آراء، صدرا، ، معتزله

مسئله علم الهی را می‌توان از دشوارترین مسائل الهیات خواند که همه گستره‌های معرفتی مرتبط، به چالش درباره آن پرداخته‌اند. از طرفی ملاصدرا در این مسئله مدعی گره‌گشایی و نوآوری است و از طرف دیگر وی در این مسئله به التقاط بیشتر متهم شده است.(فرامرز قرا ملکی، 1388، 254) نکته قابل توجه آنکه در این فصل بنایی بر تبیین کامل نظر صدرا در مسئله علم الهی نداریم بلکه ضمن مروری اجمالی بر نحوه تبیین صدرا از مسئله علم الهی به‌عنوان غامض‌ترین مسئله فلسفه اسلامی روش وی را در چهار زمینه رویکرد میان‌رشته‌ای وی در استفاده تلفیقی و منسجم از سه منبع معرفتی عرفان، قرآن و برهان، استفاده وی از آیات و روایات و کشف و شهود در مقام داوری و مقدمات برهان و نه صرفاً در مقام گردآوری، استفاده هدفمند از آراء اندیشمندان سلف و اصل آخر نحوه استفاده وی از آراء اندیشمندان سلف و ارائه نظریات خود بر اساس سه رویکرد مبنای قوم، وحدت تشکیکی و وحدت شخصی وجود با رویکردی تعلیمی و در ساختاری تشکیکی مورد تدقیق و بررسی‌ قرار می‌دهیم.
با توجه به ترتیب ارائه مطلب توسط صدرالمتألهین در این فصل ابتدا نحوه استفاده وی از آراء اندیشمندان سلف مورد تدقیق و بررسی قرار خواهد گرفت.
استفاده هدفمند از آراء اندیشمندان سلف
همان طور که در فصل دوم بیان گردید در خصوص نحوه استفاده صدرا از آراء دیگران دو دیدگاه وجود دارد دیدگاه اول روش اندیشه صدرا را روشی التقاطی دانسته که آراء اندیشمندان سلف را به‌صورت نامنظم و بدون ذکر منابع در تقریرات خود استفاده نموده است، گاه این دیدگاه تا آنجا پیش می‌رود که صدرا را متهم به انتحال و سرقت آراء دیگران می‌نماید. در طرف دیگر دیدگاهی است که روش صدرا را روشی میان‌رشته‌ای دانسته که با نظم و ترتیبی خاص آراء دیگران را مطرح نموده و پس از نقد و بررسی آن سعی در استفاده از جنبه‌های پذیرفته‌شده آنان در جهت تبیین آراء خود می‌نماید. در این فصل به‌منظور بررسی این مهم در آراء صدرا مسئله علم الهی مطمح نظر قرار می‌گیرد. همان‌طور که در نوشتار صدرا مصرح است(صدرالدین شیرازی، 1354، 92) سه مرحله درروش فکری او قابل تبیین است، این سه مرحله با قدری بسط قابل تبدیل به پنج مرحله در اندیشه فکری صدرا است؛ لذا به‌منظور شناسایی روش مواجهه وی با آراء دیگران لازم است پنج مرحله ذیل در مسئله علم الهی موردبررسی قرارگرفته که در صورت پایبندی صدرا به این مراحل، به‌صورت مسئله محور نیز عدم التقاطی بودن روش فکری صدرا اثبات می‌گردد.
أ‌- بیان آراء دیگران با ذکر صاحبان آراء؛
ب‌- تبیین و گزارش آراء؛
ت‌- نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه؛
ث‌- اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء؛
ج‌- ارائه دیدگاهی جامع و نظریه‌ای بدیع.
البته باید کلیات روش‌شناختی وی موردبررسی قرارگرفته و انحرافات گاه گاه ایشان از این مراحل پنج‌گانه را نباید به حساب روش وی گذاشت.
ملاصدرا به بیان هفت نظریه در این مسئله می‌پردازد و اساساً متعرض برخی نظریات که از پشتوانه پژوهشی کافی برخوردار نیستند ـ مانند نظریه اشاعره ـ نمی‌شود. وی حداکثر تلاش خود را بکار می‌برد تا از رد کامل یک نظریه اجتناب نماید و حتی‌الامکان آن را ناظر به وجهی از وجوه حقیقت قلمداد نماید.
بیان آراء دیگران با ذکر صاحبان آراء
همان‌طور که در فصل گذشته بیان گردید، مسلک اندیشمندان درگذشته ارجاع دهی با شیوه امروزی نبوده است، لذا همین‌که صدرا بیان می‌نماید که به‌عنوان‌مثال این مطلب را ابونصر و ابوعلی و یا بهمنیار گفته است(همو،1981م، ج6، 180) خود سندی است که در مسئله مورد بحث اتهام انتحال را از وی سلب نماییم. و یا آنکه تمامی هفت نظریه‌ای که از قول اندیشمندان سلف خود بیان می‌نامید و تمامی نقدهایی که بر این نظریه‌ها وارد شده است را با ارجاع دهی به صاحب نظریه بیان می‌نماید؛ فلذا اصل اول از اصول پنج‌گانه را می‌توان بدین ترتیب در نحوه تبیین علم الهی مطمح نظر قرار داد.
صدرا هفت نظریه در خصوص مسئله علم الهی مطرح نموده و درنهایت نظر خود را اعلام می‌نماید، در ادامه هر نظریه بر اساس سه اصل از اصول پنج‌گانه که مرتبط با نحوه نگاه صدرا به نظریه‌های دیگران است یعنی تبیین و گزارش آراء ‏، نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه و انتخاب جنبه‌های قابل‌قبول آراء مورد تدقیق و بررسی قرار خواهد گرفت.
1-نظریه معتزله
تبیین و گزارش آراء ‏
نخستین نظریه‌ای که ملاصدرا به تحلیل و نقد آن می‌پردازد نظریه معتزله و عرفاست.(همان، 181) از نظر وی معتزله قائل به شیئیت معدوم هستند و نزد آنان معدومات در حال عدمشان منفک از هرگونه وجود بوده و در عین حال بعضی از بعض دیگر متمایز هستند. ملاک علم سابق و ازلی خداوند به حوادث، همین معدومات متمیزه است.(همان، 183) با توجه به اینکه نظریه ثابتات ازلیه ریشه در نظریه حال دارد پیش‌ازاین ملاصدرا به‌صورت کامل به تبیین نظریه حال پرداخته است و با آن پیش زمینه ذهنی در جلد شش اسفار بیشتر سعی در نقد و بررسی آن دارد. وی در جلد اول اسفار در تبیین نظریه حال می‌نویسد:
«آن‌ها همچنین گفته‌اند که صفات نه موجودند و نه معدوم، نه مجهول‌اند و نه معلوم، بلکه معلوم همان ذات متصف به صفت است بطوری که صفت شناخته نمی‌شود. به علاوه، آن‌ها پذیرفته‌اند که امر محال منفی است و میان نفی و اثبات واسطه‌ای نیست و به گمان خود اثبات کرده‌اند که میان موجود و معدوم واسطه وجود دارد؛ به‌طوری‌که گفته‌اند ثابت شامل برخی از معدومات که همان معدوم ممکن است و شامل چیزی که نه موجود است و نه معدوم، یعنی چیزی که از طرف آن‌ها «حال» نامیده شده است، می‌شود.»92(همان، جلد1، 76)
نقد و بررسی روشمند آراء بر اساس مبانی فکری هر نظریه
در این خصوص صدرا پس بیان نظریه معتزله بر اساس مبانی فکری ایشان اقدام به نقد و بررسی نظریه می‌نماید، ازآنجاکه نظریه مذکور ریشه در اصل حال در اندیشه معتزله دارد، صدرا با رد این نظریه در جای خود، با نظریه ایشان در مسئله علم الهی نیز مخالفت می‌نماید، وی با استناد به اینکه ثبوت عینی یا ذهنی معدوم در حالی که مجرد از هرگونه وجود باشد، واضح‌الفساد است قول معتزله را رد می‌کند.93(همان) وی علاوه بر این در کتاب مبدأ و معاد94 با ترتیب مقدم و تالی و تدوین دو قیاس اقترانی مدعای خود را اثبات می‌نماید:
مقدمه اول: وجود را در مذهب ایشان فاعل افاده می‌کند.
مقدمه دوم: و حال‌آنکه آن (ثابتات ازلیه) در مذهب ایشان نه وجود است و نه عدم.
نتیجه استدلال اول و مقدمه استدلال دوم: پس فاعل نه وجود آن را افاده می‌کند و نه ثباتش را
مقدمه دوم: به‌واسطه آنکه ممکن(ثابتات ازلیه) است فی نفسه ثابت است.
نتیجه: پس فاعل چیزی از ماهیات را افاده نمی‌کند، و از این لازم می‌آید که عالم بی صانع باشد. (همو، 1354، 92)
وی در عرشیه نیز نظریه معتزله را مردود دانسته و معدوم ثابت را امری غیر واقع عنوان می‌نماید.(همو، 1361، 224)
اصلاح و ویرایش آراء به‌منظور برگزیدن جنبه‌های قابل‌قبول آراء ‏
وی در الشواهد الربوبیه پس از ذکر چهار نظریه از اندیشمندان پیشین خود ازجمله نظریه معتزله این نظریه را درباره علم تفصیلی متأخر از مرتبه ذات قابل تصحیح میداند.95(همو، 1360، 40) بدین ترتیب او حتی با معتزله که بارها مبانی آن‌ها را در کتب مختلف خویش مورد نقد قرار می‌دهد و مبدأ همه اشتباهات آنان را عدم فهم صحیح حکمت می‌داند، (همو، 1354، 93) اما بازهم با دیدی کثرت گرایانه و کاملاً صلح جویانه نظریه معتزله را نقد نموده و جنبه مثبت آن را انتخاب می‌نماید.
2-نظریه عرفا
تبیین و گزارش آراء ‏
به نظر صدرا ظاهر کلام عرفا مشابه نظریه معتزله است.96 ولی صدرا با توجه به مبانی فکری عرفا سعی در تبیین اندیشه ‌ایشان در این خصوص می‌نماید وی می‌نویسد. 97
«صاحب فتوحات تصریح می‌کند: اعیان (ثابته) ممکنات در حال عدمشان بیننده و شنونده‌اند و دیده و شنیده می‌شوند به دیدن و شنیدن ثبوتی… ممکنات در حال عدم ازلیشان همواره واجب‌الوجود را می‌شناسند و به تسبیح و تمجید او مشغول‌اند- به تسبیحی ازلی و تمجیدی قدیم ذاتی- درحالی‌که آن‌ها را عین موجودی نبود.» (همو، 1981م،ج6، 185)
در ادامه صدرا با استناد به فصوص نظر عرفا را تبیین نموده و می نویسد:98 «و در فصوص می‌گوید: علم (خداوند) تابع معلوم است. پس هرکس در حال ثبوت عین خویش و حال عدمش، مؤمن باشد، در حال وجودش نیز به همان صورت ظاهر خواهد شد. و خداوند این را می‌داند که این‌گونه خواهد بود.» بدین ترتیب صدرا بر اساس منقولات صاحب نظریه سعی می‌نماید نظریه را تبیین نماید در ادامه نیز بازهم ضمن ادامه این روش می‌نویسد:
«در جای دیگر گفته: حق تعالی را جز افاضه وجود برحسب اقتضای اعیان نمی‌باشد.» (همان) در ادامه‌ بحث صدرا دو صفحه را به بیان نظریات عرفا در خصوص اعیان ثابته اختصاص می‌دهد که این نشان از

مطلب مرتبط :   پایان‌نامه، همگانی،، کتابنامه.، ص،