آقاخان، شراب، شریعت، جماعت

دانلود پایان نامه

ه تمام ولایت ها کس فرستاد که مسلمانی کنند …» 702در زمان حکومت محمد سوم (618 – 653) برپایی نماز که مورد تاکید شریعت بود در مراکز اصلی اسماعیلی جریان داشت اما شریعت به تدریج ناتوان شد و عقاید و اعمال قیامت دوباره احیاء گردید.703 خواجه نصر در روضه التسلیم دوره محمد سوم را دوره ستر می نامد که به زعم او دوره قبول و سلطه شریعت است.704
6-4 نزاریان بعد از الموت، آقاخان ها و شریعت اسماعیلی
بعد از سقوط الموت و دیگر قلاع اسماعیلی در پی حمله مغول ها در بین سالهای 654 – 669ق تا مدتها هیچ نشانی از آنها نبود. به نحوی که بعضی از مورخین همچون جوینی فکر کردند که دیگر فرقه اسماعیلیه ایران از صحنه روزگار محو شده است.705 اما نزاریان وارد دوران ستر دیگری شدند و با ورود در جامعه صوفیان کمتر با نام و نشان اسماعیلی حضور یافتند و امامان آنها خود را در جامه درویش و صوفی به پیروان خود معرفی می کردند. بعدها انشعاب دیگری در میان اسماعیلیان شکل گرفت و آن تقسیم نزاریان به دو گروه محمد شاهی و قاسم شاهی بود. محمد شاهی ها به مرور زمان در شیعه امامیه و یا فرقه دیگر نزاری منشعب شدند، اما انشعاب قاسم شاهی در انجدان و کرمان ادامه حیات داد تا به آقاخان ها رسید که امروزه آقاخان چهارم شاه کریم حسنی، پیشوای چهل و نهم اسماعیلیان نزاری قاسم شاهی است. در این فصل به بررسی سیر شریعت در دوره بعد از الموت پرداخته می شود. نزاریان اعتقاد دارند به اینکه عمل هر انسان باید با شریعت، طریقت و حقیقت تطابق داشته باشد، و اینکه برای معاملات و عبادات احکامی هست اما بر حسب مصالح و گذشت زمان تغییراتی در آن حاصل می شود، در دین سلوک لازم است که از آن به طریقت تعبیر می کنند و هر مسلمانی برای دریافت واقعیات احکام الهی باید در پی کشف حقیقت باشد. همچنین نقل شده است که بعد از الموت مقامات این فرقه کوشش کردند تا دوباره گروه خاصی را مشمول برخورداردی از امتیاز تاویل معرفی کنند. از نظر آنها اجرای احکام ظاهری شریعت برای آن دسته از عوام که به مرحله حقیقت نرسیده اند، واجب می باشد و اگر انجام ندهند از جمله کسانی هستند که تارک ظاهر و دسن نیافته به باطن هستند و در حکم ملحد می باشند. ولی اجرای اعمال جسمانی برای کسانی که دعوی علم حقیقت می کردند، لازم دانسته نشده است که ظاهرا این گروه از عوام مردم نباشند.706 در این قسمت با مراجعه به کتبی که توسط افرادی معمولاً غیر اسماعیلی درباره زندگانی امامان معاصر نزاری نوشته شده، به بیان گوشه ای از زندگانی و سخنان آقاخان ها که مرتبط با شریعت است، پرداخته شده است.
6-4-1 شریعت در عملکرد آقاخان ها
آقاخان اول و شریعت: درباره آقاخان اول امده است که در همه باشگاهها او را می شناسند و از مشتری های همیشگی و دایمی تفریحگاهها و کسی است که در مسابقات اسب دوانی شرط می بندد و شرط قبول می کند و با فوت و فن های شرط بندی بیگانه نیست.707 ماهر بوس به نقل از برتون میگوید: «آقا (آقاخان اول) تازه شام خورده بود و برای بازی تخته نرد یا شطرنج آماده می شد. می دانست بازی را می برد چون کسی جرأت نمی کرد از او ببرد. جامهای شراب و بطریها به ترتیب در یک خط برابرش چیده شده، نوازندگان در گوشه ای از اتاق صدای آلات موسیقی را در می آوردند و جیغ می کشیدند …»708 زندگی او را می توان با حسن صباح مقایسه کرد که او چگونه با پسر خود که شراب خورده بود و یا فردی که نی زده بود، برخورد کرد. از این مقایسه می توان فهمید که آقاخان ها کاملا به روشی که حسن سوم در الموت باب کرد، عمل می کنند. در جای دیگری آمده است «آقا چند هفته ای در قلمرو پادشاهی جدید (مکانی در هند) خود بسر برد و زندگی خوشی را پیش گرفت شاید کمی در مشروب خواری و عشقبازی زیاده روی کرد …… بعد از حمله بلوچ ها به محل زندگی او آنها ذخائر مشروب و حرم آقا را تصاحب کردند …. سلطان مایملک بسیار با ارزش شراب و سایر نوشابه های الکلیش را از دست داد» چارلز ناپیر فرمانده نیروهای انگلیسی در سند میگوید: «او (آقا) درآمدش عظیم است اجازه نمی دهد که هیچ یک از افراد فرقه اش دست او را با پرداخت پولی کمتر از بیست روپیه ببوسد … هر گناهی را که می خواهد مرتکب شود فضیلت و پاکدامنی جلوه می دهد. وقتی می گویم پیروانش نمی توانند و جرأت نمی کنند چیزی را از او دریغ کنند راست میگویم. زنان، دختران، بردگان، پول، خانه ها و اثاثیه همه مال اوست …» ماهر نکته ای را گوشزد می کند که بسیار قابل تامل است و آن اینکه ناپیر این تناقض آشکار و واضح را به خوبی فهمیده بود. انسانی که در عین اینکه یک لرد فئودال شهوت ران است، مردی مذهبی است که از مذهب برای حقانیت بخشیدن به خواسته ها و لذات جسمانی خود سود می جست.709 آقاخان در 1861 میلادی بر آن شد تا از اعضای جماعت خوجه ها قول وفاداری نسبت به خود و نسبت به کیش نزاری بگیرد. بدین منظور سندی در میان جماعت بمبئی پخش کرد که در آن آداب و فرایض کیش شیعه نزاری، بویژه درباره ازدواج، طهارت، مراسم تدفین و امثال آن، به صورت فشرده و خلاصه، آمده بود، و از همه آنها که این اصول را قبول داشتند خواسته شده بود سند را امضا کنند. این سند از آن جهت تهیه شده بود که در روزنامه ها و نشریات دیگر مطالبی چاپ شده بود دایر بر اینکه خوجه ها سنی مذهب هستند، و آقاخان سعی داشت که آنها را اجباراً به مذهب شیعه درآورد. در مقابل این سند، خوجه های معاند حزب باربهایی می گفتند که خوجه ها همیشه سنی مذهب بوده اند و هیچ شیعی از جمله امام نزاری حق ندارد که سهمی و صدایی در اداره امور املاک و اموال عمومی متعلق به جماعت خوجه ها داشته باشد.710 درباره زندگی مذهبی آقاخان آمده است که او هر روز صبح در جماعت خانه حضور می یافت و درباره اصول اخلاقی که پیروانش باید از آن پیروی می کردند موعظه می کرد. آقاخان اوّل، در بعضی از ایام خاص مذهبی در جماعت خانه بمبئی حضور می یافت، و نماز جماعت خوجه ها به امامت او در آنجا برگزار میشد. هنگامی که در بمبئی بود هر روز شنبه بار می داد و پیروانش را به حضور می پذیرفت و آنها را فیض و برکت می داد.711 بر خلاف مساجد مسلمانان که در آن قرائت قرآن مرسوم بود، در جماعت خانه به ندرت قرآن خوانده می شد. پسر آقاخان نیز گاهی در کارهایی به پدر کمک می کرد. به طور مثلا برکت دادن به عروس در مراسم عروسی که این بار یک رسوایی برای او فراهم آورد و آن هم درخواست حق موروثی (حق همخوابگی) از عروس توسط پسر او بود. در این باره یک کشیش انگلیسی که مدتی در هند زندگی کرده بود نیز گفته بود که مردی بدتر از آقاخان وجود ندارد، زیرا او بر حق ازاله بکارت عروسانی که برای تبرک ازدواج نزد او می روند؛ تاکید می ورزد.712
آقاخان سوم و شریعت: در بین مریدان آقاخان این گونه جا افتاده بود که هرچه یک پیرو بیشتر پول تقدیم امام خود کند ارزش مذهبی بیشتری می یابد چون ارزش فرد به اعاناتی است که به آقا میدهد.713 آقاخان سوم در دسامبر 1903 در دیداری از بمبئی به دیدن لرد لامینگتون حاکم انگلیسی بمبئی رفت. این فرد انگلیسی از اینکه آقا توجهی ندارد به اینکه بر مسلمانان روزه ماه رمضان واجب است، کاملا یکه خورد. این بی مبالاتی آقاخان سوم باعث تفسیر و تاویلهای گوناگون و همچنین رنجش مسلمانان شد. او قائل بود این کارها سخت و نامطلوب است! … و همه چیز اروپا از شراب گرفته تا زنانش به نظر او خواستنی می آمد. او در متنی که ژانویه 1906 به عنوان «بیانیه سیاست» نوشته می گوید: «من بنا به طبیعت خود یکی از کسانی هستم که دوست دارم خوش بگذرانم و علایق بسیار و گوناگونی دارم که مطلقا با سیاست ارتباطی ندارد …»714 نقل شده است که یکی از خبرنگاران آلمانی که در باشگاه یکی از اردوگاههای اسماعیلیه در آفریقای مرکزی توانسته بود آقاخان را ببیند از او پرسیده بود «چطور به خودتان اجازه می دهید که در شکار، حیوانی را بکشید؟» آقاخان در جواب گفته بود: «گلوله ای که از خشاب الهی من خارج می شود، حیوان را نمی کشد بلکه به او روح جاودان می بخشد». همچنین از آقاخان درباره شراب پرسیده بود: «چگونه به خود اجازه می دهید به عنوان یک مسلمان الکل بنوشید؟» و آقاخان جواب داده بود: «در دستان من – به سان خدا- این لیوان شامپاین (مشروب مورد علاقه وی) تبدیل به آب می شود». و با گفتن به سلامتی شامپاین را سر کشید.715 نزاریان در توجیه شراب خواری آقاخان سلطان محمد قائلند که شراب در دست او تبدیل به آب می شود. آنها در جواب به پیش خدمت مسلمانی که در قصر یکی از حاکمان محلی هند شاهد شراب خواری سلطان محمد بوده است، گفته اند؛ او تکلیف خود را بهتر می داند، خمر نزدیک دهان او مبدّل به آب می شود.716 محقق کتاب تاریخ و عقاید فرقه آقاخانیه از گفتگوی خود با پیرمردی می گوید که پشته خاری به پشت خود داشته و دست و پایش از سرما ترک برداشته و خون آلود بوده است، او در جواب نویسنده از این که سزاوار نیست شما این گونه زحمت کشیده و ما حصل زحمات خود را به آقاخان بدهید که او در شراب و قمار خرج کند، گفته است : آقاخان هر کار بکند