آنومی، هنجاری، صفت، انحرافات

مشابه آن را شامل می شود. منشأ سوم فشار، تجربه وقایع منفی از نظر ارزش های اجتماعی است که این شامل تجربیاتی مانند سوءاستفاده جنسی از کودکان، قربانی شدن در یک واقعه جنایی، تنبیه های لفظی یا جسمانی و موارد مشابه آن است که این فشارها تمایل به کج رفتاری و احتمال انحراف را در فرد ایجاد می کند. این که جرم واقع شود یا واقع نشود بستگی به موقعیت فرد و شرایطی دارد که می تواند با این وقایع نامطلوب بسازد، مبارزه کند یا با اشکال کج رفتاری خشم خود را نشان دهد(ممتاز،1381،ص.78) . تئوری فشار فرض می کند که وقایع پرتنش در خانواده یا محله منجر به احساسات منفی و بعداً بزهکاری می گردد؛ به ویژه اگر منابع هنجاری ضعیف شده باشند و حمایت والدین و همسالان قابل دسترس نباشد(کاتز، 2002،ص.31)
در مجموع شاید بتوان گفت که آنومی در چند معنا و مفهوم به کار رفته است . در رویکرد نخستین و شاید معروف ترین آنها از آنومی به منزله حالت و وضعیتی از بی هنجاری و بی قاعدگی یاد می شود. در این نوع تعریف، آنومی صفت جامعه یا نظام اجتماعی است تا صفت فرد و از نوعی خلأ یا فقدان نظام هنجاری حکایت می کند. در تعریف دیگر به تدریج تعارض هنجارهای پذیرفته شده توسط فرد نیز به عنوان حالت هایی از آنومی مد نظر قرار می گیرند. بر این اساس، آنومی تنها به معنای بی هنجاری نیست بلکه در هنجارها را نیز در بر می گیرد. رویکرد دیگری که در تعریف آنومی « تعارض » و « ابهام» به کار رفته است به این مقوله به منزله تعارض ساحت فردی و جمعی اشاره می کند و انسان ها را موجوداتی دوگانه و دوساحتی تعریف می کند که بر اساس آن آنومی تعارض بین جنبه های اجتماعی و جنبه های فردی و بین التزام چارچوب ها و اهداف جامعه و استقلال فرد است. در رویکرد دیگری که به ویژه در خصوص مسائل یا انحرافات اجتماعی و در تبیین این پدیده از آن بهره گرفته شده است آنومی به منزله ضعف انسجام اجتماعی تعریف شده است. بر این اساس و به خصوص با کمک گرفتن از رهیافت دورکیم انسجام بسیار زیاد و بسیار کم برای جامعه آسیب تلقی می شود و به تشدید انحرافات اجتماعی منجر می شود و بر مبنای همین رویکرد آنومی به معنای ضعف در پیوندهای اجتماعی فرد در نظر گرفته شده است (کوثری، 1385،ص. 40-45).

مطلب مرتبط :   مقولات، دریاچه، رئیس، وزارت