آپارتمان، 1391:، شهری، (با

حقوقی مسکن
حق داشتن مسکن مناسب، یکی از اساسی ترین اجزاء حقوق بشر است. بی تردید بهره گیری از آزادی ها و حقوق اساسی یک انسان، در گرو زیست سالم، بی دغدغه و امن است، و این همه بدون برخورداری از سرپناهی مناسب و ایمن حاصل نمی شود. داشتن کار و مسکن، پس از هوا، غذا و پوشاک اساسی ترین ضروریات برای زندگی با عزت و کرامت انسانی است. در جهانی که بیش از یک میلیارد انسان در شرایطی سکونتی نامناسب و ناپذیرفتنی زندگی می کنند، تجدید عهد دولت ها در کوشش برای تأمین حق مسکن شهروندان ضرورتی انکار ناپذیر است (محمدی دوست، 1387: 41).
2-3-18 برنامه ریزی مسکن (Housing Planning)
قسمت اعظم ساختمانهای هر مجموعه زیستی را، ساختمانهای مسکونی تشکیل می دهد. مطالعات مربوط به مسکن، تراکم های مسکونی و مانند آنها در هر برنامه ریزی از اهمیت خاصی برخوردار است. برنامه ریزی مسکن باید با نگرشی جامع کلیه جوانب، چه شرایط آب و هوایی و طبیعی و چه شرایط اجتماعی و فرهنگی و یا عوامل مربوط به اقتصاد شهری را مورد توجه قرار دهد (رضویان، 1381: 94). برنامه ریزی مسکن جزئی از نظام برنامه ریزی شهری محسوب می شود که در آن فعالیت های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جزئی از فعالیت های درون مکانی و واحدهای مسکونی جزئی از فضاهای تغییر شکل یافته و تطابق یافته ای شهری محسوب می شود که بر حسب موضوع در چهارچوب برنامه ریزی مسکن مورد توجه قرار می گیرد. بر همین اساس برنامه ریزی مسکن با تخصیص فضاهای قابل سکونت به نیازهای مسکونی و توجه به محدودیت منابع و استفاده از تئوری ها و تکنیک های ویژه با چهارچوب های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سروکار دارد (پورمحمدی، 1385: 24). در برنامه ریزی مسکن علاوه بر شناخت وضع موجود مسکن، روش های شکل گیری و روند جنبه های اقتصادی، اجتماعی موثر بر مسکن و تحولاتی که در جوامع به وجود آمده باید بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. تحولات اجتماعی که متاثر از مسائل اقتصادی- اجتماعی است، تغییراتی در شیوه کار، تولید و معیشت انسان به وجود می آورد که تاثیراتی مستقیم بر شیوه زندگی در واحدهای مسکونی نیز به وجود خواهد آورد، همچنین مفهوم مسکن محیط کلان تری از واحد مسکونی است، که براساس نیازهای انسانی برنامه ریزی و سازماندهی می گردد. تامین مسکن بدون توجه به جنبه های محیطی سبب جدایی زندگی خصوصی خانوادگی از فضاهای مورد نیاز اجتماعی آنها می گردد. علاوه بر این بی توجهی به جنبه های اقتصاد- اجتماعی فعالیت های مانند کار یا تفریح را از فضای مسکونی جدا می نماید. اما در برخی موارد شرایط جدیدی نیز خلق می شوند، مانند ایجاد فضای ارتباطی مشترک برای دسترسی به واحد مسکونی در داخل بلوک های آپارتمانی (پوردیهیمی، 1391: 4).
جدول شماره 2-10: جنبه های مختلف در برنامه ریزی مسکن
مسکن
جنبه های اجتماعی
جنبه های اقتصادی
جنبه های فیزیکی
1. فرد و واحد مسکونی
1. اندازه خانوار
2. نوع خانوار(با فرزند، مجرد، مسن)
3. گروه خلاقی
1. درآمد
2. مالیات
3. هزینه مسکن
1. مساحت واحد مسکونی
2. تعداد اطاقها در هر واحد مسکونی
3. تجهیزات
4. شرایط ساختمان
5. نوع مالکیت
2. محله و سیستم ارتباط آن با محیط اطراف و جامعه در کل
1.خدمات (آموزش، بهداشت مناطق سبز، مراکز خرید)
2. شرکت و نحوه ایفای نقش در تصمیم گیری و تعیین سیاست
3. ملاقاتهای اجتماعی (رسمی یا غیر رسمی)
4. جرم شناسی و درد شناسی اجتماعی (جنایات و غیره)
5. تجزیه گروهی (با توجه به درآمد، گروه اخلاقی و غیره).

مطلب مرتبط :   ایجاد رابطه در محیط کار با چند اقدام سازنده 

1.منابع مالی برای رفع احتیاجات افراد
1. خدمات (با توجه به کل سطح زیر بنایی که به سرویسهای مختلف اختصاص داده شده و ارتباط آن با جمعیت).
2. تراکم (مشخصات جمعیت و تراکم به وجود آمده، ماهیت فعالیتهای پرتراکم)
3. فضا و مناطق سبز (با در نظر گرفتن جمعیت و نحوه دسترسی)
4. امنیت عبور و مرور در معابر پیاده رو (میزان مجزا بودن معابر پیاده رو و جاده های اتومبیل رو)
5. دسترسی به خدمات (فواصل و وقت مورد لزوم برای رسیدن به محل کار یا تفریح)
6. وضعیت اشتغال
7. خصوصیتهای استقرار واحد مسکونی (مرکز شهر، بیرون از شهر، روستایی).

مأخذ: (پورمحمدی، 1385: 23)

2-3-19 آپارتمان نشینی (Apartment retreat)
پاسخ به نیاز مسکن با قیمتی مناسب در حد توان خانواده ها از یک سو، کمبود زمین شهری از سوئی دیگر منجر به راه حلی گردید که نقش زمین و قیمت آن در تولید مسکن کاهش یابد. بدین ترتیب زندگی در واحدهای آپارتمانی بدون توجه به برخی تبعات سوء اجتماعی آنها برای جوامع تجویز گردید. زیرا حذف نقش زمین تنها قیمت زمین را به ازاء هر واحد کاهش نمی دهد، بلکه بر نوع مالکیت به هر واحد آپارتمانی، و همچنین بر نوع روش زندگی خانواده ها نیز تاثیر می گذارد. لذا چنانچه از نظر اقتصادی مالکیت یک قطعه زمین (عرصه) بین چند خانواده مشترک باشد، و در آن برای چند خانواده و واحدهای مسکونی مجزای از یکدیگر احداث شود که در مالکیت زمین با هم مشترک بوده و برای دسترسی به واحدهای مسکونی مجزای خود اجبارا از فضای داخلی مشترکی استفاده نمایند (پوردیهیمی، 1391: 45). هال در تحقیقی که بر روی ابعاد فرهنگی آپارتمان نشینی کار کرده است، معتقد است شیوه های زندگی آپارتمان نشینی با شیوه ی سکونت معمولی متفاوت است. تراکم جمعیت از متغییر های تاثیر گذار بر این شیوه ی زندگی است. آپارتمان نشینی باعث تراکم بیش از اندازه خانوار و اعضای آن در واحد سطح و در محیط مسکونی می شود. به عقیده هال این شیوه ی سکونتی باعث تغییر در تماس های انسانی می شود. پیامد آپارتمان نشینی، تراکم جمعیت است و تراکم جمعیت باعث افزایش روابط انسانی می شود. او سابقه ی زندگی در محیط های با تراکم بالا را در انطباق با شیوه ی جدید زندگی آپارتمان نشینی موثر می داند. بر این اساس وی ادعا می کند که اگر افراد پیش از زندگی در آپارتمان های با تراکم بالا، مدت مدیدی را با تراکم بالای جمعیت زندگی کرده باشند و هنجارها و ارزش های خاص آنرا تجربه کرده باشند، تحمل زندگی در چنین محیط هایی برای آنها آسان بوده و مشکلات فرهنگی چندانی نخواهند داشت. هال پیرامون این تجربه اظهار می دارد که تحمل زندگی آپارتمان نشینی همراه با تراکم جمعیت بالا ژاپنی ها آسانتر از آلمانی هاست، زیرا ژاپنی ها برای زمان های طولانی در مکان هایی با تراکم جمعیت زیاد بسر برده اند و در طی این سال ها، سنت ها و محدودیت های فرهنگی خاص زندگی در محیط های با تراکم بالا را بوجود آورده و به آنها خو گرفته اند (جهانگیری و همکاران، 1385: 30). بیش از نیم قرن از آغاز آپارتمان سازی در کشور می گذرد. دلایلی زیاد و متفاوتی برای این موضوع بیان شده است؛ از جمله زیاد شدن جمعیت، کمبود زمین برای احداث خانه های تک واحدی، امنیت بیشتر در مجتمع های مسکونی، توان مالی شهروندان و بسیاری دلایل دیگر که بر افزایش آپارتمان سازی و توسعه ی آپارتمان نشینی تاثیر می گذارند. هر چند تمامی دلایل بیان شده به طور مستقیم و غیر مستقیم با این موضوع ارتباط دارند (اسدی و امیری، 1391: 29). کولن و اوزاکی (2007)، در مطالعه خود آپارتمان را به دو صورت و هر صورت را به سه سطح تقسیم کرده اند. آپارتمان گاهی به عنوان نظامی از دستگاه های مسکونی تعریف می شود که در هر سیستم، فعالیتی جا گرفته و باعث تمایزی میان ویژگی های ثابت (جنبه های فیزیکی)، نیمه ثابت (اسباب اثاثیه) و غیر ثابت (فعالیت و رفتار) می شود. گاه نیز می توان آن را در یک زاویه یا بعد دیگر بررسی کرد؛ یعنی در سطح کلان (دیدگاه جهانی)، سطح متوسط (ارزش ها) و سطح پایین (فهرست های کاربردی)، که در این صورت به سطوح متوسط و پایین ویژگی های ثابت می گوییم (محمد پور و همکاران، 1391: 85).
شکل شماره 2-8: فرایند گسترش آپارتمان نشینی

مطلب مرتبط :   نیچه، ، فرهنگ، مرجعیت

مأخذ: (اسدی و امیری، 1391: 29)

2-3-20 سابقه و پیشینه آپارتمان نشینی و آپارتمان سازی در جهان
به نظر می رسد بشر از قدیم به دلایل متفاوت به ساختن بناهای عمودی روی آورده است؛ از جمله این دلایل می توان از به نمایش گذاشتن قدرت، ثروت و اقتدار و گرانی و کمبود زمین نام برد. در روم باستان مردم بناهایی با طبقات سنگی و چوبی به بلندی یک ساختمان 20 طبقه ساخته اند. در قرون وسطی خانه های سه و حتی چهار طبقه وجود داشته است. نخستین مجموعه ای بزرگ مسکونی در سال 1848 میلادی در فرانسه برای اسکان 400 خانواده ی کارگری ساخته شد. در اواخر قرن نوزدهم ساختمان هایی جدید و بلند مرتبه با اسکلت فولادی و پنجره های بسیار ساخته شد که تحول عظیم در صنعت ساختمان به حساب می آمد. این ساختمان ها که بیشتر توسط شرکت های بزرگ و سازمان های دولتی و با کاربری اداری ساخته می شد، ((آسمان خراش)) نامیده شدند. در واقع واژه ی ((آسمان خراش)) از نظر نخستین بار در مورد ساختمان های بلند با اسکلت فولادی و دست کم 10 طبقه به کار گرفته شد که در اواخر قرن نوزدهم، در شهرهای بزرگ مانند ((شیکاگو)) ((نیویورک))