آپارتمان، سیاست، معماران، ساختمانی

و ((دیترویت)) ساخته شدند (اسدی و امیری، 1391: 24). در قرن اول تا سوم میلادی در جمهوری اوستیا برای کارگران بندر اوستیا ساختمانی ساخته شد که، شامل تعدادی اتاق مستقل بود، و هر یک از کارگران در این اتاق ها زندگی می کردند. بعدها در اروپا از این گونه ساختمانی که با تکرار یک تک پلان برای یک سری خانه برای افراد با طبقه اجتماعی یکسان استفاده می شد. اما در قرن 19 ترکیبی که امروز آن را آپارتمان می نامند، ظاهر گردید. در سال 1870 میلادی در پاریس بلوک های آپارتمانی 4و 5 طبقه بسیار متداول شدند که، اشراف در طبقه اول یا دوم، افراد با درآمد متوسط در طبقه سوم و افراد با درآمد کم در طبقه چهارم و فقرا در زیر زمین یا زیر شیروانی می زیستند. در دهه 1870 میلادی برای اولین بار در انگلستان، آپارتمان های ویژه ای ساخته شدند، این آپارتمان ها دارای خدماتی مانند وسایل تفریحی، سرویس های حمل غذا، اتاق های غذا خوری اتوشوئی و رختشوئی بودند. شکل پیشرفته تری از این آپارتمان ها در آمریکا و روسیه ساخته شدند در سال 1890 میلادی آپارتمان هائی که با چندین بالابر مرکزی و خدمات اجتماعی فراوان در نیویورک ساخته شدند. بعد از انقلاب روسیه، معماران و مهندسان سازه طرح های مختلفی برای زندگی اشتراکی پیشنهاد کردند، در این زمان تسهیلات از واحدهای آپارتمانی حذف گردیدند. به همین دلیل محیط های مسکونی منحصر به یک اتاق خواب و گاهی یک اتاق مطالعه گردید. هرچند که عمر این دوره کوتا بود ولی قوانین زیادی متاثر از این دوره وضع گردید (پوردیهیمی،1391: 45-44). در سال 1927، انجمن معماران معاصر مسابقه ای برای طراحی این مجتمع ها ترتیب داد که 8 پروژه عموما” از سوی معماران نوگرا به آن ارائه شد. در این پروژه ها از جمله در پروژه برادران و سنین، گینزبورگ، سابولف، و کوزنتسک گرایشی عمده به حذف فضاهای خانوادگی و تبدیل بافت های مسکونی به نوعی ضمیمه برای بافت های صنعتی (نظیر آنچه امروز شهرک های خوابگاهی می نامیم) دیده می شد. در بعضی از پروژه ها نظیر پروژه بارچ و ولادیمیروف چنان در این فکر مبالغه شده بود که فضای مسکونی سرانه را به 6 متر مربع کاهش داده بودند. به هر رو، ((خانه های مشترک)) حتی در شکل معتدل و منطقی خود با شرایط آن زمان شوروی منطبق نبودند، زیرا سطح فناوری و هزینه های تمام شده برای ساخت آنها با توجه به توسعه نیافتگی کشور قابل توجیه نبود. از این رو، ساخت این مجتمع ها چندان رایج نشد و آنجا هم که ساخته شدند در واقع در داخل چارچوب کارخانجات قرار گرفتند و به صورت شهرک های خوابگاهی وابسته به آنها درامدند. شاید یکی از دستاوردهای مثبت فکر ((خانه های مشترک))، به وجودآوردن باشگاه ها (کلوب های) کارگری بود یعنی محل هایی برای تجمع کارگران در اوقات فراغت با تکیه بر فعالیت های فرهنگی نظیر مطالعه، تماشای نمایش، شرکت در فعالیت های ورزشی، کنفرانس ها علمی و ادبی و غیره. (فکوهی، 1385: 512).
2-3-21 سابقه آپارتمان نشینی و آپارتمان سازی در ایران
ساخت و ساز آپارتمان ها در دهه 20 به هیچ رو نمی توانست با نیازهای فزاینده مسکونی انطباق داشته باشد، به گونه ای که در فاصله 1924 تا 1927، در حالی که افزایش متراژ مسکونی استیجاری حدود 5/3 درصد در سال بود، جمعیت با آهنگ سالانه 4/5 درصد افزایش یافته بود و تقاضا به همان میزان و حتی بیشتر، سبب شده بود که کمبود به صورتی هر چه حادتر احساس شود. راه حل های موقت نظیر اسکان دادن در آپارتمان های مشترک همان گونه که گفتیم نمی توانست پاسخگوی نیازها باشد و بسیاری از مهاجران جدید روستاییان تازه وارد به شهرها بودند، آمادگی داشتند که به جای برخورداری از اتاقی در یک آپارتمان بزرگ و مشکلات زندگی جمعی سازمان نیافته، در مجتمع هایی با خدمات مشترک سازمان یافته زندگی کنند. فکر((خانه مشترک)) یا همان مجتمع ها که از ابتدای انقلاب و با به وجود آمدن کمیسیون ویژه ای در شورای عالی اقتصاد ملی، به وجود آمده بود، بار دیگر از سوی انجمن معماران معاصر مطرح شد (فکوهی، 1385: 512). اما در ایران نیز در گذشته ساختمان های بلند و چندین طبقه وجود داشته است؛ برای مثال در سال 1271 ه.ق در داخل محدوده ی شهر بوشهر ساختمان های مردم دو، سه و حتی چهار طبقه بوده که از سنگ های فسیلی و ملاط گچ و ساروج و بعضا” کاه و گل و پوشش تیر چندل ساخته شده و درب و پنجره ها نیز از جنس چوب ساج بوده که در برابر موریانه و رطوبت کاملا” مقاوم بوده اند و احداث خانه های کپری و غیر استانداد در داخل محدوده ی شهر ممنوع بوده است (اسدی و امیری، 1391: 26). در ایران اولین بار ساختمان های بلند با آسانسور در سال های بین 1313- 1328 با 10 طبقه ساخته شد. و در سال های بین 1339 تا 1341 در محل تقاطع فردوسی و جمهوری امروز ساختمان تجاری با نام ساختمان پلاسکو ساخته شد. آپارتمان نشینی در جهان و ایران سابقه طولانی ندارد ولی سرعت رشد و گسترش آن بسیار زیاد بوده است. این پدیده در ایران از حدود چهار دهه پیش آغاز شده است و امروز در حال تبدیل شدن به معضلی فراگیر در شهرهای بزرگ و پدیده ای رو به گسترش است (صادقیان، 1388: 18-16).
2-3-22 مجتمع مسکونی (Residential Complex)
جمعیت جهان روز به روز در حال افزایش است و روند شهر نشینی نیز همراه با آن افزایش پیدا می کند. با افزایش روز افزون جمعیت و به تبع آن افزایش تمایل شهرنشینی، نیاز به مسکن ضروری خواهد بود. نیاز به تعداد زیاد مسکن و همچنین سرعت در اجرا باعث شد که اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم روشی با عنوان انبوه سازی صنعتی مسکن مورد استفاده قرار گیرد. در انبوه سازی صنعتی ابتدا قطعات و اجزا ساختمانی در کارخانه های پیش ساز ساخته می شود و بعد از حمل به محل پروژه در کنار همدیگر قرار می گیرند. این قطعات می توانند، قطعات یک ویلای بزرگ باشند یا قطعات مجموعه های آپارتمانی کارگری. شکل انبوه سازی در ایران به گونه متفاوت از کشورهای توسعه یافته است. وقتی از انبوه سازی صحبت می شود، بلا فاصله ساخت و سازهای یکسان، مشابه، همزمان و به یک نیت، با مصالحی شبیه به هم ذهن انسان خطور می کند و به همین دلیل است که استفاده کنندگان با چنین ساخته هایی به سختی برخورد می کنند. با توجه به این کشور ما، کشوری در حال توسعه است و مسکن به عنوان یکی از شاخصه های مهم توسعه مطرح است، باید به مسئله ساخت و ساز را کنترل کرد ارجاع کار به بخش خصوصی است. از موارد لازم برای تعیین صلاحیت انبوه سازان داشتن توان فنی و اجرایی است. طبق قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان مصوب سال 1374 مجلس شورای اسلامی، سازنده انبوه مسکن به اشخاص حقیقی و حقوقی گفته می شود که توانمند مدیریت و مسئولیت پدید آوری طرحها، توانمندی تامین و جذب سرمایه، مدیریت تولید و عرضه مسکن و ساختمان را با استفاده از فناوری های نوین صنعت ساختمان و در چارچوب مقررات ملی ساختمان و سایر قوانین مربوط داشته و پروانه اشتغال به کار از وزارت مسکن و شهرسازی دریافت کرده باشند. به همین جهت سیاست انبوه سازی به عنوان یک سیاست محوری در کشور، بعد از سپری شدن حدود دو دهه بعد از پیروزی انقلاب بطور جدی مورد توجه قرار گرفته است. بطور کلی جهت گیری هایی تا پایان برنامه پنج ساله اول در ذهن سیاست گذاران بخش وجود داشت، غالبا” معطوف به تامین مسکن از طریق مصرف کننده نهایی بود و انبوه سازی یا حرفه ای سازی جایگاهی در مبانی سیاست گذاری بخش نداشت، آثار زیانبار برداشت های ناصحیح از انبو ساز و فعالیتهای انبوه سازی از جهات مختلف، صاحب نظران و سیاست گذاران بخش مسکن را در خصوص گردش یک باره سیاستها، از انفرادی سازی به انبو سازی، به اجماع قطعی می رساند. که در واقع این رویکرد جدید یک انتخاب واحدهای انبوه از مهم ترین مسایل در انبوه سازی است. یکی دیگر از مسایل مهم در انبوه سازی کیفیت مهندسی ساخت و ساز است. انبوه سازی در شرایطی می تواند مفید باشد که به دست مجموعه های توانا انجام شود. مجموعه های توانمندی که قادر باشند با برنامه ریزی درست هم از نظر شهرسازی و هم از نظر مدیریت ساخت و توان اجرایی نسبت به احداث مجتمع های ساختمانی اقدام کنند (معینی، 1392 : 187- 185). مجتمع های به عنوان پیچیده ترین و اساسی ترین عملکرد در عرصه معماری دو قرن اخیر به حساب آمده و می توانند تاثیرات بسیار زیادی بر رفتار ساکنین و روابط آنها داشته باشند. این مجتمع ها ترکیب فضاهای باز و بسته متعددی هستند که به هم مرتبط بوده و در هم تنیده اند. فضای باز به عنوان بخش جدایی ناپذیر مجتمع های مسکونی، هم از نظر روابط اجتماعی و هم از نظر ساختار و منظر شهری حائز اهمیت هستند. در واقع فضاهای باز مسکونی به نوعی تبلور ماهیت زندگی جمعی هستند و موجب فرآهم آمدن موقعیت هایی برای رشد خلاقیت، زمینه معاشرت تقابل و تعامل اجتماعی ساکنین می شوند (یزدانی و تیموری، 1391: 86). در کشورهای توسعه یافته جهان، بازسازی از شهرها و بازسازی و تجدید حیات مجتمع های مسکونی روند موضعی است که برای چند دهه است، با این روند تقریبا” در ساخت و سازها بلوک های بزرگ مسکن

مطلب مرتبط :   معرفتی، باورنده، باورهای، فضایل