آرایش، رسانه‌ای، پارادایم، مأموریت

بازیابد. لاجرم «فضای نوین رسانه¬ای جهان» در بخشی مجزا در فصل چهارم، مورد مداقه قرار گرفت.
برای ترسیم وضع مطلوب، می‌بایست هدف غایی خلقت را که کشف و شکوفایی استعداد انسان¬هاست را در نظر گرفته و سپس آن‌ها را از بالقوه به بالفعل تبدیل نمود. این کمال انسانی است و آرمان‌شهر نیز چیزی جز این نیست. اجمالاً می‌توان گفت که رسانه در آن افق، غفلت¬زا نیست و به تذکر انسان می‌انجامد. تجربه نیز اثبات نموده که در فضای جهانی هرجا که به زبان فطرت انسانی و جهانی، و اخلاق و پیام¬های رشد انسان، سخن رانده شود، امکان نفوذ به عمق میدان قلب و ذهن مخاطب فراهم می‌گردد. لذا هیچ چشم‌اندازی بالاتر از جامعه مهدوی و شرایط عصر ظهور حضرت ولیعصر نیست. چراکه در آنجا همه مخاطبان رسانه که شهروندان امت واحده در جامعه مهدوی هستند،‌ به حد اعلای کمال و تعالی خود رسیده‌اند.
این وضع مطلوب به همراه برآوردی که از وضع موجود نیروهای رسانه‌ای خودی و غیر تهیه گردیده، می‌بایست به مرجع تصمیم‌گیری متمرکزی ارجاع شود تا آنکه در یک مجموعه ویژه، اتخاذ تصمیم و طراحی یکنواخت و یکپارچه آرایش رسانه‌ای مطلوب صورت گیرد. اما پس از طی این مراحل برنامه‌ریزی، برای طراحی آرایش رسانه‌ای چه گام‌هایی باید طی شوند.
گام اول طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی،‌ ‌تنظیم اصول و قواعد طراحی آرایش است. اصول و قواعد آرایش رسانه‌ای بخشی از برنامه‌ریزی می‌باشد که گزاره‌های کلان طراحی آرایش رسانه‌ای باید در قالب چهارگانه رسانه، پیام، مخاطب و استراتژی¬های مدیریتی طبقه‌بندی شوند که به‌صورت مبسوط در فصل چهارم تحقیق به آن پرداخته شد.
گام دوم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین نوع آرایش رسانه‌ای است. به‌طورکلی، آرایش نظامی برای طراحی عملیات، آفندی، پدآفندی و آرایش در شرایط صلح می‌باشد. ابتدابه‌ساکن باید نوع عملیات مشخص شود تا بر اساس اینکه عملیات ما از نوع آفندی است و یا پدآفندی، نیروهای خود را چینش نموده و آرایش بگیریم. نکته مهم‌تر اینکه، نوع آرایش ما در حالت متقارن و نامتقارن، متفاوت است که می‌توان آن را به حالت پدافندی نسبت داد. این موضوع به‌راحتی می‌تواند با حوزه رسانه تطبیق یابد. نکته آنکه عموم آرایش‌های رسانه‌ای موردنظر کارشناسان،‌از نوع متقارن بوده و بعد نامتقارن آن‌که به‌سختی به چنگ ذهن می‌آید، مدل مطلوب‌تری برای آرایش صداوسیمای جمهوری اسلامی می‌باشد. حتی دکترین نظامی جمهوری اسلامی نیز بر همین مؤلفه استوار است.
گام سوم طراحی آرایش رسانه‌ای ، تفکیک پارادایم می‌باشد. تمیز و سپس تفکیک مفاهیم دو پارادایم اصالت خدا (تئوئیسم ) و اصالت بشر(اومانسیم ) از آنجایی ضروری است که این دو پارادایم نسبت به یکدیگر متناقض¬اند و درغلطیدن مخاطب و رسانه در ورطه التقاط میان این دو، موجب ضلالت مخاطب به‌جای رشد آن‌ها می‌گردد. همچنین ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران در منازعه پارادایمی با غرب قرار دارد،‌ رسانه‌های آن نیز در این منازعه درگیر هستند و این یک رقابت دشوار و صعب را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد. لذا ضرورت دارد که در همان ابتدای آرایش رسانه‌ای، صداوسیما پارادایم خود را از پارادایم دشمنان و معارضان خود تفکیک نماید.
گام چهارم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین حوزه نفوذ تمدنی است. که ‌ با اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و کانون تمرکز تمدنی صورت می‌گیرد و در برآورد وضعیت خودی بدان پرداخته‌شده بود و شناخت آن حاصل شده بود، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما ¬باید بر روی آن تمرکز نماید، می‌شد. در این گام از سلسله اقدامات طراحی آرایش رسانه‌ای، باید آن را به‌صورت عملیاتی تبیین نمود.
گام پنجم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای مربوط می‌شود. لذا باید بررسی نمود که نیازهای جامعه و مخاطب و نظام را که در گام قبل برآورد نموده‌ایم و همچنین منافع ملی،‌ اولویت¬های تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی را که مبتنی بر پارادایم اعتقادی خود تعیین نموده‌ایم، اکنون در چه چارچوب و حوزه‌های رسانه‌ای می‌توانیم وارد نماییم. نام این اقدام را «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای»‌ نامیده‌ایم. این حوزه‌های آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی در سطح ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی و تعیین سهم برودکست و برودبند؛ آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، آرایش قالب¬های رسانه‌ای می‌گردد.
گام ششم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌ مربوط می‌شود. هر رسانه‌ای باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم‌انداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. همچنین علاوه بر چشم¬انداز، اهداف و مأموریت کلی، هر شبکه باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم¬انداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها خودش را در نظام رسانه‌ای داخلی و سپس جهانی تعریف نماید و آرایش بگیرد. با تعیین نقش هر شبکه در نسبت با کل،‌ یک جبهه‌بندی رسانه‌ای در مواجهه با رسانه‌های غیر شکل گرفته است که براساس همان مأموریت کلی، در سطوح پوشش تعیین شده و برمبنای استراتژی‌ها و سیاست‌های مشخص شده کلی سازمان رسانه‌ای و برای حفظ و تأمین نیاز مخاطب و جامعه و نظام و برای تحقق منافع ملی و اولویت‌های تمدنی به این مواجهه می‌پردازد. پس از آن، محتوای موردنظر نیز برحسب نیازها و اولویت‌های گفته شده، باید به فرمول-بندی پیام انجامیده و با تعیین تاکتیک¬ها و تکنیک‌های رسانه‌ای آزموده شده، به طراحی و پوشش پیام در ژانرها و گونه‌های رسانه‌ای مختلف و متناسب با رده‌بندی و تفکیک‌های مخاطب، ضمن انتخاب ابزار و قالب رسانه‌ای مناسب، پیام‌های تولید‌شده را منتشر نمود.
گام بعدی اقدام مدیریتی در الگوی آرایش رسانه‌ای «سازمان‌دهی» می‌باشد. نهادسازی ازجمله مواردی است که می‌بایست در آرایش رسانه‌ای مورد توجه واقع شود و هر رسانه برای حفظ و بقای خود به ساختارهای جدیدی نیاز دارد که توان عملیاتی نمودن مأموریت‌های خود را داشته باشد. یکی از مشکلات رسانه ملی نداشتن زنجیره تأمین است. به‌طور موجز و مجمل، یعنی ابتدا تولید مفهوم باید صورت پذیرد و سپس این مفاهیم به‌عنوان خرج یا گلوله‌ای بشود که توسط رسانه‌ها شلیک می‌گردد. همچنین بخشی از موازی‌کاری‌ها، پیام‌های تکراری، تداخل‌ها و خلأها و… به نداشتن زنجیره تأمین مربوط می‌شود.
داشتن رسانه‌های عمومی و سپس رسانه‌های تخصصی در کنار آن‌ها، مرکزی برای تولید استدلال، مفهوم، سابقه تاریخی و… برای تأمین محتوای برنامه‌سازان درگیر درون صحنه؛ ایجاد مرکز غنی‌سازی رسانه-ها برای غنی‌سازی مفاهیم تولید شده و تغذیه رسانه‌های یک جبهه؛ تأمین آزمایشگاه رسانه‌ای برای آزمایش مفاهیم رسانه‌ای و آزمایش روش¬ها، گزارش¬ها، نحوه اخبار و سایر برنامه‌ها در محیط اصلی رسانه؛ پیوند رسانه با دستگاه¬های اطلاعاتی و پیوند رسانه و دانشگاه متناظر با صنعت؛ ایجاد اتاق فکر رسانه و مراکز تحقیقات استراتژیک رسانه برای تعیین خطوط کلی تولید پیام و محتوای اثرگذار بر مخاطب و جامعه هدف؛ و درنهایت ایجاد نهاد رگولاتوری رسانه به‌عنوان بخشی از نظام جامع رسانه‌ای و نهادهای مربوطه؛ از موارد مربوط به بخش سازمان‌دهی می‌باشند.
منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای ازجمله موارد بسیار مهم در تأمین آرایش رسانه‌ای مناسب است. چراکه بدون داشتن نیروی انسانی متخصص، متعهد، کارآمد،‌ خلاق و حرفه‌ای، امکان اجرای صحیح آرایش رسانه‌ای به وجود نمی‌آید. لذا می‌بایست با برآورد میزان نیاز واقعی به نیروی حرفه‌ای در رسانه ملی؛ جذب و تربیت و آموزش نیروهای انسانی متخصص متناسب با مأموریت محوری رسانه ملی و اهداف و سیاست‌های هر شبکه، صورت گیرد. توانمندسازی نیروی انسانی در تولید پیام و تحلیل و انتشار آن، از موارد ضروری نیروی انسانی در طراحی آرایش رسانه‌ای است.
بخش دیگر حوزه «منابع انسانی و تأمین امکانات در آرایش رسانه‌ای» مربوط به تأمین منابع و امکانات است که کارشناسان به دو مقوله کلی در این حوزه اشاره کردند که این دو مقوله، شامل تأمین زیرساخت¬ها و اقتصاد رسانه و تعیین نوع منابع مالی شامل ۱. تأمین دولتی ۲. خودکفایی ۳. حالت ترکیبی می‌باشد.
یکی از وظایف اساسی مدیر یک سازمان رسانه‌ای، هدایت و سرپرستی سازمان دانسته‌اند که شامل سه بخش رهبری، انگیزش و ارتباط می‌باشد که در کلام کارشناسان مورد مصاحبه مواردی که مربوط به ارتباط برون‌سازمانی بود، ‌ازآنجاکه با قید تفکر سیستمی همراه بود، در بخش سازمان‌دهی گنجانده شد. ضمن آنکه موارد دیگری که مربوط به هدایت و رهبری باشد، ‌از دل داده‌های اولیه به‌دست نیامد و به گزاره و کد و مقوله‌ی مربوط به رهبری و هدایت نیز نینجامید.
بخش نظارت و کنترل بخش پایانی فرآیند آرایش رسانه‌ای است. این گزاره، زمانی رخ می‌دهد که طراحی صورت گرفته و چیدمان و آرایش رسانه‌ای لازم به‌طور کامل اتخاذ گردیده و سپس، عملکرد آرایش رسانه‌ای اتخاذشده، مورد ارزیابی و نظارت قرا

مطلب مرتبط :   عَلَی، نوح، کشتی، میش