اخلاقی، قالب‌ها، شماره، می‌کند.

است
حتما تفکیک لازم است
شرایط سنی
انتخاب مفاهیم به نیازهای کودک درآن سن خاص برمی‌گردد
برای مخاطب خردسال به مفاهیمی بپردازیم که در رابطه بین مادر و فرزند می‌گذرد. و وقتی بچه‌ها بزرگتر‌می‌شوند‌به مفاهیمی می‌پردازیم‌ که ‌دایره ‌گسترده‌تری ‌از اجتماع را شامل می‌شوند. مثلا در سنین‌نوجوانی‌به‌مفاهیمی ‌از‌اخلاق ‌می‌پردازیم که در ارتباط با گروه‌های مختلف اجتماعی مطرح است و ارتباط با همسالان مطرح است
می‌شود تفکیک انجام داد
مسائل روزمره کودک
بله تفکیک لازم است
دلایل روانشناختی

مفاهیمی که با ویژگی‌های سنی هر دوره کودک مطابقت دارد

بله لازم است

اختلاف سنی

بله لازم است
سؤال چهارم : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟ اگر آری کدام قالب‌ها؟ با چه ویژگی‌هایی؟
شماره یک: این را باید یک برنامه‌ساز حرفه‌ای جواب بدهد ولی من با توجه به تصورات خودم فکر می‌کنم نه چینین چیزی وجود ندارد. به علاوه اینکه در طی پژوهشم با برنامه‌سازان به این نتیجه رسیده‌ام که وقتی برنامه‌سازان به یک موضوع و هدفی فکر می‌کنند قالب متناسب با آن همان لحظه به ذهنشان خطور می‌کند.
شماره دو: نه من به شخصه فکر می‌کنم همچین چیزی وجود ندارد و آنقدر مفاهیم قابلیت دارند که می‌توانید با یک ترانه، انیمیشن،‌کار عروسکی آن مفهوم را منتقل کنید و این بستگی به دیدگاه هنرمند دارد. مفاهیم آنقدر قابلیت دارند که می‌توانید با یک ترانه، انیمیشن، ‌کار عروسکی آن مفهوم را منتقل کنید و این بستگی به دیدگاه هنرمند دارد.
شماره سه : یکسری تابوهایی داریم که مانع از این هستند که نویسنده به آن ورود کند چون می‌ترسند که به آنها گفته شود شما حریم آن مفهوم را نگه نداشتید. من اگر قرار بود قالبی را برای انتقال مفهوم به بچه‌ها انتخاب کنم طنز را انتخاب می‌کنم و کارهای ترکیبی موفق‌تر هستند ولی باید انیمیشن و عروسکی باید بهتر عمل کند ولی خوب کار نشده است. و انیمیشن می‌تواند بهتر باشد. من از حرف‌های ایشان اینگونه استنباط کردم که در هر قالبی می‌توان مفاهیم را منتقل کرد.
شماره چهار : ما باید ابتدا از بچه‌ها یک انسان کامل بسازیم. و همه عوامل تولید باید سعی خود را انجام دهند که اخلاق را به کودکان یاد بدهند و در هر قالبی این اتفاق رخ می‌دهد.
شماره پنج : همه قالب‌ها قابل استفاده هستند.

شماره شش : نه. اینطور نمی‌شود درباره ساختار صحبت کرد.
شماره هفت : قالب نمایشی بهترین قالب برای انتقال مفاهیم اخلاقی و نکات آموزشی است. از دیگر قالب‌هایی که می‌تواند این وظیفه را به خوبی انجام دهد می‌توان به قالب کلیپ و نماهنگ و سرود اشاره کرد. و شاید تولید نمآهنگ امروزه از کار نمایشی جذابیتش برای بچه‌ها بیشتر باشد. چون در موسیقی ریتم بالا و نشاط و پویایی خاصی هست و مفاهیم را در مدت زمان کمی بیان می‌کند. و با یک نشاط و ریتمی مفاهیم را بیان می‌کند. و می‌تواند در واقع موفق‌ترین قالب باشد. و بعد از آن قالب نمایشی می‌توانیم استفاده بکنیم و قالب بعدی می‌تواند قالب برنامه‌های ترکیبی باشد که ما داریم استفاده می‌کنیم. چون این قالب مثل یک نمونه مجله مصور تلویزیونی است برای مخاطب کودک و نوجوان جذاب است.
شماره هشت : نه نمی‌توان گفت که اگر مفاهیم اخلاقی در فلان قالب قرار بگیرند می‌توانند مفاهیم اخلاقی را بهتر به کودکان منتقل کنند. ولی می‌توان ویژگی‌های آن قالب را گفت مثلا ویژگی‌هایی از قالب که بتواند کودکان را در موقعیت قرار ‌دهد. یعنی بچه‌ها خودشان را جای اشخاص درون قصه قرار دهند و همذات پنداری کنند. یا باعث پرورش تخیل کودکان شود نه به این معنی که خیال بافی را زیاد کند بلکه بتواند توانایی تخیل را افزایش دهد.
شماره نه : به نظر من این برمی گردد به درایت برنامه‌ساز. اگر برنامه‌ساز با سلیقه و باسواد باشد قالب درست را برای موضوع خود انتخاب می‌کند که بتواند تأثیرگذار باشد. همه مفاهیم اخلاقی در همه قالب‌ها قابل بیان هستند. قالب‌ها مثل کلید هستند که برای قفل‌های مختلف ساخته شده‌اند و خود برنامه‌ساز است که باید تصمیم بگیرد و از بین آنها انتخاب کند که ببینید چطور می‌شود در سریع‌ترین حالت ممکن، با مخاطبش ارتباط برقرار کند و حرفش را نیز به او برساند. و مخاطب هم از این رابطه جواب بگیرد یعنی تأثیر بپذیرد.
شماره ده: می‌توان در هر قالبی این محتوا را آورد. و هیچ فرقی ندارد.

مطلب مرتبط :   حقوق، احکام، فقه، عقل

شماره یازده : ظرف مهم نیست و بیشتر مظروف مهم است و به هنرمندی افراد بیشتر ارتباط دارد.یعنی به هنر سازنده برمی‌گردد. ممکن است کسی صد قسمت برنامه بسازد ولی اصلا موفق نشود که یک پیام اخلاقی را به خوبی منتقل کند ولی ممکن است کسی با یک کلیپ سه دقیقه ای جریان ساز شود.
شماره دوازده : اگر کاری کارشناسانه باشد در هر قالبی می‌تواند کار خود را انجام دهد. باید ابتدا کار را شناخت و در همان چهارچوب برنامه را تولید کرد. مثل کارتون فوتبالست‌ها که طوری ساخته شده است که همه مخاطبین را جذب می‌کند. یعنی از یک برنامه مخصوص بزرگسالان، با شناخت از مخاطب خود به تولید برنامه‌ای دست می‌زند که مخاطبین کودک نیز از آن لذت ببرند و جذب آن بشوند. مسلما نمی‌شود برای خردسال به یکباره درباره نماز صحبت کرد ولی می‌توانیم او را آشنا کنیم.
شماره سیزده : وقتی ما می‌خواهیم طراحی یک برنامه را انجام دهیم ابتدا موضوع آن را مشخص می‌کنیم و براساس موضوع ایده‌ای را پیش‌بینی می‌کنیم و بعد طراحی می‌کنیم و مرحله به مرحله پیش می‌رویم و خود آن موضوع، ایده و طرحی که ما به آن می‌رسیم خطی که ما می‌خواهیم به آن برسیم را به ما می‌دهد یعنی اگر ما همینطوری و براساس اینها بگوییم نه فقط این قالب برای مسائل دینی و مباحث اخلاقی مناسب است خوب این از نظر شیوه برنامه‌سازی کار تخصصی و درستی نیست. هیچکدام از قالب‌های برنامه‌سازی ابتدا به ساکن برای طرح مفاهیم اخلاقی مناسب نیستند بلکه آن موضوع و ایده که شکل می‌گیرد براساس آن ما می‌توانیم برای نوع قالب برنامه تصمیم بگیریم و بعد هم براساس مخاطبمان می‌توانیم تصمیم بگیریم. یعنی بعد از اینکه ما یک مقدار طرح‌مان جامع و کامل شد و تحقیق و بررسی درباره آن موضوع کردیم.
شماره چهارده : نه به نظرم نمی‌رسد از این جهت . البته گاهی مواقع بعضی مضامین نامحسوس و ناملموس هست شاید از قالب‌هایی که غیر مستقیم هست استفاده بکنیم. مثلا شاید بعید به نظر می‌رسد که به خاطر اینکه دروغگویی فعل بدی است از قالب مستند بهره بگیرید ولی شاید در یک برنامه نمایشی و یا یک پلاتو حتی به راحتی این مفهوم را عنوان کنید. هر کدام از این قالب‌ها اثر خود را می‌گذارند مثلا از طریق ارتباط مستقیم شما می‌توانید اطلاعات بیشتری در مورد یک مضمون اخلاقی منتقل بکنید ولی در کار نمایش نمی‌توانید این اطلاعات وسیع را منتقل بکنید. عدد و آمار بدهید ولی در یک کار مستقیم شما می‌توانید رودروتر و مستقیم‌تر اطلاعات کمی بیشتری به مخاطب ارائه بدهید
شماره پانزده : ببینید مفاهیم خودشان دسته‌بندی‌های مختلف دارند مثلا اگر ما بخواهیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم و بگوییم به نامحرم نگاه نکن به نظر بنده هیچ قالبی مثل کلیپ جوابگو نخواهد بود. چرا؟ چون شما می‌توانید یک سری مفاهیم را با چند کلمه شعر و یک سری تصاویر نمادین نشان بدهید. ولی اگر بخواهید در قالب دیگری به صورت امری بگویید «نگاه نکن» چیزی شعاری و مسخره خواهد شد. مفاهیم خودشان روشن می‌کنند که چه قالبی آنها را خوب بیان می‌کند.
شماره شانزده : اگر تعریف ما از دین اخلاقیات دین باشد هر چارچوب و قالبی را می‌توان برای آن در نظر گرفت ولی باید برای این قرار دادن مفهوم در هر قالب فکر کرد و به زور آن مفهوم اخلاقی را به برنامه تحمیل نکرد. حتی اگر شما می‌خواهید در قالب مسابقه مفهوم اخلاقی را بیان کنید باید ببینید که چطور می‌شود آن مفهوم را در این قالب بیان کرد.
شماره هفده : قالب یک ابزار و ظرف است و تناسب ظرف و مظروف را باید در نظر بگیریم. و من همچین اعتقادی ندارم. مفاهیم دینی، مفاهیمی ارزشمند و پایان ناپذیرند و آن توانایی و ارزش ذاتی در آن وجود دارد که بتوانند در هر قالبی بیان شوند. قرن‌هاست که مفاهیم دینی در قالب‌های گوناگون هنری بیان شده و به ما رسیده است. مثل ادبیات منثور، ادبیات منظوم، معماری، مینیاتور و هنرهای مختلف دیگر اندیشه دینی جلوه پیدا کرده است. بنابراین هیچ قالبی محدودیت ندارد. مهم این است که وقتی ما می‌خواهیم یک موضوع و اندیشه‌ای را طرح بکنیم در گام اول شناخت دقیق از همان موضوع داشته باشیم که اگر این اتفاق بیفتد خود به خود می‌توانیم قالب مناسب را انتخاب کنیم. اندیشه دینی قابلیت طرح در همه قالب‌ها را دارد. و مشکلی که وجود دارد این است که یا ما قالب را نمی‌شناسیم و یا اندیشه را نمی‌شناسیم.
شماره هجده : کودک طبیعتا برنامه‌هایی که در آن تخیل و فانتزی هست را بیشتر می‌بیند اما این دلیل نمی‌شود که ما بخواهیم در قالب‌ها