آمریکا، ایالات، سیاست، 11سپتامبر

دهه به طول انجامید ، دورانی که با فروپاشی
اتحادجماهیرشوروی به عنوان تنها رقیب ایالات متحده درسال 1990شروع وتاسال2001که حادثه
11سپتامبربه وقوع پیوست به طول انجامید .
ماجرای 11سپتامبر 2001 نقطه شروع حوادث متعددی بود که یکی پس از دیگری به وقوع پیوست این
نقطه تاریخی برای آمریکافرصت های تازه وبی نظیری رابه ارمغان آورد که از طریق آن بتواند نظم نوین
جهانی را تعریف کند ونظام بین المللی وروابط آن را دستخوش تغییر وتحولات شگرفی نماید .
با وقوع حملات11اسپتامبر در اولین ساعات پس از آن سیاستمداران آمریکا آن حملات رابه القاعده و بن
لادن نسبت دادند واز همان ساعات اولیه از حمله به القاعده وگروههای تروریستی سخن راندند که این
سخنان آغاز گرمبارزه ای وسیع ،در زمانی نامحدود وقلمروای نامشخص به نام مبارزه با ترورسیم بود . اینک
زمان آن فرا رسیده بود که تئوریسن ها ونظریه پردازان آمریکایی با نظریات جدید نظم نوین جهانی رابه نفع
خود ودر خدمت منافع ملی خود تعریف نمایند واز حادثه 11سپتامبر که ساخته وپرداخته هر گروه واندیشه
ای که بود بیشترین بهره لازم را برای پیشبرد اهداف هژمونی گری خود ببرند.
پس از پایان یافتن جنگ سرد عصر بازدارندگی ،به پایان رسید وبا فرصت ایجادشده متعاقب حوادث
11سپتامبر نظریه پردازان به جستجوی نظریه ای نوین بودند که دراین راستا دکترین بوش ونظریه حمله پیش
دستانه مقبول افتاد و راهگشای قرن 20 وهژمونی گری آمریکا گردید . روز11سپتامبربرای آمریکائیان یک
روز استثنایی وفراموش نشدنی در تاریخ آمریکا بود دراین روز آمریکا به گونه ای مورد حمله قرار گرفت که
همه آمریکائیان را در بهت فرو برد ، حمله از درون به اهداف تعیین شده چیزی که هرگز تصورش راهم
نمی کردند.٧٢
11سپتامبر 2001 در ایالات متحده آمریکا سلسله حوادثی اتفاق افتاد که ویرانی دو برج 110 طبقه ای
مرکز تجارت جهانی و وارد کردن 400 میلیارد دلار خسارت مادی ومرگ دلخراش هزاران انسان بی گناه
رابه همراه داشت حادثه ای که جهان تا به حال عملیاتی بدین پیچیدگی وبزرگ رابه خود ندیده بود.
1
بی مانند بودن این حملات در نوع اهدافی بود که طراحان آن برگزیده بودند زیرا اهداف تعیین شده
دارای ارزشی بسیار بالا واز نهادهای یک کشور بوده است .دراین برج ها روزانه 40 هزار نفرمشغول به کار
2 بودند وهر روز 150 هزار نفر در آن ها تردد داشتند.
متعاقب این حملات بالافاصله جرج بوش در تلویزیون ظاهر شد واز همان ابتدا این حمله رابه القاعده
وگروههای تروریستی نسبت داد وبه مردم آمریکا قول داد که انتقام این حمله را خواهد گرفت وبه نیروهای
مسلح دستور داد که برای یک جنگ طولانی آماده باشند وگفت به تلافی حمله به آمریکا با کسانی که علیه
آمریکا جنگ به راه انداخته اند وارد جنگ خواهیم شد وتروریست ها را از سوراخشان بیرون خواهیم کشید
وبه دنبال رد خواست گروه طالبان مبنی برتحویل دادن بن لادن به مقامات ایالات متحده آمریکا مقدمات
حمله نظامی به افغانستان را در چهار چوب گسترده ای به نام مبارزه با تروریسم فراهم کرد .
رویداد 11سپتامبر تحولات چشمگیری را در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرد . با فروپاشی اتحاد
جماهیر شوروی قدرت ایالات متحده در سیاست خارجی خود بیشتر شد وبا نبود قدرتی دیگر در برابر
سیاست های خارجی آمریکا ، این کشور بهتر وسریع ترمی توانست نقشه های خود را عملی وسیاست خود
را پیش ببرد . ماجرای 11سپتامبر که پرل هاربرقرن جدید محسوب می شد نقش دولت آمریکا را در حوزه
روابط وسیاست بین الملل پررنگ تر وپویا تر ساخت .
3- 3-4- نقش نومحافظه کاران ویکجانبه گرایی در واکنش به حوادث 11سپتامبر :
پس از حملات 11سپتامبر بوش وتیم سیاستمداران وی به سمت یکجانبه گرایی در مقابل چند جانبه
گرایی روی آورند در حالیکه دولت کلینتون چند جانبه گرایی را اختیار کرده بود دولت بوش وسردمداران
وی به این نتیجه رسیدند که کشورهای دیگر را از درگیر شدن در مسائل بین المللی باز دارند و از دخالت و
حتی رایزنی کشورهای اروپایی وحتی همپیمانان آمریکا در مورد مسائل استراتژیک وسیاست های آمریکا
جلوگیری به عمل آورند چرا که شیوه رفتار بین المللی اروپائیان را قبول نداشتند وحتی نیروهای نظامی آنها
در مقابل عظمت نیروی نظامی آمریکا هیچ قدرتی نداشت که عدم همراهی آنها منجر به شکست آمریکا
شود .

مطلب مرتبط :  

1 – فرامرز تمنا «، استراتژی ایالات متحده در مبارزه با تروریسم ؛ » _مورد پژوهش: افغانستان بعد یازده سپتامبر). پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه
شهید بهشتی ، 1385 ، ص 14
2 – محمد قدری سعید و عبدالمنعم سعید ، افکار و اسرار 11 سپتامبر. ترجمه اسماعیل اقبال. تهران: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور، 1385 ،
ص 25٧٣
از طرفی ایالات متحده ترجیح داد حال که اروپا ودیگر کشورها از قدرت وتوانایی قابل توجهی
برخوردار نیستند بهتر است که برای دستاوردهای خود در منطقه شریک وسهیمی در نظر نگیرد . ازاین رو
بوش ویارانش یک جانبه گرایی را پیش گرفتند وسیاست خارجی آنها پس از حوادث 11سپتامبر حالت
تهاجمی به خود گرفت .
ریچاردپرل معاون پیشین وزیر دفاع دراین باره گفته است این رویداد دگرگونی بزرگی در سیاست های
ما در برابر تروریسم پدید آورد واین دگرگونی باید دولت های پشتیبان تروریسم را نیز در برگیرد . دولت
بوش در پی این رویداد استراتژی حمله پیش دستانه per-emption attack را یکجانبه ، برای رسیدن به
اهدافش مد نظر قرارداد به سخنی دیگر یکجانبه گرایی ، محور طرح های استراتژیک ایالات متحده آمریکا
.شد
1
از نشانه های یک جانبه گرایی ایالات متحده آمریکا نگرش تک قطبی به جهان است که آمریکا در آن
2 رقیبی نداشته باشد وهیچ ائتلافی از قدرت های بزرگ بی اجازه آمریکا نتواند یه یک قدرت تبدیل شود.
ایالات متحده آمریکا برای افزایش قدرت خود وتضعیف ومهار دیگر قدرت های رقیب رویکرد ستیز با
چند جانبه گرایی رابا تاکید برنظامی گری اتخاذ کرد وبه منظور خنثی نمودن نظام چند قطبی متشکل از
قدرت های بزرگ روسیه، چین ، فرانسه ، آلمان وژاپن به مبارزه با چند جانبه گرایی واخذ سیاست های یک
جانبه گرایی مبنی برآزادی عمل ایالات متحده در عرصه بین الملل پرداخت .
آمریکائیان هوادار این رویکردمعتقدند که آمریکا برای تامین امنیت ومنافع خود وایجاد نظم نوین جهانی
وتشکیل سیستم بین المللی نیرو وتوان کافی در اختیار دارد ومی تواند آن را در جهت رسیدن به رهبری
جهانی آمریکا به کار گیرد .
نومحافظه کاران آمریکا بر خلاف محافظه کاران خواهان حفظ وضع موجود نیستند بلکه برای خود
رسالتی معنوی در سطح ملی وبین المللی قائلند وبا فرض رسالت اخلاقی برای خود نقش نجات دهنده
جهان را در نظر گرفته اند ودرصدد تغییر جهان وایجاد بی نظمی اخلاقی ونوین در جهان می باشند وبرای
پیشبرد اهداف جهانی ، آمریکا هیچ ابایی از نظامی گری وجنگ افروزی ندارد .
نسخه ای که ولفووتیز ، ریچاردپرل وداگلاس فیث ودیگران در اسناد منتشره از سوی موسسه تحقیقاتی
پروژه قرن نوین آمریکایی (PNAC ) وسایر موسسات محافظه کاران جدید پیچیده بودند سرانجام در
دولت بوش پسر محقق شد وحادثه 11سپتامبر شرایط مطلوب را برای پی گیری آن فراهم ساخت .
گروه کوچک ولی عمیقا ایدئولوژیک محافظه کاران جدید طراحان فکری سیاست خارجی جرج بوش
وگاه مجریان آن هستند این گروه با دسترسی به قدرت ، نه تنها ایده های خود را در خصوص آنچه که

مطلب مرتبط :   صیغه‌ی، مراسم، عقد، زن

1 – ابوذر گوهری مقدم، « همشهری دیپلماتیک » ، ، ش ، 1383 38
2 – G.john.Ikneberry.American.Impenal Amption.Fareignaffairs(sep2003).47٧۴
آمریکا باید انجام دهد را مطرح می کنند بلکه در تلاش برای تحقق آنها نیز می باشند وبا تدوین دکترین
بوش پس از11سپتامبر به پیروزی مهمی دست یافتند.
نومحافظه کاران معتقدند که دموکراسی آمریکایی به عنوان یک خیر مطلق همیشه در معرض آسیب
وحمله است زمانی شوروی دشمن این خیر محسوب می شد وامروز اسلام بنیادگراممکن است اساس این
خیر را مورد تهدید قراردهد . نومحافظه کاران در سیاست خارجی به رئالیسم وبدبینی از ماهیت بشر نزدیک
می شوند وشبیه توماس هابز می اندیشند که وضع طبیعی را وضع جنگ همه علیه همه می دانست ویا شبیه
ماکیاولی که بیشتر انسان را مستعد شر می دانست تا خیر.
همانطور که گفته شد نومحافظه کاران ازیک سو بین الملل گرا واز سوی دیگر یک جانبه گرا و مخالف
با محوریت اروپا در سیاست خارجی آمریکا می باشند . افراد کلیدی کاخ سفید و دولت بوش از قبیل دیک
چنی ، رامسفلد ، ریچاردپرل ، ولفووتیز ورایس ودیگران شدیدا تحت تاثیر اندیشه های نومحافظه کاران
هستند وطبیعتا” در راستای اهداف این گروه گام برمی دارند.
ریچارد پرل از منتقدین سیاست های دولت کلینتون به شمار می رود که معتقد است بی تفاوتی کلینتون
به انفجار برج های تجارت آمریکا در سال 1993، انفجارهای سفارت خانه های آمریکا در غرب آفریقا ،
انفجار مقرسربازان آمریکایی در الخبر عربستان وحمله به کشتی کول زمینه های ضعف آمریکا در قدرت
یافتن مخالفین را فراهم آورد . پرل معتقد است دولت های حامی گروههای