&، اعتماد، (هاووس، Litwin

دکوتیز، 1991).

در زمان کنونی بسیاری از محققان به بررسی اثربخشی سازمان در مقایسه با جو علاقۀ بسیاری دارند، و یا از فضا به عنوان راهی برای درک و تبیین این که بعضی از سازمان ها نسبت به سازمان های دیگر       اثربخش ترند، استفاده می نمایند (ریچرز و اشنایدر، 1990). سطوحی از فضای روانشناختی از قبیل:      استقلال کاری، عدالت، نوآوری، انسجام، و رعایت اصول اخلاقی موجب تسهیل اعتماد بین افراد می گردند. در حقیقت، اعتماد عنصری لازم و ضروری در بیشتر موفقیت های سازمان ها می باشد (هاووس و همکاران[17]، 1989).

[1]. Likert

[2]. Litwin & Stringer

[3]. derived

[4].Deci & Ryan

[5].Shaw

[6].Gross

[7].Strutton, Pelton & Lumpkin

[8].Bettenhausen

[9].Roark, & Hussein

[10]. Thomas

[11]. Konovsky, & Cropanzano

[12]. Vaziri, Lee, & Kreiger

[13]. adaptive employee

[14]. Isaksen, & Kaufmann

[15]. Terez

[16]. Decharms

[17]. Hawes, Enneth, Mast & Swam

  • 2
مطلب مرتبط :   سغد، سمرقند، زرافشان، بخارا