، کند،، مدلول، می‌

دانلود پایان نامه

کرد:

1. کلمه ی مفرد
2. ترکیب (از یک کلمه بیشتر است)
3. کوچکتر از کلمه [= مورفم (تکواژ)،‌ مثل حرفهای مضارع درابتدای فعل مضارع،‌ ضمایر متصل به کلمه]
4. کوچکتر از مورفم (‌تکواژ) [= صوت مفرد (واج)‌، مثل دلالت ضمه بر متکلم،‌ و فتحه بر مخاطب، و کسره بر مخاطب مؤنث، در ضمایر: کتبتُ – کتبت َ – کتبت ِ]

اما واسطه ها یا میانجی ها عبارت از واسطه های ارتباطی از قبیل کتاب، سینما، رادیو، لباس و … هستند. واسطه از ماهیت علامت، رکن علامت وحامل علامت تشکیل می شود. ماهیت وساختمان وکارکرد نظام رمزگذاری با واسطه درارتباط است. مک لوهن معتقد است: « واسطه ها امتداد حواس و وظایف خودمان است. نوشتن امتداد بینایی است، لباس هم امتداد پوست است، و سیمهای الکترونیکی امتداد دستگاه عصبی مرکزی است و … »
این واسطه ها دو گونه اند: سرد یا گرم. گرم بودن پیام به مقدار فراهم کردن عناصر تحلیل گر رمزها از سوی خود بستگ‍ی دارد، این عناصر بدون توجه به فقر یا غنای مدلول به آن می ‌پردازند. گرم بودن پیام با مشارکت گیرنده ارتباط دارد، گیرنده پیام را تأویل نموده، عناصر رسانه ای را که درآن وجود ندارند فراهم می‌ کند. دانش ها، فرهنگ غربی، زندگی مدنی‌ گرم هستند اما هنرها، فرهنگ های‌ بدوی و زندگی ‌روستایی سرد هستند.
کارکرد ارتباط افکار را به وسیله پیام تأمین می کند، که لزوم حضور (ابزار)‌ (مرجعیت) (علامت) را حتمی می نماید. همچنین باید یک وسیله ی انتقال باشد تا فرستنده را با گیرنده ربط دهد.
اشاره برانگیزنده ای است، که با برانگیزنده دیگری مشارکت می کند، تا تصویر ذهنی را تداعی نماید. اشاره هم دوگونه است:
1. طبیعی
2. مصنوعی
اشاره های طبیعی بر روابط موجود در طبیعت استوار است (ابر به باران اشاره می کند) اما اشاره های مصنوعی،‌ دست ساز انسان یا حیوان است،‌ نقاشی وصحبت کردن وعلایم خطر همه نمادی از واقعیت هستند. و معنای آن قراردادی است ومیان افرادی که از‌ آن استفاده می کنند، فهمیده می شود. تصویری ‌که دو کودک را نشان می دهد، برای رانندگان مفهوم مدرسه را می رساند.
فاعلیت رسانه ای الزام می کند، که برای هر دالی یک مدلول بیشتر نباشد، و برای هر مدلولی تنها یک دال بیشتر نباشد. واین وضع زبانهای علمی و سیستم های اشاره و رمزهای منطق است. اما واقعیت بر وجود تعدادی نظام، طوری که دال به مدلول های زیادی ارجاع شود، تأکید می کند. و مدلول از راه دال های‌ متعدد خود را نشان دهد. همانطور که در نظامهای رمزهای شعری است.
جامعه، نظامی متشکل از روابط میان افراد است. اساس آن تولید مثل و دفاع داد وستد و تولید و …غیره است، اما اعیاد وآیین ها و مد و جشن ها و سرگرمی ها چیزی‌ جز ارتباط نیست. و از راه آن فرد در برابر جماعت خود را مشخص می کند، و جماعت نیز وظیفه ی خود را در برابر جامعه معین می نماید.
اشاره؛ عموماً هر آنچه اشاره می کند (از چیزی، کلمه ای، ایمایی، حرکتی) به چیز‍ غیر از خود،‌ یا یک نوع تصور ذهنی‌ است.
وهرچه تمدن انسانی‌ رشد نماید وپیشرفت کند، استعمال اشاره ها وتنوع آن زیادتر می شود. عقل بشری در حرکت وکوشش عضلانی به اقتصاد رو می آورد. و ایده های مجرد وعملیات طولانی را خلاصه می کند؛ تا بر آن دلالت نماید.
اشاره در دنیای ما جای شیء را می‌ گیرد. دنیای ما هم آکنده از اشاره های سمعی وبصری است: اشاره های رانندگی، زبان گفتار، زنگ تلفن، و بوق ماشین ها و… غیره. این اشاره های انبوه رولان بارت را وادار کرد؛ تا (امپراتوری اشاره ها) را در ژاپن (سرزمین کتابت) بررسی کند. جایی است، که اشاره قوی ومنظم است و از طبعی و عقلی بودن دوری می کند. اشاره ای است تهی،‌ که مدلول آن فرار می کند. نه خدایگانی و نه فلسفه ای‌ در آن جای دارد. در آن دال ها بدون هیچ رقیبی‌ چیره می شوند. 68
استفاده از اشاره ها به طور منظم ونامنظم امری است، وابسته به هر موجود زنده ای وبه همه ساختارهای اجتماعی است هر چه قدر هم ابتدایی باشند. ارتباط میان آفریدگان به چندین وجه ظاهر می ‌شود، نه تنها در سطح انسانی، بلکه در سطح حیوانی هم دیده می شود. آزمایش ها ثابت کرده که تعداد ‌زیادی از حیوانات از اشاره های‌ ویژه ای برای ارتباط با هم استفاده می کنند. مثلاً زنبورهای عسل برای مکیدن شهد گلها با یکدیگر همکاری می کنند، و با اشاره های‌ رقص ارتباط برقرارمی سازند. همچنین مورچه ها و … غیره.
اما انسان بیشتر از همه آفریدگان از اشاره ها در ارتباط با دیگران استفاده می کند. مانند حرکت دستها، سر تکان دادن، ایمای سر وچهره، دو چشم، دو لب، دو ابرو و صدا …
همه ی آنچه گفته شد گونه هایی از اشاره به شمار می رود و نظامهایی مشتمل بر قوانین و قواعد را تشکیل می دهد.
و اما (‌اقتصاد زبان) با اصل ارائه کوشش کمتر در ارتباط است. برای همین است که منبعی از منابع تغییر معنا به شمار می رود. چون حذف کلام غیر ضروری در ادراک عمومی ‌با سیاق مرتبط است. مثلا جمله ی (پاریس پایتخت فرانسه است) (پایتخت فرانسه است) می‌ شود، سپس مختصرتر می شود، و به (پایتخت) یا (پاریس) تبدیل می شود. ممکن است اقتصاد متوجه کلمه شود و آن را وارد فرآیند تراش خوردگی کند مثلاCINEM بهCINE تبدیل گردد. گاهی هم به حرف اول بسنده می شود :FRANCE به F مبدل می شود.
معانی‌ احتمالی‌ دیگری نیز به اصطلاحات سیمیولوژی‌ ملحق می‌ شوند. مثلاً : معنای اصلی‌ ، اضافی، اسلوبی، روانی‌، تلویحی … و غیره
معنای اصلی69 یا اولیه معنای‌ تصویری یا مفهوم ادراکی هم گفته می شود. گویندگان هر زبانی بر معنای اصلی‌ توافق می کنند.
معنای اضافی یا عرضی‌ یا ثانوی یا ضمنی؛‌ عبارت از معنایی است،‌ که لفظ به آن اشاره می کند. یعنی جنبه ای که معنای تصویری آن خالص باشد. وبه معنای اصلی اضافه شده باشد. ثابت وشامل هم نیست، بلکه با تغییر زمان و فرهنگ تبدیل می گردد. مثلاً لفظ (رشیق) با لفظ: (هزیل یا نحیل) در معنای اضافی آن متفاوت است. گویندگان هر زبانی ملزم نیستند، که بر سر معنی اضافی توافق داشته باشند. زیرا معنای اضافی معنای باز و نامتناهی است، بر خلاف معنای اصلی. ممکن است هم معنای اضافی تغییر کند، در حالی که معنای‌ اصلی آن ثابت بماند.
معنای اسلوبی [ سیاقی ] عبارت ازمعنایی‌ است، که مقطعی از زبان را با توجه به شرایط اجتماعی‌ کاربران آن یا منطقه ی جغرافیایی که به آن منسوب هستند، دربرداشته باشد. این گونه ی معنایی همچنین سطوح دیگری را نشان می دهد، از قبیل تخصص، طبقه ی اجتماعی ‌گوینده و زبان ادبی‌ او و70 …غیره
معنای‌ روانی71 به دلالتهایی‌ فردی که لفظ شامل می شود، اشاره می کند. این معنا،‌ معنای‌ فردی‌،‌ ذاتی‌ و مقید نسبت به گوینده ی فرد است. وعام و مورد استفاده همه افراد نیست. و در سخن های عادی افراد و نوشته های ادبی ظاهر می شود.
معنای تلویحی (ایمایی) به واژه هایی متعلق است، که توانایی ایمایی زیادی‌ از خود نشان می دهند. این معانی سه نوع اثر دارد : آوایی‌ (چکاچک شمشیرها ، شرشر آب ..)، صرفی (‌در واژه های تراش خورده:‌ بحتر برا‌ی‌ کوتاه قد، از بتر گرفته شده) و دلالتی (به کلمات مجازی‌ متعلق است).

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد آموزش وپروش ونقش آن در هویت سازی و عوامل موثر بر شکل گیری هویت

فصل دوم
شیوه های تحلیل نشانه شناختی ادبیات

1- شیوه های مطالعات نشانه شناختی :

دانش نشانه شناسی سه مرحله را طی کرد، مرحله ی اول مطالعات تاریخی بود، مانند تحقیقات بریل72. مرحله ی دوم در نظریه ها و زمینه های نشانه شناسی تحقیقاتی و مطالعاتی به عمل آمد. اما در مرحله ی سوم این علم به نشانه شناختی ساختارگرا نزدیک شد، مبنای‌ این شاخه ی علمی‌ این است که ساختارهای‌ لفظی‌ با تعداد اندکش در هر مکان تکرار می‌ شوند، وهر ساختار تنها یک حوزه ی مفهومی مختصری را پوشش می دهد، واین ساختارهای زبانی با ساختارهای‌ مفهومی تناسب دارد، و نباید حوزه ی دلالتی را با زنجیره ی آوایی‌ یا کارکردی درآمیزیم. درآن زنجیره همه ی عناصر برای کلیتی که می توان برآن ساختار اطلاق کرد، ضروری هستند. زیرا حوزه ی نشانه ای‌ از مجموعه ی روابطی تشکیل می ‌شود که درآن هر اصطلاحی‌ علت خود را دارد، اما به شکل الزامی وحتمی نیست. این طرح نشانه شناختی‌ ساختارگراست. با تفاوتهایی که در بررسی و نحوه ی پرداختن به آن میان متدهای‌ توزیعی، زایشی، اشتقاقی، آماری و … وجود دارد.
به همه ی این متدهای نشانه شناسی اشاره خواهیم کرد :

الف- متد تحلیل توزیعی :
این روش بیشتر بر نظریه ی رفتارگرا استوار است، که بلومفیلد در ایالات متحده آمریکا رهبری این گرایش را به عهده گرفته بود. در این متد اعتقاد بر این است که کلمات خارج از ساختار جمله هیچ معنایی ندارند. و کلمه در این ساختار چیزی نیست مگر وظایف آن است. و می توان معنای کلمه را ار راه علامتهای آن در درون پیام همراه با کلمه های دیگر تشخیص داد.
نظریه ی رفتارگرا بر نیازمندیهای زبان در فرآیند ارتباط تأکید می نماید، و توجه خود را به جنبه ای‌ که آشکارا می توان آن را