احساسات، 5 ، 1 ، عملیاتی:

است و کم اثر ترین آن، نقاب دار و غیر صحیح است زیرا پیام های نا آشکار و غیر صحیح به دلیل ابهام، دوگانگی، متعارض یا پوشیده بودنشان، مخاطبان را سردرگم و مضطرب می سازند. به همین دلیل بهتر است که پیام ها به طور مستقیم توسط شخص فرستنده، و نه از طریق واسطه یا شخص سوم، ابلاغ گردد. در چنین شرایطی احتمال سوء تفاهم و یا حتی سوء استفاده شخص واسطه وجود دارد. در یک خانواده با عملکرد بالا، اعضای خانواده افکار و احساسات خود را با یکدیگر به شیوه های ظریفی در میان می گذارند. آنها علایق و نگرانی های خویش را عنوان می کنند و دربارۀ مسائل مهم با یکدیگر به گفتگو می پردازند. هر یک از آنها می تواند دربارۀ خود و زندگی اش با سایرین صحبت کند و می داند که هم به او گوش می سپارند و هم او را درک می کنند. ارتباط مؤثر یکی از مهمترین ملزومات یک رابطه صمیمانه است. الگوهای ارتباطی موجود در خانواده، بر الگوهای ارتباطی که فرزندان بعدها در خانواده خود بکار خواهند برد، مؤثر است. ارتباط محدود به کلمات نمی شود بلکه گوش دادن، سکوت،‌ برخورد نگاه ها، حالت چهره، ژست ها، لمس کردن، حالت بدن و تمام نمادهای غیر کلامی دیگر و رمزهایی که برای ارسال و دریافت معنا به کار می روند را شامل می شود.
تعریف عملیاتی:
وقتی یکی از اعضای خانواده ام ناراحت باشد، بقیه علت آنرا می دانند.
من و همسرم اگر از رفتاری خوشمان نیاید به همدیگر می گوییم.
با یکدیگر رو راست و بی پرده هستیم.
نقشها96: تعریف نظری: این سازه، کارآمدی خانواده را بر اساس تخصیص وظایف و تکالیف به اعضای خانواده و کامل نمودن تکالیف از سوی آنها توصیف می کند. نقش ها گاه به صورت رسمی و گاه به صورت غیر رسمی تخصیص می یابند، در بسیاری از خانواده ها بیشتر به صورت غیر رسمی تخصیص می یابند، در بسیاری از خانواده ها بیشتر به صورت الگوهای عادتی برای اعضای خانواده در می آیند. این الگو نقش هایی را که برای عملکرد سالم خانواده انجام می گیرد از کارکرد های غیر ضروری متمایز می سازد (تامپلین و همکاران، 1998).
دو نوع قاعده و مقررات در خانواده قابل شناسایی اند: قواعد آشکار و قواعد پنهان. قواعد آشکار مانند مداخله کودکان در صحبت والدین، آویختن لباس بچه ها در جای مربوطه، و امثال آن مشاهده و درک آن آسان است. قواعد پنهان، قواعدی مانند در میان گذاشتن به موقع مسأله حاد شغلی که برای شوهر پیش آمده با همسرش، صحبت کردن به موقع و مناسب پدر با فرزند بزرگش که دچار مشکل روحی شده است را شامل می شود. اعضای خانواده با مشاهده الگوی رفتار دیگران در خانه، موجودیت و چگونگی آنها را استنباط می کنند. در خانواده کارا، قوانین به حفظ نظم و انظباط کمک می کند و در شرایط خاص نیز اجازه تغییرات لازم را می دهند.
تعریف عملیاتی:
ما در این مورد که هر کسی در خانه چه کاری انجام دهد، گفتگو می کنیم.
رفت و آمد در خانواده ما معقول نیست.
هر کدام از اعضای خانواده من در خانه وظایف و مسئولیت های خاصی برعهده دارد.
در خانواده ما، وظایف خانوادگی به تساوی تقسیم نمی شود.
گاهی خانه ما از چیزها مورد نیاز، خالی می شود.
همراهی عاطفی97:تعریف نظری: همراهی عاطفی به توان اعضای خانواده در پاسخ دهی مناسب به موقعیت های هیجانی مثبت و منفی گفته می شود (تامپلین و همکاران، 1998). در مدل مک مستر دو نوع همراهی عاطفی عمده شناخته شده است:
1) احساسات آسایش98 که شامل واکنش های هیجانی مثبتی مانند عشق، مهربانی و شادی است.
2) احساسات اضطراری که شامل عواطفی مانند ترس، اضطراب، خشم و مانند آن می شود. کارآیی عاطفی در این بعد شامل توانایی خانواده در برابر دامنه وسیعی از احساسات متناسب با موقعیت است.
تعریف عملیاتی:
ما احساسات خود را در خانه راحت و آشکار بروز می دهیم.
ما از ابراز محبت به یکدیگر اکراه داریم.
آمیختگی عاطفی99:تعریف نظری: واکنشی است که هر یک از اعضاء در برابر علاقه و توجه دیگری نشان می دهد. در واقع میزان علاقه و نگرش اعضای خانواده را نسبت به هم توصیف می نماید (تامپلین و همکاران، 1998).
به طور ایده آل، خانواده نیازهای هیجانی همه اعضایش را برآورده می کند تا به مرحله ای از رشد برسند. بعضی از این نیازها توسط افراد بیرون از خانواده برآورده می شوند؛ این امر به طور فزاینده ای در دوره طبیعی رشد و در مقطع نوجوانی روی می دهد. انواع دخالت عاطفی در الگوی مک مستر متمایز شده اند:
الف) فقدان دخالت؛ اشاره به این دارد که اعضای خانواده بیشتر مانند غریبه ها در خانه ای بزرگ زندگی می کنند. آنها اغلب تنها هستند و کام روا نیستند.
ب) علاقه از احساسات جداست؛ در چنین خانواده هایی به نظر می رسد آمیختگی اعضای خانواده با یکدیگر از احساس وظیفه، نیازی در یک عضو برای کنترل عضوی دیگر، و حس کنجکاوی نشأت می گیرد.
ج) آمیختگی خود خواهانه؛ در این جا عضوی از خانواده به منظور حفظ احساسات ارزشمند خویش به عضو دیگر همراه می شود؛ نه به خاطر مراقبت یا نگرانی واقعی نسبت به وی.
د) دخالت دلسوزانه؛ این امر بر درک واقعی نیازهایی که فرد با آنها دست به گریبان است مبتنی است و به پاسخ هایی می انجامد که این نیازها را برآورده می سازد.
ه) شبکه؛ این اصطلاح در الگوی فرایند به کار رفته است. هرچند الگوی مک مستر حاوی دو طبقه است که مفهوم مشابهی را توصیف می کند: «آمیختگی بیش از حد» و «آمیختگی همزیستی»، مفهوم دوم تنها در روابط به شدت مختل دیده می شود.
تعریف عملیاتی:
اگر کسی در خانواده ام دچار مشکل شود، سایرین هم در گیر حل آن می شوند.
من و همسرم وقتی به یکدیگر علاقه نشان می دهیم که بتوانیم شخصا از آن بهره مند شویم.
ما فقط وقتی با اعضای خانواده همراه می شویم که منافعی در بین باشد.
کنترل رفتار: تعریف نظری: این بعد مربوط به قواعدی است که خانواده بر آن اساس امورش را می گذراند. بعد کنترل رفتار همچنین دربرگیرنده میزان تأثیر و نفوذی است که اعضای خانواده بر یکدیگر دارند. خانواده برای بقاء و سازگاری نیاز به شیوه هایی جهت کنترل رفتار اعضای خود دارد. مدل مک مستر چهار شیوه کنترل رفتار را در خانواده ها شناسایی می کند.
1. خشک100؛ در چنین خانواده هایی، نقش ها و وظایف روزمره اعضای خانواده قابل پیش بینی و مشخص است. این قبیل خانواده ها به دلیل خشک و نامنعطف بودن، قدرت سازگاری با تغییرات را ندارند و چه بسا حتی قدرت برون سازی تغییراتی که خانواده در هر مرحله از رشد خود با آن مواجه است نیز نداشته باشد. فضای کیفری چنین خانواده هایی احتمالاً اعضایش را به طرف رفتار های مخرب و پرخاشگرانۀ پنهان سوق می دهد و مبارزه برای کسب قدرت در خانه شدت می گیرد و احتمال دارد که اعضای خانواده، خشم خود را در محیط های بیرون از خانه بروز دهند، همان طور گفته شد؛ قابلیت پیش بینی در چنین خانواده هایی بالاست اما قابلیت سازندگی در آنها پائین است.
2) انعطاف پذیر؛ رفتار خانواده هایی که از این شیوه ها بهره می برند، هم قابل پیش بینی و هم سازنده است. آنها می توانند به شکل مناسبی خود را با شرایط جدید انطباق دهند. شیوه آموزشی و حمایت گرانه خانواده، مشوق آنها در فعالیت و انطباق با مقررات خانواده است.
3) بی قید؛ این شیوه تا حدودی قابل پیش بینی است اما قدرت سازندگی کمی دارد. بی حالی101 در این خانواده ها جایگزین سازماندهی و عمل شده است. اعضا به وظایف خویش به خوبی عمل نمی کنند و اغلب در ارتباط با یکدیگر و تشخیص نقش ها دچار مشکل هستند. ضعف سازماندهی در این خانواده ها باعث احساس عدم امنیت در فرزندان می شود و آنها رفتار های مهر طلبانه ای نشان می دهند. این فرزندان تا حدودی تکانشی و بی انضباط هستند و هنگام ورود به مدرسه دچار مشکل می شوند، زیرا در آنجا مقررات حکم فرماست و رفتار های استاندارد شده از آنها انتظار می رود.
4) هرج و مرج گرایانه؛ در این شیوه، هم قابلیت پیش بینی و هم قدرت سازندگی شان ضعیف است. این شیوه گاه بی قید و گاهی نیز انعطاف پذیر است و همین شرایط، آن را غیر قابل پیش بینی می کند، به گونه ای که هیچ عضوی نمی داند باید انتظار چه چیزی را بکشد. مؤثر ترین شیوه کنترل رفتار، نوع انعطاف پذیر و کم اثر ترین آن، هرج و مرج گرایانه است
تعریف عملیاتی:
در خانه ما هیچ قانون و مقرراتی وجود ندارد.
برای تنبیه فرزندانم، از تنبیه بدنی استفاده می کنم.
در خانه ما هیچ قانون و مقرراتی وجود ندارد.

مطلب مرتبط :   داستان، فضلی، (ص،1380:، آدم

جدول 3-3. عملکرد خانواده به ‌همراه مقادیر حداقل، حداکثر و ضرایب وزنی

ابعاد عملکرد خانواده
تعداد گویه
حداقل امتیاز گویه
حداکثر امتیاز گویه
حداقل امتیاز هربعد
حداکثرامتیاز هربعد
حل مشکل
4
1
5
4=1×4
20=5×4
ارتباط
3
1
5
3=1×3
15=5×3
نقش ها
5
1
5
5=1×5
25=5×5
کنترل رفتار
3
1
5
3=1×5
15=5×3
واکنش عاطفی
2
1
5
2=1×2
10=5×2
آمیزش عاطفی
3
1
5
3=1×3