ابریشم، بورسا، تجار، شماخی

بسته شده بود. ارتباط بازرگانی این ناحیه با بیزانسی¬ها و خزران از طریق دریای خزر هم حفظ گردید. این نواحی غنی¬ترین مناطق جهان اسلام بودند (بارتولد، 1375: 40-39) این راههای تجاری و کاروانی زمینه حضور بازرگانان و تجار و ارتباط بین کشورها را فراهم ¬ساخت، به طوریکه تجار کالاهای خود را از این راهها عبور می¬دادند و به دیگر کشورها می-فرستادند.
سلطه بر راههای کاروان¬رو از نظر اقتصادی برای امپراتوری عثمانی امری ضروری بود. حضور آق¬قویونلو طرفدار تیموریان و مخالف عثمانی¬ها در مسیر این شاهراههای مواصلاتی و تجاری، موجب بروز ناامنی در آن راهها می¬شد. نیل به این اهداف مستلزم داشتن حامیان قدرتمند در سر راه این مسیر کاروان¬رو و حفاظت از آنها بوده است. حمایت از اقشار تاجر پیشه و بازرگانان تا حدی در سیاست¬های منطقه¬ای عثمانی¬ها تأثیر گذاشته بود(حسن زاده، 1386، 7-66) از شروان که یکی از مراکز مهم تولید ابریشم بود، جاده¬ای به امپراتوری عثمانی می¬رفت و از این سرزمین کالاهای تجاری به شماخی وارد می شد(فدت، 1356، 46) از شماخی راهی به قزوین می¬رفت(تاورنیه، 1363: 289) و راهی نیز به حاجی طرخان، بازرگانان و مسافران از حاجی طرخان و از طریق رود ولگا به مسکو می¬رفتند(Herbert, 1928, 197). ابریشم مناطق قفقاز نیز بیشتر از راه آسیای صغیر، گرجستان، دریای سیاه و دریای مدیترانه به اروپا فرستاده می¬شد. مهمترین مسیرهای تجارتی سنتی(مسیری که از عراق و سوریه می¬گذشت و به بنادر مدیترانه منتهی می¬شد) و مسیری که از آناتولی می¬گذشت و به استانبول می¬رسید، در امپراتوری عثمانی قرار داشت. مسیر دیگری نیز اندیشیده شد که سرزمین عثمانی را دور می¬زد. این مسیر از گیلان- از طریق دریای خزر- به هشترخان می¬رسید و سپس در مسیر ولگا پیش رفته، از آن جا نیز از راه خشکی به اوکراین می¬رسید (سیوری، 1372، 176).
هر چند با آغاز رقابت های سیاسی بین شاهزادگان تیموری حاکمیت سیاسی تیموریان بر آذربایجان و شروان از میان رفت اما مناسبات تجاری بین شروانیان با کشورهای همسایه از جمله عثمانی ادامه پیدا کرد. علی رغم این که یکی از اهداف تیمور از لشکرکشی به آناتولی و جنگ با ایلدرم بایزید عثمانی رونق بخشیدن به تجارت جاده ابریشم و بهره مندی از عواید آن بود؛ چرا که جاده ابریشم شبکه راههای بهم پیوسته¬ای با هدف بازرگانی در آسیا بود که شرق و غرب و جنوب آسیا را بهم وصل و به شمال آفریقا و شرق اروپا پیوند می¬داد، اما پس از وی دولت عثمانی بر این مسیر تجارت مسلط شد و بورسا به عنوان مهمترین مرکز مبادله ابریشم ایران و شروان و سایر تولیدات آسیایی با کالاهای وارداتی از اروپا درآمد. در طول این دوره منطقه شیروان همچنان اهمیت تجاری خود را از دو جهت حفظ کرد. منطقه شروان محل تردد کاروانهائی بود که از آذربایجان به دشت قپچاق می¬رفتند. با توجه به مبادلات تجاری بین دول همسایه کاروان¬های تجاری از سراسر ایران از طریق شروان و شماخی به دشت قبچاق و یا برعکس به ایران رفت¬و¬آمد می¬کردند. راه شیروان (شیروان یولی) از دربند عبور کرده و به سوی دشت قبچاق می¬رفت. از این راه تولیدات ایران، هند و چین به قفقاز و مناطق شمالی ارسال می¬شد، ظروف چینی باقی مانده در سرای شیروان شاهان شماخی و باکو نشانگر این مناسبات تجاری بوده است (Asurbeyli: 2009, 113) و یا تولیدات منطقه شروان و اران و به طور کلی شهرهای قفقاز جنوبی به آناتولی و بنادر تجاری در سواحل جنوبی دریای سیاه ارسال می¬شد.
ولایت شروان مرکز مهم تولید ابریشم خام و پارچه¬های ابریشمی بود. اغلب تجار تبریز و ارامنه آن مناطق این محصولات را از طریق راه¬های تجاری آناتولی به بورسا انتقال داده و تجارت پررونقی داشتند (dalsar: 1960, 129) به طوریکه در اثر مبادلات کالای تجاری به آناتولی، بورسا به مرکز تجارت بین المللی ابریشم شیروان و اران تبدیل شده بود. در سایه¬ی افزایش تقاضای جهانی به ابریشم خام، قیمت آن در بازارهای جهانی مدام در حال افزایش بود. بر اثر رفت و آمد زیاد کاروان¬ها عواید دولت از عوارض گمرکی ابریشم مدام در حال افزایش بود. گسترش تجارت ابریشم در این دوره نشان می¬دهد که این کالای تجاری تا چه حد در رونق اقتصادی و تجاری شهرهای شیروان و باکو و گرجستان مؤثر بوده است.
ابن بطوطه در اوایل قرن هشتم هجری به پارچه¬های ابریشم تولید بغداد، تبریز، شماخی و نیشابور به نام کمخا در ازمیر اشاره دارد (ابن بطوطه، 1370، 368). وی می¬افزاید از شماخی ابریشم به سلطانیه می¬آوردند(همان، 218) در منطقه شماخی مرکز بازرگانی بزرگی پدید آمده بود. ابریشم تولید شده در ایران و ارمنستان (شیروان) توسط چند تاجر بزرگ خریداری و به آناتولی ارسال می¬شد، به این تجار مسلمان ایرانی در بورسا عجم یا عجمی گفته می¬شد.
ابریشم شیروان و گرجستان در نیمه¬ی دوم قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری به شدت مورد توجه خریداران اروپائی قرار گرفته بود. به گزارش یک شاهد عینی از بورسا در اوایل قرن دهم هجری، تجار اروپایی بی¬صبرانه منتظر رسیدن کاروان های تجاری حامل ابریشم خام از شیروان و اران و گرجستان بودند و در خرید این کالا با یکدیگر به شدت رقابت می¬کردند (inalcik, 1986,227). در قرن نهم هجری شهرهایی مانند شیروان، شماخی، گنجه، بردعه و بیلقان از مراکز تولید محصولات کشاورزی و تجاری محسوب می¬شدند. اغلب ساکنان این منطقه اعم از مسلمان یا ارمنی به تجارت می¬پرداختند. این تجار محصولات تولیدی شهرهای قفقاز را به قلمرو عثمانی، دشت قبچاق و مناطق مختلف ایران برای فروش می¬بردند. تجار تبریزی، گیلانی و شیروانی عمدتا ابریشم تولیدی را به بورسا می-بردند(inalcik, 1995, 51-52). بسیاری از آنان در شهرهای عثمانی ساکن شده به تجارت می¬پرداختند. به مرور زمان تعدادی از آنها در بورسا چنان شهرت به دست آوردند که اسامی برخی از محلات این شهر به نام ایشان درآمده بود. از جمله محلات عجم رئیس، امیر سلطان بخاری، اوزبک لر، حکیم شیروانی، عبدالمراد بخاری را می¬توان نام برد (سماوی، 1382: 47) این تجار ایرانی ابریشم خود را در کاروانسراهایی که مخصوص تجارت ابریشم بوده، فرود می¬آوردند. مشهورترین این کاروانسراها در بورسا خان عجم، خان سلطان و خان ابریشم بوده است (Islam Ansiklopedias, 1992: 448) یکی از این تجار عمده فروش ابریشم در بورسا خواجه عمادالدین از شماخی بوده است.(ibid)
تجار قفقازی و ایرانی طی قراردادی ابریشم خود را در بورسا به خریداران می¬فروختند، معمولا دراین قراردادها چهار نفر شاهد وجود داشت. حضور یک نماینده¬ی حکومتی به عنوان یکی از شهود در جریان معامله اجباری بوده است. در این قرادادها نوع کالای مبادله شده، وزن و قیمت کل آن و زمانی که خریدار باید مبلغ کل جنس مورد معامله را به فروشنده یا وکیل قانونی او پرداخت کند، مشخص می شده است. از تجار بومی یا بیگانه در این اسناد به خواجه یاد شده است(دین پرست،1390: 12) به طور مثال در جریان قرارداد منعقده آقای حاج اولو آغا بن حاج یعقوب شروانی مبلغ 2000 شاه روقی جدید به آقای خواجه بن خواجه علی فتاح شروانی بدهکار بوده و چهار نفر به نام های خواجه محمد بن حاج سیدی شیروانی و نجم الدین بن سعداله شیروانی و خالق ویردی بن پیزاده شیروانی و امیر احمد بن شیخی شاهدان این قرارداد بودند.(inalcik, 1981,13)
تجار شروانی گاهی فردی را به عنوان وکیل برای فروش ابریشم خود به بورسا می¬فرستادند یا او را موظف می¬کردند تا مطالبات ایشان را از بدهکاران دریافت نمایند، در این صورت وکیل اختیار تام داشت که در صورت خودداری بدهکار از پرداخت قرض خود به محاکم قضایی مراجعه و طرح دعوا نماید. چنانکه جناب آقای حسن بن یعقوب توقاتی طی قراردادی که شاهدان آن آقایان محمد بن عبدالعزیز و استاد حسین بن خلیل بودند، آقای اولو آغا بن حاج یعقوب شروانی را وکیل خود قرار داده تا ابریشمی را که نزد شخصی به نام پیری بن خلیفه توقاتی به امانت گذاشته است را بفروشد؛ بهای ابریشم 400 لیدره بوده بر طبق قرارداد خریدار باید بهای آن را به حسن بن محمد شیروانی و به پیری بن خلیفه پرداخت نماید. پنج شاهد در جریان این قرارداد حضور داشتند؛ یکی از آنان حاج اسحق بن یوسف، حاج سنان بن عبدالله، موسی بن حسین، احمد بن سلیمان و آخری حاج سنان بن عبدالله بوده است. در جریان قرارداد دیگری آقای اولوغ آغا بن حاج یعقوب شروانی تاجر، مبلغ 2000 شاه روقی سلطان یعقوبی به آقای خان عزیز بن قاسم تبریزی بدهکار بوده است در این قراردادنامه قید شده که مبلغ فوق باید در مدت سه ماه پرداخت گردد. در ادامه بنا به درخواست بدهکار، شخصی به نام خواجه حسن بن محمد تاجر این قراردادنامه را تضمین کرده است (inalcik, 1981,39-38).
هر چند در این مبایعه نامه شرط مراجعه به محاکم قضایی در صورت خودداری خریدار از پرداخت دین خود ذکر نشده است، اما صحت معاملات را شهود تأیید می¬کردند. در صورت خودداری خریدار از پرداخت قرض خود از سوی محکمه مجازات می¬شد. پول پرداختی در این قراردادها درهم و دینار یا سکه های آقچه عثمانی، اشرفی ممالیک مصر،

مطلب مرتبط :   سگ، کبوتر، ترجمه، کانَ