ابریشم، شماخی، تبریز، بازرگانان

210)
در سایه سیاست¬های امنیتی و اقتصادی تیمور از اوایل قرن نهم هجری بازرگانی ایران به خصوص مناطق قفقاز، شیروان و اران رونق گرفت. رشد شهرها و افزایش محصولات صادراتی و توجه به بازرگانان و تجار خارجی باعث شد که تجار از همه سو به ایران رفت و آمد کنند و کالاهای صادراتی مهم مانند ابریشم استرآباد، شماخی، مازندران و گیلان، کالاهای گران قیمت که توسط تجار هندی به هرمز آورده می¬شد و تولیدات شهرهایی مثل سمرقند، هرات، یزد و کاشان که در سفرنامه ها هم از آن نام برده شده است مورد توجه تجار خارجی قرار گرفت. در منابع ایتالیایی قرن 13 و 14 میلادی از قبیل دفاتر تجارتی پگولوتی و ادستانو اهالی فلورانس و اساسنامه های پیزا و غیره که مورد استفاده ویلهلم هید قرار گرفته، نام انواع ابریشم خام رسیده از ایران که در شهرهای ایتالیا مورد استفاده قرار می¬گرفت به شرح زیر منقول است: ابریشم گیلان، مازندران، کنارا یا کناره در قراباغ، شکی در شمال آذربایجان، گنجه و ابریشم مروشاهجان(فرقانی، 1377: 23).
بیشترین اطلاعات در مورد رونق تجارت در شهرهای ایران در دوره تیمور را از سفرنامه شیلتبرگر و کلاویخو می¬توان به دست آورد. طبق گفته کلاویخو تجار ونیزی و جنوایی در این دوره در شهرهای تبریز و سلطانیه حضور داشتند (کلاویخو، 1374: 167) آنها کالاهایی را که توسط بازرگانان به این شهر وارد می¬شد خریداری می¬کردند و در اروپا با قیمت بالایی می¬فروختند. کالاهایی مثل ابریشم از گیلان و البسه حریر شماخی به سلطانیه وارد و به همراه سایر کالاها به دمشق، ترکیه و کافا صادر می¬گردید (همان، 167) شیلتبرگر در سفرنامه خود به مهمترین مراکز تولید ابریشم ایران اشاره کرده و از گیلان، مازندران، رشت و شماخی و شروان نام برده است، او از سرزمینی که مردمش مسیحی بودند و ابریشم عالی پرورش می¬دادند یاد می¬کند، این سرزمین شاید همان نواحی ارمنستان (قفقاز) بوده باشد؛ زیرا در ادامه به ابریشم شماخی و شروان اشاره می¬کند که تولیدات ابریشمی آن به دمشق، کافا و بورسا صادر می¬شد (Schiltberger, 1879: 34,160) او در ادامه می¬نویسد پایتخت شروان، شماخی می¬باشد. آن کشوری گرم و ناسالم (ناخوش)، اما بهترین نوع ابریشم در آنجا پرورش داده می¬شد، شهر دیگر شکی، یک کشور حاصلخیز و نزدیک دریای سفید است که ساکنان آن نیز به پرورش ابریشم مشغولند (ibid,44-45) این شهر در ساحل چپ رودخانه¬ی کر و گرجستان قرار گرفته و بخشی از گنجه، شیروان و داغستان می¬باشد. گفته شده که این بخش در اوایل قرن 10ه.ق بوسیله¬ی شکی¬ها تسخیر شد و مردمان مسیحی در این منطقه به تجارت و حرفه¬های صنعتی مشغول بودند( ibid, 161).
پس از تیمور، شاهرخ نیز به حمایت از بازرگانان پرداخت، او در نامه¬های خود به امپراتوری چین و سلاطین مصر علاقه¬ی خود را به توسعه¬ی بازرگانی با این سرزمین¬ها نشان می¬دهد. در دوران حکومت شاهرخ به واسطه¬ی استقرار مجدد امنیت و تنطیم امور تجارت و داد و ستد و دلبستگی شخص شاهرخ و بعضی دیگراز امراء تیموری به آبادانی بلاد و رفاه رعیت اوضاع اقتصادی نسبت به دوره¬ی تیمور رونق یافت. طبق اسناد تاریخی در سال 1413م. بازرگانان و کاروان¬هایی از تبریز و شماخی به طرابوزان ¬رفت وآمد داشته¬اند و کالاهای تجاری بین ایران و طرابوزان مبادله می¬شده است. سفیری ونیزی طبق وصیت نامه¬اش که در چهاردهم اکتبر سال 1413 م. نوشته، اشاره کرده است که به تصفیه حساب بین دو کاروان که از تبریز و شماخی می¬رفته اند به واسطه گری پرداخته است. او اشاره کرده است که شخصا امور مالی و داد و ستد بین کاروان¬ها را انجام می¬داده است. این سند نشان می¬دهد که در زمان سلطنت شاهرخ در قسمت غربی ایران کاروان¬های تجاری از طرف شروان به طرابوزان رفت¬و¬آمد می¬کرده¬اند. تجار ونیزی با این کاروان¬ها در طرابوزان در ارتباط بوده¬اند(اسناد روابط خارجی ایران و ونیز، 1352: 14).
4-2-2 دوره ترکمانان
از نظر اقتصادی شیروان با داشتن لنگرگاه¬ها و باراندازهای ساحلی پررونقی چون دربند و باکو و امکان ارتباط دریایی با اقوام ساکن در سراسر سواحل خزرکه گاه این ارتباط از طریق رودخانه¬ی خزر (ولگا) با دریای سیاه نیز برقرار می¬گردید و بهره¬مندی از آب فراوان، زمین¬های مستعد کشاورزی، باغستان¬ها، جنگل¬ها، شکار حیوانات و صید ماهیان وضعیت مطلوبی داشت. کشاورزی و تا حدی تجارت، اساس معیشت شروانیان در قرن نهم هجری بوده است.
در دوره ترکمانان ولایات مختلف قفقاز ، نقش مهمی در تجارت با غرب ایفا می¬کردند. منطقه شروان و گرجستان به دلیل برخورداری از صنایع دستی مشهور و هم چنین دارا بودن مواد خام تجاری و قرار گرفتن در مسیر راههای کاروان¬رو توانست تجارت مطلوب و مستقیمی با کشورهای اروپایی داشته باشد. هر چند در پی جنگ¬های قرا¬یوسف و فرزندانش با تیموریان، تجارت ایران با آناتولی در نیمه¬ی اول قرن نهم هجری لطمه دید، با استقرار جهانشاه در رأس حکومت قراقویونلوها تا حدی امنیت در غرب ایران برقرار شد. کاروان¬های تجاری بار دیگر بین تبریز و بورسا و گرجستان رفت¬و¬آمد می¬کردند (نوایی، 1386، 501).
گرجستان بنا به جذابیت¬های جغرافیایی، اقتصادی و گذرگاهی در هر دوره¬ای نظر حاکمان وقت را به خود جلب می¬کرد. به طوری که جهانشاه پس از تثبیت حکومتش ظاهرا به عنوان نماینده و دست نشانده¬ی شاهرخ و در عمل به عنوان حاکم محلی مستقل، اقدام به توسعه¬ی دامنه¬ نفوذ خود بر نواحی اطراف قلمروش کرد. یکی از این مناطق که مطمح نظر بسیاری از سلاطین جاه طلب قرار می¬گرفت، گرجستان بود. از یکسو، مسیحی بودن گرجیان بهانه¬ی جنگ مذهبی – غزا – را به دست پادشاهان ایرانی می¬داد و روحیه¬ی کفر ستیزی علمای مسلمان نیز به این جنگها دامن می¬زد و از سوی دیگر عدم یکپارچگی سیاسی گرجستان و اختلافات داخلی آنها نیز ضعف این حاکمان را تشدید می¬کرد؛ اما انگیزه و محرک اصلی این لشکرکشی¬ها جنبه¬ی اقتصادی داشت و وجود منابع غنی و ثروت کلیساهای این مناطق سبب می¬شد که فرمانروایان ایران هرازگاهی برای تجهیز سپاه و آماده نگه داشتن لشکر رزمی خود، به این دیار حمله کنند. همچنین کسانی که به گرجستان تسلط می¬یافتند به قسمتی از راه¬های موصلاتی و بازرگانی که به بنادر دریای سیاه متصل می¬شد، دسترسی می¬یافتند. جهانشاه در سال 844ه.ق پس از رد شدن پیشنهاد وی مبنی بر پرداخت خراج و فرمانبرداری، به آن منطقه حمله کرد و برای آنکه به این جنگ جنبه¬ی جهادی ببخشد، عده ای از علما و شیوخ صوفی از جمله شیخ شاه (شیخ ابراهیم صفوی) از اجداد شاه اسماعیل صفوی را همراه خود برد و تفلیس را غارت کرده به تبریز بازگشت و این لشکرکشی غارتگرانه¬ی خود را بار دیگر در سال 848¬ق تکرار کرد (نوایی، 1386: 34). در واقع با هر بار لشکرکشی به گرجستان با کلی غنایم به ایران بازمی گشت.
بعد از تضعیف قدرت قراقوینلوها، آق قویونلو ها بر سرکار آمدند. نیرومندترین حاکم آق¬قویونلوها اوزون حسن بود که قلمرو او از رود کور تا خراسان امتداد داشت (زارع شاهمرسی، 1385: 49) وسعت قلمرو او را در حوزه پرداخت مالیات می¬توان مشاهده کرد، فرخ یسار شروان شاه هر ساله به اوزون حسن خراج می پرداخت و پادشاه گرجستان، پانکراتی نیز مبلغی به عنوان خراج به دربار او می¬فرستاد (سفرنامه آمبرسیو کنتارینی، 1349: 99).
در دوران حکمرانی اوزون حسن شهرهای قفقاز جنوبی رونق گرفته و بازرگانی و دامپروری و پیشه¬وری رواج فراوان یافت. با افزایش تولیدات کشاورزی عواید دولتی نیز بیشتر گردید. در این دوره تبریز و سلطانیه به مهمترین مراکز فروش ابریشم استرآباد، مازندران، گیلان، شیروان و شماخی در¬آمدند. باربارو از تولید فراوان ابریشم خام و پارچه¬های ابریشمی شماخی و استرآباد یاد می¬کند (باربارو و دیگران، 1349: 92-89) در این دوره پارچه ابریشمی تبریز و اطلس و ابریشم شماخی به حلب صادر می¬شد (فرقانی، 1377: 23)آبروز کنتارینی ونیزی که در حدود سال های 1473 م/ 878 ه.ق از ایران دیدار کرده است در ذکر شماخی می¬نویسد:«آن شهری است متعلق به شیروانشاه و در مرز تاتارستان قرار دارد. درختان میوه اش بیشمار است بخصوص درخت سیب که در آنجا بهترین نوعش به بار می-آید، در آنجا پارچه¬های ابریشمین به نام تلمانا و جز آن که لطیفند و پارچه های اطلس بافته می¬شود این شهر به بزرگی تبریز نیست اما هر گونه خواربار در آن فراوان است»(کنتارینی، 1349: 5-154).
در این دوره، همان¬ طور که تجار ایرانی کالاهای تولیدی ایران را به آناتولی صادر می¬کردند، بازرگانان شروان نیز برای تجارت تا یزد و سواحل جنوب ایران پیش می¬رفتند. طبق نوشته¬ی تاریخ جدید یزد، بازرگانان روم و شیروان در سال 844 هجری در کاروان سرای سرریگ فرود می¬آمدند و معاملات شعربافان (ابریشم فروشان) در آن جا صورت می¬گرفت (کاتب یزدی، 1386: 109) کنتارینی، هرمز را مرکز تجمع بازرگانان از تمام سرزمین ها می¬داند که به طور معمول هر سال 400 بازرگان بیگانه در این شهر اقامت داشته و به خرید و فروش ابریشم، مروارید و ادویه مشغول بودند (وارتما، 1379: 1) وی از صادرات کالاهایی نظیر

مطلب مرتبط :   زن، مراسم، صیغه‌ی، عقد