ابریشم، قفقاز، دریای، تیمور

ی وجود گرمابه¬ها و یا چشمه¬های آب گرم فراوان آن بوده است. تفلیس به علت موقعیت چهار راهی، همیشه دارای اهمیت بوده است. این شهر کاروانسراهای بسیار خوب دارد. همه چیز از اجناس و مأکول و مشروب در آن موجود است. هر قسم میوه در آنجا به عمل می¬آید. سیب و گلابی بسیار خوبی دارد و سیب¬های آن تا سیب نو دوام می¬کند. آن قدر شراب و گوشت خوک در این شهر مصرف می¬شود که به حساب نمی¬آید. مردم گرجستان در کار استفاده کردن از ابریشم مهارت کافی نداشتند. آنان ابریشم خام را به ترکیه، ارزروم و سرزمین های مجاورشان که با آنان روابط بازرگانی داشتند می¬فرستادند ( شاردن، 1375: 332 ).
علاوه بر اینها تفلیس بر راههای تجاری شرق و غرب (از دریای سیاه تا دریای خزر) قرار داشته است و در همسایگی ایران و طرابوزان قرار گرفته و در واقع یک گذرگاه طبیعی شمال به جنوب محسوب می شد. گذرگاهها و مسیرهایی برای گذر تجار و بازرگانان وجود داشت یکی از این راهها، راهی بود که به سوی طرابوزان می¬رفت (بارتولد، 1375: 40-39) ازاین مسیر از ایران به گرجستان انواع سنگ های گرانبها، ادویه، اشیاء تزیینی، میوه¬های نادر، انواع شیرینی¬های شرقی، اسب¬های نژاده، پارچه¬های زربفت، انواع ظروف و غیره؛ از گرجستان به ایران ابریشم لطیف، مواد رنگی، زین¬های گرانبها، فرش، انواع اشیاء چوبی و شیشه¬ای و کالاهای دیگر صادر می¬شد (گِگو چادزِه، 1382: 164).براساس«حدود العالم»، «تاریخ الکامل» ابن اثیر، کتاب «معجم البلدان» اثر یاقوتی، «آثار البلاد و اخبار العباد» اثر ذکریا بن محمد قزوینی، «عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات» اثر محمد بن محمود احمد طوسی و دیگر منابع عربی و فارسی، شهر تفلیس یکی از بزرگترین مراکز سیاسی، فرهنگی و تجاری در قفقاز و خاورمیانه دانسته شده که یکی از مهمترین شهرهای تجاری در «جاده ابریشم» نیز بوده و با مراکز تجاری، اقتصادی ایران، به ویژه با شهرهای شمال غربی ایران مانند تبریز، اردبیل و قزوین داد و ستد گسترده¬ای داشته است. دیگر شهر مهم گرجستان ابخاز می¬باشد که شیلتبرگر آنجا را از نظر آب و هوایی سرزمین ناسالمی می¬داند که مردمانش به پرورش ابریشم مشغولند(schiltberger, 1879: 43) اصطخری ابخاز را شهری کوچک اما پر نعمت اران (اصطخری، 1347: 158) دانسته است.
گرجستان منطقه مرزی با دنیای کفر بود و بیشتر لشکرکشی های حکام با هدف غزا انجام می¬گرفت ولی بیشتر برای به دست آوردن غنایم جنگی چون برده بود. زنان و کودکان را به بردگی می¬گرفتند و این یکی از منابع درآمدی دولت صفوی بود. در زمان شاه طهماسب، چند بار به گرجستان حمله بردند، در واقع هدف مهم آنان آوردن اسیران زیباروی بود چنانکه در حمله¬ی چهارم بیش از سی هزار از جوانان و مردان و زنان آن به اسارت گرفته شد (باستانی پاریزی، 1348: 27) همچنین در جنگ 1027 ه.ق(1617 م) از الکای کاخت دویست هزار زن و مرد جوان به اسیری گرفته شد که در شیروان به عنوان برده فروخته شدند. علاوه بر آن بر طبق روایات اعتمادالسلطنه «قشون به گرجستان فرستاده ده هزار نفر اسیر گرجی از مرد و زن همراه خود آوردند» خمس این اسراء و غنائم متعلق به شاه بود(همان، 5 – 224).
از آنجایی که منطقه قفقاز جزو مناطق ابریشم خیز بود و از طرف دیگر به علت وجود کوهستان¬ها و چمزارها زمینه دامداری و نگه داری از بز فراهم بود، با استفاده از ابریشم و پشم بز در نساجی و قالیبافی شهرت فراوانی کسب کرده بود. در دربند، شروان و قفقاز فرش هایی تولید می¬گردید که در جهان شرق با نامی ارمنی شهرت داشت (بارتولد، 1375، 44) در اینجا چندین نوع قالی می¬بافتند؛ پنبه¬ای، پشمی، ابریشمی با پنبه و پشم، ولی قالی های پشمی اهمیت بیشتری داشتند. طبقه بندی این فرش¬ها قبل از قرن شانزدهم بر اساس طرح و نقش آنها انجام می¬گرفت تا بر اساس محل بافته شدنشان. به همین سبب به جای فرش تبریز یا فرش شروان، می¬گفتند که این فرش « باغی»، « گل بوته ای»، « حیوانی»، « گلدانی» یا « ترنجی » است. قالی¬های دارای تصویر حیوانات را که به قالی¬های اژدهائی یا قالی¬های ارمنی مشهورند، به مشرق آسیای صغیر و جنوب قفقاز نسبت می¬دهند ( دیماند، 1365: 260 ) قالی های ارمنی دارای طرح لوزی برگهای دندانه دار بود که در داخل آنها شکل اژدها که گاهی در حال جدال با عنقا است کشیده می¬شد. قبائل ساکن بلاد قفقاز در قرن نهم و دهم هجری در صنعت قالی بافی اسلوب مخصوص به خود به وجود آوردند که از خصوصیات آن درشتی طرح¬های تزیینی و تباین رنگ آمیزی بود. بسیاری از طرح¬های قالی¬های قفقاز مبتنی بر اصول قدیمی و مرسوم بود، ولی در قسمت شرقی این ناحیه که مدتی تحت تسلط صفویه بود نفوذ طرح¬ها و نقش¬های ایرانی آشکارا دیده می¬شود. مشرق قفقاز بخصوص شهر دربند و باکو محل بافت قالی¬های صاف بدون کرک بود که به نام سوماخ معروف بود. طرز بافت اینها شبیه بافت پارچه¬های پرده نما است ( همان، 2-280 )
لرد کرزن انگلیسی معتقد بود بهترین قالی و قالیچه¬های ایران از ایالات خراسان، کرمان و آذربایجان به دست می¬آمد . همچنین بابا کروسینسکی لهستانی نیز که از 1116 تا 1142ه.ق در ایران می¬زیسته است، می¬نویسد که شاه عباس کارگاههای قالیبافی بزرگی در شیروان و قراباغ همانند کارخانه¬های قالیبافی اصفهان دایر کرده بود، علاوه بر این فرش¬های فاخر بافت ارمنستان نیز شهرت داشت. شاه در ازاء زمینی که که به قالیبافان برای استفاده می¬داد به عنوان مال الاجاره قالی دریافت می¬کرد ( راوندی، 1382: ج3، 8-356 ).
در یک نگاه کلی در بررسی شهرهای منطقه رحاب می¬توان بازرگانی پررونق و کشاورزی پربار آن را مشاهده کرد. وجود رودخانه¬های کر و ارس، نزدیکی به دریای بزرگ خزر، خاک حاصلخیز مستعد کشاورزی، قرارگرفتن در مسیر تجارت با آسیای میانه و اروپا و تبادل محصولات کشاورزی و بازرگانی این منطقه را در سده های 15 و 16 میلادی در مسیر پیشرفت قرار داده بود.
4-2 تجارت خارجی شهرهای قفقاز جنوبی
4-2-1 دوره تیموریان
در دوره تیموریان علیرغم حملات تیمور به ایران و سایر نقاط جهان اسلام و جنگ¬های طولانی که با همسایگان داشت اما شاهد تجارت پررونقی در این دوره هستیم. در این دوره تجارت داخلی و خارجی رونق داشت. بازرگانی و ترانزیت کالا از چین تا سواحل دریای مدیترانه فعال بوده و بازرگانان ایرانی در آن سهمی بایسته داشتند. تیمور تلاش¬های زیادی انجام داد تا تجارت ایران در مسیر سنتی و از طریق جاده ابریشم بین شرق و غرب برقرار گردد. او علاقه¬ای بسیار به معامله¬های تجاری داشت از این رو در دوران حکومت خود به آبادانی راه¬های کاروان¬رو تجاری پرداخت(ساسان پور، 1385: 2) نخستین اقدام وی رونق بخشیدن به تجارت، ایجاد امنیت کامل در راه¬های تجاری بود. وی هم برای مراقبت از راه¬ها و هم به منظور تأمین مایحتاج کاروان¬ها در اکثر جاده¬ها رباط احداث کرد. در راه¬ها از ترکستان تا نواحی دهلی، از دربند تا حدود مصر و روم چنان امنیت برقرار کرد که هیچ کسی جرأت تعرض به کاروان¬ها را نداشت(حافظ ابرو، ج 4، 1380: 5 – 24) نظام الدین شامی امنیت راه¬ها در دوره تیمور را چنین توصیف می¬کند: «را ههای تجاری از ایران به ترکستان به تصرف کامل تیمور درآمد و در سایه تلاش های او از اقصای ماوراءالنهر، سرحد ختای و ختن تا نواحی دهلی و از باب الابواب تا حدود مصر و روم در ایام معدلت و یاساق او چنان امنیت یافت که نه تنها تجار بلکه کودکان و بیوه زنان، قماش و زر و سیم و ظرایف بضایع و تجارات می¬آورند و می¬برند و هیچ آفریده به حبه از ایشان توقع نمی¬نماید و به درمی ایشان را خسران واقع نمی¬شود»(شامی،1363: 9) عبدالرزاق سمرقندی نیز به وجود امنیت در طول راه¬ها و اقدامات تیمور در این زمینه اشاره می¬کند (سمرقندی،1383:ج 2، 143) نخجوانی نیز به اهمیت رسیدگی حکام به راههای کاروان رو چنین اشاره می¬کند، معتمد قتلغشاه برای آوردن اموال به نخجوان رفته بود که در مسیر دزدان مقداری برنج، روغن، عسل و دیگر ملزومات را از او به غارت برده بودند، در پی شکایت او و مردم حاکم وقت افرادی را به آن نواحی فرستاد تا به این امر رسیدگی کنند (نخجوانی، 1971، ج 1، بخش 2، ص 369).
علاوه بر دسترسی به راههای کاروان¬رو و برقراری امنیت در شهرها، مناطق تجاری نیز مدنظر تیمور بوده است. از آنجا که عمده ابریشم تولیدی ایران از گیلان، مازندران، شماخی، شیروان و گنجه از طریق دریای خزر به آستاراخان، تانا، کافا و دریای سیاه منتقل می¬شد، تانا و کافا دو شهر عمده تجارت ابریشم این مناطق در شمال دریای سیاه بودند. تجار ایتالیایی از طریق این بنادر ابریشم را از راه دریای سیاه به اروپا صادر می¬کردند(inalcik, 1986: 219) در این مسیر نیز شهرهای آستاراخان و سرای در اولوس زرین از رونق خوبی برخوردار بودند. از طریق کانال¬های ولگا و یا به وسیله¬ی کاروان¬ها، ابریشم تولیدی این مناطق به تانا می¬رسید. مخصوصا در قرن چهاردهم میلادی به علت رونق کارگاه¬های ابریشم بافی و استقبال اروپائیان برای استفاده از پارچه¬های ابریشمی تقاضا برای ابریشم قفقاز افزایش یافته بود(Ihsanoglu,2001:

مطلب مرتبط :   زن، زنان، تربیت، رسالت