، عربستان، وهابیت، حدیث

حتی مات قال رجل برأیه ماشاء».
ب- همچنین در صحیح بخاری حدیثی از ابوهریره از پیامبر آمده است:
قال: خلق الله الخلق فلّما فرغ منه قامت الرحم فأخذت بحقوالرحمن، فقال له:
مه قالت: هذا مقام العائذ بک من القطیعه. قال: أئمه ترفین أن أصل من و فلک و اقطع من قطعک؟ قالت: بلی یا ربّ.
خداوند مخلوقات خویش را خلق کرد و هنگامی که از آفرینش آنان فارغ گردید، آن‌گاه رحم ایستاد و به خداوند پناه آورد و خداوند به او گفت ساکت باش؛ رحم گفت: این مقام کسی است که از جدایی به تو پناه می‌برد پس خداوند فرمود: آیا راضی نمی‌شوی که هرکس با تو پیوند داشت من نیز با او پیوند داشته باشم و هر کسی تو را جدا افکند، من نیز از او جدایی یابم؟ رحم گفت: خداوندا همین گونه‌ است. این حدیث در این منابع نقل شده است: صحیح بخاری ج6، ص 42 و 43 دارالفکر فتح الباری، ابن حجر، ج 8 ص 446، دارالمعرفه؛ عمده الفاری، عینی، ج 19 ص172 دارإحیاء التراث العربی؛ تفسیر البغوی، ج 3، ص 15، دارالمعرفه، تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج 4 ص 192، دارالمعرفه؛ میزان الاعتدال، ذهبی ج 2 ص 573 دارالمعرفه اما متأسفانه دست وهابیت اینجا هم وارده شده و عبارات را تحریف کرده است و در چاپ‌ دارالسلام للنشر و التوزیع، ریاض، حدیث یاد شده را چنین آورده است:
عن أبی هریره عن النبی قال: خلق الله الخلق فلما فرغ منه قامت الرحم فأخذت فقال له: مه. قالت: هذا مقام العائذ بک من القطیعه قال: أئمه ترضین أن أصل من وصلک و اقطع من قطعک؟ قالت «بلی یا رب» (حدیث 4835) و این گونه تحریفات نمونه‌ای خیلی کمی از صدها تحریفی است که آنان در روایت نبوی وارد کرده‌اند.
2- صحیح مسلم
حافظ نووی می‌نویسد:
وَ قد قال إمام الحرمین: لو حلف انسان بطلاق امرأته أنّ ما فی کتابی البخاری و مسلم ممّا حکما بصّحته من قول النبی لما ألزمته الطلاق؛
اگر کسی قسم بخورد بر این‌که اگر احادیث در کتاب بخاری و مسلم از دو لب رسول الله صادر نشده باشد، من زنم را طلاق می‌دهم، قسم او صحیح است و زنش مطلقه نیست244.
این کتاب یکی از صحاح سته معروف اهل سنت و از مهم‌ترین منابع حدیثی آنان در زمینه عقاید، فقه، تفسیر قرآن، و تاریخ صدر اسلام می‌باشد که توسط ابوالحسین مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری معروف به مسلم نیشابوری نگاشته شده است. اهمیت این کتاب برای اهل سنت چنان زیاد است که می‌گویند همه احادیث آن بدون استثنا صحیح و مورد قبول است، ولی با این وجود این کتاب نیز مانند صحیح بخاری مورد تحریف قرار گرفته است.
ابن حجر هیتمی کلی شافعی در الصواعق المحرقه ذیل آیه 12 سوره زخرف می‌نویسد: مسلم، أبوداود، النسائی، ابن ماجه و دیگران با سندهای مختلف از پیامبراکرم نقل کرده‌اند که فرمود: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه»245 علامه متقی هندی نیز از ام سلمه نقل می‌کند که پیامبر اکرم فرمود: «المهدی من عترتی من ولد فاطمه»246
وی در ابتدای کتابش بیان می‌کند که منظور از رمز «م» یعنی صحیح مسلم (ج 1ص 6) محمدعلی الصّبان در اسعاف الراغبین ص (145) و حمزاوی مالکی در مشارق الأنوار ص 112 بیان کرده‌اند که این روایت در صحیح مسلم وجود داشته است. اما جای تأسف است که این روایت در حال حاضر در کتاب صحیح مسلم نیست و براساس این شواهد روایت فوق از صحیح مسلم حذف شده است. همچنین حاکم نیشابوری می‌گوید:
حدثنا ابوجعفر عن أبی سعید خدری قال رسول الله فاطمه سیده نساء أهل الجنه الا ما کان من مریم بنت عمران. هذا حدیث صحیح الاسناد و لم یخرجاه إنّما تفرد مسلم بإخراج حدیث أبی موسی عن النبی خیر نساء العالمین أربع247
حاکم می‌گوید: مسلم بن حجاج (صاحب صحیح مسلم) روایت «خیر نساء العالمین اربع» بیان کرده است و این در حالی است که روایت مذکور در صحیح مسلم در حال حاضر موجود نیست.
3- مسند احمد
این کتاب یکی از متون حدیثی و روایی اهل سنت است و با توجه به اسم آن کتاب مسند است؛ یعنی مولف براساس اسامی صحابه روایات را نقل می‌کند. حافظ ابوموسی مدینی می‌گوید:
این کتاب اصلی است بزرگ و مرجع مورد وثوق برای اصحاب حدیث که از میان احادیث زیاد و مسموعات فراوان، گردآورده و آن را امام و معتمد قرار داده و در نزاع‌ها ملجأ و پناهگاه است.248
قندوزی حنفی در کتاب ینابع الموده نقل می‌کند که:
أحمد فی مسنده بسنده عن حذیفه بن الیمان قال: آخی رسول الله بین المهاجرین و الأنصار و کان یؤاخی بین الرجل و نظیره، ثم أخذ بیدعلی. فقال: هذا أخی249
اما هم اکنون اگر به مسند احمد و مسند حذیفه مراجعه کنیم، چنین روایتی را نمی‌یابیم.
4. نگاه منفی به تکنولوژی و مدرنیته
یکی از پیامدهای تفکرات وهابیت در بعد علمی و فرهنگی نگاه منفی نسبت به نوآوری‌های روز دنیا می‌باشد و اصولاً اختراعات جدید دنیا در نگاه علمای وهابیت حرام است. متأسفانه مبنای مناسبی را برای تحریم فناوری‌های جدید ارائه نمی‌دهند که همین سبب اولاً موجب عقب ماندگی از علوم روز دنیا و ثانیاً ایجاد فضای تهمت علیه اسلام مبنی بر علم ستیزی مسلمانان گردیده ولی نکته قابل تأمل این است که بزودی همان شی یا اختراع جدید نسخ و در همان کشور شایع می‌گردد. که این نشان از استدلالات عقیدتی ضعیف نسبت به تکنولوژی و علوم جدید می‌باشد.
متأسفانه عامل این اعتقادات تند و افراط گرایانه سلفیان تندرو عربستان می‌باشند که سبب شده دو دستگی در جامعه عربستان ایجاد شود.
ممدوح الشیخ مفسر سیاسی و نویسنده عربستان به شبکه العالم گفت: عربستان امروز شاهد دو دستگی هم در نهاد دینی هم در خاندان حاکم است و تندروها در یک سو و طرفداران فضای باز و نوآوری در طرف دیگر قراردارند. به گفته این نویسنده عربستانی، برخی گام نهادن در مسیر تجددگرایی و نوآوری در برخی نیز طرف دیگر قرار دارند. به گفته این نویسنده عربستانی، برخی گام نهادن در مسیر تجددگرایی و نوآوری را راه حل مشکلات اخلاقی و اجتماعی کشور می‌دانند و معتقدند که فن آوری‌ها و پیشرفت‌های علمی فرصت مناسبی را برای بیان افکار روشنفکران از طریق پایگاه‌های اینترنتی و برگزاری نشست‌ها به دور از نظارت ایجاد کرده است.
به گفته این نویسنده مصری در عربستان وهابیت از زمان روی کار آمدن آل سعود، پیمانی تاریخی با این خاندان بسته اند اما یکی از جریان‌ها بر این باور است که می‌توان تا حدی از آزادی و ترقی برخوردار شد و آزادی افراد و آزادی بیان آنان را محترم شمرد و به آنان فرصت واکنش و مشارکت در تحلیل افکار را داد در حالی که دسته دیگر بر ضرورت ریشه کنی این نوع افکار تأکید دارند که البته طرفداران این جریان در اقلیت هستند.
ممدوح الشیخ گفت افراط گرایی در عربستان باعث شده است تا نویسندگانی که در اندیشه انقلاب بر سنت‌های سعودی هستند از کشور خارج شوند تا در خارج به ترویج آثار و عقاید خود بپردازند. وی با بیان این‌که مقابله و سرکوب راه حل مشکل جامعه عربستان نیست و باید به شیوه‌های دیگری درصدد حل مشکلات این کشور پرداخت. خاطر نشان کرد. برخی از جوانان عربستانی آشکارا در فیس بوک از افراط گرایی فقهای وهابی انتقاد و اعلام می‌کنند این افراط گرایی باعث شده است تا آنان در قبال اسلام موضعی منفی اتخاذ کنند. آنان هشدار می‌دهند که تلاش برخی برای حمایت از اسلام گرفتاریهایی را برای نسل جدیدی از جوانان جامعه عربستان به وجود آورده است که آزادیهای بیش‌تری را خواهان هستند.250
یکی از دلایل مقابله علمای وهابیت با تکنولوژی و علوم جدید، نگاه حسی آن‌ها به مسائل علمی می‌باشد که گاهی سبب بروز خطاها و پیدایش دیدگاه‌های ضعیف و قرون وسطایی پیرامون برخی از علوم شده است. به طور مثال عبدالعزیز بن باز از علمای وهابیت که نقش مهمی در احیای تفکرات ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزیه و محمد بن عبدالوهاب داشته معتقد است:
«اعتقاد به دوران یا چرخش زمین باطل است و کسی که به این فرضیه باور داشته باشد کافر است برای این‌که این فرضیه با قرآن کریم «والجبال أوتادا» و قوله جل و علا «و الی الأرض کیف سطحت» منافات دارد.
تفسیر روشن آیه این است که زمین کروی نیست و نمی‌چرخد و این روشن است، اما تنها در صورت غضب خداوند می‌تواند چرخش یا حرکت داشته باشد کما فی قوله سبحانه «أَمْ أَمِنتُم مَّن فِی السَّمَاء أَن یرْسِلَ عَلَیکمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ کیفَ نَذِیرِ »251 و قوله «و جعلنا فی الارض رواسی»252 یعنی زمین را با کوه‌ها میخ کوب کرده‌ایم تا به حرکت در نیاید و آرامش مردم به هم نخورد».
«و قد ذکر الله سبحان أن الشمس و القمر یجریا فی الفلک» یعنی خداوند از حرکت خورشید و ماه خبر داده است و اگر زمین نیز بر محور خود می‌چرخید، خداوند از آن خبر می‌داد اما خداوند از حرکت کردن زمین خبری نداده است. بسیاری از علمای دانش ستاره شناسی گفته‌اند: زمین می‌چرخد و خورشید ثابت است این اقوال کفرگویی و انکار کتاب و سنت سلف صالح است.
بن باز همچنین گفته است:
هنگامی که جوان بودم و چشمان قدرتمندی داشتم با

مطلب مرتبط :   حقوق، کیفری، سیاست، جنایی