آرایش، رسانه‌ای، رسانه‌ای،، نظامی

تعبیر است. لذا اولین محدودیت این تحقیق مربوط به فقدان ادبیات تحقیق است.
دومین محدودیت تحقیق مربوط به استعاری بودن موضوع تحقیق است. موضوع این تحقیق ازجمله موضوعات پر ابهام است. چراکه اساساً آرایش رسانه¬ای یک مفهوم استعاری است که از دانش نظامی عاریت گرفته شده است و لذا باید این مفهوم در این تحقیق رمزگشایی می‌شد. در فضای استعاری، عموماً رویکردهای مختلف و ادبیات شاعرانه بر فضای علمی تحمیل می¬شود، و آنچه که این تحقیق را با خطر مواجه می‌نمود این بود که دست آخر، محصول قابل‌اعتنایی را به بار نیاورد. لذا باید از ابتدا با علم به اینکه در زمین استعاره¬ها بازی می¬کنیم و این مفهوم به معنی دقیق کلمه، در میدان رسانه وجود ندارد و رویکرد میان رشته دارد، وارد میدان تحقیق می¬شدیم.
همچنین با وجود قید «فضای نوین رسانه¬ای جهان» حالت آینده¬پژوهانه به خود گرفته است که خود باعث ورود به بستری از احتمالات و سناریوهای معلق و فضای غیرقطعی شد و این امر، به ابهام بیشتر تحقیق منجر شده است. البته بهره‌گیری از عنصر خلاقیت در اکتشافی بودن این تحقیق عامل مهمی است.
محدودیت دیگر تحقیق، مربوط به استعاره‌های نظامی و جنبه امنیتی آن بود که به‌خصوص در مصاحبه‌های با نظامیان حذر و استنکاف از بیان جزییات مهم، بسیار واضح بود و این امر باعث محروم شدن محقق از مواردی که برای تحقیق لازم است، می‌شد.

6-5. پیشنهادهای برخاسته از تحقیق
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می‌بایست :
• واحدی را به‌صورت متمرکز جهت طراحی آرایش رسانه‌ای و اتخاذ تصمیم در نظر بگیرد و مرکز موردنظر در شرایط گوناگون آرایش‌های مقتضی را مبتنی بر الگوی فوق، طراحی نماید.
• تحولات آینده در چهار حوزه مخاطب، تکنولوژی، نیروی انسانی و پدیده‌ها و سازمان رسانه‌ای، را بررسی و با بهره‌گیری از انعطاف و چالاکی لازم، خود را بر شرایط جدید وفق و منطبق کند.
• نسبت به حوزه نفوذ تمدنی خود اشراف پیدا نموده و به کانون تمرکز خود تسلط رسانه‌ای یابد.
• با بهره‌گیری از زبان فطرت انسانی در فضای جهانی،‌به ذهن و قلب مخاطب جهانی نفوذ نماید.
• پیام و محتوای خود را در همه حوزه‌ها پلت‌فرم‌ها، قالب¬های رسانه‌ای و ژانرها و گونه‌ها را در حوزه برودکست و برودبند و در سطوح استانی،‌ ملی،‌ منطقه‌ای و بین‌المللی، تحت پوشش قرار دهد.
• در حوزه نهادسازی نیز با ایجاد زنجیره تأمین، مرکز مفهوم‌سازی جدید، مرکز غنی‌سازی رسانه-ها،‌ مرکز نوآوری برنامه و سوژه‌سازی، اتاق فکر و مرکز تحقیقات استراتژیک رسانه، رگولاتوری،‌ شورای عالی فضای مجازی، آزمایشگاه رسانه، و همچنین پیوند با نهادهای اطلاعاتی، دانشگاه و صنعت، بخشی از آرایش جامع رسانه‌ای خود را محقق نماید.
• در راستای توانمندسازی نیروهای حرفه‌ای متخصص و متعهد و خلاق رسانه‌ای، با شکستن نیروی انسانی کلیشه‌ای و پرهیز از تک‌صدایی، قدم بردارد و با تعدیل نیروهای انسانی ناکارآمد،‌ از سنگین شدن بدنه سازمان جلوگیری کند.
• زیرساخت‌های لازم جهت حضور و نفوذ متناسب با مأموریت داخلی و جهانی خود را در فضای مجازی و برودکست فراهم کند.
• به‌جای فرآیند محوری، محصول محور عمل نماید.
• با شکستن انحصار رسانه‌ای، از عدم رقابت، سلب اعتماد مخاطب، ریزش مخاطب، مخدوش شدن وجهه سازمان، و فعالیت با محدودیت‌های بالا جلوگیری کند.
• برای هرگونه تغییر و یا راه‌اندازی شبکه‌ها، مطالعه عمیق و دقیق کارشناسی نسبت به مخاطب و میل، نیاز و مصلحت جامعه و حکومت صورت گیرد.
• از عملکردهای واکنشی و منفعلانه نسبت به رقبا پرهیز نماید.
• عرصه‌های مهم و تأثیرگذار زندگی مخاطب را شناسایی و برای انتقال فرهنگ صحیح بر روی آن‌ها تمرکز نماید.
• برای اشاعه سواد رسانه‌ای و تعیین رژیم مصرف رسانه‌ای به تدوین نظام جامع رسانه‌ای همت گمارد.

مطلب مرتبط :   لبنان، إسلامی، مسلمانان، إسلام

7-5. پیشنهادهایی به سایر محققین
مهم‌ترین پیشنهاد برای انجام تحقیقات بعدی، که درواقع بخش مکمل تحقیق حاضر محسوب می-شود، پرداختن به «آرایش رسانه‌ای نامتقارن» می‌باشد. چراکه در این تحقیق به الگویی دست یافته‌ایم که بیشتر به‌صورت متقارن می‌تواند رسانه‌های ما را در مقابل رقیب، چینش نماید. اما با توجه به متفاوت بودن بن‌مایه-های فرهنگی جامعه ایران ، همواره در زمینه‌هایی که رقابت تمدنی میان ما و تمدن غرب وجود دارد، روش‌های درخلاف‌آمد و نامتقارن همواره کارایی بهتری دارد. چنانچه که دکترین نظامی ایران نیز نامتقارن به‌جای کلاسیک می‌باشد.
پس‌ازاین موضوع، مخاطب‌شناسی با نگاه انسان‌شناسانه دینی، آینده‌پژوهی فضای رسانه‌ای جهان، بررسی رویکرد مشتری‌مدارانه در فضای رقابتی سپهر رسانه‌ای، الگوی برآورد توان رسانه‌ای صداوسیما، چشم‌انداز بیست‌ساله صداوسیما، تعیین الگوی آرایش جغرافیایی رسانه‌ای، تعیین الگوی جبهه‌بندی رسانه‌ای، می¬تواند موضوعات مناسبی برای تحقیق در راستای الگوی آرایش رسانه‌ای صداوسیما قرار گیرد.

پیوست ۱:‌ متن مصاحبه‌ها

مصاحبه‌های عمیق و کدگذاری‌های باز مصاحبه‌ها

مصاحبه شماره 1
مصاحبه با سید حسن حسینی،
کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه امام صادق و خبرنگار شبکه خبر، فارس، مشرق و اشراف
اسفند 92

اولین نکته در کمک گرفتن از ادبیات نظامی، و به‌ویژه واژه¬ی متناظر آرایش رسانه¬ای در حوزه نظامی‌گری، یعنی آرایش نظامی، بحث “خط آتش” در آرایش نظامی است. یعنی کور شلیک نکنیم و به تعبیر حضرت آقا سر بی‌صاحب نتراشید! (در کتاب هنر از دیدگاه رهبری و در بحث کتاب). یعنی مشخص باشد برای چه کسی داریم می‌نویسیم. انگار در انتشارات مشغول دسته‌بندی مخاطبان و هستیم. مخاطب کیست؟ طیف‌بندی کنیم. کودک یا نوجوان است جوان است… (طیف‌بندی مخاطب)
در آسیب‌شناسی‌مان به این معنی است که جلوی نوزاد و بچه و پیر و جوان و همه چلوکباب بگذاریم. (آرایش گرفتن به‌تناسب طیف مخاطب)
نکته دیگر، وقتی تعداد شبکه‌ها زیاد می‌شود. موازی کاری اتفاق می‌افتد. یعنی یک موضوع را ده شبکه رویش کار می‌کند و نکته دیگر را هیچ شبکه دیگر پوشش نمی‌دهد. (عدم موازی کاری و پوشش منطقه‌الفراق‌ها)
نکته دیگر، مثلاً بخش خبری 22.30 ، خبری را که در یک شهری مسئله کوچکی است، برجسته‌سازی نکند. این را نهایتاً شبکه استانی آن شهر باید کار کند. مگر اینکه مسئله ملی باشد. مثل دریاچه ارومیه. (رتبه‌بندی موضوع و تناسب اهمیت موضوع با ظرفیت رسانه)
بحثی در نظامی¬گری وجود داشت. تقویت و عمل کلی و… چهار مؤلفه بود. برای “طراحی آرایش نظامی” است. وقتی شما لجمن (لبه جلویی منطقه نبرد forward edge of battle area . تفاوت آن با خط مقدم آن است که خط مقدم کلی است.) را ترتیب می‌دهید؛ خط آتش هر گروه به‌صورت مثلثی مشخص است. این‌ها نباید نقطه کور داشته باشند بنابراین در بخش‌هایی overlab همپوشانی پیدا می‌کنند. بعضی حوزه وسیع‌تری دارند و بعضی به لحاظ پوشش محدودترند. (مثل رسانه‌های محلی، ملی، منطقه‌ای و جهانی) یعنی هم پوشش موضوعی را باید در آرایشمان ببینیم و هم پوشش جغرافیایی را. ( ترتیب نیروی خودی)
من: یعنی باید ابتدا فهرست کنیم که چه رسانه‌هایی داریم و سپس تعیین کنیم که مأموریت هریک باید چه باشد؟ (فهرست سازی و تعیین مأموریت رسانه‌های خودی – تشکیل خط خودی)
دو حالت اکتیو و پسیو دارد. (فعال و منفعل) یک موقع خودمان داریم آرایش می‌گیریم. گاهی دشمن هم آرایشی دارد و ما ناظر بر آرایش دشمن ، آرایش می‌گیریم. مثلاً نسبت به موضوعات و طیف‌های مخاطبان بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو فردا و… که هرکدام موضوعات و مخاطبان خاص خود را دارند. (آرایش رسانه‌ای در نسبت با خود، در نسبت با دشمن و نسبت به موضوع و مخاطب)
مثلاً اگر الکوثر و العالم را به‌عنوان دو رسانه عرب‌زبان را داریم، چگونه هر دو را به نحوی آرایش دهیم که در حوزه‌های یکدیگر تداخل و موازی¬کاری نکنند. هم اینکه منطقه الفراق نداشته باشند و جایی خالی نماند. (جلوگیری از تداخل و موازی-کاری و خنثی‌سازی و منطقه الفراق در پوشش رسانه¬ای)
نکته دیگر که در بحث موبایل و خودرو هست، زنجیره تأمین است. (سازمان‌دهی زنجیره تأمین)
یکی از مشکلات رسانه ما نداشتن زنجیره تأمین است. به این معنی که مثلاً در غرب هانتینگتون و یا جوزف نای، یک مفهوم و کانسپت تولید می‌کند و خودش آن را در فصلنامه‌ای یا کتابی نوشته و رها می‌کند. سپس ….
مثلاً مواد خامی که استخراج شده تا به ذوب فولاد رسیده و به ورق تبدیل شده و شکل گرفته و سپس در کارخانه خودرو طراحی و قالب زدن و نصب و کنترل شود. این زنجیره تأمین خودرو است. همین زنجیره باید در رسانه دیده شود.
مثلاً در بحث حقوق بشر جرمی بنتام حرفی زده و آن را بهینه و به‌روز کرده‌اند و سپس به مواد حقوق بشر تبدیل شده و می‌آید تا می‌رسد به پهنای باند اینترنت به‌عنوان یک تکنولوژی روز و بحث نو. این کار مفهومی بر رویش صورت گرفته، سپس این مفاهیم به‌عنوان خرج یا گلوله توپی می‌شود که توسط رسانه‌ها شلیک می‌گردد. (مفهوم‌سازی جدید)
بخشی از موازی کاری و حرف تکراری و درجا زدن و… به