آیات، بسامد، سوره، کافران

دانلود پایان نامه

کاهش ناگهانی طول روبروییم و سپس به یکباره در آیات 4و5، طول آیات به طور قابل توجهی افزایش یافته و در آیات 6و7، دوباره با کاهش نسبی مواجه می‌شویم و طول آیۀ آخر، دوباره افزایش ناگهانی یافته و به منتهای طول آیه در کل سوره(=49هجا) می‌رسد.
آیت الله طالقانی، این تنوع در تعداد هجاهای هر آیه یا همان کوتاه و بلند شدن ناگهانی آیات را با فشردگی و اوج معانی آیات هماهنگ می‌داند.(طالقانی،بی‌تا،ج آخر: 215)
همۀ آیات به هجای بسته/cvc/ منتهی می‌شوند و آوای پایانی همۀ آیات صامت چاکنایی، سایشی و بی واک /h/، می‌باشد.
تکرار سه هجای پایانی /cvc/cv/cvc/، در همۀ آیات، بجز آیات 2و8، جالب توجه است. به طوری که تکرار این سه هجا در پایان اکثر آیات، نوعی موسیقی یکنواخت را با فاصله‌های متفاوتی که از طول آیات ناشی می‌گردد، ایجا می‌کند. این تکرار موسیقایی، به دلیل تغییرات طولی آیات، آزار دهنده نیست و به عکس نوعی تناژ روح نواز و آشنا در طول سوره ایجاد کرده است. به ویژه آنکه این هجاها در تمام آیات، وزن فیعله مشدّد را تولید می‌کنند و همگی با یک واج انسدادی /b/، یا/q/ آغاز شده و به واج سایشی بی واک /h/ ، ختم می‌شوند و دو به دو از نظر آوایی کاملا تکرار می‌شوند. آیات 1و4[nah/yi/bay]، آیات 3و5[mah/yi/qay]، آیات 6و7[yah/ri/bar] و آیات 2و8، که اصولاً از الگوی هجایی و آوایی فوق پیروی نمی‌کنند.
این ترکیب آوایی مکرّر و تقریباً متناوب، نوعی موسیقی درونی مکرّر و متناوب را القا می‌کند، که فضای موسیقایی سوره را تا پایان همراهی می‌کند و همانند ردیف در وزن عروضی شعر، باعث غنای موسیقایی سوره می‌شود، اما چون در تناوب، توالی و حتی تکرار آن قید و حصری وجود ندارد و در راستای محتوای آیات و فشردگی معانی تغییر می‌کنند، نمی‌توان آن را با ردیف شعری برابر دانست؛ بلکه کاربردی بالاتر و کارآمدتر از ردیف در شعر دارد، که خاص قرآن است و چون اسرار آن قابل دریافت فهم انسانی نیست، می‌توان آن را از اعجازات گفتمان قرآن محسوب کرد.
طالقانی(بی‌تا،ج آخر: 215) معتقد است که کلمات آخر آیات – بجز آیات 2و 8 که بر وزن فیعله مشدّد هستند، نشان دهندۀ فصل و قطع از سابق و شروع به مطلب جدید است. وی احتمال می‌دهد که هر وزنی برای نمایاندن نوع فصل یا پیوستگی آیات باشد.
آنچه جالب توجه است، بسامد بالای همخوان‌های رسا /l/،/n/و /r/(ذولقی‌ها در آواشناسی عربی) برابر با 118 است که پرکاربردترین همخوان‌ها هستند و پس از آنها همخوان‌های انسدادی با بسامد 95، نیز کاربرد زیادی در سوره را به خود اختصاص داده‌اند(با احتساب یک واج انسایشی/j/).
شاید بتوان گفت که حضور پربسامد همخوان‌های رسا در کنار همخوان‌های انسدادی، باعث رسایی ضرباهنگ سوره و تداوم موسیقی ضربه‌ای آیات گشته است که حضور سایشی‌ها با بسامد 69، این موسیقی رسای ضربه‌ای را متعادل و یکنواخت ساخته و بیشترین تأثیر موسیقایی را به فواصل و پایانه‌های آیات منتقل کرده است.
پربسامدترین همخوان سوره، /l/ با بسامد47 و پس از آن همخوان‌های /n/، با بسامد 39 و /h/ با بسامد32 و /m/ با بسامد31، در ردیف همخوان‌های پرکاربرد سوره‌اند. همخوان‌های /r/ ، با 21 بار کاربرد، /t/ با بسامد20 و /Ɂ/ با بسامد 19، تقریباً به طور مساوی و متوسط کاربرد دانسته‌اند. کم کاربردترین همخوان در سورۀ “بینه”، به ترتیب عبارتند از: /ȿ/، /ʡ/ و /ż/ با بسامد 6 ؛ /j/ و/x/ با بسامدهای مساوی 5 ؛ /q/ و /š/ با بسامد4 ؛ /z/ با بسامد3 و /H/ با بسامد 2 و در نهایت /ƫ/، /ȥ/ و /s/ با بسامد 1، بوده‌اند. بقیۀ همخوان‌ها با بسامدی بین 8تا15 ، در سوره به کار رفته‌اند.
واکۀ /a/، با بسامد106 ، پرکاربردترین واکه سورۀ “بینه” است و پس از آن به ترتیب واکه‌های /i/، /a:/ و/u/، با بسامدهای 41،32 و 29 ،کاربردی متوسط در سوره دارند و واکه‌های /i:/ با بسامد23 و /u:/ با بسامد7، کم کاربردترین مصوت‌ها هستند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد عوامل موثر بر سرمایه گذاری و ارزش افزوده بخش کشاورزی

جدول 4 – 5 -3 -1- بسامد همخوان‌ها
همخوان
بسامد
/l/
47
/n/
39
/h/
32
/m/
31
/r/
21
/t/
20
/Ɂ/
19
/y/
19
/b/
15
/k/
15
/d/
10
/f/
9
/w/
8
/ȿ/
6
/ʡ/
6
/ż/
6
/j/
5
/x/
5
/q/
4
/š/
4
/z/
3
/H/
2
/s/
1
/ť/
1
/ʐ/
1
/ɣ/

/θ/

/ʑ/

مجموع همخوان
303
جدول 4- 5- 3- 2- بسامد واکه‌ها
واکه
بسامد
a:
302
a
106
i
41
u
29
i:
23
u:
7
مجموع واکه‌ها
225

جدول 4 – 5- 3- 3- بسامد ساخت هجا

cv
cvc
164
81
جمع کل
245

4 -5 -4 – تجزیه و تحلیل معنایی سوره
سورۀ “بینه”، 25 بند و 25 فرآیند دارد، که از 25 فعل فرآیند سوره، 7 فعل مستتر و 18فعل ظاهرند. از تمام انواع فرآیندهای اصلی و فرعی در سوره استفاده شده‌است. بالاترین بسامد فرآیندها را فرآیند مادّی با 10 بار کاربرد و فرآیند رابطه‌ای با بسامد7، به خود اختصاص داده‌اند. فرآیندهای ذهنی و رفتاری هر کدام با بسامد 3، به کار رفته‌اند و از فرآیندهای کلامی‌و وجودی نیز هر کدام با بسامد1، در سوره استفاده شده‌است.
مشارکین در فرآیندها یا در تقابل با هم هستند: کافران و مشرکان و اهل کتاب، در مقابل مؤمنان ؛ بهترین آفریدگان، در مقابل بدترین آفریدگان ؛ یا با یکدیگر تناسب معنایی دارند و در یک دایره شمول معنایی قرار دارند: خداوند؛ دین؛ “بیّنه” در یک حوزۀ معنایی؛ صلات و زکات در یک حوزه و جنات و انهار در یک حوزۀ معنایی دیگر.
از افعال موجود در سوره، 9 فعل ماضی است که 2 فعل آن در زمان ماضی نقلی صرف شده‌اند و 7 فعل باقی مانده، ماضی ساده‌اند. 15 فعل نیز در زمان مضارع صرف شده‌اند.
عناصر پیرامونی در بندهای 1،2 ، 4 ، 5، 14، 17، 19، 20و 25، دیده می‌شوند که عمدتاً از نوع مکانی، زمانی و کیفیت هستند.
وجه افعال؛ 19 فعل وجه اخباری دارند و 6 فعل در وجه التزامی‌به کار رفته است.
تمام آیات سوره، با ارائۀ یک اطلاع نو ظاهر می‌شوند، که گویندۀ متن(=خداوند)، بر آن تأکید می‌وزرد. نحوۀ ارائه اطلاعات در آیات و بندهای متن، باعث پویایی گفتمان گردیده است.
با توجه به مباحث بالا نکات زیر قابل ذکر است:
در بند اول مشارک فرآیند” لَم یَکُن ” ؛ “أَلَّذینَ کَفَروا” است، که معنای کلی آن برابر با “کافرون” می‌باشد. گویندۀ متن، می‌توانست برای ایجاز کلام از گروه اسمی‌کافرون به جای بند “أَلَّذینَ کَفَروا” استفاده کند. اما به نظر می‌رسد که خداوند به عنوان گوینده گفتمانی فراانسانی، در کمال بلاغت از این ترکیب استفاده می‌کند، تا با کاربرد فرآیند ذهنی “کَفَروا” بر رخداد کفر ورزیدن، تأمل ورزیده و ذهن مخاطب خود را درگیر کند و فعل ماضی “کَفَروا”، خبر از حال کافران در گذشته خاصی نباشد؛ بلکه خبر از کفر ورزیدن و کفران و یا به تعبیر طالقانی(بی‌تا، ج آخر:207) خبر از روی آوردن و پیشرفت در کفراست.
کاربرد فعل مضارع “تَأتیهِم”، برای “أَلَّذینَ کَفَروا” (با فعل ماضی کَفَروا ) جالب توجه است. فعل مضارع “تَأتیهِم”، در وجه التزامی، دلالت بر آینده و استمرار دارد. بنا‌بر‌این “أَلَّذینَ کَفَروا”، تنها به گروه خاص در گذشته ( باتوجه به شأن نزول سوره؛ یعنی کافران و مشرکان و اهل کتاب صدراسلام ) اشاره ندارد. به نظر می‌رسد خداوند با استفاده از کاربرد فعل “تَأتیهِم”، در زمان مضارع، می‌خواهد بر این تأکید ورزد که پیام اصلی آیه، دربارۀ همۀ کافران است، بدون حصر زمانی.
در بند 10 آیۀ چهارم، فعل فرآیند به صورت ماضی منفی مجهول صرف شده‌است که کنشگر آن نامعلوم است و اشعار به نامعین بودن امر دارد؛ یعنی امر به عبادت خداوند از جانب خدا، پیامبران و اولیای الهی است و هم مقتضای فطرت انسان است.
در خصوص بندهایی که فرآیندهای رابطه‌ای در آنها به چشم می‌خورد، نوعی تقابل در مشارکین فرآیندها دیده می‌شود:
کافران- بدترین آفریدگان،در مقابل مؤمنان- بهترین آفریدگان.
کافران- آتش جهنم در مقابل مؤمنان – باغ‌های جاودان.
این تقابل در فرآیند رابطه ای، که گوینده معمولاً از طریق کاربرد آنها بر جنبۀ توصیفی تأکید می‌کند، نه بر وقوع حادثه، نشانگر دو نوع توصیف از دو گروه است، که از نظر پایه و ارزش توصیف با هم برابرند. اما از جهت نوع رخداد در شرف وقوعف با هم متفاوتند.
در همین رابطه، در بندهای 15 و 20 که به توصیف سرانجام کافران و مؤمنان می‌پردازد، می‌توان گفت که در بند 15 که بیان جایگاه نهایی کافران است، جمله اسمیه” فِی نار جَهَنَّم ” به صورت شرکت کننده، در فرآیند آمده و نه به عنوان عنصر پیرامونی، که این خود بیانگر اهمیت موضوع و وقوع و ثبات کافران در دوزخ است. طالقانی( ج آخر:213) نیز به این موضوع اشاره دارد. اما در بند 20 که در تقابل با بند