اجتماعی،، عدالت، امنیت، ارگانیسم

لازم برای دولت فراهم آید تا بتواند با حمایت اجتماعی، تعادل جامعه و اقتصاد را تقویت کند (Valimaki, 2011: 28). بعد اجتماعی که یکی از ابعاد مهم در توسعه پایدار می باشد اغلب در سناریوسازی که برای آینده محیط زیست ما اعمال می شود نادیده گرفته شده، با این حال با توجه به تجارتی شدن ابعاد اجتماعی و زیست محیطی در اقتصاد بازار، معیارهای اجتماعی و زیست محیطی باید تلفیق و توسعه یابد، تا بتوان اقدام به طراحی سناریوی کرد که در آن معیارهای پایداری اجتماعی منعکس شود (Omann & Spangenberg, 2002:1). توسعه پایدار اجتماعی را نیز می توان به طور کلی دگرگونی های مثبت اجتماعی در جامعه تصور کرد. “چَپ من” می گوید: هدف از این توسعه که بر عدالت و برابری استوار است، حفظ کیفیت زندگی انسان در قالب گنجایش کره زمین است. او می گوید شکل هایی از توسعه هستند که آزادی و تحرک را افزایش می دهند و انواع دیگری ممکن است بر رفتارهای مردم تاثیر بگذارند (شهبازی و همکاران، 1392: 2).
2-3-9 دیدگاه ها و نظریات صاحب نظران در حوزه پایداری اجتماعی در سطح جهان
2-3-9-1 جان اورتون و همکاران «در تبیین مفهوم پایداری اجتماعی معتقدند که در ادبیات توسعه پایدار، تسلط مباحث محیطی و اقتصادی بیشتر بوده، اما توسعه پایدار دارای بعد سومی شامل مباحث اجتماعی نیز است. در رویکرد اجتماعی به توسعه پایدار ، جایگاه مردم فقیر و نیازهای اساسی آنان در اولویت است. در این رویکرد تاکید بر سه عنصر توانمندی، عدالت اجتماعی و آزادی انتخاب است. بدین ترتیب تامین نیازهای مادی مردم از اولویت های توسعه پایدار است. جوامعی که در آن عدالت وجود ندارد، پایداری نیز وجود ندارد، زیرا چنین جوامعی زمینه بهره برداری گروهی را از گروه های دیگر فراهم می کنند. بنابراین در مبحث توسعه پایدار اجتماعی تاکید بر رفع بی عدالتی و بی تعادلی در سطح جوامع مورد توجه است. در توسعه پایدار با رویکرد اجتماعی دو مفهوم وجود دارد: اول، مشارکت یا توسعه از پایین بر این محور استوار است که مردم فقیر باید بعنوان گروه های اصلی در فرآیند توسعه در اولویت قرار گیرند؛ دوم، توانمندسازی که به عنوان تامین ابزار و بسترهای لازم برای تغییر زندگی فقرا تعریف شده است (جاودان و رکن الدین افتخاری، 1389: 68).
2-3-9-2 دیویدسون 10و ویلسون11 در سال (2009) پیشنهاد کرد که پایدار ی اجتماعی یک سیستم روابط فرهنگی است که در آن جنبه های مثبت فرهنگ که متفاوت می باشد ارزش و ارتقاء یابد. همچنین نیاز به مشارکت سیاسی گسترده شهروندان نه تنها در مراحل انتخابات بلکه در دیگر فعالیت های سیاسی و.. به ویژه در سطح محلی انجام گیرد و آن را به طور منظم از سه دیدگاه تفسیر می کند: دیدگاه توسعه گرا، محیط زیست گرا و مردم گرا. در مفهوم پایداری اجتماعی، شاخص های کلیدی متعددی شناسای شده اند که نشان می دهد که چگونه نیازهای اساسی و حقوق برابر به طور مداوم به عنوان ستون های اساسی پایداری اجتماعی مطرح می شود. در تجزیه تحلیل شاخص ها پایداری اجتماعی نشان می دهد که چگونه این شاخص های سنتی مانند عدالت، کاهش فقر، و معیشت قبلا” به طور فزآینده مطرح بود. اما به جای آن مفاهیم که بیشتر نامحسوس و غیر قابل اندازه گیری است مانند هویت، حس تعلق به مکان، و تعامل اجتماعی مطرح می شود. در چند سال گذشته مفهوم پایداری در جهت مشارکت اجتماعی، حس تعلق به مکان، ثبات جامعه و امنیت گام برداشته است (Glasson and Wood, 2009: 286).
2-3-9-3 نظریه کنش پارسونز12 نشان می دهد هر کنشی اعم از منش بهنجار یا نابهنجار، توسط صور خاصی از ساختارهای اجتماعی ساخته و تولید می شود، از این رو پایداری اجتماعی نیز توسط افراد، در چهارچوب شرایط و ساختار اجتماعی و وسائل و مسیرهایی برای رسیدن به اهداف قابل تبیین می باشد. پارسونز اختیار و اراده انسانی را در انجام افعال و کردار خود، انکار نکرده و در عین حال نقش و تاثیرات ساختاری را نیز در کنش آدمی نادیده نمی گیرد. از این منظر پایداری اجتماعی در چارچوب شرایط و ساختار اجتماعی و وسایل و مسیرهایی برای رسیدن به اهدافی قابل تبیین است. پارسونز نظام کنش اجتماعی را مشتمل بر چهار خرده نظام می داند: نخستین مرجع یا منشاء کنش، ارگانیسم است. ارگانیسم دارای ساخت ژنتیکی است که در رابطه با محیط شکل می گیرد. کارکرد نظام ارگانیسم رفتاری تطابق با محیط است به طوری که پارسونز عوامل محیطی را در شکل گیری نظام کنش اجتماعی مهم می داند. دومین منشأ کنش نظام شخصیتی که به رفتار ساختی اکتسابی و آموخته شده انسان اطلاق می شود حاصل تعامل ارگانیسم و الگوهای فرهنگی است. انسان از طریق نظام شخصیتی اهداف خود را دنبال می کند؛ به عبارت دیگر کارکرد نظام شخصیتی، هدف یابی است. سومین منشا کنش نظام فرهنگی، مجموعه ساخت ها و الگوهایی است که در طول زمان به وسیله افراد و گروه های اجتماعی شکل می گیرد و کارکرد آن برقراری ثبات الگویی است. چهارمین منشا کنش نظام اجتماعی، نظام کنشهای متقابل در یک محیط معین بین عاملهای انگیزه داری است که در درون یک فرهنگ با هم در ارتباطند. نظام اجتماعی از نظر پارسونز یک ابزار تحلیلی است و در آن نقش اجتماعی افراد و نه خود واقعی آنان مورد بررسی قرار می گیرد (زارع شاه آبادی و همکاران، 1392: 113- 112).
2-3-9-4 برملی و همکاران13 (2006) در تشریح عملیاتی پایداری اجتماعی، دو ایده را در هسته از پایداری اجتماعی مشخص و ارائه دادند. در مرحله اول، به مسائل مربوط به عدالت اجتماعی یا جامعه که بیشتر ” پایداری جامعه” اساس مفهوم برای آن است. و در مرحله دوم، مربوط به امکان سنجی سلامت و “جامعه” خود را به عنوان یک نهاد عمومی مطرح می کند و به طور کلی تحت عنوان جامعه نشان داده می شود. بررسی این دو بعد به طور کامل نه تنها مستقل از یکدیگر بلکه دارای یک تمایز مفهومی نیز می باشد. و در بررسی پایداری اجتماعی در سطح توسعه شهری باید این دو بعد پوشش داده شود. عدالت اجتماعی و پایداری جامعه در ارتباط با امکان سنجی سلامت و “جامعه” خود را به عنوان نهاد اجتماعی دارای مشخصه های زیر است:
تعامل در شبکه های اجتماعی و جامعه
مشارکت اجتماع
ثبات جامعه
امنیت (جرم)
2-3-9-5 بارون14 و گانلت15 (2002) دامنه پایداری اجتماعی از طریق یک فرایند مشورت رسمی از جمله نشست ها، بحث و گفتگو و سخنرانی ها مورد بررسی قرا می دهند. در این تحقیق اشاره می کنند که در مناطق شهری آنچه جامعه را قوی و قابل زندگی می کند به آینده آنها از جمله عدالت، تنوع، همپیوندی، دموکراسی و حکومت بستگی دارد. یافته این تحقیق نشان می دهد که پایداری اجتماعی زمانی رخ می دهد که فرآیند های رسمی و غیر رسمی سیستم و زیر ساخت ها و روابط به طور فعال برای ظرفیت نسل های حاضر و آینده برای ایجاد جوامع سالم و قابل زندگی ایجاد شود، و در آن صورت است که جوامع پایدار اجتماعی، بی طرف، متنوع، وجود مستقل را برای ارائه یک زندگی با کیفیت را دارند.
2-3-9-6 براملی و همکاران (2006)16 در بررسی مفهوم اصلی را برای پایداری اجتماعی در نظر گرفته اند: نخست عدالت اجتماعی و دیگری جامعه. مفهوم عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه منابع در جامعه و امکان دسترسی عادلانه به شغل، مسکن و خدمات محلی است، و بعد دوم به زیست پذیری و عملکرد جامعه به عنوان یک نهاد جمعی تاکید دارد. آنها همچنین پایداری اجتماعی را بر جنبه های مختلفی از جامعه و زندگی محله، از جمله: تعامل، مشارکت، حس مکان، ثبات جامعه و امنیت وابسته می دانند.
2-3-9-7 جان17 و لی 18(2008) در تحقیق خود به بررسی عوامل موفقیت در اجرای پروژه های مربوط به پایداری اجتماعی برای حفظ و بهبود رفاه نسل فعلی و آینده اشاره می کند. و بیان می کنند که توسعه شهری برای رسیدن به پایداری اجتماعی و محیط زندگی هماهنگ باید نابرابری های اجتماعی را کاهش دهد. و به طور کلی برای رسیدن به کیفیت زندگی مطلوب باید عوامل مهمی از جمله زیرساخت های اجتماعی، دسترس بودن خدمات، فرصت های شغلی و قابل دسترس، حفظ ویژگی های محلی و تأمین نیازهای روحی و روانی شهروندان و غیره… در نظر گرفته شود.
2-3-9-8 تین و همکاران (192002) توسعه پایدار اجتماعی را شامل چهار معیار اصلی عدالت اجتماعی، همبستگی اجتماعی، مشارکت و امنیت معرفی کرده اند، که مبنایی برای سازمان توسعه بین المللی نیز قرار گرفت. در تبیین پایداری اجتماعی بر توجه به نیازهای اساسی، مانند مسکن و درآمد، و ظرفیت های فردی از جمله فرصت های شغلی متنوع و امکانات و برنامه های تفریحی، فرهنگی و اوقات فراغت مناسب با حداقل هزینه، و ظرفیت های اجتماعی، همچون هویت، مشارکت و وجود مکان هایی به منظور برگزاری فعالیت های هنری و اجتماعی در جهت توسعه سازمان های اجتماعی و تقویت تعادل بین آنها تاکید دارد. وی همچنین به منظور اثرگذاری ظرفیت های فردی و جمعی، چهار اصل برابری و عدالت اجتماعی، تعادل اجتماعی، امنیت و سازگاری معرفی می نماید.
2-3-9-9 ریک گیت ماریو20 در گزارشی برای توسعه ی اجتماعی شهر ونکوور پایداری اجتماعی را اینچنین اشاره کرده است که یک

مطلب مرتبط :   فلوطین، ارسطو، افلاطون، مبدأ