اجتماع، اعتماد، هنجارها، اجتماعی،

ارتباطات اجتماعی شان به دست می آورند. یک فرد نمی تواند در همه زمینه هایی که نیاز دارد یا علاقمند است، اطلاعات کافی داشته باشد ولی اگر فرد، دوستان یا آشنایانی داشته باشد که در زمینه های مختلف اطلاعات داشته باشد، می تواند هنگام نیاز به اطلاعات از آنها استفاده کند.
هنجارها و ضمانت اجراهای موثر برای آن هنجارها. کلمن معتقد است که یکی از متغییر های مهم برای ایجاد اعتماد در روابط یا موثر ساختن هنجارها «بستگی» است. اگر ساختار روابط اجتماعی به گونه ای باشد که افراد گوناگون از جنبه های مختلف به یکدیگر مرتبط شوند و بتوانند دانسته هایشان را در اختیار یکدیگر بگذارند، آن اجتماع دارای بستگی است و بنابراین زیر پا گذاردن هنجارها کمتر می شود.
سازمان های اجتماعی انطباق پذیر. برخی سازمان ها و یا گروه های داوطلبانه به منظور برآورده کردن هدف خاصی به وجود می آیند، ولی ساختار آن ها چنان است که در شرایط متفاوت، می تواند برای اهداف دیگری نیز به کار آیند. این مسئله که ساختار گروه به صورتی است که انعطاف دارد و می تواند با شرایط جدید انطباق یابد، یک نوع سرمایه اجتماعی است (علیخان گرگانی و مرادی، 1392: 36).
2-4-3-1-2 نظریه بوردیو
بوردیو سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال« سرمایه» می داند. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد. «سرمایه اقتصادی» که قابل تبدیل شدن به پول است و می تواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود. سرمایه فرهنگی که تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی بدل می شود و به شکل کیفیات آموزشی نهادینه می گردد و سرمایه اجتماعی که از پیوندهای اجتماعی ساخته شده است و تحت برخی شرایط سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و ممکن است به شکل اشرافی نهادینه شود (زبردست،1383: 127). بوردیو در مورد سرمایه اجتماعی توجه اصلی اش را به درک هرم اجتماعی بود او اعتقاد داشت سرمایه اقتصادی ریشه تمامی سرمایه هاست او علاقمند بود از ترکیب آن با دیگر سرمایه ها برای ایجاد تولید مجدد نابرابری اطلاع یابد. از نظر باردیو، نابرابری بوسیله تولید و توزیع مجدد سرمایه توجیه می شود. او به خوانندگان تذکر می دهد که سرمایه عبارت است از کار تجمع یافته که برای تجمع محتاج زمان است. پس نگاه او به سرمایه فقط از دید اقتصادی ناکافی است. باردیو معتقد بود که در جهان، هنر عشق و ازدواج باید عاری از منافع شخصی مورد احترام واقع گردند و هم سرمایه اجتماعی و هم سرمایه فرهنگی را باید به مثابه ثروت در نظر گرفت که منتج از کار تجمع یافته است. با وجود اینکه بوردیو یکی از متفکران در مورد سرمایه اجتماعی است ولی نظریه او خالی از خلل نیست، چرا که اولا سرمایه اجتماعی عموما متوجه راههایی است که از آن راه ها بعضی گروهها از ارتباطات خود در جهت منافع شخصی سود می جویند. در واقع سرمایه اجتماعی در نظر او به صورت ماسکی پنهان، نگاه داشتن اهداف سود جویانه صاحب آن است و از این رو دشمنی است برای جامعه باز دموکراتیک (دویران، 1387: 25).
2-4-3-1-3 نظریه فرانسیس فوکویاما
در نظر فوکویاما، سرمایه اجتماعی ناظر به مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیر رسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند. خوشبختانه فوکویاما بسیار صریح تر و سر راست تر از دیگران، زمینه اجتماعی- تاریخی طرح و شیوع مفهوم سرمایه اجتماعی را آفتابی میسازد. در نظر او مسئله شدن اندیشه سرمایه اجتماعی مخلوق فضایی است که از پی فروپاشی بلوک شرق در سطح جهان پدیدار گشته است. او خود می نویسد: «از زمان سقوط دیوار برلین، توجه فوق العاده ای به چند موضوع مرتبط با یکدیگر از قبیل سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی، هنجارهای اجتماعی و اعتماد به عنوان مسائل عمده دموکراسی معاصر معطوف گردید». فوکویاما اعتقاد دارد در ارتباط با سرمایه اجتماعی باید دو نکته را روشن کرد:
سرمایه اجتماعی جزو سرمایه انسانی نیست چرا که این سرمایه متعلق به گروهها است نه افراد. هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهد در صورتی معنی دارد که بیش از یک فرد در آن سهیم باشد.
سرمایه اجتماعی با توجه به علم سیاست و علم اقتصاد لزوما” چیز خوبی نیست، در این علوم همکاری و همیاری برای تمام فعالیتها اجتماعی خواه خوب یا بد ضروری است.
خلاصه اینکه رویکرد استراتژیک فوکویاما، آنجا بیشتر خود را نشان می دهد که بر خلاف دیگر صاحب نظران مدرسی مشرب سرمایه اجتماعی، به داوری ارزشی در بحث از سرمایه اجتماعی، اهمیت بیشتری می دهد و تاکیدی تام بر تمایز سرمایه اجتماعی خوب از بد صورت می دهد. در نظر او البته در بیانی که این بار نشان صراحت را کمتر می توان در آن دید، سرمایه اجتماعی خوب ناظر به آن دسته از روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری است که در چارچوب رویکردهای هویت انگار که از حیث منطق برخورد مرزی متصلب میان «خود» و «دیگری» کشیده باشند، سامان نیافته باشند (فوکویاما، 1379: 13-9).
2-4-3-1-4 نظریه پونتام
پونتام از متخصصین اخیر سرمایه اجتماعی است. تاکید عمده وی به نحوه تاثیر سرمایه اجتماعی بر رژیم سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف است. پونتام سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از مفاهیمی مانند اعتماد، هنجارها و شبکه ها میداند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تأمین خواهد کرد. از نظر وی اعتماد و ارتباط متقابل اعضاء در شبکه به عنوان منابعی هستند که در کنش های اعضای جامعه موجود است. پونتام بیان می کند سرمایه اجتماعی را می توان به 3 بخش اصلی تقسیم بندی کرد. نخست اعتماد، دوم هنجارها و الزامات اجتماعی، سوم شبکه های اجتماعی فعالیت شهروندان، علی الخصوص انجمن های داوطلبانه (Putnam, 1993: 67). پوتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان همبستگی اجتماع محلی حاصل شده دارای ویژگی های ذیل می داند:
وجود مجموعه ای متراکم از سازمان ها و شبکه های اجتماع محلی
سطوح بالای تعهد مدنی یا مشارکت در شبکه های اجتماع محلی
هویت محلی قوی و مثبت و نیز احساس تجانس و برابری با اعضای اجتماع محلی
هنجارهای تعمیم یافته محلی مربوط به اعتماد و کمک متقابل بین اعضای اجتماع محلی و این که آیا آن ها یکدیگر را به لحاظ شخصی می شناسند یا خیر
شبکه های مشارکت مدنی تجسم همکاری های موفقیت آمیز گذشته هستند که می توانند همچون الگویی فرهنگی برای همکاری های آتی عمل کنند (علیخان گرگانی و مرادی، 1392: 37).
2-4-3-1-5 نظریه باس
باس معتقد است نظریه سرمایه اجتماعی معطوف به بسط قضایایی در مورد شرایطی است که تحت آن حکومت ها و اجتماعات محلی بتوانند برای نیل به اهداف مشترک تعاون و همکاری داشته باشند. آن تعیین کننده ترتیبات نهادی افقی است که تاثیر مثبت روی ایجاد شبکه هایی از اعتماد، اداره بهتر امور و عدالت اجتماعی دارد. سرمایه اجتماعی نقش مهمی را در تشویق به اشتراک مساعی در فایق آمدن بر شکست های بازار از طریق کنش های جمعی و ائتلاف منابع مشترک ایفا می نماید. در نتیجه به نظر می رسد برای ارتقای مشارکت اجتماع محلی و توسعه خوداتکا امری لازم است.
2-4-3-1-6 نظریه لوری
لوری” بیان می کند که سرمایه اجتماعی گویای روابط اجتماعی متقابلی است که به طور طبیعی بین افراد شکل می گیرد و به کف آوردن مهارت ها و ویژگی هایی که در بازارگاه صاحب ارزش اند را ترویج و یا یاری می رساند. لذا سرمایه اجتماعی دارایی است که گاه چون میراث مالی برای حفظ نابرابری در جامعه، واجد اهمیت محسوب می شوند (موسوی، 1391: 139).
2-4-3-1-7 نظریه پا اکستون
به نظر پااکستون” (1999) سرمایه اجتماعی شامل دو مولفه پیوستگی های عینی بین افراد به عنوان شبکه عینی که افراد را در یک فضای اجتماعی به یکدیگر پیوند می دهد و نوعی پیوند ذهنی که موجب شکل گیری روابط مبتنی بر اعتماد متقابل و روابط عاطفی مثبت اعضای جامعه نسبت به یکدیگر می شوند، می باشد. سرمایه اجتماعی نوعی انرژی بالقوه است که تسهیل کننده کنش است (ازکیا و غفاری، 1386: 395).
2-4-4 نظریه توسعه اجتماعی
بسیاری از تعاریف توسعه (خواه بر اساس نظریه مدرنیزاسیون و یا نظریه وابستگی)، بر برنامه های علمی و راهبردهایی دلالت دارند که به دنبال بهبود وضعیت کشورهای به اصطلاح «توسعه یافته» و «کمتر توسعه یافته» هستند. تاکید آن ها بیشتر بر موضوعات نهادی و سازمانی و تغییرات وابسته به آن است. در بیشتر این تعاریف فرض بر آن است که از طریق اجرای برنامه ها و طرح های مختلف، این مکان وجود دارد که یک جامعه در مسیر توسعه قرار گیرد. استوارد (1997) معتقد است که توسعه در رابطه با تغییر مثبت در جوامع انسانی بوده و موفقیت توسعه از طریق نتایج مشاهده شده در آن جامعه سنجیده می شود. تودارو نیز بر این عقیده است که توسعه فرآیندی چند بعدی است که مستلزم تغییرات عظیم در ساختار اجتماعی، وضعیت عمومی و نهادهای ملی و همچنین تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و فقر است. به هر حال نکته حائز اهمیت این است که روشن گردد بهترین شیوه ی دستیابی به این توسعه یا زندگی بهتر چیست؟ در این بین مفاهیم بسیاری وجود دارد که می

مطلب مرتبط :   شهری، مکتب، بوم، شیکاگو