ابریشم، تبریز، شماخی، شروان

فلوری اروپا و شاهروقی سلطان یعقوب آق¬قویونلو بوده است (دین پرست،1390، 13)این قراردادها و اسناد از اهمیت تجارت و داد ستد در این دوره خبر می دهند.
ابریشم شیروان از جمله کالاهای تجاری مبادلاتی در بورسا بود. بر اساس بر آورده خلیل اینالجق سیر صعودی قیمت ابریشم منطقه شروان در بازار بورسا از سال 1467م تا سال 1519م از 50 آقچه در هر لودر به 93 آقچه در هر لودر افزایش یافته بود(inalcik, 1986,227-251). افزایش قیمت ابریشم در بازارهای جهانی موجب افزایش تولید این محصول در منطقه شروان و در نتیجه افزایش درآمد کشاورزان و تجار را فراهم ساخته بود و در عین حال افزایش عواید حکومت از طریق اخذ خراج و باج از کشاورزان و تجار را نیز سبب شده بود. بنابراین رونق تجارت ابریشم در قرن نهم و دهم هجری موجبات افزایش درآمد و رفاه مردم در شهرهای قفقاز شده بود.
4-2-3 دوره صفویه
موقعیت خوب اقتصادی شیروان و توان مالی امیرانش در ارسال پیشکش¬های فراوان و مکرر به هم پیمانانشان و پرداخت غرامت به مهاجمان پیروز، یکی از انگیزه هایی بوده است که همواره جذابیت زیادی در حمله به این منطقه ایجاد می¬کرده است. شیروان به عنوان یکی از راه¬های دسترسی به گرجستان و به دست آوردن بردگانی که از عوامل تولید محسوب می¬شد، دارای اهمیت اقتصادی فراوان بود. از سوی دیگر در منابع تاریخی دوره¬ی صفوی به وجود احشام، دام¬ها، غله بسیار و کشتی¬های آکنده از مأکولات در نزد شیروانیان اشاره شده است .
فتح شروان از همان آغاز، ثروت زیادی برای شاه اسماعیل به همراه داشت؛ به طوری که آوازه¬ی بخشش های او در ایران و آناتولی پیچید؛ او هنگامی که از بازرگانان محلی گرجستان درخواست نیروی کمکی برای جنگ با الوند میرزا نمود، نیروهای بزرگی به یاری وی فرستاده شد و به هنگام ورود این نیروها به شماخی، هدایای گرانبهایی از غنایمی که از این فتح به دست آمده بود، به آنها بخشید. پس از فتح این ایالت توسط شاه اسماعیل خلفا بیگ جهت انتقال گنجینه¬های پادشاهان شروان به آنجا عزیمت کرد(باربارو، 1349: 256- 246؛ امیری، 1380: 7 – 125).
تجارت ابریشم یکی از راه¬های عمده¬ی تأمین کننده¬ی درآمد شاهان صفوی محسوب می¬شد و از فروش آن سالیانه مبالغ هنگفتی عاید خزانه¬ی شاهی می¬شد. تجارت فراورده¬های ابریشمی- که خود یکی از اقلام مهم صادراتی ایران عصر صفوی را تشکیل می¬داد- نیز سالیانه پول فراوانی را وارد مملکت می¬کرد و مشتریان فراوانی را از اکناف عالم به این سو می¬کشانید. مالیاتی که از تولیدکنندگان ابریشم مطالبه می¬شد و نیز حقوق گمرکی و عوارض راهداری مأخوذ از محموله¬ها و کاروان¬های تجارتی ابریشم مبلغ بسیاری می¬شد؛ که به خزانه¬ی دولت وارد می¬شد. با توجه به همین منافع ابریشم و اهمیت آن در نظام اقتصادی صفویه بود که شاه عباس حتی انحصار آن را در اختیار گرفت. بنا به گزارش اولئاریوس عوارض برخی کالاها- از جمله ابریشم- به قدری زیاد بود که از هر عدل ابریشم مصرفی داخل کشور معادل ده تالر عوارض نصیب خزانه¬ی شاه می¬گردید(اولئاریوس، 1369:ج 2، 668).
ویلم فلور با استفاده از منابع و سفرنامه¬های دوره¬ی صفویه به پنج نوع ابریشم اشاره می¬کند:
1- ابریشم درجه یک معروف به ابریشم میلانی؛ که گرانبهاترین نوع ابریشم بود، این ابریشم را نوع فوق العاده گیلان دانسته¬اند.
2- ابریشم شعربافی؛ که به زربفت هم معروفیت داشت.
3- ابریشم لاجی؛ که باب طبع بازرگانان بود و بهترین نوع آن در رشت تولید می¬شد؛ این ابریشم که محتملا نام خود را از لاهیجان گرفته، به نام ابریشم خرواری نیز معروفیت داشت و اروپایی ها آم را لاکی یا لی ژی می¬نامیدند.
4- ابریشم شیروانی؛ که جنس آن به مرغوبیت ابریشم لاجی نبود و در اروپا به آن آرداش می گفتند.
5- ابریشم لاس؛ که پست ترین نوع به حساب می¬آمد و بیشتر در مازندران به عمل می¬آمد (شاردن، 1350:ج 4، 370؛ همان،1375:ج 5، 1745).
گزارش شده که یکی از روستاهای ارمنی¬نشین در گرجستان سالانه 400 تا 500 بار قاطر ابریشم به حلب صادر و به جای آن 800 تا 1000 بار قاطر کرسی و پارچه¬های ونیز وارد می¬شد؛ هر قاطری 60 باتمان ابریشم یا 18 طاقه کرسی حمل می¬کرد (کمبریج، 1387: ج 4، 225). ادواردز انگلیسی- که در سال 1567م به ایران آمده بود، نوشته است که ابریشم گیلان خیلی بهتر و ارزان¬تر از ابریشم قفقاز است. خود وی کارخانه¬ای در نزدیک رشت احداث کرد (شیبانی، 1353: 137).ابریشم عمدتا در ایالات شمالی ایران یعنی گرجستان، مازندران و گیلان و تا حجم اندکی هم در خراسان و اطراف یزد به عمل می¬آمد. یک ارزیابی در سال 1618 م. می¬رساند که در این سال حدود 232000 من و یا 125 تن ابریشم تولید شده است. اولئاریوس، دو دهه بعد، اشاره می¬کند که تولید ابریشم گیلان 8000 بار معادل 213 پوند، شروان 3000 بار، خراسان 3000 بار و در مازندران در زمان شاردن افزایش یافته بود و طبق برآورد او به 270 تن در سال رسیده بود که از آن 10000 بار معادل 276 پوند از آن گیلان و 2000 بار از آن مازندران و 3000 بار مال ماد و 2000 بار تولیدی قراباغ و 2000 بار تولیدی گرجستان بود که کلا 22000 بار می¬شد (کمبریج، 1387:ج 4، 268؛ شاردن، ج 4، 1350: 370)بنا به اطلاعات اولیاء چلبی در نخجوان و تبریز هفت نوع پنبه کشت می¬شد (عون اللهی، 1387: 16).
در قرن دهم هجری شهرهایی مانند تبریز، اردبیل، گرجستان، گنجه، شماخی و باکو بر سر راه¬های تجاری قرار داشتند، در این شهرها تجارت نقش حیاتی در اقتصاد داشت. از ابریشم و پنبه¬ای که وارد تبریز می¬شد، قسمتی به مصرف صنعتگران داخلی و قسمت دیگر به اروپا صادر می¬گردید و تجارت با اروپا از طریق روسیه نقش مهمی در پیشرفت تجارت باکو و شماخی ایفا می¬کرد.
در سال های 1085–1092ه.ق(1675–1681م) از ایران مقدار هزار و پانصد پود انواع مختلف ابریشم رنگی به هشترخان صادر می¬شد. این ابریشم از فرح آباد، شماخی، گنجه و تبریز برده می¬شد. محصولات تبریز مانند پارچه¬های ابریشمی زردار، زرباف، پارچه¬ی ابریشمی رنگی، پارچه¬ی ابریشمی یک رنگ، ادیال، اطلس، قالیچه، پوست، چرم، کفش و خشکبار به کشورهای خارجی صادر می¬گردید(عون اللهی، 1387: 173).
پیش از سده¬ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی فرمانروایان مسکو می¬کوشیدند تا با شیروان شاهان رابطه برقرار کنند و از نفوذ آنان برای عبور بازرگانان خود به مناطق دورتر بهره جویند. تزارهای روس در امور بازرگانی دریای خزر و سواحل آن نیز شرکت کردند. سفیران روس به دربار شروانشاه می¬رفتند (بارتولد، 1375: 127). شروان اهمیت تجاری خود را تا اواخر دوره¬ی صفویه همچنان حفظ کرد و تا این زمان نیز در این شهر بازرگانی رواج کامل داشته و انباری برای کالاهای ایران و مسکو بوده است. بازرگانان مسکو در آنجا کاروانسرا و انبار داشتند و کرک، پشم، چرم، پوست، مس و مال التجاره¬های دیگر از کشور خود می¬آوردند (بازن، 1370:ج 1، 31) و ایرانیان و هندی ها در آنجا پارچه های ابریشمی و پنبه ای و پارچه های زربفت و نقره بفت و مقدار زیادی پیله¬ی ابریشم می¬فروختند و تاتارها اسب و بره به بازار آن می¬آوردند. در این شهر تعداد زیادی هندی زندگی می¬کردند؛ بزرگترین امور بازرگانی را هندی ها در دست داشتند و ثروتمندترین بازرگانان بودند(همان، 32) از روسیه ظاهرا پوستین و اسب¬های گرجی وارد می¬شده است (باستانی پاریزی، 1348: 131).
علاوه بر شروان، شماخی نیز در این دوره از نظر تجاری رشد زیادی داشت چرا که بیشتر کاروان¬ها بین شماخی و تبریز یا برعکس در رفت و آمد بودند. بیشتر ابریشم شماخی به تبریز آورده می¬شد، ولی در اوایل سده¬ی شانزدهم میلادی قسمت بسیاری از آن به سلطانیه برده می¬شد. ابریشم از شماخی و گنجه، ماهی و ماهی خشک از محمودآباد، ظروف سفالی از لیقوان، ابریشم، برنج، نارنگی، لیمو، پرتقال از گیلان، انار از دیزمار، رنگ قرمز از خوی و اردوباد، نفت از باکو، پارچه¬ی پشمی و شال سر از شکی، خشکبار از مراغه، مرند و خوی، انگور از مشکین آورده و در تبریز فروخته می¬شد؛ محصولات تبریز را نیز به آن شهر می¬بردند (عون اللهی، 1387: 171) خشکبار آذربایجان نیز به دیار بکر و بغداد حمل می¬شد (پاریزی باستانی، 1348: 128).
علاوه بر مسیر ولگا – خزر راه دیگری برای صادرات و واردات کالا نیز وجو داشت. مسیر اصفهان – قزوین – رشت – آستارا – لنکران – دربند – هشترخان، راه دیگری نیز از تبریز – دشت مغان – شماخی – شابران – نیازآباد – هشترخان برای ترانزیت کالا به روسیه وجود داشت. علاوه بر ابریشم خام و محصولات ابریشمی تبریز، محصولات شماخی، گنجه، شکی و اردبیل در روسیه مشهور بود و تبریز و شماخی مرکز مهم تجارت ایران با روسیه بود (عون اللهی؛ 1387: 172).
شماخی در مسیر ارتباطی-تجاری با روسیه نیز قرار داشت. در قسمت جنوبی شهر بازاری بود که در دکان¬ها¬ی آن انواع کالا و بیشتر کتان، ابریشم، نقره آلات، طلا آلات، تیر و کمان، شمشیر و دیگر صنایع محلی وجود داشت. کنار بازار دو محل برای معاملات عمده بود و در یکی از آنها که کاروانسرای شام نام داشت روس ها تجارت روی، مس و دیگر

مطلب مرتبط :   مصلحت، فقه، عمومی،، حقوق