می‌پیوندد و آنها را در برابر گروه یا طبقه دیگری قرار می‌دهد، یکپارچگی هر اثر ارجمند بستگی به این جهان بینی دارد. (بشر دوست، 90:1390) در نظر گلدمن کاربرد روش دیالیکتیکی – یعنی ساخت گرایی تکوینی – در بررسی جامعه بیش از هر چیز به معنای دریافت پدیده‌های اجتماعی در تاریخ‌مندی آنهاست. دانش انضمامی پدیده‌های انسانی فقط در قالب جامعه‌شناسی تاریخی یا تاریخ جامعه‌شناسی امکان‌پذیر است. از دیدگاه گلدمن هیچ یک از پدیده‌های انسانی اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی، جمعی یا فردی، مادی یا معنوی دریافت پذیر و تشریح شدنی نیستند مگر در بستر فرایند تاریخی گسترده‌تری که آن‌ها را در بر می گیرد. فرایندی که گذشته یا حال محدود نمی‌شود. و رو به آینده دارد. او معتقد است دریافت معنا و تشریح سیر تکوین حرکت‌های تاریخی، تسلط بر طبیعت و آفرینش فرهنگی جز بر مبنای فاعل جمعی و یا به عبارت دقیق‌تر فرا فردی ممکن نیست. (پوینده، 40:1390) گلدمن خاطر نشان می‌سازد که زبان و ساختار و مناسبات تولیدی فاعل نیستند و هیچ گاه چیزی نیافریده‌اند انسان‌ها هستند که در مجموعه‌ای از مناسبات ساختارمند درگیرنده و تاریخ را می‌سازند. انسان‌ها هستند که در یک کردار سراپا ساختارمند زبان می‌آفرینند، انسان ها هستند که در مناسبات تولیدی از ساختارهای مشخص عمل می‌کنند، عمل را دگرگون می سازند و مناسبات تولیدی و ساختارها را تغییر می دهند روش پژوهشی لویس گلدمن« ساختگرایی تکوینی» است: فرضیه بنیادین ساختارگرایی تکوینی این است که هر رفتار انسانی کوششی است برای دادن پاسخی با معنا به وضعیتی معین و از همین رهگذر، ایجاد تعادلی میان فاعل عمل و موضوعی که عمل بر آن واقع شده است. (همان:56) ساختگرایی تکوینی لویس گلدمن با وجود گرایش مارکسیستی، به مسائل خاص زیباشناسی توجه دارد فرضیه بنیادی او این است که خصلت جمعی آفرینش ادب حاصل آن است که ساختارهای جهان آثار با ساختارهای ذهنی و برخی از گروههای اجتماعی، هم خواننده و با آنها رابطه‌ای درک پذیر دارند. (اسکارپیت، 16:1388) از جمله کسانی که در تاریخ جامعه‌شناسی هنر و ادبیات یا به نحو خاصی به او توجه کرد. میخائیل باختین، زبان شناس و فیلسوف برجسته شوروی (سابق) است (فاضلی،116:1387) رومان یا کوسبون در پیشگفتار خود بر کتاب معروف باختین «مارکسیسم فلسفه و زبان» می‌نویسد: «در این کتاب همه چیز از همان صفحه اول سخت مایه شگفتی می شود تازگی و اصالت محتوای آن، تمام خوانندگان بهره‌مند از ذهن باز را بیش از همه غافلگیر می کند. این اثر پیشگام یافته‌های امروزی در عرصه زبان شناسی اجتماعی محسوب می‌شود و به ویژه از پژوهش‌هایش نشانه شناسی کنونی پیش می‌گیرد. (پوینده، 44:1390) باختین را چهره اصلی گذار از فرمالیسم به ساختار گرایی دانسته‌اند. اما تأثیر او بر نظریه ادبیات بیش از این دوره بوده است. تزوتان تودورف، باختین را مهمترین اندیشمند شوروری در گستره علوم انسانی و بزرگترین نظریه پرداز ادبی سده بیستم دانسته است. (عسگری، 58:1387) باختین بررسی ادبیات را مستقل از مجوعه فرهنگی یک دوران تا خوشایندی می داند. اما در تحلیل ادبی به نظر او زیان‌برتر از آن، این است که ادبیات در چهارچوب صرف دوران آفرینش محبوس کنیم، در حالی که سر چشمه‌های آثار بزرگ ادبی در گذشته ریشه دارد. «بسنده کرده به درک و تشریح اثر بر مبنای زمانه‌اش، بر مبنای اوضاع دوره بی‌واسطه پیدایش در حکم آن است که راه دستیابی به ژرفای معنای آن را برای همیشه به روی خود ببندیم (همان:60) باختین اساس «منطق مکالمه» را پایه نهاد.«منطق مکالمه» و ساخت بینا متنی است. هر سخن (به عمد یا غیر آگاهانه) تا سخن‌های پیشین که موضوع مشترکی با هم دارند با سخن‌های آینده که به یک معنا پیشگویی و واکنش به پیدایش آنهاست. گفت و گو می کند آوای هر متن در این «هم سرایی» معنا می‌یابد. این نکته تنها درباره ادبیات صادق نیست. بلکه در حق هر شکل سخن، کارایی دارد. فرهنگ به این اعتبار، مکالمه‌ای است میان انواع سخن در میان انواع بیان هنری و رمان شکلی است که این همسرایی یا چند آوایی را بهتر بازتاب داده است. باختین هر گز نپذیرفت که بتوان متن را در گست از «تعین‌های اجتماعی» شناخت باور او به گونگی آوایی در هنر، مانع از آن می‌شد. که متن را در جدایی و گست از تکامل اجتماعی و تاریخی بررسی کردند. او معتقد بود که در ارتباط کلامی اگر بیرون از مناسبتی که به موقعیت شخص دارد. قرار گیرد هرگز نمی تواند شناخته و تشریح شود (فاضلی: 116) ایوتادیه سومین بنیانگذار جامعه‌شناسی ادبیات را میخائیل باختین می‌داند. به نظر او، جنبه‌های از دیدگاه باختین که دیدگاه گلدمن را تکمیل می‌کند، عبارت است از «رجوع به فرهنگ مردمی که افق و مصالح برخی از آثار بزرگ است. و نیز تجسم جهان نگری‌های متفاوت در انواع سخن‌های متفاوتی که انواع رمان را تقسیم می کنند« فرهنگ مردمی پدیده‌ای جمعی است و نوعی میانجی تکمیلی را نشان می‌دهد. که به مفهوم جهان نگری مورد نظر لوکاچ و گلدمن افزوده می شود.
این میانجی نقش اساسی دارد زیرا که پدیده‌ای از زبان است. که پذیرای بررسی زبان شناسی و نقد ادبی است. زایندگی نظرگاه باختین خاصه از آن روست که جامعه‌شناسی ادبیات، فراسو یا برون سوی زبان را تحلیل نمی‌کند. بلکه به مطالعه ساختارهای اجتماعی از این لحاظ که سخن می گویند و سخنانشان نوشته می شود می‌پردازد. (پوینده، 15:1390)

مطلب مرتبط :   حکومت، مطلقه، مشروعیت، حقوق

2-5-1-6 جامعه شناسی ادبیات و تقسیمات کلی آن
1- جامعه‌شناسی پدیده ادبی
2- جامعه‌شناسی آفرینش ادبی
3- جامعه شناسی محتوای اثر ادبی (جامعه‌شناسی درون مایه‌ها‌)
2-5-1-7 جامعه شناسی پدیده ادبی
این مقوله بیشتر بر مبنای جامعه شناسی تکیه دارد تا ادبیات آن را باید بخش جدایی ناپذیر و کاربردی جامعه‌شناسی عمومی دانست که اساساً به بررسی تجربی ادبیات، خارج از خود متن ادبی گرایش دارد. (فاضلی، 59:1381) این رویکرد، مجموعه ای از بررسی‌های جامعه‌شناختی درباره چاپ، پخش و به ویژه دریافت یا پذیرش آثار ادبی است. که در اصل همان روش های دیگر شاخه های جامعه‌شناسی دانشگاهی (پرسشنامه‌ها، تحقیقات بی سمت و سومانند آن‌ها) را به کار می‌بندد. در فرانسه نمایندگی این عرصه در وهله اول «روبر اسکار پیت و همکاران او در انستیتوی ادبیات و فنون هنرهای توده‌ای (I.L.T.A.M) در دانشگاه پوردو برعهده دارند و بررسی های سودمندی درباره تاریخ جامعه‌شناسی کتاب و دریافت آثار ادبی در پودرو و نواحی اطراف آن در نزد کارمندان، کارگران مشمولان و دیگران انجام داده‌اند. (پوینده، 51:1390) در واقع پژوهش‌های اسکارپیت و همکارانش، جامعه شناسی ادبیات است. از دریچه پیوند اثر ادبی با مقولات اقتصادی. سه عامل مهم در این راستا یا سه واقعیت هر پدیده ادبی به مانندهر پدیده یا کالا اقتصادی عبارتند از: تولید، توزیع و مصرف . بنابراین ما با سه گروه از افراد سر و کار داریم که فرایند ادبی را تسهیل می کنند. نویسندگان و شاعران تولید کنندگان اثر ادبی هستند که آثارشان را- با واسطه ناشر – که هم تولید و چاپ اثر را در تیراژ وسیع ممکن می کند و هم باعث انتشار اثر در سطح جامعه می‌شود – به مصرف کنندگان که همان خوانندگان هستند عرضه می‌کنند. این یک شبکه مبادله واقعی است (عسگری، 49:1387) وجه اول از سه پدیده ادبی در این دیدگاه جامعه شناسی، یعنی تولید یا تولید کنندگان بیش از دو وجه دیگر یعنی توزیع و مصرف محل تأمل است. سوالاتی درباره خاستگاه خالقان آثار ادبی، عوامل مؤثر در گرایش آنان به ادبیات، درآمد این افراد و نیز تعامل آنان یا مخاطبان و ناشران در این دیدگاه جامعه‌شناختی طرح می‌شود از نظر اقتصادی خالقان ادبیات امروزه با گسترش صنعت چاپ به خوانندگان نیاز مبرم دارند. با حمایت خوانندگان از طریق خرید آثار ادبی است که چرخه اقتصادی ادبیات می‌چرخد. (همان:49) توزیع ادبی: توزیع اثر ادبی و بین مخاطبان دومین مرحله در فرایند نگرش اقتصادی به مقوله ادبیات است. ناشر امروزی در حقیقت پیوند دهنده آفریننده اثر با خوانندگان است و در این میان او بیش از آنکه، به جنبه معنوی و ارزش کار بیندیشد به ناچار جنبه‌های اقتصادی را در اولویت قرار می دهد، وقتی کتابی چاپ می‌شود توزیع آن کاری مهم است و امر توزیع است که موفقیت یا شکست اثر را در نهایت رقم می‌زند. در چنین فرایندی است که جامعه‌شناسی ادبیات با آمار و ارقامی که از مسائل گوناگون مربوط به نحوه توزیع اثر و پذیرش آن در نزد خوانندگان به دست می‌دهد هم به ناشر و هم از طریق او به خالق اثر ادبی گزارش از وضعیت حاکم بر سلایق مخاطبان و افق انتظار آنها از متن می دهد. (عسگری، 50:1387)
سومین مرحله در جامعه‌شناسی ادبیات با رویکرد اقتصادی، مرحله مصرف است. مصرف کنندگان و به عبارت بهتر خوانندگان آثار ادب با انتخاب و خرید

مطلب مرتبط :   تولی، تبری، حج، دین