، مذهبی، عهد، قهوهخانهای

شیوه، داستانهای ملی چون شاهنامه، خمسه نظامی و داستانهای مذهبی چون قصص انبیاء، وقایع کربلا و حکایات عامیانه بود. نقاش این موضوعات را مطابق با شرحی که از زبان نقال، تعزیهخوان، مداح و روضه خوان میشنید، به تصویر میکشید(پاکباز،1390: 587). قهوهخانه خاستگاه این نقاشی بود و اولین سفارشدهندگان این شیوه صاحبان قهوهخانهها؛ اما در محلهای دیگر نیز از نقاشی قهوهخانهای استقبال شده، چون امامزادهها، اماکن مذهبی، اماکن تجاری و غیره.
قدمت ساخت قهوهخانهها در معماری ایران به دورهی صفوی میرسد. قهوهخانه در ابتدا مکانی برای حضور اعیان و اشراف و درباریان بود تا دربارهی موضوعات حماسی و مذهبی بحث و جدل کنند، ولی از اواخر دورهی صفوی و دوره قاجار، قهوهخانهها در مکانهای مختلف شهر رونق گرفت و همه میتوانستند از آن استفاده کنند. قهوهخانهها در ابتدا مکانی برای نوشیدن قهوه و استراحت بودند و کمکم جنبهی تبلیغی به خود گرفت؛ تبلیغات به شکل شفاهی –نقالی- و به شکل تصویری و با نقاشی به اضافه مجالس بحث و جدل موضوعات مذهبی درآمیخت(ساریخانی،1384 : 115).
نقاشی قهوهخانهای مجزا از اصول آکادمیک و ناتورالیسم حاکم بر نقاشی دربار شکل گرفت. این نقاشیها ویژگیهای بصری از قرار زیر دارند:
شخصیت اصلی داستان، بزرگتر از بقیه افراد به تصویر کشیده میشود که تا قبل از این تاریخ در نقاشی ایرانی کمتر سابقه داشت. تا قبل از این، تحقیر آدمها در نقاشی ایرانی وجود نداشت اما در نقاشی قهوهخانهای برای تحقیر افراد، معمولاً اندام آنها را کوچکتر نشان میدهند. در پردههای قهوهخانهای، بهترین و بیشترین فضا را به امام حسین(ع) و یارانش اختصاص میدادند. در حقیقت پلان اصلی و مهم تابلو به قهرمان اصلی این قیام اختصاص دارد و بقیه فرع بر آن محسوب میگردند. در این پردهها، تمام مجلسهای تعزیه در بهترین لحظه موضوع انتخاب و ترسیم شده، مثلاً جنگ علی اکبر(ع)، رفتن سیدالشهدا به میدان و شهادت ایشان و غیره(مظلومی،1366: 211) (تصویر4-8).

تصویر 4-8) نقاشی قهوهخانهای. ماخذ:(سیف،1369: 70،167).
این آثار به دلیل وسعت و اندازه بزرگ پرده و موارد استفاده با رنگ روغن اجرا میشدند؛ تکنیکی که در کنار دوام مناسب، ارزان تمام میگشت. از میان موضوعات مذهبی، زندگی امام حسین(ع) و واقعه جانسوز کربلا موضوعی است که اغلب نقاشان حماسهساز مذهبی قهوهخانهای به آن پرداختهاند(الهی،1377: 109).
در ابتدا نقاشی خیالی به وسیلهی میرزا مهدی شیرازی و سپس علیرضا قوللر آقاسی شکل گرفته بود، اما بنیانگذار این سبک نقاشی را حسین قوللرآقاسی دانستهاند. وی از کودکی نزد پدرش علیرضا قوللرآقاسی در هنر میناکاری شاگردی نمود و در طراحی و کار نقاشی قهوهخانهای پیشگام بود؛ همچنین سردمدار نقاشی قهوهخانهای با مضامین حماسی محسوب شده. محمد مدبر هنرمند دیگر این وادی نیز فرزند خوانده علیرضا قوللرآقاسی بود که در تعزیه تکیه دولت نقش طفلان مسلم را بازی میکرد و به شدت به نقاشی مذهبی متمایل بود؛ وی را سردمدار نقاشی قهوهخانهای با مضامین مذهبی میدانند، در آثارش تمایلات طبیعتگرایی غربی دیده شده (برعکس آثار قوللرآقاسی). عباس بلوکیفر نیز در این وادی هنرمند برجستهی بود و از شاگردان قوللرآقاسی(ساریخانی،1384 : 115)(جدول4-3).

مطلب مرتبط :   ، -، آرایه‌های، لغات)

جدول 4-3) نقاشان قهوهخانهای. ماخذ:(نگارندگان)
هنرمند
مشخصات
سفارش دهندگان
حسین قوللر آقاسی
تهران- دوره مشروطه

مشهدی سفر اسکندریان(قهوهخانهدار) عباس تکیه، اصغر امامی، مرشد حسن(پردهدار)، حسین عمو حاجی(قهوهخانهدار چهار راه گلوبندک)، سیدعلی میری(قهوهخانهدار)،
محمد مدبر
تهران- دوره مشروطه

میرزا مهدی شیرازی
تهران- دوره مشروطه

محمد حمیدی
تهران- دوره مشروطه

حسین همدانی
مشهد- تهران- مشروطه و پس از مشروطه

فتحالله قوللر آقاسی
تهران- پس از مشروطه

عباس بلوکیفر
تهران- پس از مشروطه

4-3-2 نقاشی پشت شیشه
نقاشیپشتشیشه هنری وارداتی است و از شیوههای رایج دورهی قاجار میباشد. هنری که در دورهی صفویه در نتیجه ارتباط با کشورهای غربی در ایران متولد شد و در عهد قاجار در زمرهی هنرهای رسمی درآمد، نقاشیپشتشیشه در دوره اول قاجار، ویژگیهای آثار درباری را داشت و با نقاشیهای عامیانه دورهی دوم حکومت قاجار متفاوت بود، تفاوتی که بیشتر در نحوهی اجرا و موضوع مشهود است و ارتباط مستقیم با دگرگونیهای عظیم اجتماعی، سیاسی آن دوران دارند. در واقع، رشد و گسترش، نقاشیپشتشیشه همچون دیگر هممسلکانش محصول حرکتی مردمی و مختص دوران پرالتهاب مشروطه است.
اصطلاح متعارف نقاشیهایپشتشیشه، گلومایزد60 میباشد که اسمی فرانسوی است. این لغت از نام دلال آثار عتیقهای در پاریس قرن هفدهم، ژان باپتیست گلومی61 گرفته شده است. وی روشی را ابداع نمود تا آثار چاپی و گلدوزی خود را با استفاده از شیشههای نقاشی شده و حاشیههایی از ورقههای طلا، بهتر ارائه کند. به تدریج این اصطلاح وارد زبان فرانسه و سپس انگلیسی شد. لغت آلمانی برای این هنر Hinterglsmalern، برای تمام گونههای نقاشی سرد62(در مقابل میناکاری یا رنگهای لعابی63) و طلااندازی پشتشیشه به کار میرود. نزدیکترین معادل انگلیسی برای این واژه آلمانی، Reverse painting on gloss یا نقاشی معکوس بر شیشه است.
در فارسی امروزه واژه نقاشیپشتشیشه برای این هنر به کار میرود. گاهی آن را نقاشی روی شیشه نیز میخوانند؛ اما اصطلاح دقیقتر آن، نقاشیپشتشیشه است؛ چرا که نقاشیپشتشیشه، نتنها در روش طرح اندازی واژگونه عمل نموده بلکه در چند مورد دیگر نیز خلاف تکنیکهای دیگر نقاشی میباشد. بوم زمینه شیشه، تنها بومی است که قبل از آمادهسازی ابتدا بر روی آن نقاشی میشود و بعد از خشک شدن رنگهای مربوطه، زمینهسازی آن آغاز میشود؛ چون شیوهی کار برخلاف روش معمول است آن را بوم وارونه گفتهاند که شامل بوم زمینهی آینه و بوم شیشهای میشود(حسینی مطلق،1388: 58).
گرچه شروع، نقاشیپشتشیشه با گل و مرغ بوده است اما اوج رواج آن مربوط به تصاویر مذهبی و شمایلنگاری است؛ حیات آن وامدار پرداختن به موضوعات مذهبی است؛ در واقع این شیوه با توجه به گرایشهای مذهبی(شیعی)، حامیان خود را در میان مردم و اقشار مختلف مردمی پیدا کرد و رونق یافت. کاسبکاران، آن را برای برکت دخل در مغازههایشان میآویختند. گاهی دراویش صحنههای کربلا را مانند پردههای نقالی با خود حمل میکردند، آنها را با بندی چرمی به گردن میآویختند( به این گونه نقاشیها لَوا64 میگفتند) و پس از ذکر مصیبت درخواست وجه از مردم مینمودند. در حرمهای متبرکه، چون حرم امام رضا(ع) و حضرت معصومه(ع) این آثار با قیمت اندک به فروش میرسید(صداقتکیش،1389: 41). همچنین به دلیل اینکه روی شیشه اثری از رنگ نیست، قابلیت لمس آنها برای مردم فراهم میشد؛ از این رو مردم با حس لامسه و مسح آثار، دست تبرک شده را براساس سنت به صورت میکشیدند و به آن ائمه(ع) متمسک میشدند(افشاری،1386: 31)(تصویر4-9).
شمایلنگاری از اولیاء(ع) موضوع اصلی نقاشی پشت شیشه است؛ میتوان سهم عمدهی شمایلهای این بخش را هم به شخصیتهای واقعه کربلا نسبت داد. بخش قابل ملاحظهای از آثار نقاشیپشتشیشه، تصویر اسب سوارانی است که همگی از شخصیتهای مذهبی هستند(سعیدیان،1376 :140).

مطلب مرتبط :   اخلاق، اخلاقی، دینی، آموزههایموضوع :

تصویر4-9) شمایلهای جمعی و فردی و روایی در نقاشی پشت شیشه ماخذ:(سیف،1371: 99،111،114).
هنرمندان این حیطه به شناختهشدگی هنرمندان نقاشی قهوهخانهای نیستند؛ آنان چون قوللرآقاسی و مدبر چندان اهل بیان نظرات هنری خویش نبودند و این امر در عدم شهرتشان موثر است به این دلیل اطلاعات چندانی در مورد زندگی و نحوه کار و سفارشدهندگانشان در دست نیست(جدول4-4).
جدول4-4) نقاشان نقاشیپشتشیشه. ماخذ:( نگارندگان).
هنرمند
مشخصات
سید حسین عرب
تهران- عهد مشروطه
میرزا مهدی شیرازی
تهران- عهد مشروطه
سید غفار اصفهانی
تهران- عهد مشروطه
عبدالجلیل
دزفول- عهد مشروطه
سید کاظم
شیراز- عهد ناصری
قربان علی قربانی
تهران- عهد مشروطه
علی اکبر گیلانی
تهران- عهد مشروطه
اسماعیل گیلانی
تهران- عهد مشروطه
4-3-3 نقاشی بقاعمتبرکه
در منابع تاریخی از نقاشی دیواری بناهایی چون کاخها، حمامها زیاد گفته شده است؛ اما از آراستن بقاع و اماکن مقدسه سخنی به میان نیامده است؛ چون بنای آرامگاهها و اماکن مقدسه در ارتباط به عقاید دینی و مذهبی است از شمایلنگاری و بازنمایی فیگوراتیو در آن اجتناب ورزیده، چنان که در مساجد به جای تصویرگری، به نقوش تجریدی و تزیینی و خوشنویسی روی آورده.
از سویی بقاع و اماکن مقدسه که جایگاه ویژه در مذهب تشیع دارند از دورهی صفویه و با رسمی شدن مذهب شیعه در ایران مورد توجه قرار گرفتند و این بناها که مکانی برای تجلیل شهدا و بزرگان شیعی است از اهمیت خاص برخوردار گشت. در معماری نیز برای اولین بار با ساخت بناهایی چون حسینیهها و تکایا که مختص برگزاری مراسم و عزاداری شیعیان بود، روبرو گشته. ترسیم شمایل و بازنگری عینی در این اماکن هنوز کراهت داشت و این امر در